﻿WEBVTT

00:00:52.233 --> 00:00:55.817
‫[چهار دختر]

00:00:55.841 --> 00:01:03.841
<font>رسانه اینترنتی </c> <font color="Green">برتر موویز</c>   <font color="Orange">bartarMoviz</c>  جامعترین سایت فیلم و سریال

00:01:09.858 --> 00:01:11.692
‫در این فیلم,,,

00:01:11.733 --> 00:01:14.733
‫سعی می‌کنم داستان دختران اولفا را بیان کنم,

00:01:17.317 --> 00:01:19.275
‫اولفا چهار دختر دارد,

00:01:21.567 --> 00:01:25.942
‫دو دختر جوان‌ترش، ایا و تیسیر
‫همچنان با وی زندگی می‌کنند,

00:01:38.650 --> 00:01:40.108
‫دو دختر بزرگ‌تر,,,

00:01:42.358 --> 00:01:43.858
‫رحمه و غفران,,,

00:01:46.733 --> 00:01:48.358
‫توسط گرگ بلعیده شدند,

00:01:48.382 --> 00:01:55.382
<font>رسانه اینترنتی </c> <font color="Green">برتر موویز</c>   <font color="Orange">bartarMoviz</c>  جامعترین سایت فیلم و سریال

00:02:03.525 --> 00:02:04.942
‫اولفا کجاست؟

00:02:05.442 --> 00:02:06.483
‫اینجاست؟

00:02:07.025 --> 00:02:08.233
‫توی راهه,

00:02:12.192 --> 00:02:13.025
‫خیلی استرس دارم!

00:02:17.483 --> 00:02:20.733
‫مثل ضبط اولین فیلممه,
‫نمی‌تونم توصیفش کنم,

00:02:23.817 --> 00:02:26.858
‫اون هم برای ملاقات با من استرس داره؟

00:02:27.358 --> 00:02:28.733
‫چیزی به تو نگفته؟

00:02:29.900 --> 00:02:34.067
‫می‌خواد دو نفری که نقش دختر بزرگ‌هاش
‫ رو بازی می‌کنن ببینه,

00:02:35.733 --> 00:02:37.025
‫بیشتر از من مشتاق دیدن اون‌هاست؟

00:02:38.650 --> 00:02:39.858
‫عجیبه,

00:02:42.525 --> 00:02:43.692
‫خیلی‌خب,

00:02:44.567 --> 00:02:46.733
‫پس من بیشتر از اون نگرانم,

00:02:57.108 --> 00:02:58.192
‫طبق جوری که درک می‌کنم,,,

00:02:58.233 --> 00:03:01.817
‫من یه جورهایی مثل شخصیت رز توی تایتانیکم,

00:03:01.858 --> 00:03:03.858
‫اون داستان رو بیان می‌کنه,,,

00:03:03.900 --> 00:03:08.733
‫و بعد بازیگر‌ها بیانش می‌کنن,

00:03:09.150 --> 00:03:09.983
‫پس من رز هستم!

00:03:10.692 --> 00:03:12.317
‫ولی در «چهار دختر»,

00:03:13.942 --> 00:03:16.775
‫دقیقا درست نیست,

00:03:16.817 --> 00:03:19.817
‫تو و ایا و تیسیر توی فیلم بازی می‌کنین,

00:03:20.233 --> 00:03:22.317
‫ولی همچنین بازیگری هست که,,,

00:03:22.358 --> 00:03:25.900
‫صحنه‌های ناراحت‌کننده رو بازی کنه,

00:03:50.192 --> 00:03:55.233
‫باید تمام چیزی که من حس کردم رو حس کنید,,,

00:03:55.275 --> 00:03:57.650
‫چیزهایی که در مورد
‫دو دختر بزرگم تجربه کردم,

00:03:57.692 --> 00:04:01.900
‫رنجی که کشیدم, درد جدایی,

00:04:02.358 --> 00:04:07.775
‫عذاب بیدار شدن با خاطره‌ی ناپدید شدنشون,

00:04:07.817 --> 00:04:12.275
‫و این ممکنه شما رو روانی کنه,

00:04:12.316 --> 00:04:17.025
‫می‌دونی، ما به عنوان بازیگر،
‫یاد می‌گیرم که فاصله خاصی رو حفظ کنیم,

00:04:17.483 --> 00:04:22.400
‫این که کاملا قاطی یه داستان بشی,,,

00:04:22.442 --> 00:04:25.525
‫و خودت رو غرق واقعیتی ناشناخته کنی,,,

00:04:27.567 --> 00:04:30.983
‫ممکنه ناراحت‌کننده باشه,

00:04:31.025 --> 00:04:33.275
‫و درسته که ممکنه بهت آسیب بزنه,,,

00:04:33.317 --> 00:04:35.483
‫پس من یاد گرفتم که از خودم محافظت کنم,

00:04:35.525 --> 00:04:37.525
‫و اگه نتونی چی؟

00:04:38.567 --> 00:04:41.317
‫اگه نتونی اون شخص رو از ذهنت بیرون کنی؟

00:04:41.358 --> 00:04:44.483
‫اگه بیش‌ از حد واقعی بودنشون
‫ عصبانیت کنه چی؟

00:04:44.525 --> 00:04:47.525
‫قرار نیست کوثر چیزی به داستان اضافه کنه,,,

00:04:47.567 --> 00:04:49.442
‫همه‌اش واقعیه,

00:04:49.483 --> 00:04:51.233
‫و این ممکنه اذیت کننده باشه,

00:04:51.275 --> 00:04:52.817
‫آره، باید از خودم محافظت کنم,

00:04:54.233 --> 00:04:55.900
‫ایا تیسیر,,,

00:04:55.942 --> 00:04:59.775
‫شما نقش خودتون رو بازی می‌کنید,

00:05:01.233 --> 00:05:03.400
‫شما رو به بازیگرهایی که,,,

00:05:03.442 --> 00:05:06.733
‫نقش دو خواهر بزرگ‌ترتون
‫رو بازی می‌کنن معرفی می‌کنم,,,

00:05:06.775 --> 00:05:08.108
‫رحمه و غفران,

00:05:53.108 --> 00:05:55.317
‫- سلام,
‫- سلام,

00:05:55.358 --> 00:05:55.983
‫سلام,

00:06:00.733 --> 00:06:02.775
‫غفران رو شناختم,

00:06:04.108 --> 00:06:06.692
‫اون غفران‌ست, اون هم رحمه,

00:06:08.025 --> 00:06:09.108
‫درسته؟

00:06:09.150 --> 00:06:10.775
‫چطور حدس زدی؟

00:06:10.817 --> 00:06:12.942
‫غفران,,, می‌گم,

00:06:13.567 --> 00:06:16.983
‫غفران موی فر داشت، و لاغر بود,

00:06:17.025 --> 00:06:19.692
‫و مثل تو ازش زنانگی ترشح می‌شد,

00:06:19.733 --> 00:06:22.900
‫و تو شبیه رحمه هستی,
‫و من,

00:06:29.775 --> 00:06:31.233
‫برای من به عنوان مادرشون,,,

00:06:31.275 --> 00:06:33.983
‫هیچ‌کس جای رحمه و غفران رو پر نمی‌کنه,

00:06:34.025 --> 00:06:36.692
‫- خیال کردی قراره جاشون رو پر کنیم؟
‫- عمرا,

00:06:36.733 --> 00:06:40.317
‫- اون شبیه غفران‌ست,
‫- هست, یه جورهایی,

00:06:40.692 --> 00:06:42.192
‫لبخندش شبیه هست,

00:06:42.233 --> 00:06:45.733
‫شباهتش مثل آخرین عکسشه,

00:06:45.775 --> 00:06:48.150
‫گمونم کوثر این عکس رو داشته,

00:06:48.692 --> 00:06:50.317
‫تو رو خوب انتخاب کرده,

00:06:53.150 --> 00:06:54.858
‫هر چی باشه بحث شخصیته,

00:06:54.900 --> 00:06:56.858
‫خیلی زنانه,

00:06:57.317 --> 00:06:59.442
‫غفران آروم‌تره، درسته؟

00:06:59.483 --> 00:07:00.858
‫رحمه کنار من نشسته,

00:07:00.900 --> 00:07:03.733
‫غفران من رو بغل می‌کنه,
‫رحمه نمی‌کنه,

00:07:04.442 --> 00:07:06.817
‫غفران پیش من می‌شینه،
‫رحمه نمی‌شینه,

00:07:06.858 --> 00:07:09.150
‫بیا پیش مادرت بشین!

00:07:13.983 --> 00:07:15.108
‫وای!

00:07:30.233 --> 00:07:32.692
‫همینه که این فیلم رو دردناک می‌کنه,

00:07:35.858 --> 00:07:38.275
‫قراره دوباره زندگیش کنیم,

00:07:38.900 --> 00:07:40.900
‫قراره زخم‌ها دوباره گشوده بشن,

00:07:54.067 --> 00:07:55.650
‫نه که,,,

00:07:56.817 --> 00:07:59.067
‫من بخاطر ناپدید شدنشون گریه نکردم,

00:08:00.733 --> 00:08:03.067
‫حتی دیگه اسمشون رو نیاوردم,

00:08:04.692 --> 00:08:07.733
‫توانش رو نداشتم که بگم,

00:08:08.442 --> 00:08:10.400
‫همین اسم «رحمه» و «غفران»,,,

00:08:10.442 --> 00:08:14.108
‫برام یادآور تراژدی و بدبختی و درد شدیده,

00:08:16.150 --> 00:08:18.067
‫- خوبه؟
‫- سلام,

00:08:19.150 --> 00:08:23.650
‫کوثر بهم گفت که واسه اولفا سخت بوده که,,,

00:08:24.442 --> 00:08:26.775
‫دخترهاش رو ببینه,

00:08:26.817 --> 00:08:29.607
‫فروپاشی کرد, حتی نتونست حرف بزنه,

00:08:29.650 --> 00:08:30.275
‫هم,,,

00:08:30.775 --> 00:08:33.482
‫پس من جاش رو می‌گیرم,

00:08:34.482 --> 00:08:35.525
‫بیا، آره,

00:08:35.900 --> 00:08:38.025
‫- من مامان می‌شم,
‫- خوشوقتم,

00:08:39.775 --> 00:08:42.525
‫با کی شروع کنیم؟ رحمه یا غفران؟

00:08:43.275 --> 00:08:45.317
‫- این؟
‫- نه,

00:08:48.858 --> 00:08:51.817
‫- اون رحمه‌ست, اینجا چند سالش بود؟
‫- پونزده,

00:08:52.108 --> 00:08:54.400
‫بیشتر بازش کن,

00:08:54.442 --> 00:08:56.525
‫چیزی نیست, محکمه,

00:08:57.233 --> 00:08:58.608
‫- به هم کمک کنید,
‫- یه لحظه,

00:08:58.650 --> 00:09:01.692
‫- معمولا به خواهرهات کمک می‌کردی؟
‫- قبلا من هم از این‌ها سرم می‌کردم,

00:09:02.525 --> 00:09:04.275
‫- حجاب سرت می‌کردی؟
‫- آره,

00:09:04.317 --> 00:09:06.233
‫از چه سنی سرت کردی؟

00:09:06.275 --> 00:09:08.942
‫فکر کنم از وقتی هشت یا نه ساله بودم,

00:09:11.358 --> 00:09:13.317
‫اوه,

00:09:17.358 --> 00:09:19.858
‫واسه غفران واقعا عالیه,

00:09:20.483 --> 00:09:21.692
‫و واسه رحمه نیست؟

00:09:21.733 --> 00:09:23.400
‫با تو، شخصیتته,

00:09:23.442 --> 00:09:26.025
‫شخصیتته که آشناست,

00:09:29.233 --> 00:09:31.567
‫واقعا من رو یاد اون‌ها می‌اندازی,

00:09:33.900 --> 00:09:37.692
‫حجاب رو امتحان کردن
‫و خوششون اومد و نگهش داشتن,

00:09:58.400 --> 00:09:59.900
‫همون‌طور که گفتم,,,

00:09:59.942 --> 00:10:03.483
‫مادرم تنها بود,,,

00:10:03.525 --> 00:10:05.650
‫که چندین دختر رو بزرگ می‌کرد,

00:10:05.692 --> 00:10:07.525
‫ما قربانی‌های خوبی بودیم,

00:10:08.317 --> 00:10:10.858
‫توی دنیایی که مروت نداره,

00:10:11.233 --> 00:10:14.817
‫مادرم فقط دختر داشت,
‫پدرم ما رو ترک کرده بود,

00:10:14.858 --> 00:10:19.192
‫معمولا مردهایی سعی
‫که به زور وارد خونه بشن,

00:10:19.233 --> 00:10:22.525
‫سعی می‌کردن در رو بشکنن!

00:10:22.567 --> 00:10:26.192
‫فقط من بودم که می‌تونست از ما دفاع کنه,

00:10:26.233 --> 00:10:28.858
‫فقط من بودم که می‌تونست از ما دفاع کنه,

00:10:28.900 --> 00:10:31.858
‫فقط من بودم که می‌تونست از ما دفاع کنه,

00:10:32.442 --> 00:10:34.608
‫اون زمان بچه بودم,

00:10:34.650 --> 00:10:37.025
‫شاید سیزده یا چهارده ساله بودم,

00:10:38.650 --> 00:10:40.233
‫ولی شجاع بودم,

00:10:40.275 --> 00:10:44.525
‫قانع شده بودم که باید از خودمون
‫دفاع کنیم دیگه، می‌دونی؟

00:10:44.567 --> 00:10:45.692
‫می‌دونی؟

00:10:46.150 --> 00:10:47.775
‫ولی من شجاع بودم,

00:10:47.817 --> 00:10:51.108
‫قانع شده بودم که باید از خودمون دفاع کنیم,

00:10:51.150 --> 00:10:54.108
‫شروع کردم به وزنه بلند کردن,

00:10:55.025 --> 00:10:59.650
‫وزنه بلند می‌کردم و موهام
‫رو مثل پسرها کوتاه کردم,,,

00:10:59.692 --> 00:11:01.733
‫مثل مردها لباس می‌پوشیدم,,,

00:11:02.358 --> 00:11:06.650
‫یه مرد شدم تا از مادرم محافظت کنم,

00:11:07.275 --> 00:11:11.900
‫هر کسی که بهمون حمله می‌کرد رو می‌زدم,
‫همه رو,

00:11:12.358 --> 00:11:14.108
‫همه‌شون رو کتک زدم,

00:11:14.150 --> 00:11:16.108
‫هر کسی که بهمون حمله می‌کرد رو می‌زدم,

00:11:16.150 --> 00:11:19.442
‫همه‌شون رو کتک زدم,

00:11:39.942 --> 00:11:42.192
‫رفتارم مردانه بود,

00:11:42.233 --> 00:11:43.775
‫تبدیل به یه مرد شده بودم,

00:11:44.317 --> 00:11:48.608
‫بعد مردی وارد زندگیم شد و من رو شکست,

00:11:55.025 --> 00:11:57.525
‫شب عروسیم,,,

00:11:57.817 --> 00:12:02.483
‫آدم‌ها رو که می‌شناسی,
‫می‌دونی چه انتظاراتی دارن,

00:12:19.108 --> 00:12:21.775
‫آروم باش عبدالرحمان,
‫قرار نیست فرار کنم,

00:12:21.817 --> 00:12:24.733
‫لطفا آروم باش,

00:12:25.108 --> 00:12:26.525
‫بهت آروم رو نشون می‌دم!

00:12:26.567 --> 00:12:29.192
‫نه، من التماس نکردم,

00:12:29.233 --> 00:12:31.692
‫قوی بودم, دستور دادم,

00:12:32.442 --> 00:12:35.525
‫الان یادم اومد، خواهرم اومد داخل,

00:12:35.567 --> 00:12:36.817
‫خدا لعنتش کنه!

00:12:36.858 --> 00:12:39.192
‫گفت که: زحمت تخت رو نکش,,,

00:12:39.233 --> 00:12:43.442
‫بندازش روی زمین و گوشه دیوار زندانیش کن,

00:12:43.858 --> 00:12:47.192
‫بعدش هم از اتاق رفت بیرون,

00:12:47.233 --> 00:12:49.692
‫نشونم بده, نقش خواهرت رو بازی کن,

00:12:49.733 --> 00:12:50.608
‫باشه,

00:12:50.650 --> 00:12:52.983
‫چطور پیش می‌ره عبدالرحمان؟
‫تموم شد؟

00:12:53.025 --> 00:12:55.483
‫این جنده خودش رو تقدیمم نمی‌کنه,

00:12:56.233 --> 00:12:59.650
‫چه‌ات شده اولفا؟
‫مشکلت چیه؟

00:12:59.692 --> 00:13:00.817
‫خودت رو بهش تقدیم کن دیگه,

00:13:00.858 --> 00:13:03.733
‫اگه مشکلی هم داری بگو,

00:13:03.775 --> 00:13:04.858
‫مردم منتظرن,

00:13:04.900 --> 00:13:06.233
‫می‌خوای جنجال به پا کنی؟

00:13:07.358 --> 00:13:09.525
‫- خواهرت واقعا چنین حرفی زد؟
‫- آره,

00:13:09.567 --> 00:13:13.067
‫- و بعدش؟
‫- من رو هل داد روی تخت,

00:13:15.358 --> 00:13:16.483
‫حرکت!

00:13:17.317 --> 00:13:18.733
‫ولم کن!

00:13:18.775 --> 00:13:19.775
‫دهنت رو ببند!

00:13:19.817 --> 00:13:21.233
‫ - بس کن,
‫- ساکت,

00:13:21.275 --> 00:13:25.483
‫قرار نیست بهم دست بزنی,

00:13:25.525 --> 00:13:27.858
‫ولم کن!

00:13:27.900 --> 00:13:30.442
‫آروغ زد!

00:13:30.483 --> 00:13:34.108
‫مردمی که بیرونن چی؟
‫می‌خوای آبرومون رو ببری؟

00:13:35.567 --> 00:13:36.692
‫شنیدی چطور آروغ زد؟

00:13:36.733 --> 00:13:39.983
‫که چی؟ اینطور نیست که نشناسیش که,

00:13:40.025 --> 00:13:41.650
‫اذیت نکن, زود باش!

00:13:41.692 --> 00:13:42.983
‫حتی بهم نگاه نکرده,

00:13:43.025 --> 00:13:46.192
‫تو، گوش کن،
‫خواهرم خیلی سرسخته,

00:13:46.233 --> 00:13:47.608
‫اون گوشه رو دیدی؟

00:13:47.650 --> 00:13:49.817
‫اونجا زندانیش کن و کارت رو بکن,

00:13:50.650 --> 00:13:52.317
‫خجالت سرت نمی‌شه,

00:13:52.358 --> 00:13:55.108
‫ملت منتظرن, زودباش,

00:13:55.150 --> 00:13:57.233
‫- امشب جنجال به پا نکن,
‫- برو بیرون,

00:13:57.275 --> 00:13:59.233
‫- مگه باکره نیستی؟
‫- چرا هستم!

00:13:59.275 --> 00:14:01.608
‫- اگه نیستی بگو,
‫- هستم, نگران نباش,

00:14:01.650 --> 00:14:04.442
‫نیومدی اینجا خوش‌گذرونی که,

00:14:04.483 --> 00:14:06.233
‫آفرین,

00:14:06.275 --> 00:14:07.275
‫برو، تنهامون بذار,

00:14:07.317 --> 00:14:09.233
‫و تو، بهش نشون بده که مرد هستی,

00:14:09.275 --> 00:14:10.900
‫خیلی‌خب, برو بیرون,

00:14:10.942 --> 00:14:13.025
‫- تو هم پاشو,
‫- دارم پا می‌شم,

00:14:13.067 --> 00:14:15.400
‫- برو اون گوشه,
‫- باشه، می‌رم

00:14:15.442 --> 00:14:17.650
‫می‌رم گوشه,

00:14:17.692 --> 00:14:21.358
‫اگه می‌خوای بریم اون گوشه می‌رم,

00:14:21.650 --> 00:14:23.108
‫برو، گوشه,

00:14:23.150 --> 00:14:24.525
‫دستت رو بکش!

00:14:24.567 --> 00:14:27.275
‫- بزدل!
‫- جنده کثیف!

00:14:27.317 --> 00:14:30.067
‫- جنده‌‌ی,,,
‫- بهت نشون می‌دم!

00:14:30.108 --> 00:14:32.317
‫می‌خوای مرد باشی؟

00:14:32.358 --> 00:14:34.858
‫- بهت یاد می‌دم,
‫- ولم کن جنده!

00:14:34.900 --> 00:14:36.817
‫بهت مرد بودن رو یاد می‌دم,

00:14:40.108 --> 00:14:41.733
‫بیا، راضی شدی؟

00:14:42.567 --> 00:14:45.942
‫همینه,

00:14:47.733 --> 00:14:49.442
‫برو خودت رو تمیز کن!

00:14:49.483 --> 00:14:50.608
‫می‌تونی بیای داخل,

00:14:50.650 --> 00:14:51.692
‫کار من بود,

00:14:52.900 --> 00:14:53.733
‫ببین,

00:14:57.358 --> 00:14:58.733
‫بعد ملافه رو برد بیرون,

00:14:59.567 --> 00:15:03.442
‫- ملافه با خون اون؟
‫- آره، خون اون بود,

00:15:05.067 --> 00:15:09.733
‫بیرون جشن شروع شد، مراسم و شلیک تفنگ,,,

00:15:09.775 --> 00:15:12.858
‫درحالی شادی می‌کردن که
‫اصلا بهم دست نزده بود,

00:15:22.358 --> 00:15:23.692
‫بعد ازدواجمون,,,

00:15:23.733 --> 00:15:26.275
‫همکارهام از شوهرشون حرف می‌زدن,

00:15:26.900 --> 00:15:29.817
‫می‌گفتن که با هم چیکار می‌کردن

00:15:29.858 --> 00:15:32.900
‫من چیزی نداشتم که بگم,
‫یکم حسادت می‌کردم,

00:15:39.358 --> 00:15:41.483
‫مثلا باید تمرکز کنیم که,,,

00:15:43.525 --> 00:15:48.900
‫وقتی فیلم می‌دیدم و
‫صحنه رمانتیکی شروع می‌شد,,,

00:15:49.317 --> 00:15:51.692
‫بهش می‌گفتم که: ببین، قشنگه,

00:15:51.733 --> 00:15:55.442
‫و اون هم به بازیگر زن فحش می‌داد,

00:15:55.817 --> 00:15:57.692
‫بازیگرش جنده‌ست,

00:15:59.858 --> 00:16:01.650
‫هند صبری؟ جندست؟

00:16:01.692 --> 00:16:03.358
‫- خیلی جندست,
‫- جدا؟

00:16:03.942 --> 00:16:06.233
‫خیلی دوستت دارم,
‫می‌خوام گازت بگیرم,

00:16:06.525 --> 00:16:08.650
‫من هم می‌خوام جنده بشم,

00:16:08.692 --> 00:16:09.692
‫باشه,

00:16:10.483 --> 00:16:11.692
‫برو بشو,

00:16:11.733 --> 00:16:13.067
‫تنهایی که نمی‌شه,

00:16:14.817 --> 00:16:16.733
‫باید با هم انجامش بدیم,

00:16:19.567 --> 00:16:21.608
‫چیزی بهت گفت؟

00:16:23.025 --> 00:16:24.233
‫ببخشید,

00:16:30.108 --> 00:16:31.275
‫با عقل جور در میاد!

00:16:31.317 --> 00:16:33.233
‫- تنهایی جنده بشم؟
‫- می‌دونم,,,

00:16:33.275 --> 00:16:36.233
‫همیشه همینه, هیچ‌وقت به مردها توهین نمی‌شه,

00:16:36.275 --> 00:16:39.025
‫سیبیلت رو درست کن,

00:16:40.858 --> 00:16:44.900
‫وقتی تو این سکانس رو بازی می‌کنی,,,

00:16:44.942 --> 00:16:46.275
‫کسی به تو توهین نمی‌کنه,

00:16:46.317 --> 00:16:48.858
‫من، البته، من جنده‌ام,

00:16:48.900 --> 00:16:49.983
‫واقعیت داره,

00:16:50.025 --> 00:16:52.608
‫مثل توی فیلم‌ها,

00:16:52.650 --> 00:16:53.775
‫دقیقا,

00:16:53.817 --> 00:16:56.400
‫- لعنتی,
‫- باشه,

00:16:58.525 --> 00:17:00.650
‫نظرت چیه؟

00:17:04.275 --> 00:17:05.233
‫گاهی‌اوقات بهش گفتم:

00:17:05.275 --> 00:17:08.275
‫بیا یه چیزی بهت یاد بدم,
‫بگو که دوستم داری,

00:17:08.316 --> 00:17:09.900
‫بگو دوستم داری,

00:17:10.650 --> 00:17:13.650
‫دوست دارم بشنوم که می‌گیش,
‫قشنگه,

00:17:15.691 --> 00:17:18.316
‫عشق‌بازی هم توش مهمه,

00:17:18.358 --> 00:17:19.983
‫کارهایی که می‌کنی و می‌گی,

00:17:20.025 --> 00:17:21.191
‫بیا!

00:17:21.233 --> 00:17:25.358
‫ولی آخرش یادش می‌رفت,
‫من هم نذاشتم که بهم نزدیک بشه,

00:17:26.692 --> 00:17:30.650
‫صرفا سالی یه بار با هم
‫خوابیدین که بچه دار بشین؟

00:17:30.692 --> 00:17:32.025
‫آره، تقریبا,

00:17:32.442 --> 00:17:33.567
‫زندگی سختی داشتم,

00:17:34.567 --> 00:17:38.275
‫بذار بگم کی با هم می‌خوابیدیم,

00:17:39.233 --> 00:17:41.733
‫وقتی که من پولی نداشتم,

00:17:42.233 --> 00:17:47.608
‫اگه می‌دیدم که کمی پول به دست آورده,,,

00:17:47.650 --> 00:17:51.233
‫تسلیمش می‌شدم,

00:17:51.817 --> 00:17:55.858
‫خودم رو قانع می‌کردم که لایق اون پول هستم,

00:17:56.150 --> 00:18:01.733
‫شاید تنها دلیل با هم خوابیدنمون این بود,

00:18:11.423 --> 00:18:15.456
‫[غفران، سال 1998]

00:18:15.456 --> 00:18:23.923
‫[رحمه، سال 1999]

00:18:23.923 --> 00:18:31.790
‫[ایا، سال 2003]

00:18:31.790 --> 00:18:37.014
‫[تیسیر، سال 2005]

00:18:39.650 --> 00:18:40.733
‫غفران!

00:18:43.025 --> 00:18:44.442
‫مامان، بابا اومده,

00:18:44.483 --> 00:18:46.192
‫برو بخواب, تکون نخور,

00:18:46.233 --> 00:18:47.067
‫هیس,

00:18:49.733 --> 00:18:50.567
‫غفران,

00:18:52.900 --> 00:18:54.108
‫غفران؟

00:18:55.567 --> 00:18:56.650
‫خوابیدی غفران؟

00:18:57.733 --> 00:18:59.733
‫مثل مادرت من رو نادیده می‌گیری؟

00:19:01.900 --> 00:19:03.317
‫تنها خوابیدی؟

00:19:04.858 --> 00:19:06.442
‫کسی رو راه نداد داخل؟

00:19:06.483 --> 00:19:08.692
‫بس کن بابا, خجالت نمی‌کشی؟

00:19:08.733 --> 00:19:11.192
‫چطور تلفظش کرد؟

00:19:11.233 --> 00:19:12.400
‫لهجه‌اش؟

00:19:12.442 --> 00:19:15.650
‫بهش گفت که «مادرت خیلی مرتب می‌خوابه,»

00:19:15.692 --> 00:19:17.608
‫- «می‌خوابه»؟ به چه لهجه‌ای؟
‫- «می‌خوابه,»

00:19:17.650 --> 00:19:20.108
‫- نشونش بدم تیسیر؟
‫- آره، بده,

00:19:20.650 --> 00:19:21.983
‫بهش می‌گفت که:

00:19:22.025 --> 00:19:24.025
‫«پس تو بهم توضیح بده,,,

00:19:24.067 --> 00:19:28.650
‫این زن اینجوری می‌خوابه، نیمه برهنه,,,

00:19:28.692 --> 00:19:32.358
‫کل بدنش رو به نمایش گذاشته,
‫واسه کی؟

00:19:32.692 --> 00:19:35.775
‫واسه من که نیست,»

00:19:35.817 --> 00:19:37.608
‫به نظر من پدر,,,

00:19:37.650 --> 00:19:39.317
‫کسیه که,,,

00:19:40.025 --> 00:19:44.692
‫به وسیله رابطه جنسی باعث تولدمون می‌شه,

00:19:45.233 --> 00:19:47.483
‫عالیه، خیلی ممنون,

00:19:47.525 --> 00:19:51.817
‫بهتر بود جای قانع کردن من,,,

00:19:51.858 --> 00:19:53.817
‫یه کار بهتر پیدا کنه,

00:19:53.858 --> 00:19:56.900
‫به مامان توهین می‌کرد،
‫ما رو بیدار می‌کرد,

00:19:56.942 --> 00:19:59.692
‫غفران رو بیدار می‌کرد که بزنش,

00:19:59.733 --> 00:20:03.650
‫- چرا اون رو بزنه؟
‫- چون از ما بزرگ‌تر بود,

00:20:03.692 --> 00:20:05.108
‫از ما محافظت می‌کرد,

00:20:05.150 --> 00:20:07.858
‫همچنین به مامان خیلی نزدیک بود,

00:20:07.900 --> 00:20:10.608
‫- که به من آسیب بزنه؟
‫- دقیقا,

00:20:11.067 --> 00:20:12.650
‫اون شب مسخره,,,

00:20:12.692 --> 00:20:14.025
‫اون شب کوفتی,

00:20:14.525 --> 00:20:17.108
‫مامان حرف‌های زشتی می‌زد,

00:20:17.150 --> 00:20:20.858
‫نه بسه! به اندازه کافی فحش دادی!

00:20:20.900 --> 00:20:23.775
‫من بازیگرم، می‌تونم بدون فحش دادن,,,

00:20:23.817 --> 00:20:24.817
‫همون احساسات رو ایجاد کنم,

00:20:24.858 --> 00:20:26.817
‫- نه,
‫- یعنی چی که نه؟

00:20:26.858 --> 00:20:29.983
‫توی تونس ما حین بحث فحش می‌دیم,

00:20:30.025 --> 00:20:33.275
‫مخصوصا توی خونه,
‫این زبانمونه دیگه,

00:20:33.317 --> 00:20:35.650
‫دارم در مورد فیلم حرف می‌زنم,

00:20:35.692 --> 00:20:37.817
‫ولی باید واقعی باشه,

00:20:37.858 --> 00:20:41.900
‫به عنوان یه بیننده برای
‫من عجیب می‌شه اگه,,,

00:20:41.942 --> 00:20:43.775
‫توی کل داستان یه کلمه فحش نباشه,

00:20:44.025 --> 00:20:48.067
‫تنها چیزی که بلد بود بگه و
‫روی بچگیم تاثیر گذاشت,,,

00:20:48.108 --> 00:20:49.775
‫فحش بود,

00:20:50.525 --> 00:20:53.900
‫«همه‌تون مثل مادرتونید, یه مشت چیز,,,»

00:20:53.942 --> 00:20:57.567
‫«اگه بگیرمتون,,,
‫همه‌تون خراب می‌شید,»

00:20:58.150 --> 00:20:59.942
‫پدرشون همین‌ها رو می‌گفت,

00:21:03.692 --> 00:21:06.900
‫متوجه می‌شی؟
‫و من می‌گفتم,,,

00:21:06.942 --> 00:21:09.317
‫می‌بینید پدرتون چی می‌گه؟

00:21:09.358 --> 00:21:14.317
‫اون شک نداره که شما فاحشه می‌شید,

00:21:14.358 --> 00:21:16.025
‫پس ثابت نکنید که راست می‌گه!

00:21:16.067 --> 00:21:19.608
‫بهش ثابت کنید که دخترهای اولفا هستید,

00:21:19.650 --> 00:21:24.567
‫و دخترهای اولفا شایان بزرگی هستن,

00:21:25.483 --> 00:21:27.275
‫خیلی‌خب,

00:21:30.942 --> 00:21:32.525
‫ببین,

00:21:32.858 --> 00:21:33.900
‫خودشه!

00:21:36.942 --> 00:21:38.817
‫واقعا عکس گمراه کننده‌ایه,

00:21:38.858 --> 00:21:41.858
‫- پس موافقی!
‫- ببینش!

00:21:41.900 --> 00:21:44.900
‫- آره، گیج می‌کنه,
‫- ممنون که قبول داری,

00:21:44.942 --> 00:21:46.275
‫عالیه!

00:21:48.067 --> 00:21:49.650
‫شبیه چاک کونه,

00:21:49.692 --> 00:21:51.858
‫من پام رو جراحی کرده بودم,

00:21:51.900 --> 00:21:56.067
‫یه عکس گرفتم که واسه
‫نشون دادن عکس‌برداری بود,

00:21:56.108 --> 00:21:58.983
‫جوان بودم, صرفا یه عکس بود,

00:21:59.025 --> 00:22:02.483
‫بعدا مامانم توی گوشیم پیداش کرد,,,

00:22:02.817 --> 00:22:06.442
‫و خیال کرد یه چیز دیگه‌ست,

00:22:06.483 --> 00:22:08.650
‫- فکر کرد چاک کونه!
‫- دقیقا,

00:22:08.692 --> 00:22:10.817
‫ازم پرسید که کی این عکس رو گرفته؟

00:22:10.858 --> 00:22:15.108
‫رحمه و غرفانه گفتن که من و ایا بودیم,,,

00:22:15.150 --> 00:22:16.900
‫که این عکس رو گرفتیم,

00:22:18.025 --> 00:22:22.233
‫من گفتم که عکسی نگرفتم,

00:22:22.275 --> 00:22:27.067
‫ولی ایا بلد نبود از خودش دفاع کنه,,,

00:22:27.108 --> 00:22:29.317
‫برای همین ساکت موند,

00:22:29.358 --> 00:22:31.525
‫همه خیال می‌کردن که عکس اونه,

00:22:31.858 --> 00:22:34.650
‫همه دخترهام به جز ایا بلد بودن
‫که از خودشون دفاع کنن,

00:22:34.692 --> 00:22:37.317
‫بهش تهمت زدن و اون هم از خودش دفاع نکرد,

00:22:37.358 --> 00:22:39.817
‫انگار همین دیروز بود,

00:22:39.858 --> 00:22:43.817
‫دو دینار بهش دادم،
‫یه کیف واسش جمع کردم,,,

00:22:44.275 --> 00:22:46.025
‫و بیرون توی بارون ولش کردم,

00:22:46.067 --> 00:22:49.442
‫- چند سالت بود؟
‫- بچه بودم, هشت سالم بود,

00:22:49.483 --> 00:22:51.692
‫دقیقا همین اتفاق افتاد,

00:22:51.733 --> 00:22:55.192
‫گریه می‌کردم و قسم می‌خوردم که من نیستم,

00:22:55.233 --> 00:22:57.775
‫لباسم رو گرفت و کشید، هلم داد,,,

00:22:57.817 --> 00:23:01.442
‫بعد هم یه کیف قرمز پرت کرد سمتم,,,

00:23:01.483 --> 00:23:05.108
‫پرتش کرد سمتم و درست خورد توی سرم,

00:23:05.150 --> 00:23:08.108
‫بعد هم دو دینار پرت کرد سمتم,

00:23:08.150 --> 00:23:10.983
‫من داشتم قسم می‌خوردم که من نیستم,

00:23:11.025 --> 00:23:12.817
‫باید می‌گفتی:

00:23:12.858 --> 00:23:16.025
‫«چیزی نیست مامان، پاست,»

00:23:16.858 --> 00:23:19.775
‫- یادم رفته بود,
‫- و کِی عکس رو بهت نشون داد؟

00:23:19.817 --> 00:23:25.733
‫وقتی عکس رو دیدم خودم
‫هم فکر کردم واقعا همونه,

00:23:25.775 --> 00:23:27.983
‫- تو هم یادت رفته بود؟
‫- نرفته بود,

00:23:28.025 --> 00:23:29.650
‫نه، من یادم بود,

00:23:29.692 --> 00:23:34.692
‫ولی می‌ترسیدم بخاطر عکس
‫گرفتن از پام کتک بخورم,

00:23:35.275 --> 00:23:37.317
‫حتی از گفتن حقیقت می‌ترسیدم,

00:23:37.358 --> 00:23:41.192
‫من باید کسی باشم که این
‫سکانس رو بازی می‌کنه,

00:23:41.233 --> 00:23:45.192
‫- باید هر دوشون رو بزنم,
‫- مخصوصا من,

00:23:45.233 --> 00:23:50.192
‫و به عنوان یه بازیگر کارم اینه
‫که انگیزه‌ام رو درک کنم,

00:23:50.233 --> 00:23:55.858
‫برای درک واقعی دلیل عصبانیتت,

00:23:56.442 --> 00:24:00.275
‫برای شما، هرچیزی که مربوط به,,,

00:24:00.317 --> 00:24:03.650
‫بدن زن باشه شرم‌آور و زشته,

00:24:04.108 --> 00:24:08.233
‫باید بدنمون رو مخفی کنیم و بپوشونیمش,

00:24:09.442 --> 00:24:13.025
‫از دید من، دخترم,,,

00:24:13.067 --> 00:24:14.900
‫وارد راه خطرناکی شده بود,

00:24:14.942 --> 00:24:18.233
‫چه ناحیه‌ای رو می‌گی؟
‫بدنش بود دیگه!

00:24:18.275 --> 00:24:19.275
‫بذار تموم کنم,

00:24:19.317 --> 00:24:23.692
‫این عکس برای من زنگ خطر بود,

00:24:24.275 --> 00:24:27.608
‫ذهنشون به گناه کشیده شده بود,

00:24:27.650 --> 00:24:31.275
‫امروز عکس می‌گیرن،
‫فردا می‌رن لخت می‌شن,,,

00:24:31.317 --> 00:24:33.817
‫بعدش رابطه جنسی برقرار می‌کنن,

00:24:33.858 --> 00:24:36.608
‫ما هشت سالمون بود و تو به این فکر می‌کردی,

00:24:36.650 --> 00:24:38.525
‫آره، از همین می‌ترسیدم,

00:24:38.567 --> 00:24:40.483
‫- هشت سالشون بود؟
‫- آره,

00:24:40.525 --> 00:24:43.900
‫وقتی بهمون تهمت زد من هشت سالم بود
‫و اون شیش سالش بود,

00:24:44.567 --> 00:24:46.525
‫می‌ترسید که سکس کنیم,

00:24:46.567 --> 00:24:49.108
‫«رابطه جنسی!»
‫فکرش رو بکن,

00:24:49.150 --> 00:24:53.817
‫در مورد هر چهار دخترم این
‫سوال رو از خودم پرسیدم,

00:24:53.858 --> 00:24:57.108
‫خیلی درگیر گناه شده بودی,,,

00:24:57.150 --> 00:25:01.108
‫و خدا بهت چهار دختر داد،
‫خیلی ترسناکه!

00:25:01.150 --> 00:25:02.650
‫می‌تونی جهنم رو تصور کنی؟

00:25:02.692 --> 00:25:07.858
‫خیلی بده, از دختر متنفر بودم,
‫نمی‌خواستم دختر داشته باشم,

00:25:07.900 --> 00:25:12.608
‫چیزی که من فهمیدم اینه که،
‫از دید تو بدنشون خطرناکه,

00:25:12.650 --> 00:25:14.775
‫توش شکی نیست,

00:25:14.817 --> 00:25:17.650
‫بدنشون واقعا خط قرمزه,

00:25:17.692 --> 00:25:20.483
‫بدن هرکس دارایی شخصی یه نفره,

00:25:20.525 --> 00:25:21.775
‫- شوهر,
‫- آره,

00:25:21.817 --> 00:25:25.025
‫ولی چرا فکر کردی بدنشون دارایی کسیه که,,,

00:25:25.067 --> 00:25:29.192
‫هنوز حتی باهاش آشنا نشدن؟

00:25:29.233 --> 00:25:32.442
‫حتی شوهر من صاحب بدن من نیست,

00:25:32.483 --> 00:25:35.775
‫این رفتارت از کجا میاد؟

00:25:35.817 --> 00:25:41.317
‫- که راجع به بدنشون اینطوری حرف بزنی؟
‫- بدن من فقط مال خودمه,

00:25:42.608 --> 00:25:43.608
‫اوه!

00:25:45.775 --> 00:25:47.900
‫دارن گرم می‌کنن,
‫می‌خوان فوتبال بازی کنن,

00:25:57.650 --> 00:25:59.317
‫خیلی عجیبن!

00:25:59.358 --> 00:26:01.817
‫- بیا, تکرار کن,
‫- عمرا!

00:26:09.442 --> 00:26:11.317
‫یا خود خدا,

00:26:19.400 --> 00:26:20.525
‫عالیه!

00:26:39.567 --> 00:26:42.483
‫- داشتیم تمرکز می‌کردیم,
‫- و لذت می‌بردیم,

00:26:42.525 --> 00:26:45.275
‫حالا قراره خوب بخندیم,

00:26:45.317 --> 00:26:49.400
‫همه چیز رو می‌ریزیم بیرون،
‫که بعدش بهتر تمرکز کنیم,

00:27:12.483 --> 00:27:13.858
‫باشه,

00:27:22.733 --> 00:27:25.692
‫- چی دوست داری بخوری؟
‫- مرغ تند و خوشمزه,

00:27:26.233 --> 00:27:27.775
‫مرغ تند و خوشمزه؟

00:27:28.067 --> 00:27:30.817
‫- خیلی‌خب, تو چی؟
‫- کانلونی,

00:27:31.358 --> 00:27:33.692
‫کانلونی؟ خوبه,

00:27:33.733 --> 00:27:35.692
‫- تو چی؟
‫- هر چی,

00:27:35.733 --> 00:27:38.900
‫زود باش غفران, بازی کن,

00:27:44.442 --> 00:27:46.525
‫وای، خیلی خوبه,

00:27:46.858 --> 00:27:48.650
‫بوی تندیش رو حس می‌کنی؟

00:27:53.358 --> 00:27:59.275
‫وقتی غذایی نداشتیم
‫این بازی رو انجام می‌دادن,

00:27:59.525 --> 00:28:01.608
‫غفران از همه سخت‌گیر تر بود,

00:28:01.650 --> 00:28:03.483
‫هیچ چیزی رو قبول نمی‌کرد,,,

00:28:03.525 --> 00:28:05.025
‫از هیچی خوشش نمی‌اومد,

00:28:05.858 --> 00:28:08.358
‫رحمه همه چیز دوست داشت,
‫واقعا خاکی بود!

00:28:09.317 --> 00:28:12.650
‫با ظرف‌های خالی نقش بازی می‌کرد,,,

00:28:12.692 --> 00:28:15.650
‫یا با غذاهای اضافی,

00:28:15.692 --> 00:28:18.275
‫تصور می‌کردن غذاهای خوش‌مزه‌ست,

00:28:18.317 --> 00:28:22.233
‫سرگرم می‌شدن و فراموش می‌کردن,

00:28:22.275 --> 00:28:25.525
‫من هم می‌رفتم بازی می‌کردم,
‫خیلی خوش می‌گذشت,

00:28:25.567 --> 00:28:29.817
‫فقط همین بازی رو نمی‌کردن,

00:28:29.858 --> 00:28:33.650
‫درواقع بیشتر خودجوش بود,
‫با خنده تموم می‌شد,

00:28:33.692 --> 00:28:36.108
‫می‌رقصیدیم، آواز می‌خوندیم,

00:28:36.150 --> 00:28:39.858
‫شادترین خاطراتمون این‌ها بود,

00:28:40.442 --> 00:28:45.233
‫شما هم این خاطرات رو دارید دخترها؟

00:28:45.942 --> 00:28:48.900
‫اون زمان فقط این بازی بود که,,,

00:28:48.942 --> 00:28:52.192
‫کاری می‌کرد حس کنیم,,,

00:28:52.233 --> 00:28:55.483
‫به چیزهایی دسترسی داریم که,,,

00:28:55.525 --> 00:28:57.733
‫ازشون محروم شدیم,

00:28:58.108 --> 00:29:03.025
‫تمام چیزهایی که توی تلویزیون می‌دیدیم,

00:29:03.067 --> 00:29:04.733
‫رحمه همیشه مشغول بود,

00:29:04.775 --> 00:29:06.858
‫همه این کارها رو اون برنامه‌ریزی می‌کرد,

00:29:07.358 --> 00:29:08.775
‫مثل هیجانات,

00:29:08.817 --> 00:29:11.817
‫مهمونی‌هاش همیشه هیجانی بود,

00:29:11.858 --> 00:29:14.108
‫مثل جشن تولد مامان,

00:29:14.150 --> 00:29:16.025
‫- منظورت چیه؟
‫- کلی خرده کاغذ,,,

00:29:16.067 --> 00:29:18.692
‫آماده کرده بود که بریزه روش,

00:29:18.733 --> 00:29:20.525
‫- پولک؟
‫- آره,

00:29:20.567 --> 00:29:26.483
‫ریخته بودشون توی یه جعبه شیرینی بالای در,

00:29:27.483 --> 00:29:30.692
‫به رحمه سخت نگیر!

00:29:31.108 --> 00:29:34.733
‫زد سیاه و کبودش کرد,
‫بیچاره کلی برنامه‌ریزی کرده بود,

00:29:34.775 --> 00:29:36.650
‫رحمه به اسمش نمیاد!
‫بخشش!

00:29:36.692 --> 00:29:40.525
‫جای رحمه من نفرین صداش می‌کردم,

00:29:40.567 --> 00:29:42.692
‫- خیلی زشته!
‫- می‌بینی؟

00:29:43.150 --> 00:29:45.858
‫- می‌دونی من رو چی صدا می‌کرد؟
‫- بگو!

00:29:46.817 --> 00:29:49.900
‫یه لیست باید درست کنم,

00:29:49.942 --> 00:29:51.275
‫یکی بود,,,

00:29:51.317 --> 00:29:53.233
‫«حرامزاده!»

00:29:53.275 --> 00:29:56.233
‫«کاش یه توپ بودی که پسرها شوتت می‌کردن!»

00:29:56.275 --> 00:29:58.858
‫«آرزوم اینه که خونت کف
‫پیاده‌رو پاشیده بشه!»

00:29:58.900 --> 00:30:01.692
‫«دوست دارم توی اخبار بشنوم که مُردی!»

00:30:03.067 --> 00:30:05.192
‫«یه فاحشه که فقط دنبال پسرهاست!»

00:30:05.233 --> 00:30:10.275
‫«می‌ری بیرون پسر بازی می‌کنی؟
‫خیال کردی خبر ندارم؟»

00:30:10.317 --> 00:30:11.733
‫حالا نوبت فحشه,

00:30:11.775 --> 00:30:14.567
‫«هنوز بچه‌ای و کونت گوهیه،
‫بعد افتادی دنبال پسرها؟»

00:30:19.067 --> 00:30:21.692
‫ناراحت می‌شدم، ولی چیزی نمی‌گفتم,

00:30:21.733 --> 00:30:22.942
‫اینطوری جوابش رو می‌دادم,

00:30:23.483 --> 00:30:27.525
‫ولی از درون عصبانی بودم,

00:30:27.567 --> 00:30:31.233
‫می‌خواستم,,, ببخشیدها،
‫می‌خواستم خفه‌اش کنم,

00:30:31.275 --> 00:30:36.442
‫به خدا حرف‌هاش خیلی ناراحتم می‌کرد,

00:30:36.858 --> 00:30:38.817
‫این فیلم می‌ذاره من حرفم رو بزنم,

00:30:38.858 --> 00:30:40.650
‫پس می‌خوای من رو خفه کنی؟

00:30:42.108 --> 00:30:45.400
‫بعد فیلم به روم میاره,

00:30:45.442 --> 00:30:47.817
‫- معلومه!
‫- دوباره بهش اشاره می‌کنه,

00:30:47.858 --> 00:30:49.525
‫هنوز تموم نشده,

00:30:49.567 --> 00:30:52.442
‫می‌خوام خفه‌اش کنم و بگم
‫که من اینجوری نیستم,

00:30:52.483 --> 00:30:54.192
‫خب بیا بکن دیگه,

00:30:54.233 --> 00:30:57.442
‫فقط همین رو شنیدی؟
‫که می‌خواد خفه‌ات کنه؟

00:30:57.483 --> 00:31:00.692
‫نفهمیدی چقدر ناراحتش کرده؟

00:31:00.733 --> 00:31:02.525
‫خیلی خودخواهی اولفا,

00:31:02.567 --> 00:31:05.525
‫ناراحتش کرده؟ خب درک می‌کنم,
‫ولی همینه دیگه,

00:31:05.567 --> 00:31:08.817
‫میراث چندین نسله,
‫ارثیه,

00:31:09.733 --> 00:31:11.317
‫ختم کلام,

00:31:31.650 --> 00:31:34.275
‫چند وقته این کار رو می‌کنن؟

00:31:34.650 --> 00:31:36.358
‫حدود چهار سال,

00:31:36.650 --> 00:31:40.733
‫یا سه سال,
‫آره، چند سالی هست,

00:31:40.775 --> 00:31:42.400
‫آخرهفته‌ها، تعطیلات,,,

00:31:42.442 --> 00:31:44.067
‫از چه سنی شروع کردن؟

00:31:45.025 --> 00:31:48.692
‫توی دبیرستان نبود،
‫ابتدایی بود,

00:31:48.733 --> 00:31:51.150
‫ایا و تیسیر هنوز,,,

00:31:51.692 --> 00:31:55.233
‫هنوز مدرسه رو شروع نکرده بودن,

00:32:01.483 --> 00:32:03.650
‫بعد سقوطش همه چیز عوض شد,

00:32:03.692 --> 00:32:05.775
‫- خدا بزرگه,
‫- دقیقه,

00:32:05.817 --> 00:32:07.358
‫بن علی عالی بود,

00:32:08.358 --> 00:32:12.775
‫بن علی رو کاری ندارم,
‫داشتم زمان خودش رو می‌گفتم,

00:32:12.817 --> 00:32:18.150
‫درسته که اون زمان سخت بود,
‫البته از جانب خودم می‌گم,

00:32:18.650 --> 00:32:21.108
‫ولی حداقل همه پیش هم بودیم,

00:32:21.650 --> 00:32:23.650
‫انقلاب دخترهات رو ندزدیده,

00:32:23.692 --> 00:32:27.317
‫دخترهای بن علی بودن,
‫دخترهای خوب,

00:32:27.358 --> 00:32:28.608
‫دخترهای بن علی؟

00:32:28.650 --> 00:32:32.692
‫آره، دخترهای بن علی,
‫دخترهای خوبی بودن,

00:32:32.733 --> 00:32:35.275
‫ببین بعد رفتنش چی شد!

00:32:35.317 --> 00:32:37.775
‫مشکل افرادین که بعد اون اومدن سرکار,

00:32:37.817 --> 00:32:41.608
‫می‌دونم, حرفم همینه,

00:32:41.650 --> 00:32:43.400
‫- سلام,
‫- معلم اومد,

00:32:43.442 --> 00:32:44.858
‫- سلام,
‫- خوشگل شدی,

00:32:45.233 --> 00:32:46.358
‫مرسی,

00:32:49.025 --> 00:32:50.900
‫این هم از رئیس,

00:32:50.942 --> 00:32:54.858
‫داریم فیلم‌های 11 سال پیش رو می‌بینیم,
‫ایا انقدری بود,

00:32:54.900 --> 00:32:56.983
‫آره، یادمه,

00:32:57.025 --> 00:32:59.817
‫هم‌قد لباسم بودم,

00:32:59.858 --> 00:33:02.150
‫انقدری بودن, اون و تیسیر,

00:33:03.442 --> 00:33:05.525
‫«آواز مرد»

00:33:06.775 --> 00:33:11.650
‫♪ به لطف امنیت انسان‌ها رشد می‌کنند, ♪

00:33:12.358 --> 00:33:17.733
‫♪ به لطف امنیت انسان‌ها رشد می‌کنند, ♪

00:33:18.025 --> 00:33:20.817
‫♪ امنیت بچه‌ها رو شاد می‌کنه, ♪

00:33:20.858 --> 00:33:23.525
‫♪ جوان‌ها و سالمندها رو, ♪

00:33:23.567 --> 00:33:26.233
‫♪ امنیت بچه‌ها رو شاد می‌کنه, ♪

00:33:26.275 --> 00:33:28.858
‫♪ جوان‌ها و سالمند‌ها رو, ♪

00:33:28.900 --> 00:33:31.442
‫♪ خوشحالی مادرانمون,,, ♪

00:33:31.483 --> 00:33:33.233
‫♪ و میهن عزیزمون, ♪

00:33:33.275 --> 00:33:34.317
‫♪ و میهن عزیزمون, ♪

00:33:34.692 --> 00:33:38.525
‫♪ و میهن عزیزمون, ♪

00:33:38.567 --> 00:33:40.275
‫به نام خدا,,,

00:33:41.275 --> 00:33:43.025
‫مردم عزیز تونس,,,

00:33:44.108 --> 00:33:45.858
‫من جلوی شما می‌ایستم,,,

00:33:47.108 --> 00:33:49.108
‫جلوی همه‌ی شما,,,

00:33:50.067 --> 00:33:51.858
‫در تونس و خارج,,,

00:33:52.358 --> 00:33:53.442
‫گمشو!

00:33:53.483 --> 00:33:56.608
‫آزادی!

00:34:00.317 --> 00:34:02.692
‫رهایی!

00:34:06.733 --> 00:34:10.525
‫اون روز مشغول نظافت خانه خانم بودم,

00:34:11.317 --> 00:34:16.192
‫تنها بودم و داشتم حین نظافت فکر می‌کردم,

00:34:21.275 --> 00:34:24.650
‫که یهویی یه تصمیمی گرفتم,
‫با خودم حرف زدم,

00:34:26.650 --> 00:34:27.775
‫«دیگه این رو نمی‌خوام,,,

00:34:28.233 --> 00:34:31.650
‫مردمی که دارن انقلاب می‌کنن
‫از من قوی‌تر نیستن,

00:34:32.067 --> 00:34:34.692
‫من هم می‌تونم توی زندگیم انقلاب کنم,»

00:34:34.733 --> 00:34:37.192
‫صبر کردم که بچه‌هام بزرگ‌تر بشن,

00:34:37.233 --> 00:34:39.067
‫چرا؟ واسه دخترهام؟

00:34:39.108 --> 00:34:40.900
‫بدون اون زندگیشون بهتره,

00:34:41.567 --> 00:34:43.817
‫در هر صورت که هیچ‌وقت نمی‌بیننش,

00:34:43.858 --> 00:34:46.233
‫بهشون ابراز علاقه نمی‌کنه و پولی که نمی‌ده,

00:34:46.275 --> 00:34:49.733
‫هیچ‌کاری باهاشون نمی‌کنه,
‫مدرسه نمی‌برشون,

00:34:51.858 --> 00:34:54.567
‫جوانی تو رو دزدید,
‫چرا تحملش می‌کنی؟

00:34:55.150 --> 00:34:57.442
‫می‌تونی یه زندگی جدید داشته باشی,

00:34:57.483 --> 00:34:58.900
‫پرسید که چی من رو به اینجا رسونده؟

00:35:00.108 --> 00:35:02.650
‫اینطوری شد که رفتیم پیش خواهرم زندگی کنیم,

00:35:03.358 --> 00:35:06.317
‫غافلگیر شده بود, بهش گفتم که «تموم شد,»,

00:35:06.650 --> 00:35:10.858
‫تونس انقلاب کرده، پس من هم می‌کنم,

00:35:12.275 --> 00:35:15.483
‫همون روزی که رسیده بودم,,,

00:35:15.525 --> 00:35:18.317
‫رابطه‌ام با ویسم شروع شد,

00:35:25.692 --> 00:35:27.442
‫سلام محمد,

00:35:27.983 --> 00:35:30.108
‫اینجا محمد نداریم,

00:35:31.858 --> 00:35:32.900
‫جدا؟

00:35:33.942 --> 00:35:36.442
‫ببخشید, اشتباه گرفتم,

00:35:36.692 --> 00:35:41.358
‫اون زمان تلفن همراه خیلی باکلاس بود,

00:35:41.817 --> 00:35:46.108
‫با دخترهام واسه تفریح به مردم زنگ می‌زدیم,

00:35:52.733 --> 00:35:55.733
‫زندگی من و زنم رو خراب کردی,
‫تو کی هستی؟

00:35:57.900 --> 00:35:59.108
‫زنت؟ آهان, این خانم,

00:35:59.150 --> 00:36:01.233
‫گوشی رو بده بهش که عذرخواهی کنم,

00:36:03.358 --> 00:36:05.108
‫اشکالی نداره، زنی نیست,

00:36:06.275 --> 00:36:07.775
‫ولی تو کی هستی؟

00:36:08.275 --> 00:36:09.858
‫کاملا طلسمم کرده بود,

00:36:10.733 --> 00:36:17.067
‫دختر نوجوان درونم رو آزاد کرده بود,

00:36:17.108 --> 00:36:22.192
‫خراب و طغیانگر و خام شده بودم,

00:36:22.233 --> 00:36:23.733
‫همه کار کردم,

00:36:23.775 --> 00:36:26.692
‫هر کاری دوست داشتم کردم,
‫می‌خواستم این مرد رو دوست داشته باشم,

00:36:26.733 --> 00:36:31.733
‫می‌خواستم تمام چیزهایی که
‫تجربه نکرده بودم رو تجربه کنم,

00:36:34.090 --> 00:36:35.090
‫دوستت دارم,

00:36:39.317 --> 00:36:42.775
‫حین انقلاب از زندان فرار کرده بود,

00:36:42.817 --> 00:36:46.192
‫یه جایی می‌خواست که مخفی بشه,

00:36:46.233 --> 00:36:50.025
‫پلیس‌ها از وجود من خبر نداشتن,

00:36:50.067 --> 00:36:52.900
‫کسی شک نمی‌کرد که به من
‫ به یه فراری پناه دادم,

00:36:56.858 --> 00:36:58.817
‫می‌دونی چرا زندان بود؟

00:36:58.858 --> 00:37:02.858
‫آره، بخاطر یه جرمی,
‫یه نفر رو کشته بود,

00:37:04.692 --> 00:37:08.692
‫همه چیز رو بهم گفت,
‫چیزی رو مخفی نکرد,

00:37:08.733 --> 00:37:10.692
‫از همه چیز خبر داشتم,

00:37:11.025 --> 00:37:12.608
‫ازش نمی‌ترسیدی؟

00:37:12.650 --> 00:37:15.858
‫اصلا, واسه من مثل یه فرشته بود,

00:37:16.525 --> 00:37:18.900
‫توش هیچ نقصی نمی‌دیدم,

00:37:18.942 --> 00:37:23.483
‫واسه من خوشتیپ‌ترین و رعناترین,,,

00:37:23.525 --> 00:37:26.525
‫و بهترین مرد دنیا بود,

00:37:27.233 --> 00:37:31.900
‫اگه جلوی من یه نفر رو می‌کشت،
‫بهش کمک می‌کردم که جنازه‌اش رو مخفی کنه,

00:37:32.817 --> 00:37:34.400
‫واقعا می‌گم,

00:37:34.442 --> 00:37:38.483
‫با هم تجربیات محشری داشتیم,,,

00:37:38.525 --> 00:37:41.650
‫که قابل گفتن نیستن,
‫ و واسه من طبیعی بود,

00:37:41.692 --> 00:37:45.025
‫وقتی از زندان آزاد شد یه
‫دوست بهش گفت که,,,

00:37:45.067 --> 00:37:47.817
‫یه خانمی هست که سنش زیاده،
‫ولی عاشقه,

00:37:47.858 --> 00:37:53.483
‫برو پیشش و بهش لذت بده,
‫اون هم بهت پول می‌ده,

00:37:53.900 --> 00:37:56.858
‫اون هم رفت و پنجاه دینار گرفت,

00:37:56.900 --> 00:38:01.400
‫بعدا که خیلی فقیر شده بودیم,,,

00:38:01.442 --> 00:38:02.817
‫نظرم رو ازم پرسید,

00:38:02.858 --> 00:38:05.192
‫«تنها راهش اون خانمه,»

00:38:05.233 --> 00:38:07.858
‫من هم باهاش رفتم اونجا!

00:38:08.650 --> 00:38:11.900
‫خانمه تازه فوت کرده بود،
‫تابوتش جلوی در بود!

00:38:19.025 --> 00:38:20.108
‫حرکت!

00:38:20.567 --> 00:38:23.108
‫بخاطر مامانم در موردش حرفی نزدم,

00:38:25.108 --> 00:38:27.692
‫می‌تونستم به آسانی ازش انتقام بگیرم,

00:38:28.900 --> 00:38:32.692
‫و اون هم قصاب بود،
‫پس توی خونه چاقو زیاد بود,

00:38:43.025 --> 00:38:44.442
‫چی مصرف می‌کرد؟

00:38:44.483 --> 00:38:45.775
‫همه چیز,

00:38:46.942 --> 00:38:48.442
‫چی؟ قرص؟

00:38:48.858 --> 00:38:52.733
‫آره، همه جور قرص,

00:38:53.275 --> 00:38:57.025
‫رفتارش عجیب می‌شد,

00:38:57.067 --> 00:39:01.483
‫ملت مواد می‌زنن که لذت ببرن دیگه؟

00:39:01.525 --> 00:39:02.983
‫ولی اون اینطوری نبود,

00:39:03.025 --> 00:39:06.067
‫حتی نمی‌تونست بدنش رو کنترل کنه,,,

00:39:06.108 --> 00:39:07.817
‫نمی‌تونست حرف بزنه؟

00:39:07.858 --> 00:39:11.317
‫نمی‌تونست حرف بزنه,
‫اینطوری می‌شد,,,

00:39:11.692 --> 00:39:14.858
‫می‌لرزید و چندش می‌شد,

00:39:15.442 --> 00:39:19.067
‫رفتار و حرف‌هاش چندش می‌شد,

00:39:19.692 --> 00:39:25.317
‫سال اول با ویسم خوب بود,

00:39:25.358 --> 00:39:27.192
‫جوان بودیم,

00:39:27.233 --> 00:39:27.858
‫هم,,,

00:39:28.358 --> 00:39:33.233
‫عادت نداشتیم که یه نفر
‫باهامون خوب رفتار کنه,

00:39:33.733 --> 00:39:36.483
‫و رفتار اون خوب بود,
‫یعنی به نظر ما بود,

00:39:36.525 --> 00:39:41.275
‫بعد رفتارش با همه ما یکسان نبود,

00:39:41.317 --> 00:39:44.317
‫با یکیمون خوب بود و با بقیه چندش,

00:39:44.358 --> 00:39:47.817
‫و همه‌اش مخفیانه بود,

00:39:47.858 --> 00:39:49.442
‫یعنی چی که «مخفیانه» بود؟

00:39:49.692 --> 00:39:53.483
‫یعنی با من مهربون و خوب بود,

00:39:53.525 --> 00:39:58.025
‫و برامون غذا می‌آورد, ما چیزی نداشتیم,

00:39:58.650 --> 00:40:02.858
‫ولی می‌شه گفت دوست‌پسر
‫مامانمون و دخترهاش بود,

00:40:04.442 --> 00:40:07.442
‫وقتی از مادر خسته می‌شد
‫می‌رفت سراغ دخترهاش,

00:40:07.483 --> 00:40:10.692
‫شب پیش مادر بود و روزها پیش دخترهاش,

00:40:14.692 --> 00:40:16.608
‫با خودت مشکلی نداری؟

00:40:16.650 --> 00:40:18.358
‫وجدانت پاکه؟

00:40:20.483 --> 00:40:22.567
‫من اصلا دوستت نداشتم,

00:40:23.067 --> 00:40:27.108
‫چیزی که دوست داشتم رضایت
‫و خوشبختی مادرم بود,

00:40:28.775 --> 00:40:30.108
‫نه چیز دیگه‌ای,

00:40:32.733 --> 00:40:35.942
‫فکر می‌کردم تو پدری می‌شی که اصلا نداشتم,

00:40:37.567 --> 00:40:39.650
‫ولی کاری کردی از پدر داشتن متنفر بشم,

00:40:45.317 --> 00:40:47.483
‫رحمه و غفران باهات چیکار کردن؟

00:40:52.275 --> 00:40:53.692
‫تیسیر باهات چیکار کرده؟

00:40:57.483 --> 00:41:01.025
‫گفتی که «دختر موردعلاقمه,»
‫همین رو گفتی, دروغ‌گو,

00:41:02.483 --> 00:41:04.775
‫هیچ پدری نباید چنین کاری بکنه,

00:41:08.858 --> 00:41:10.525
‫چرا این کار رو کردی؟

00:41:15.525 --> 00:41:16.817
‫ازت متنفرم,

00:41:16.858 --> 00:41:19.233
‫هیچ‎وقت نمی‌بخشمت,

00:41:22.025 --> 00:41:23.692
‫ازت متنفرم,

00:41:42.692 --> 00:41:43.900
‫می‌شه قطعش کنیم؟

00:42:07.442 --> 00:42:08.608
‫چیه؟

00:42:08.650 --> 00:42:11.150
‫یه چیزی اذیتم می‌کنه,

00:42:11.817 --> 00:42:12.983
‫می‌تونی توضیح بدی؟

00:42:13.025 --> 00:42:16.400
‫نه، به درد مخاطب نمی‌خوره,

00:42:16.442 --> 00:42:19.400
‫بیرون در موردش بحث می‌کنیم,
‫من و تو,

00:42:22.733 --> 00:42:24.150
‫قطع کنیم کوثر؟

00:42:26.442 --> 00:42:27.983
‫خب، بریم سرکار؟

00:42:28.025 --> 00:42:29.025
‫بریم!

00:42:29.067 --> 00:42:30.733
‫نه، راضی نیست,

00:42:31.650 --> 00:42:34.525
‫بهش بگو که این سکانس رو لازم داریم,

00:42:34.567 --> 00:42:36.858
‫باید مخاطبین ببیننش,

00:42:37.692 --> 00:42:40.442
‫که بفهمن این مرد واقعا کی بوده,

00:42:40.483 --> 00:42:43.858
‫باید بهم کمک کنه,
‫باید به چشم حمایت ببینش,

00:42:46.650 --> 00:42:49.608
‫این سکانس رو با یه روانکاو انجام دادم,

00:42:49.650 --> 00:42:50.692
‫از پسش بر اومدم,

00:42:50.733 --> 00:42:52.942
‫جدید نیست, دفعه اولم نیست,

00:42:53.858 --> 00:42:57.275
‫این رو توی بیمارستان با روانکاو انجام دادم,

00:42:57.317 --> 00:42:58.525
‫و حتی خیلی بدتر,

00:42:58.567 --> 00:43:01.983
‫- الان دیگه فیلمه,
‫- می‌دونم, متوجه‌ام,

00:43:02.025 --> 00:43:05.233
‫فیلم باشه یا نه، از پسش بر اومدم,

00:43:06.567 --> 00:43:07.775
‫نذار اذیتت کنه,

00:43:07.817 --> 00:43:10.483
‫نباید بترسه, کارم رو بلدم,

00:43:11.775 --> 00:43:15.900
‫صرفا دیالوگه, اون هم بازیگره,
‫خودش می‌دونه,

00:43:15.942 --> 00:43:17.817
‫فقط باید تصور کنه که دارم نقش بازی می‌کنه,

00:43:18.317 --> 00:43:21.150
‫بهش بگو دیالوگ‌هاییه که حفظ کردم,

00:43:22.733 --> 00:43:26.692
‫قبلا گفتمشون,

00:43:27.775 --> 00:43:29.025
‫متوجه هستی کوثر؟

00:43:29.942 --> 00:43:33.983
‫از من نترس!
‫بهش بگو,

00:43:34.025 --> 00:43:35.358
‫تو چی تیسیر؟

00:43:35.733 --> 00:43:37.192
‫نه، خوبه,

00:43:37.233 --> 00:43:38.108
‫هوم؟

00:43:38.150 --> 00:43:40.108
‫خوبه، فقط,,,

00:43:42.483 --> 00:43:44.108
‫من نتونستم که,,,

00:43:45.275 --> 00:43:47.775
‫نمی‌تونم ازش متنفر باشم,

00:43:48.150 --> 00:43:50.650
‫با وجود تمام کارهایی که کرده،
‫نمی‌تونم,

00:43:50.692 --> 00:43:56.442
‫آره، عصبانیم, دوست دارم تقاص پس بده,

00:43:56.483 --> 00:43:58.775
‫ولی نمی‌تونم ازش متنفر باشم,
‫عجیبه,

00:43:59.317 --> 00:44:03.983
‫شاید بخاطر اینه که از پدرم هم متنفر نیستم,

00:44:04.025 --> 00:44:08.150
‫و ویسم بیشتر برام پدری کرده,

00:44:08.733 --> 00:44:12.442
‫وقتی دختربچه بودم به چشم پدر می‌دیدمش,

00:44:12.817 --> 00:44:17.108
‫تصور نمی‌کردم که چنین کارهایی بکنه,

00:44:17.150 --> 00:44:21.358
‫و با این وجود نمی‌تونم ازش متنفر باشم,

00:44:28.692 --> 00:44:32.275
‫به مادرم دروغ گفت،
‫داستان سر هم کرد,

00:44:32.317 --> 00:44:35.942
‫ما هم می‌خوایم همین رو بهش اثبات کنیم,

00:44:37.358 --> 00:44:42.067
‫مدت طولانی‌ای مادرم می‌گفت که,,,

00:44:42.650 --> 00:44:44.733
‫ویسم قربانی ما شد,

00:44:44.775 --> 00:44:49.400
‫تقصیر ما بود که از دستش داد,

00:44:49.442 --> 00:44:54.233
‫ما بخاطر اون از دست رفتیم,

00:44:54.275 --> 00:44:56.692
‫ماییم که از دست رفتیم,

00:44:57.192 --> 00:44:58.275
‫درسته,

00:46:07.567 --> 00:46:11.692
‫♪ عشقم تجدید یافت,,, ♪

00:46:11.733 --> 00:46:15.692
‫♪ عشقم تکثیر می‌شه,,, ♪

00:46:15.733 --> 00:46:20.025
‫♪ عشقم تجدید یافت,,, ♪

00:46:20.067 --> 00:46:23.775
‫♪ عشقم تکثیر می‌شه, ♪

00:46:23.817 --> 00:46:27.608
‫♪ مدت طولانی‌ایه که دوستت داشتم,,, ♪

00:46:27.650 --> 00:46:31.567
‫♪ از وقتی که بچه بودی, ♪

00:46:31.858 --> 00:46:33.983
‫♪ با تمام وجود دوستت داشتم,,, ♪

00:46:34.025 --> 00:46:35.900
‫♪ با تمام توان دوستت داشتم,,, ♪

00:46:35.942 --> 00:46:38.233
‫♪ با تمام وجود دوستت داشتم,,, ♪

00:46:38.275 --> 00:46:40.650
‫♪ با تمام توان دوستت داشتم,,, ♪

00:46:40.692 --> 00:46:44.733
‫♪ تو شعله بودی و من پروانه,,, ♪

00:46:44.775 --> 00:46:48.817
‫♪ تو زمین بودی و من کشاورز,,, ♪

00:46:48.858 --> 00:46:52.900
‫♪ تو دریا بودی و من ملوان مغروق,,, ♪

00:46:52.942 --> 00:46:56.442
‫♪ همیشه به تو بازمی‌گردم,,, ♪

00:46:56.858 --> 00:46:59.692
‫بسه، طاقت ندارم,

00:46:59.733 --> 00:47:01.733
‫داری پروانه‌ات رو نشون می‌دی!

00:47:03.858 --> 00:47:05.733
‫بعد شکایت هم داری!

00:47:07.233 --> 00:47:10.025
‫تا وقتی که از پدرشون طلاق نگرفتم,,,

00:47:10.067 --> 00:47:13.858
‫و نرفتم با سوسه زندگی کنم،
‫متوجه نشدم که بزرگ شدن,

00:47:13.900 --> 00:47:17.692
‫اصلا دخترهای متفاوتی شده بودن,

00:47:17.733 --> 00:47:20.567
‫تغییر کرده بودن, بزرگ شده بودن,

00:47:27.942 --> 00:47:31.650
‫من وقتی بچه بودم و سینه‌هام رشد کردن,,,

00:47:32.858 --> 00:47:33.817
‫خجالت می‌کشیدم!

00:47:33.858 --> 00:47:36.150
‫مال من هنوز رشد نکردن,

00:47:36.608 --> 00:47:40.442
‫نمی‌خواستم روشون بخوابم,
‫می‌ترسیدم برن داخل,

00:47:41.733 --> 00:47:44.483
‫برن داخل و حفره ایجاد بشه,

00:47:45.692 --> 00:47:51.608
‫رحمه و دخترخالم دو تا لیوان
‫گذاشتن روی سینه‌هام,

00:47:51.650 --> 00:47:55.692
‫نذاشتن دیگه رشد کنن!

00:47:56.567 --> 00:47:59.608
‫یازدم سالم بود,

00:47:59.650 --> 00:48:04.317
‫خواهرهام به جای حمایت من رو مسخره می‌کردن,

00:48:04.358 --> 00:48:07.317
‫- من رو مسخره می‌کردن,
‫- بخاطر پریودت؟

00:48:07.358 --> 00:48:12.858
‫آره، نوار رو برعکس گذاشته بودم،
‫سمت چسبناکش بالا بود!

00:48:13.358 --> 00:48:14.733
‫و قسمت پنبه‌ای پایین,

00:48:15.525 --> 00:48:16.733
‫وقتی که کندمش,,,

00:48:19.275 --> 00:48:23.358
‫- نمی‌تونم حتی توصیفش کنم!
‫- حتما خیلی درد داشته,

00:48:23.733 --> 00:48:27.942
‫نمی‌دونستم, کندمش,
‫موهای زائدم یه صدایی داد,

00:48:31.525 --> 00:48:33.483
‫ایا, مرد اینجاست!

00:48:35.108 --> 00:48:37.025
‫خب که چی؟ داره کارش رو انجام می‌ده!

00:48:37.692 --> 00:48:40.900
‫و تازه، داره از تو فیلم می‌گیره,

00:48:45.108 --> 00:48:48.067
‫کوثر، باید از وقتی واست بگم که,,,

00:48:51.692 --> 00:48:54.567
‫اولفا! نزن!

00:48:54.900 --> 00:48:56.358
‫ولم کن!

00:48:56.400 --> 00:48:57.483
‫چی رو؟

00:49:00.942 --> 00:49:02.775
‫پروانه بیچاره‌ام,

00:49:08.067 --> 00:49:10.692
‫♪ من سکسی‌ام, بهم می‌گن, ♪

00:49:11.525 --> 00:49:12.650
‫خب مامان؟

00:49:14.525 --> 00:49:16.358
‫عجب جنده‌هایی!

00:49:23.483 --> 00:49:24.650
‫ای هرزه!

00:49:24.692 --> 00:49:27.817
‫کاری نکردیم! قسم می‌خورم کاری نکردیم!

00:49:28.317 --> 00:49:30.233
‫ولش کن مامان!

00:49:30.275 --> 00:49:32.650
‫صبر داشته باش, حالا می‌بینی!

00:49:32.692 --> 00:49:36.442
‫یه دفتر خصوصی داشت و
‫همه چیز رو توش نوشته بود,

00:49:36.483 --> 00:49:39.900
‫تیسیر اومد که بهم نشونش بده,
‫خیلی به رحمه نزدیک بود,

00:49:40.233 --> 00:49:44.192
‫خوندمش و فهمیدم از یه پسری حرف زده,
‫اونسی,

00:49:44.233 --> 00:49:50.692
‫«پوستت مثل بچه‌ها نرمه،
‫چشم‌هات مثل آسمان تابستان آبیه,,,

00:49:51.317 --> 00:49:54.108
‫اولین کسی هستی که بوسیدمش,,,

00:49:54.150 --> 00:49:57.108
‫بوسیدنت باعث شد یه حسی داشته باشم,»

00:49:57.150 --> 00:49:59.317
‫کلمه «بوسیدن» من رو روانی کرد!

00:49:59.358 --> 00:50:03.817
‫- مشکلی چیه؟
‫- گفته بود که یه پسر بوسیدش!

00:50:03.858 --> 00:50:06.317
‫خب که چی؟ همه دخترها پسرها رو می‌بوسن,

00:50:06.358 --> 00:50:08.650
‫واسم مهم نیست, قبول نمی‌کنم,

00:50:08.692 --> 00:50:09.692
‫خودت نکردی؟

00:50:09.733 --> 00:50:12.650
‫نه, حتی بعد ازدواج هم
‫اون لاشی من رو نبوسید,

00:50:12.692 --> 00:50:15.692
‫اگه بوسم می‌کرد که نمی‌رفتم
‫دوباره ازدواج کنم,

00:50:18.775 --> 00:50:21.733
‫از دبیرستان بهم خبر دادن
‫که رحمه غیبت می‌کنه,

00:50:21.775 --> 00:50:24.192
‫گفتن که قبلا نامه فرستادیم,

00:50:24.233 --> 00:50:26.067
‫یعنی چی که غیبت می‌کنه؟

00:50:26.525 --> 00:50:28.650
‫سرپرست‌هاشون بهم خبر دادن,,,

00:50:28.692 --> 00:50:31.150
‫که گوت شده,

00:50:32.275 --> 00:50:35.858
‫که آرایش سیاه می‌کنه,,,

00:50:35.900 --> 00:50:39.692
‫که بقیه دانش‌آموزها رو کتک می‌زنه,

00:50:39.733 --> 00:50:42.650
‫که یه کارهایی انجام می‌ده,,,

00:50:42.692 --> 00:50:45.817
‫مراسم‌های خاصی که شوکه‌کننده بودن,

00:50:45.858 --> 00:50:47.858
‫حتی نمی‌خوام اسم ببرم که چی بودن,

00:50:47.900 --> 00:50:50.900
‫ولی گفتن که شیطان‌پرست شده,

00:50:51.650 --> 00:50:54.400
‫شیطان‌پرست, کلمه‌اش رو دوست ندارم,

00:51:13.483 --> 00:51:14.608
‫ببخشید مامان,

00:51:14.650 --> 00:51:17.775
‫شیطان رو آوردی توی خونه من!

00:51:17.817 --> 00:51:19.025
‫ابلیس!

00:51:19.858 --> 00:51:22.442
‫- توی خونه من!
‫- از قبل پر شیطان بود,

00:51:23.067 --> 00:51:25.692
‫به نام خداوند بخشنده‌ی مهربان!

00:51:25.733 --> 00:51:27.817
‫چه‌اش شده مامان؟

00:51:27.858 --> 00:51:29.942
‫به نام خداوند بخشنده‌ی مهربان!

00:51:30.317 --> 00:51:31.692
‫خدایا به امید تو,

00:51:31.733 --> 00:51:33.358
‫خدایا به امید تو,

00:51:33.400 --> 00:51:35.567
‫بسم الله, بسم الله,

00:51:35.608 --> 00:51:38.817
‫ستایش، از آن خداوندی است
‫كه پروردگار همه جهان‌ها است,

00:51:38.858 --> 00:51:40.692
‫پروردگاری كه بخشنده و مهربان است,

00:51:40.733 --> 00:51:42.983
‫مالک روز جزا است,

00:51:43.025 --> 00:51:47.942
‫فقط تو را عبادت می‎كنیم،
‫و فقط از تو کمک می‎خواهیم,

00:51:49.942 --> 00:51:54.900
‫غفران از کار کردن مامانم
‫در لیبی سو استفاده کرد,

00:51:55.275 --> 00:51:58.025
‫با یه پسری دوست شد که موتور داشت,

00:51:58.650 --> 00:52:03.275
‫ولی نمی‌تونست با چنین
‫موهای بلندی سوار موتور بشه,

00:52:04.192 --> 00:52:06.942
‫پس رفت پاهاش رو موم انداخت,

00:52:07.317 --> 00:52:09.692
‫بعدش ما رو ترک کرد,

00:52:09.733 --> 00:52:13.983
‫گفت تک‌فرزنده و
‫مادرش در دبی کار می‌کنه,,,

00:52:14.025 --> 00:52:16.775
‫و یه جایی کاخ داره که,,,

00:52:16.817 --> 00:52:20.150
‫توش استخر و همه چیز هست,

00:52:20.858 --> 00:52:25.317
‫همسایمون که مراقب ما بود
‫به مامانمون خبر می‌داد,

00:52:25.358 --> 00:52:27.275
‫- سرپرست,
‫- آره، سرپرست,

00:52:27.567 --> 00:52:29.608
‫گفت که خدمتکاره,

00:52:29.650 --> 00:52:30.650
‫عجب رویی داشت!

00:52:30.692 --> 00:52:34.442
‫یه روزی این خانم زنگ زد به مامانمون,,,

00:52:34.483 --> 00:52:38.817
‫و گفت «برگرد, دخترت غیرقابل کنترل شده,»

00:52:39.358 --> 00:52:40.900
‫مامانم هم با اولین اتوبوس برگشت,

00:52:40.942 --> 00:52:43.525
‫ما فکر نمی‌کردیم کارمون اشتباه باشه,

00:52:43.567 --> 00:52:48.025
‫به نظرمون موهاش قشنگ شده بود,

00:52:48.067 --> 00:52:50.650
‫ما هم می‌خواستیم مثل اون بشیم,

00:52:50.692 --> 00:52:51.817
‫بچه‌ها، مامان اومده,

00:52:52.483 --> 00:52:53.692
‫مامان,

00:52:58.692 --> 00:53:00.858
‫برید بیرون, تو بمون,

00:53:02.275 --> 00:53:03.483
‫تو اینجا بمون,

00:53:07.858 --> 00:53:09.150
‫غفران,,,

00:53:09.900 --> 00:53:11.233
‫دخترم,

00:53:12.233 --> 00:53:13.358
‫موهات,,,

00:53:17.025 --> 00:53:18.108
‫جدیده,

00:53:19.858 --> 00:53:22.817
‫صبر کن ببینم,,, موم انداختی؟

00:53:22.858 --> 00:53:25.608
‫- موم انداختی غفران؟
‫- ببخشید مامان,

00:53:25.650 --> 00:53:27.650
‫- موم انداختی؟
‫- ببخشید مامان,

00:53:27.692 --> 00:53:29.608
‫پاهات رو موم انداختی غفران؟

00:53:29.650 --> 00:53:31.650
‫دیگه کجات رو موم انداختی؟

00:53:31.692 --> 00:53:32.817
‫جوابم رو بده,

00:53:32.858 --> 00:53:33.900
‫واسه خودت خانم شدی؟

00:53:33.942 --> 00:53:37.525
‫من رفتم لیبی کار کنم
‫که تو اینجا جنده بشی؟

00:53:37.567 --> 00:53:42.608
‫چیه؟ نشونم بده, نشونم بده,

00:53:42.650 --> 00:53:45.067
‫خیال کردی الان دیگه بزرگ شدی؟

00:53:45.108 --> 00:53:46.983
‫ببخشید مامان,

00:53:47.025 --> 00:53:49.275
‫نشونم بده, نشون بده کجا رو موم انداختی,

00:53:56.525 --> 00:53:57.858
‫خدا من رو ببخشه,

00:54:00.150 --> 00:54:03.275
‫بهش فرصتی ندادم,,,

00:54:03.317 --> 00:54:07.692
‫فرصت ندادم از خودش دفاع کنه,

00:54:08.233 --> 00:54:11.025
‫موهاش رو مدل باب زده بود,

00:54:11.067 --> 00:54:13.525
‫اینطوری یه دسته از موهاش رو کندم,

00:54:13.858 --> 00:54:15.608
‫توی مشتم,

00:54:15.650 --> 00:54:17.942
‫واقعا داغونش کردم,

00:54:18.650 --> 00:54:21.108
‫وقتی می‌زدت اینطوری نبود
‫که صرفا چند تا سیلی باشه,

00:54:21.150 --> 00:54:24.817
‫ازش لذت می‌برد,
‫شلنگ گاز رو می‌گرفت,,,

00:54:24.858 --> 00:54:26.692
‫نصفش می‌کرد,,,

00:54:26.733 --> 00:54:28.692
‫بعد هم فقط و فقط می‌زد,

00:54:28.733 --> 00:54:32.275
‫از سرعت چرخشش صدای سوت می‌شنیدیم,

00:54:32.692 --> 00:54:37.067
‫گریه می‌کرد، التماس می‌کرد،
‫همسایه اومد کمکش کنه,

00:54:37.692 --> 00:54:40.275
‫اون رو هم زدم و بیرونش کردم,

00:54:40.317 --> 00:54:42.608
‫بعد لوله هم دسته جارو رو برداشتم,

00:54:42.650 --> 00:54:44.692
‫تیکه‌تیکه شد!

00:54:45.233 --> 00:54:48.650
‫وقتی دیگه حرکتی نکرد,,,

00:54:50.317 --> 00:54:53.233
‫فکر کردم که مُرده,
‫دست نگه داشتم,

00:55:04.525 --> 00:55:09.025
‫خواهرانم، می‌دانم که میان شما,,,

00:55:09.067 --> 00:55:11.608
‫کسانی هستند که حجاب بر سر نمی‌کنند,,,

00:55:11.650 --> 00:55:13.025
‫و نماز نمی‌خوانند,

00:55:13.067 --> 00:55:18.817
‫برخی می‌خواهند توبه کنند،
‫اما جرئت ندارند که پا پیش بگذارند,,

00:55:18.858 --> 00:55:22.525
‫ما حجاب را به خانه‌های شما میاوریم!

00:55:22.567 --> 00:55:26.317
‫از دید ما شما مادرانی خارق‌العاده هستید,,,

00:55:26.358 --> 00:55:28.483
‫مادرانی مقدس,,,

00:55:28.525 --> 00:55:29.650
‫با سینه‌هایی پربرکت,,,

00:55:29.692 --> 00:55:32.858
‫دریای عظیمی از فداکاری,

00:55:32.900 --> 00:55:36.400
‫همچنین همسر با ارزشی هستید
‫که از آن دفاع می‌کنیم,

00:55:38.692 --> 00:55:44.692
‫یه صبح معمولی بود,
‫شنیدیم که مراسمی برگزار شده,

00:55:44.733 --> 00:55:48.275
‫رفتیم سمت میدون و یه چادر دیدیم
‫که توش خطبه می‌گن,

00:55:48.317 --> 00:55:52.775
‫گفتن که می‌خوان بهمون حجاب بدن,

00:55:52.817 --> 00:55:56.442
‫زن‌های محله می‌خواستن بگیرنشون,,,

00:55:56.483 --> 00:55:59.275
‫که بفروشن و پولی در بیارن,

00:55:59.733 --> 00:56:03.317
‫یکی از دخترهای محله به اسم نسرین,,,

00:56:03.358 --> 00:56:06.025
‫به غفران گفت که بره و بگیره,

00:56:06.067 --> 00:56:08.275
‫اون هم رفت که حجاب برداره,

00:56:08.317 --> 00:56:14.775
‫وقتی به میدون رسید
‫یه شیخ حجاب رو سرش کرد,,,

00:56:14.817 --> 00:56:19.067
‫و فریاد زد که «این دختر ماهه!»
‫چون خواهرم خوشگل بود,

00:56:19.108 --> 00:56:22.400
‫وقتی رفتیم خونه مسخره‌اش کردیم,

00:56:22.442 --> 00:56:25.900
‫بهش گفتیم که قبل این‌که
‫کهنه بشه ببره بفروشش,,

00:56:25.942 --> 00:56:28.442
‫وگرنه مردم نمی‌خرنش,

00:56:28.483 --> 00:56:30.692
‫ولی نمی‌خواست بفروشش,

00:56:36.442 --> 00:56:38.775
‫وقتی غفران به حجاب روی آورد,,,

00:56:39.317 --> 00:56:41.817
‫خیلی بهش سخت گرفتیم,

00:56:41.858 --> 00:56:42.900
‫یعنی چی؟

00:56:43.775 --> 00:56:47.692
‫رحمه بهش می‌گفت خفاش,

00:56:47.733 --> 00:56:49.733
‫بتمن! خیلی مسخره شدی,

00:56:50.233 --> 00:56:51.108
‫دقیقا,

00:56:51.150 --> 00:56:54.817
‫نگاهش کن, موهاش رو, خوشگلیش رو,
‫داری حیفش می‌کنی,

00:56:54.858 --> 00:56:57.108
‫حالا پسرهای محله عاشق کی بشن؟

00:56:58.650 --> 00:57:00.900
‫نگاهش کن, صابون سیاه گنده,

00:57:00.942 --> 00:57:04.150
‫هر روز باید این شکلی باشم؟

00:57:04.483 --> 00:57:06.733
‫چه مرگش شده؟
‫تو خوشحالی مامان؟

00:57:06.775 --> 00:57:07.608
‫تو یه چیزی بگو مامان,

00:57:08.525 --> 00:57:09.817
‫خواهرتون رو اذیت نکنید,

00:57:09.858 --> 00:57:12.233
‫من خجالت کشیدم!
‫تو خوشت اومده؟

00:57:12.275 --> 00:57:14.692
‫آره خوشم اومده, شما هم باید سر کنید,

00:57:14.733 --> 00:57:19.400
‫مامان، احترام یه رفتاره,
‫شیوه برخورده,

00:57:19.442 --> 00:57:23.692
‫مایی که اینجا زندگی می‌کنیم آدمیم,

00:57:28.817 --> 00:57:30.483
‫ببین!

00:57:52.275 --> 00:57:53.108
‫خوبی؟

00:57:59.858 --> 00:58:01.025
‫درک می‌کنم,

00:58:01.650 --> 00:58:05.025
‫حتی نمی‌تونم نگاهش کنم,

00:58:11.650 --> 00:58:15.858
‫وقتی غفران نقاب گذاشت چند سالت بود؟

00:58:17.233 --> 00:58:18.733
‫هشت سالم بود,

00:58:20.567 --> 00:58:22.775
‫و وقتی که رفت یازده سالم بود,

00:58:27.358 --> 00:58:30.317
‫تو وقتی هشت سالت بود چطوری بودی؟

00:58:31.817 --> 00:58:33.775
‫وحشتناک بودم!

00:58:33.817 --> 00:58:35.108
‫به چه شیوه‌ای؟

00:58:35.525 --> 00:58:36.817
‫خیلی زشت بودم!

00:58:38.275 --> 00:58:39.025
‫خیلی زشت بودم,

00:58:41.275 --> 00:58:42.358
‫خوبم,

00:58:43.650 --> 00:58:47.567
‫- می‌تونیم ادامه بدیم کوثر,
‫- عالیه، بریم,

00:58:50.108 --> 00:58:53.233
‫خبرش توی در و همسایه پیچید,

00:58:53.275 --> 00:58:55.650
‫زن‌های بیشتری به حجاب روی آوردن,

00:58:56.108 --> 00:59:00.525
‫دو هفته بعدش رحمه رفت خرید,,,

00:59:00.567 --> 00:59:05.775
‫یه تی‌شرت پوشیده بود که روش عکس دجال داشت,

00:59:06.692 --> 00:59:09.608
‫خیلی اون لباس رو می‌پوشید,

00:59:09.650 --> 00:59:13.900
‫اون روز خیلی ترسیده
‫و اشک‌ریزان اومد خونه,,,

00:59:13.942 --> 00:59:17.192
‫و از غفران خواست که واسش چادر بخره,

00:59:17.233 --> 00:59:20.608
‫اصرار کردیم که تعریف کنه چی شده,

00:59:20.650 --> 00:59:23.733
‫یه آقایی به اسم مصطفی
‫همراه چند نفر دیگه,,,

00:59:23.775 --> 00:59:29.025
‫جلوش رو گرفته بودن و از
‫دجال براش حرف زده بودن,

00:59:29.067 --> 00:59:33.275
‫و از عذاب الهی براش گفته بودن,

00:59:33.317 --> 00:59:37.400
‫بیشترین چیزی که ازش
‫ترسیده بود عذاب الهی بود,

00:59:37.733 --> 00:59:39.650
‫پس اون هم شروع کرد به چادر پوشیدن,,,

00:59:39.692 --> 00:59:43.900
‫ولی اون خیلی از غفران افراطی‌تر بود,

00:59:47.108 --> 00:59:49.692
‫- به نظرت سکسیم؟
‫- در حد مرگ,

00:59:49.733 --> 00:59:50.942
‫خیلی خیلی سکسی,

00:59:51.942 --> 00:59:53.233
‫چشم‌هاش کجاست؟

00:59:54.650 --> 00:59:55.817
‫یکم بیارش پایین,

00:59:56.817 --> 00:59:58.525
‫اینجان!

01:00:00.442 --> 01:00:02.150
‫- عالیه,
‫- آره,

01:00:04.525 --> 01:00:05.608
‫آره، درستش کن,

01:00:06.358 --> 01:00:07.983
‫می‌دونی چی من رو شوکه می‌کنه؟

01:00:08.025 --> 01:00:11.025
‫قبل انقلاب این خبرها نبود,

01:00:11.067 --> 01:00:13.275
‫نه نقابی، نه حجابی، هیچی,

01:00:13.317 --> 01:00:16.775
‫اگه کسی می‌خواست حجاب سر کنه،
‫توی خونه سر می‌کرد,

01:00:17.275 --> 01:00:19.108
‫وگرنه پلیس دستگیرش می‌کرد,

01:00:19.650 --> 01:00:22.900
‫بعد هم با باتوم کتکش می‌زد,

01:00:22.942 --> 01:00:26.692
‫حین دولت بن علی،
‫قبل انقلاب,,,

01:00:26.733 --> 01:00:30.483
‫حتی اجازه نداشتی شال سرت کنی,

01:00:30.525 --> 01:00:34.733
‫زن‌هایی که سرشون می‌کردن
‫توسط پلیس بازداشت می‌شدن,

01:00:35.192 --> 01:00:39.983
‫می‌خواستن که زن تونسی
‫ایده‌آل بودن رو تحمیل کنن,

01:00:40.025 --> 01:00:41.692
‫که چطور باید رفتار کنه,,,

01:00:41.733 --> 01:00:44.692
‫اجازه چه کاری رو داره,

01:00:44.733 --> 01:00:48.733
‫انقدر که اون زمان شال سر کردن,,,

01:00:49.108 --> 01:00:52.650
‫یه جور مقاومت بود,,,

01:00:52.692 --> 01:00:55.900
‫اعتراض مدنی بود,

01:00:55.942 --> 01:01:01.150
‫چون که حجاب قبل انقلاب ممنوع بود,,,

01:01:01.733 --> 01:01:05.192
‫یه جورهایی تبدیل به نماد براندازی شده بود,

01:01:05.233 --> 01:01:07.983
‫درواقع ما همیشه طرف
‫چیزهای ممنوعه کشیده می‌شیم,

01:01:08.025 --> 01:01:09.733
‫«یعنی چی که حجاب سر نکنم؟»

01:01:09.775 --> 01:01:12.692
‫«پس طغیان می‌کنم و حجاب سر می‌کنم,»

01:01:13.150 --> 01:01:16.400
‫و حین انقلاب هم، مادر و خانوادم,,,

01:01:16.442 --> 01:01:18.900
‫و حتی من که یه بچه کوچیک بودم,,,

01:01:18.942 --> 01:01:22.608
‫گفتیم که بیا به سمت خدا بریم
‫و دوباره حجاب سر کنیم,

01:01:22.650 --> 01:01:27.692
‫اون‌ها به خدا نزدیک‌ترن و
‫می‌تونن مشکلاتمون رو حل کنن,

01:01:28.108 --> 01:01:31.067
‫می‌خوان زن‌ها به خواست اون‌ها رفتار کنن,

01:01:31.108 --> 01:01:33.233
‫برای زندگیمون برنامه بریزن,,,

01:01:33.275 --> 01:01:36.692
‫و زن‌ها رو به شکلی که دوست دارن در بیارن,

01:01:36.733 --> 01:01:38.025
‫نه بیشتر، نه کمتر,

01:01:38.067 --> 01:01:41.650
‫نذارن که کاری که می‌خوایم رو بکنیم,

01:01:41.692 --> 01:01:45.067
‫مثل عروسک هر کاری که
‫دوست دارن باهامون بکنن,

01:01:45.108 --> 01:01:47.317
‫که هر جوری که دوست دارن لباس بپوشیم,

01:01:47.358 --> 01:01:49.400
‫بدون هیچ حق و حقوقی,

01:01:49.442 --> 01:01:53.608
‫مثلا دختری مثل تو چشم‌های قشنگی داره,,,

01:01:53.650 --> 01:01:55.817
‫به سمتی می‌پوشانش و جذاب می‌شه

01:01:55.858 --> 01:01:57.275
‫حرام نیست؟

01:01:57.317 --> 01:02:01.317
‫چرا، ولی موضوع صحبتم کساییه
‫که به دلیل زیبایی می‌پوشنش,

01:02:01.358 --> 01:02:02.817
‫و خب رحمه,,,

01:02:02.858 --> 01:02:03.900
‫برو، برو,

01:02:03.942 --> 01:02:05.858
‫اون رو هم بکش پایین,

01:02:07.442 --> 01:02:08.317
‫آره، همین‌طوری,

01:02:08.358 --> 01:02:11.317
‫- اینطوری بکشش پایین,
‫- جدی؟ مثل تخته سیاه,

01:02:11.358 --> 01:02:14.483
‫که خط شونه‌هاش معلوم نشه,

01:02:14.525 --> 01:02:17.108
‫یه پوشش کامل, چیزی نره بیرون

01:02:17.525 --> 01:02:20.108
‫نباید ظاهرت از بیرون مشخص باشه؟

01:02:20.150 --> 01:02:23.400
‫هیچی, نه دستت، نه پات,
‫هیچی,

01:02:23.442 --> 01:02:26.692
‫و وقتی راه می‌ری باید اینطوری رژه بری,

01:02:28.108 --> 01:02:29.900
‫واقعا؟ باید رژه برم؟

01:02:29.942 --> 01:02:33.650
‫اینطوری، سرت پایین باشه
‫و قدم‌های بلند,

01:02:33.692 --> 01:02:35.900
‫ولی غفران، اینطوری راه می‌ره,

01:02:37.567 --> 01:02:39.525
‫اصلا صدای پاش رو نمی‌شنوی,

01:02:39.567 --> 01:02:43.483
‫و در عین حال غفران،
‫باید با چشم‌هات هم این کار رو بکنی,

01:02:44.442 --> 01:02:45.525
‫- بیا,
‫- چشم‌های قشنگ,

01:02:45.567 --> 01:02:47.733
‫چشم‌های قشنگت رو نشون بده غفران,

01:02:47.775 --> 01:02:50.650
‫خب پس چرا نقاب بذارم؟

01:02:50.692 --> 01:02:54.025
‫چرا؟ واسه حفظ ظاهر دیگه,
‫پوششه,

01:02:54.067 --> 01:02:56.817
‫اون زمان مد بود,

01:02:56.858 --> 01:03:01.442
‫الان شلوار جین پاره مده،
‫اون زمان نقاب مد بود,

01:03:01.483 --> 01:03:02.733
‫مد!

01:03:03.442 --> 01:03:06.942
‫و وقتی که پیش خواهرهات بودی،
‫می‌تونی نقابت رو برداری,

01:03:09.650 --> 01:03:11.817
‫همین‌طوری به هم نگاه می‌کنیم,

01:03:11.858 --> 01:03:12.858
‫همه چیز مرتبه,

01:03:12.900 --> 01:03:14.775
‫بیا، نقابت رو بردار غفران,

01:03:15.233 --> 01:03:16.400
‫بردار,

01:03:16.442 --> 01:03:18.442
‫ازش می‌خوام که بپوشونش,

01:03:18.817 --> 01:03:20.442
‫خدای من!

01:03:20.483 --> 01:03:22.900
‫واکنششون: «خدای من! چه خوشگل!»

01:03:23.442 --> 01:03:26.067
‫- خیلی خوشگلی خواهر,
‫- خدا رحمت بده!

01:03:26.108 --> 01:03:30.692
‫انقدر خوشگل که آخر نقابش رو پوشوندن,

01:03:30.733 --> 01:03:31.983
‫چرا؟

01:03:32.025 --> 01:03:38.900
‫خواهرها می‌ترسیدن که شوهرهاشون ببیننش,

01:03:39.442 --> 01:03:43.692
‫- بخوان باهاشون ازدواج کنن؟
‫- می‌تونستن چهار زن داشته باشن,

01:03:43.733 --> 01:03:47.733
‫یه مراسمی برای زنی که می‌خواد
‫نقاب بذاره برگزار می‌کنن,

01:03:47.775 --> 01:03:50.275
‫- مخصوصا اگه فاسد باشه,
‫- یعنی چی؟

01:03:50.733 --> 01:03:51.900
‫فاحشه باشه,

01:03:51.942 --> 01:03:53.650
‫نه، تا اونجا پیش نمی‌ریم,

01:03:53.692 --> 01:03:56.858
‫شکلی که شما من رو می‌بینین,

01:03:57.567 --> 01:03:58.983
‫زنی که نماز نمی‌کنه,,,

01:03:59.025 --> 01:04:03.483
‫از دستورات دینی پیروی نمی‌کنه,

01:04:03.525 --> 01:04:05.525
‫واسش یه مهمونی کوچیک می‌گیریم,

01:04:05.567 --> 01:04:07.650
‫- منظورت چیه؟
‫- مثل مراسم فارغ التحصیلی,

01:04:08.150 --> 01:04:11.692
‫لباس تنش می‌کنیم و واسش آواز می‌خونیم,

01:04:12.442 --> 01:04:14.192
‫- کدوم آواز,
‫- واست می‌خونمش,

01:04:14.233 --> 01:04:15.858
‫همراه من بخون,

01:04:15.900 --> 01:04:17.442
‫یه جمله عجیبی بود,

01:04:17.483 --> 01:04:23.442
‫♪ خواهرم, نذار شیطان گولت بزنه,,, ♪

01:04:23.483 --> 01:04:29.442
‫♪ حجاب دستوری الهیه, ♪

01:04:29.483 --> 01:04:33.650
‫♪ خواهرم,,, حرف‌هاشون احمقانه‌ست,,, ♪

01:04:35.275 --> 01:04:39.692
‫♪ می‌گن که مثل شب تیره‌ایم,,, ♪

01:04:40.858 --> 01:04:46.692
‫♪ به حجاب می‌خندن,,, ♪

01:04:46.733 --> 01:04:48.525
‫رحمه رو خیلی دوست داشتم,

01:04:48.567 --> 01:04:53.192
‫اون الگوم بود, سعی می‌کردم
‫رفتارهاش رو تکرار کنم,

01:04:53.233 --> 01:04:59.650
‫خیلی بهش نزدیک بودم و تحسینش می‌کردم,

01:05:00.067 --> 01:05:03.525
‫وقتی حجاب سر کرد من هم کردم,

01:05:03.567 --> 01:05:05.650
‫اوایلش ایا تمایلی نداشت,

01:05:05.692 --> 01:05:10.192
‫وقتی من و رحمه غذا
‫می‌خوردیم و ایا می‌اومد,,,

01:05:10.233 --> 01:05:13.858
‫هلش می‌دادیم و بهش می‌گفتیم کافر,,,

01:05:13.900 --> 01:05:15.733
‫اون هم گریه می‌کرد,

01:05:15.775 --> 01:05:19.692
‫حین بازی هم همین می‌شد,

01:05:19.733 --> 01:05:25.275
‫چون حجاب نداشت بازیش نمی‌دادیم,,,

01:05:25.317 --> 01:05:28.817
‫هر بار هم گریه می‌کرد,

01:05:28.858 --> 01:05:31.817
‫آخرش به چیزی که می‌خواستیم رسیدیم,

01:05:31.858 --> 01:05:34.400
‫شکستش دادیم, حجاب سر کرد,,,

01:05:34.442 --> 01:05:37.233
‫که بتونه با ما زندگی کنه,

01:05:37.275 --> 01:05:42.025
‫واقعا بهش سخت گرفتیم,

01:05:42.067 --> 01:05:47.442
‫وقتی بالاخره حجاب سرش کرد
‫ما خانواده‌ای کاملا باحجاب شدیم,

01:05:47.483 --> 01:05:49.775
‫مثل یه گروهی داعشی در خونه,

01:05:50.108 --> 01:05:52.733
‫♪ درود بر دولت اسلامی, دولت ما, ♪

01:05:52.775 --> 01:05:55.317
‫♪ دولت ما پیروز است, ♪

01:05:55.358 --> 01:05:58.067
‫♪ دولت ما مقتدر است, ♪

01:05:58.108 --> 01:06:00.942
‫♪ شریعت پیروز خواهد شد, ♪

01:06:01.692 --> 01:06:04.025
‫- این کدوم آهنگه؟
‫- شعر شریعت,

01:06:04.858 --> 01:06:07.525
‫♪ درود بر بغدادی ♪

01:06:08.858 --> 01:06:10.817
‫الان پلیس‌ها میان,

01:06:10.858 --> 01:06:13.025
‫این آهنگ‌ها رو کجا یاد گرفتی اولفا؟

01:06:13.067 --> 01:06:15.733
‫- با دخترها,
‫- همراهشون می‌خوندی؟

01:06:15.775 --> 01:06:17.733
‫آره دیگه, همه کار باهاشون می‌کردم,

01:06:18.025 --> 01:06:22.400
‫اوایل خیلی خوشحال بودم که حجاب سر می‌کنن,

01:06:22.442 --> 01:06:24.817
‫اوایل اصلا اذیتم نمی‌کرد,

01:06:24.858 --> 01:06:27.650
‫بعد ازم خجالت کشیدن,

01:06:27.692 --> 01:06:29.608
‫که وقتی اون‌ها پوشیده‌ان من شلوار می‌پوشم,

01:06:29.983 --> 01:06:31.775
‫خجالت نمی‌کشی؟

01:06:31.817 --> 01:06:33.692
‫آخرتی هم در کار هست‌ها,

01:06:33.733 --> 01:06:37.692
‫همه‌مون آخر یه روزی می‌میریم,
‫می‌خوای جلوی خدا چی بگی؟

01:06:37.733 --> 01:06:40.233
‫لخت که نیستم! شال دارم,

01:06:40.275 --> 01:06:45.025
‫شال کافی نیست,
‫خدا گفته صورت رو بپوشونید,

01:06:45.067 --> 01:06:46.775
‫بعد اونطوری چطور کار کنم؟

01:06:46.817 --> 01:06:49.192
‫واسه زندگیت کار می‌کنی یا واسه آخرت؟

01:06:49.233 --> 01:06:51.400
‫می‌خوای توی جهنم بسوزی؟

01:06:51.442 --> 01:06:52.608
‫تو اصلا کار نمی‌کنی!

01:06:52.650 --> 01:06:55.233
‫کل روز رو از مسجدی می‌ری یه مسجد دیگه,

01:06:55.275 --> 01:06:57.733
‫حداقل من به مردم کمک می‌کنم مامان,

01:06:57.775 --> 01:07:00.650
‫با خواهرهات و مادرت شروع کن,

01:07:00.692 --> 01:07:03.525
‫نه، نیت من از تو پاک‌تره,

01:07:03.567 --> 01:07:06.983
‫- تو از نیت من چی می‌دونی؟
‫- از چهره‌ات مشخصه,

01:07:07.025 --> 01:07:09.733
‫- چه زبان تندی داری!
‫- رحمه شروع کرده!

01:07:10.275 --> 01:07:14.400
‫بهت هشدار می‌دم که در آخرت,,,

01:07:14.442 --> 01:07:15.817
‫خداا حواسش بهت هست,,,

01:07:15.858 --> 01:07:18.817
‫تا توی آتش جهنم نسوزی,

01:07:18.858 --> 01:07:20.900
‫من می‌دونم جایگاهم کجاست,

01:07:20.942 --> 01:07:27.650
‫در باغ بهشت, اون بالا,
‫پیش حوری‌ها,

01:07:27.692 --> 01:07:31.483
‫خیلی‌خب، اگه این رو بپوشم کی غذات رو بده؟

01:07:31.525 --> 01:07:33.108
‫نگران اونش نباش,

01:07:33.150 --> 01:07:36.317
‫- نمی‌تونیم اونطوری کار کنم,
‫- داری بهانه میاری اولفا,

01:07:36.358 --> 01:07:39.692
‫مراسم خاکسپاریته, ببینیم خدا واست چی داره؟

01:07:39.733 --> 01:07:42.483
‫خودت هر چی دوست داری بپوش,
‫ولی به من گیر نده,

01:07:42.525 --> 01:07:46.650
‫مردم بهت می‌خندن,

01:07:46.692 --> 01:07:51.775
‫می‌گن: دخترهاش می‌پوشن،
‫ولی مادرشون رو ببین,

01:07:52.108 --> 01:07:53.983
‫بهت می‌گن زن ولگرد,

01:07:54.025 --> 01:07:56.233
‫گوش کن ببین جنده چی می‌گه‌ها!

01:07:57.233 --> 01:07:59.817
‫فرض کن رفتی بیرون و یه ماشین زیرت بگیره,

01:07:59.858 --> 01:08:01.817
‫بزنه بهت و بمیری,

01:08:01.858 --> 01:08:04.483
‫چنین آرزویی نمی‌کنم، ولی خدا چیکار می‌کنه؟

01:08:04.525 --> 01:08:05.817
‫داری من رو می‌ترسونی,

01:08:07.483 --> 01:08:08.983
‫به حرفش گوش نده,

01:08:09.817 --> 01:08:10.858
‫چی میاری که بپوشه؟

01:08:10.900 --> 01:08:12.732
‫می‌ری ته جهنم,

01:08:13.317 --> 01:08:15.192
‫واقعا دارم می‌ترسم دخترم,

01:08:15.232 --> 01:08:18.107
‫- می‌پوشمش,
‫- کمک! توی نقشش فرو رفته!

01:08:18.150 --> 01:08:20.400
‫واقعا اینطوری جوابش رو دادی؟

01:08:20.442 --> 01:08:22.817
‫- جدی بود,
‫- آره، کاملا,

01:08:22.857 --> 01:08:25.232
‫بازیگر خیلی خوبیه,

01:08:26.192 --> 01:08:29.482
‫من رو ترسوندی, موهام سیخ شده,

01:08:30.107 --> 01:08:34.692
‫رحمه هم همین‌کار رو کرد,
‫با ترس من رو قانع کرد,

01:08:34.732 --> 01:08:38.150
‫و مدت زیادی حجاب داشتم,

01:08:38.192 --> 01:08:40.982
‫تنها راه غلبه بهت رو پیدا کردن,

01:08:41.025 --> 01:08:44.400
‫با دین، با خدا,

01:08:44.442 --> 01:08:46.650
‫تعادل قدرت رو برعکس کردن,

01:08:46.692 --> 01:08:50.982
‫تازه خودت بودی که ممنوعیت‌ها رو شروع کردی,

01:08:51.025 --> 01:08:54.275
‫- پس اون‌ها,,,
‫- بذار جوابت رو بدم,

01:08:54.317 --> 01:09:00.067
‫آره، من بهشون هدف‌گیری یاد دادم،
‫و به خودم شلیک کردن,

01:09:00.107 --> 01:09:05.232
‫بهشون یاد دادم که قوی باشن،
‫بعد خودم رو شکست دادن,

01:09:05.275 --> 01:09:07.150
‫تونستن روم تاثیر بذارن,

01:09:08.275 --> 01:09:09.900
‫این لباس، دوستش ندارم,

01:09:09.942 --> 01:09:12.607
‫فقط پوشیدمش که این سکانس رو ضبط کنیم,

01:09:12.650 --> 01:09:14.900
‫حتی نمی‌خوام خودم رو توی آیینه ببینم,

01:09:15.692 --> 01:09:18.857
‫ولی وقتی دخترم اینطوری
‫ لباس می‌پوشه افتخار می‌کنم,

01:09:18.900 --> 01:09:22.025
‫از لباس‌های ایا خوشم نمیاد,

01:09:22.067 --> 01:09:25.857
‫اگه ایا هم بپوشه خوشحال می‌شم,

01:09:26.442 --> 01:09:30.025
‫حتی نمی‌خوای خودت رو توی آیینه ببینی,,,

01:09:30.067 --> 01:09:33.442
‫ولی دوست داری بپوشمش که خوشحال بشی؟

01:09:33.482 --> 01:09:35.857
‫واسه همه‌تون می‌ترسم,

01:09:35.900 --> 01:09:40.607
‫اگه می‌خواستن با پوشش کمتری بیرون برن,,,

01:09:40.650 --> 01:09:44.025
‫یا توی گرایش گوت می‌موندن,,,

01:09:44.067 --> 01:09:48.482
‫و با پسرها بیرون می‌رفتن,
‫بهشون اجازه می‌دادی؟

01:09:48.525 --> 01:09:49.482
‫عمرا!

01:09:49.525 --> 01:09:52.733
‫پس تنها راه آزادیشون,,,

01:09:53.233 --> 01:09:56.275
‫این مسیر بود,

01:10:12.858 --> 01:10:14.275
‫دوستت دارم,

01:10:14.317 --> 01:10:16.817
‫من رو دوست داری؟ درسته؟
‫به چیزی که لیاقتته می‌رسی,

01:10:16.858 --> 01:10:19.733
‫ما دوستیم, من خواهرتم,

01:10:19.775 --> 01:10:21.317
‫عشق اینجا جایی نداره,

01:10:21.358 --> 01:10:23.275
‫دو بار زدی دیگه,

01:10:24.233 --> 01:10:25.983
‫دو بار,

01:10:26.025 --> 01:10:27.275
‫پشتت رو نشون بده,

01:10:31.650 --> 01:10:32.942
‫پشتت رو نشون بده!

01:10:33.858 --> 01:10:35.608
‫- لعنتی!
‫- با خدا شوخی می‌کنی؟

01:10:35.650 --> 01:10:38.400
‫کدوم خدا؟ خدا می‌بخشه، ولی تو نه,

01:10:38.442 --> 01:10:39.692
‫خفه شو تیسیر,

01:10:39.733 --> 01:10:41.025
‫خدا بخشنده‌ست، لعنتی,

01:10:41.567 --> 01:10:43.983
‫- چهار، پنج، شیش,,,
‫- رحمه, کثافت!

01:10:44.025 --> 01:10:47.358
‫وقتی یادمون می‌رفت نماز بخونیم,,

01:10:47.817 --> 01:10:50.900
‫رحمه شلاقمون می‌زد,

01:10:50.942 --> 01:10:52.817
‫بستگی داشت گناهمون چقدر بزرگ باشه,

01:10:52.858 --> 01:10:57.483
‫قوانینش رو یادم رفته,
‫ولی تا 50 ضربه بود,

01:10:57.858 --> 01:11:00.442
‫جدی بود, خیلی محکم می‌زد,

01:11:00.483 --> 01:11:04.483
‫و وقتی خود رحمه مرتکب گناهی می‌شد,,,

01:11:04.525 --> 01:11:07.650
‫خودش رو اینطوری شلاق می‌زد,

01:11:08.442 --> 01:11:13.567
‫انقدر طرفش سنگ پرت می‌کرد که بمیره,

01:11:13.858 --> 01:11:17.025
‫یادمه یکی از دوست‌های
‫مامان حامله شده بود,,,

01:11:17.650 --> 01:11:20.608
‫ولی خارج از ازدواج بود,

01:11:20.650 --> 01:11:24.650
‫رحمه تصمیم گرفت که زایمان کنه
‫و بعدش قانون شرعی رو اجرا کنه,

01:11:24.692 --> 01:11:27.733
‫مجازات؟ سنگسار,

01:11:28.233 --> 01:11:30.483
‫چطور تصمیم گرفتی چنین کاری بکنی؟

01:11:30.525 --> 01:11:32.817
‫اون خانم قطعا مقاوت می‌کرد دیگه,

01:11:32.858 --> 01:11:36.108
‫انجامش ندادیم, نقشه خیالی رحمه بود,

01:11:36.150 --> 01:11:40.858
‫توی یه مکان عمومی, می‌خواست
‫به یه میله یا درخت ببندش,

01:11:40.900 --> 01:11:44.817
‫- پس کل صحنه رو تصور کرده بود,
‫- البته,

01:11:44.858 --> 01:11:48.983
‫بهش می‌گفت که
‫«وقتی زایمان کنی سنگسار می‌شی,»

01:11:49.025 --> 01:11:52.608
‫واقعا که نمی‌تونست بکنه,
‫از خودش در می‌آورد,

01:11:52.650 --> 01:11:57.650
‫توی این کشور قوانینی وجود داره,
‫اینطوری می‌انداختنش زندان,

01:11:57.692 --> 01:12:02.983
‫بیشتر هدفش این بود
‫که به ما بگه چقدر زشته,

01:12:03.025 --> 01:12:05.983
‫که اگه توی کشوری بودیم
‫که قانون شرعی داشت,,,

01:12:06.025 --> 01:12:07.608
‫اون زن سنگسار می‌شد,

01:12:08.150 --> 01:12:11.317
‫اگه قوانین وجود نداشت خیلی عجیب بود,

01:12:11.358 --> 01:12:12.775
‫همه چیز به آخرش می‌رسید,

01:12:12.817 --> 01:12:15.608
‫رحمه با سیلی دستور می‌داد,

01:12:15.650 --> 01:12:17.733
‫کار به ضبط فیلم نمی‌رسید,

01:12:19.067 --> 01:12:20.275
‫خدا رو شکر!

01:12:27.483 --> 01:12:30.775
‫- ایا مثل نسخه جوان‌تر منه,
‫- شبیه هم هستن,

01:12:32.025 --> 01:12:34.650
‫توی عکس شبیه توئه,

01:12:34.692 --> 01:12:39.025
‫آره، ایا من رو یاد جوانیم می‌اندازه,
‫دقیقا شبیه خودمه,

01:12:41.942 --> 01:12:44.108
‫- بیا,
‫- دهنم!

01:12:45.317 --> 01:12:46.733
‫رنگیش کردی,

01:12:51.317 --> 01:12:52.858
‫- مامانت رو دیدم,
‫- چی؟

01:12:53.317 --> 01:12:54.692
‫شال رو انداختی,

01:12:57.275 --> 01:13:00.817
‫- دیدیش؟ شالش بود,,,
‫- ساکت!

01:13:00.858 --> 01:13:05.817
‫- دروغ می‌گه,
‫- قسم می‌خورم خودش افتاد,

01:13:05.858 --> 01:13:07.275
‫عیبی نداره, ولش کن,

01:13:07.317 --> 01:13:09.567
‫یه عکس بدون شال لطفا,

01:13:09.608 --> 01:13:10.608
‫ولش کن,

01:13:10.858 --> 01:13:13.358
‫- بذارش روی شونه‌ات,
‫- باشه,

01:13:13.858 --> 01:13:15.525
‫همین رو می‌خواستی,

01:13:15.567 --> 01:13:17.025
‫اینطوری خوشگل شدم!

01:13:17.067 --> 01:13:18.317
‫گوش کن,

01:13:18.358 --> 01:13:21.692
‫میکروفون داری, صداش بد می‌شه,

01:13:22.233 --> 01:13:24.067
‫نمی‌شه بهش دست بزنی,

01:13:24.108 --> 01:13:25.858
‫شال رو اینطوری بذار,

01:13:26.442 --> 01:13:29.150
‫مثل شال شنل,

01:13:32.358 --> 01:13:34.358
‫فرض کنیم من مادر واقعیتم,

01:13:35.650 --> 01:13:37.650
‫من رو به چشم مادرت می‌بینی؟

01:13:39.025 --> 01:13:42.483
‫- یعنی مثل غفران؟
‫- نه، مادر واقعیت, مادر خودت,

01:13:42.525 --> 01:13:45.692
‫خوشحال می‌شه,

01:13:45.733 --> 01:13:50.025
‫حاضری من رو به چشم مادرت بپذیری؟

01:13:51.650 --> 01:13:53.442
‫مادرت رو انتخاب کردی؟

01:13:53.733 --> 01:13:57.775
‫مگه کسی از ما مادرش رو انتخاب کرده؟
‫اگه انتخابی بود,,,

01:13:57.817 --> 01:14:02.775
‫انتخاب نمی‌کنیم، ولی حاضری
‫پدر و مادرت رو انتخاب کنی؟

01:14:02.817 --> 01:14:04.192
‫نه,

01:14:04.233 --> 01:14:05.442
‫بیا,

01:14:25.650 --> 01:14:26.483
‫با رحمه,,,

01:14:27.483 --> 01:14:30.483
‫معمولا فیلم‌هایی می‌دیدیم,

01:14:30.525 --> 01:14:34.233
‫یه روزی یه فیلمی توی یوتیوب پیدا کرد,

01:14:34.275 --> 01:14:40.608
‫مردی بود که می‌خواست
‫یه شب کامل توی قبر بخوابه,

01:14:40.650 --> 01:14:43.192
‫همراه یه کپسول اکسیژن دفن شد,

01:14:43.233 --> 01:14:46.233
‫می‌خواست کل شب رو توی قبر بمونه,

01:14:46.275 --> 01:14:49.233
‫وقتی فرداش درش آوردن گریه می‌کرد,

01:14:49.275 --> 01:14:50.817
‫از خدا می‌ترسید,

01:14:50.858 --> 01:14:53.067
‫گریه می‌کرد و رحمه هم بلندتر گریه می‌کرد,

01:14:53.108 --> 01:14:57.150
‫من اینطوری بودم که:
‫یعنی من هم باید گریه کنم؟

01:14:57.692 --> 01:15:01.608
‫می‌خواست امتحانش کنه,
‫بره داخل یه قبر,

01:15:01.650 --> 01:15:04.400
‫از این فکر خوشش اومده بود,
‫تحقیق می‌کرد,

01:15:04.442 --> 01:15:09.400
‫خیلی درگیرش شده بود,
‫حتی اگه می‌مرد هم می‌خواست امتحانش کنه,

01:15:09.442 --> 01:15:12.233
‫بعضی از ملت عاشق اینن که برن مالدیو,

01:15:12.275 --> 01:15:16.775
‫خواهر من عاشق این بود که شب توی قبر باشه,

01:15:34.567 --> 01:15:37.400
‫تق، تق، تق,,,
‫حقیقت برملا خواهد شد,

01:15:37.442 --> 01:15:40.442
‫رفته دیوانه‌خانه و خدا همه‌چیز رو می‌بخشه,

01:15:40.900 --> 01:15:42.650
‫من شهید هستم,

01:15:43.317 --> 01:15:46.567
‫من گورکن هستم, چه شانسی,

01:15:46.900 --> 01:15:48.817
‫من منکرم,

01:15:49.567 --> 01:15:50.733
‫من هم نکیرم,

01:16:02.858 --> 01:16:03.483
‫بو!

01:16:11.775 --> 01:16:13.275
‫هم,,, بیا دفنش کنیم,

01:16:15.067 --> 01:16:16.775
‫الان میام,

01:16:45.692 --> 01:16:49.400
‫- بازی خوش گذشت؟
‫- عالی بود,

01:16:49.442 --> 01:16:51.692
‫انگار رفته بودیم دیزنی‌لند,

01:16:52.150 --> 01:16:53.983
‫چیش رو دوست داشتی؟

01:16:54.025 --> 01:16:58.067
‫همه چیزش رو! بامزه بود,
‫ببین, اون مُرده و ما دفنش کردیم!

01:16:58.525 --> 01:17:03.192
‫رحمه این بازی رو درست کرد
‫که بهمون بگه زندگی بی‌ارزشه,

01:17:03.233 --> 01:17:07.567
‫که وقتی می‌میریم فقط یه کفن می‌بریم,

01:17:08.650 --> 01:17:10.775
‫فقط اعمالمون مهمه,

01:17:11.275 --> 01:17:14.567
‫یکم پنبه‌ توی سوراخ‌های دماغش,

01:17:16.567 --> 01:17:18.025
‫و توی گوشش,

01:17:19.108 --> 01:17:22.775
‫- و سوراخ‌های پایین دیگه؟
‫- آره,

01:17:22.817 --> 01:17:25.692
‫همه سوراخ‌ها رو می‌بندیم,

01:17:27.775 --> 01:17:29.817
‫- صبر کن,,,
‫- سلام,

01:17:29.858 --> 01:17:31.483
‫بلد نیستی نقش مُرده‌ها رو بازی کنی؟

01:17:32.317 --> 01:17:34.317
‫اولین باریه که می‌میرم,

01:17:37.483 --> 01:17:39.692
‫باشد که خدا تو را مورد بخشش قرار دهد,

01:17:39.733 --> 01:17:42.233
‫اگر به تو بدی‌ای کردم مرا ببخش,

01:17:42.650 --> 01:17:43.733
‫در آرامش بخواب,

01:17:47.733 --> 01:17:49.650
‫می‌تونی خواهرت رو ببوسی,

01:18:03.067 --> 01:18:04.317
‫الله اکبر!

01:18:17.233 --> 01:18:19.525
‫خیلی از دخترها حجاب می‌پوشن,,,

01:18:19.567 --> 01:18:21.900
‫چون از از شب اول قبر می‌ترسن,

01:18:21.942 --> 01:18:25.608
‫ترسناک‌ترین و وحشتناک‌ترین چیز ممکنه,,,

01:18:25.650 --> 01:18:27.900
‫متقاعدکننده‌ترین استدلال همینه,

01:18:28.858 --> 01:18:30.525
‫به عنوان مثال یه زن بدکاره,,,

01:18:30.567 --> 01:18:32.275
‫واژنش توی قبر آتیش می‌گیره,

01:18:33.442 --> 01:18:34.275
‫می‌سوزه!

01:18:34.858 --> 01:18:38.067
‫پخته می‌شه, می‌سوزه,
‫هرچی که فکرش رو بکنی,

01:18:38.775 --> 01:18:41.400
‫لباسی از جنس آتش بر تنش کنید!

01:18:41.442 --> 01:18:43.900
‫لباسی بر جنس اتش بر تنش کنید!

01:18:45.733 --> 01:18:48.192
‫پروردگارا، بر من رحم داشته باش!

01:18:48.233 --> 01:18:50.858
‫کاش سنگ بودم و انسان نبودم,

01:18:50.900 --> 01:18:55.608
‫رحم کن خدایا, نمی‌دانستم که
‫ روز محشر نزدیک‌ است,

01:18:55.650 --> 01:18:57.317
‫مرا ببخش, خبر نداشتم,

01:18:57.692 --> 01:18:58.900
‫دیگه دیر شده,

01:19:16.650 --> 01:19:20.025
‫این اتفاق وقتی رخ داد که مامان در لیبی بود,

01:19:20.650 --> 01:19:22.733
‫خونه خاله‌ام بودیم,

01:19:23.858 --> 01:19:29.858
‫پسر همسایه قرآن خوند,
‫خیلی صدای قشنگی داشت,

01:19:29.900 --> 01:19:32.067
‫ماه رمضان به دیدنشون رفته بودیم,

01:19:32.650 --> 01:19:35.275
‫پسرش شروع کرد به قرآن خوندن,

01:19:35.317 --> 01:19:38.317
‫غفران رو جلوی در اتاق دیدم,

01:19:38.358 --> 01:19:40.817
‫روی نوک پاش ایستاده بود,,,

01:19:40.858 --> 01:19:44.025
‫انگار که داشت خفه می‌شد و به زور می‌کشیدنش,

01:19:44.067 --> 01:19:46.942
‫اومد نزدیک من و غش کرد,

01:19:47.525 --> 01:19:49.817
‫ما را از شر شیطان نجات بده خدایا,

01:19:49.858 --> 01:19:51.733
‫ولم کن!

01:19:51.775 --> 01:19:53.775
‫به کمال خداوند پناه می‌برم
‫و از شیطان رجیم فرار می‌کنم,

01:19:53.817 --> 01:19:58.067
‫رحمه رفت مسجد که جن‌گیری یاد بگیره,

01:19:58.108 --> 01:20:03.317
‫و برای این‌که حجابش
‫ جلوی جن‌گیر مرد نیفته,,,

01:20:03.358 --> 01:20:04.775
‫جنگیر زن پیدا کردیم,

01:20:04.817 --> 01:20:05.858
‫به نام خداوند بزرگ که بدون اراده وی,,,

01:20:05.900 --> 01:20:07.067
‫هیچ چیزی در آسمان‌ها و زمین رخ نمی‌دهد,

01:20:10.608 --> 01:20:13.400
‫از این بدن خارج شو این ملعون!

01:20:19.733 --> 01:20:22.775
‫تو کی هستی؟ بیا بیرون!
‫بیا بیرون ای دشمن خدا!

01:20:22.817 --> 01:20:26.775
‫هیچکس در حضور آسیب نخواهد دید,,,
‫نام خداوند مراقب تو خواهد بود,

01:20:26.817 --> 01:20:32.442
‫هیچ قدرت و توانی بالاتر از خدا نیست,

01:20:32.692 --> 01:20:34.275
‫واقعی بود غفران؟

01:20:34.858 --> 01:20:38.275
‫مردها واست کافی نیستن؟
‫جن هم می‌خوای؟

01:20:38.733 --> 01:20:39.692
‫هان؟

01:20:39.733 --> 01:20:40.692
‫بگو!

01:20:40.733 --> 01:20:43.025
‫خشن نباش, ممکنه خشمگین بشه,

01:20:43.067 --> 01:20:44.525
‫خفه شو,

01:20:44.567 --> 01:20:46.650
‫به محض این که بری لیبی,,,
‫وحشتناک می‌شه,

01:20:46.942 --> 01:20:50.942
‫من رفتم اونجا دارم مثل اسب کار می‌کنم،
‫بعد تو واسه من جن آوردی؟

01:20:50.983 --> 01:20:53.650
‫- جن تسخیرش کرده,
‫- تسخیر شده,

01:21:02.650 --> 01:21:04.608
‫برمی‌گردم لیبی,

01:21:04.650 --> 01:21:06.775
‫برمی‌گردم اونجا,

01:21:10.025 --> 01:21:15.150
‫دخترها رو هم با خودم می‌برم,
‫اونجا کار می‌کنیم,

01:21:15.692 --> 01:21:18.650
‫یکم پول در میاریم و برمی‌گردیم,

01:21:52.775 --> 01:21:57.275
‫نظافت‌چی بودن خجالت نداره,

01:21:57.317 --> 01:22:00.108
‫آدم باید از راه درست پول در بیاره,

01:22:00.650 --> 01:22:03.608
‫آره، دخترهام رو نظافت‌چی کردم,

01:22:03.650 --> 01:22:07.733
‫بدون تحصیلات تنها کاری
‫که می‌تونن بکنن همینه,

01:22:07.775 --> 01:22:11.108
‫تنها شغل ممکن توی لیبی همین بود,

01:22:11.150 --> 01:22:14.400
‫تازه، من کم زندگیم رو صرف این کردم
‫که بهشون کمک کنم,,,

01:22:14.442 --> 01:22:17.192
‫جایی که کار می‌کردن، با ایا,

01:22:17.233 --> 01:22:22.150
‫هرگز نذاشتم کارهای خسته‌کننده بکنن,

01:22:23.483 --> 01:22:27.358
‫گمون نکنم رفتارم باهاشون
‫غیرمنصفانه بوده باشه,

01:22:41.442 --> 01:22:44.317
‫یه روز غفران اومد به دیدنم,

01:22:44.358 --> 01:22:47.817
‫گفت که: فردا لازم نیست واسه کمک بیای,,,

01:22:47.858 --> 01:22:49.525
‫کار زیادی ندارم,

01:22:49.567 --> 01:22:53.067
‫گفتم: باشه,
‫اون روز کلی بوسم کرد,

01:22:53.108 --> 01:22:56.275
‫پرسیدم: چرا بوسم می‌کنی؟

01:22:56.317 --> 01:23:00.775
‫معمولا خیلی ابرازعلاقه می‌کرد،
‫ولی دیگه زیاد بود,

01:23:00.817 --> 01:23:04.650
‫بهش گفتم بس کن,
‫خیال کردی قراره بمیرم؟

01:23:04.692 --> 01:23:06.692
‫گفت که: دوستت دارم مامان,

01:23:07.442 --> 01:23:08.858
‫و بعد رفت,

01:23:24.650 --> 01:23:26.483
‫- خواهرت کجاست؟
‫- نمی‌دونم,

01:23:26.525 --> 01:23:29.233
‫- خواهرت کجاست؟
‫- توی جیبم, نمی‌بینیش؟

01:23:29.275 --> 01:23:32.192
‫داری بهم می‌خندی؟
‫بامزه بازی در میارم؟

01:23:32.233 --> 01:23:34.900
‫- خواهرت کجا رفت؟
‫- رفته صبراته,

01:23:35.442 --> 01:23:37.775
‫- که چیکار کنه؟
‫- به برادران پیوسته,

01:23:37.817 --> 01:23:39.150
‫کدوم برادران؟

01:23:39.567 --> 01:23:41.650
‫برگردونش, قراره برگردیم خونه تونس,

01:23:41.692 --> 01:23:44.608
‫برگردونش, می‌خوایم بریم تونس خونه,

01:23:44.650 --> 01:23:46.608
‫برنمی‌گرده, من هم دارم می‌رم پیشش,

01:23:46.650 --> 01:23:48.983
‫برگردونش, گفتم قراره بریم خونه,

01:23:49.025 --> 01:23:51.108
‫- بس کن,
‫- دیگه نمی‌زنمش,

01:23:51.150 --> 01:23:54.067
‫التماسش کردم، موهام رو کشیدم,,,

01:23:54.108 --> 01:23:55.692
‫هر کاری بگی کردم,

01:23:55.733 --> 01:23:59.317
‫یه تیکه کاغذ واسه ارتباط با خواهرش داشت,,,

01:23:59.358 --> 01:24:00.692
‫ولی قورتش داد,

01:24:01.275 --> 01:24:03.525
‫تنها راه پیدا کردنش بود,

01:24:05.275 --> 01:24:07.650
‫اگه اون شماره رو بهم داده بود,,,

01:24:07.692 --> 01:24:10.108
‫می‌تونستم به غفران زنگ بزنم که منصرفش کنم,

01:24:10.150 --> 01:24:13.317
‫به سادگی منصرفش می‌کردم,

01:24:14.067 --> 01:24:17.733
‫اراده خیلی قوی‌ای داشت,
‫باورتون نمی‌شه چقدر قوی,

01:24:17.775 --> 01:24:20.317
‫انگار خود شیطان بود,

01:24:21.275 --> 01:24:24.525
‫یه قطره هم اشک نریخت,
‫اصلا خوشحال بود,

01:24:24.817 --> 01:24:27.650
‫افتخار می‌کرد که خواهرش رفته,

01:24:28.650 --> 01:24:29.692
‫اینطوری بود که,,,

01:24:30.567 --> 01:24:32.567
‫تسلیم نمی‌‌شد,

01:24:35.442 --> 01:24:38.108
‫توصیفش سخته,

01:24:40.483 --> 01:24:42.442
‫دختر کوچولوم رو با خودش برده بود,

01:24:47.817 --> 01:24:53.650
‫بعد رفتن غفران همه‌چیز بد شد,

01:24:59.692 --> 01:25:04.358
‫اون روز از رحمه متنفر شدم,

01:25:05.650 --> 01:25:08.650
‫وقتی که اون هم رفت دیگه اصلا اذیت نشدم,

01:25:09.567 --> 01:25:12.900
‫غفران ندید که من بعد رفتنش
‫ چقدر ناراحت شدم,,,

01:25:12.942 --> 01:25:14.942
‫ولی رحمه ناراحتیم رو دید,

01:25:30.025 --> 01:25:31.275
‫بسه,

01:26:03.650 --> 01:26:06.692
‫یه لطفی بکن, دستگیرش کن,

01:26:06.733 --> 01:26:08.483
‫می‌خواد بره پیش خواهرش,

01:26:08.525 --> 01:26:10.442
‫از همه چیز خبر دارم,

01:26:10.483 --> 01:26:13.817
‫با قاچاقچی‌ها هماهنگ کرده,

01:26:13.858 --> 01:26:18.817
‫قراره بهش پول بده که ببرش اونجا,

01:26:20.692 --> 01:26:24.775
‫می‌خواد خواهرهای ده ساله و هشت‌ ساله‌اش
‫رو هم با خودش ببره,

01:26:29.233 --> 01:26:31.858
‫- چند سالته؟
‫- پونزده ساله,

01:26:33.067 --> 01:26:34.858
‫خیال کردی جهادگرایی؟

01:26:34.900 --> 01:26:35.858
‫آره؟

01:26:35.900 --> 01:26:40.692
‫هیچ‌وقت نگفتم هستم,
‫من واسه دولت تونس کار می‌کنم,

01:26:40.733 --> 01:26:44.067
‫- بهش افتخار می‌کنی؟ کدوم دولت؟
‫- افتخار می‌کنم,

01:26:44.108 --> 01:26:47.733
‫- دولت خود ماییم,
‫- کدوم دولت رو می‌گی؟

01:26:47.775 --> 01:26:51.650
‫با دولت داعش متحد شده,

01:26:51.692 --> 01:26:53.525
‫دولتی که خودشون گفتن,

01:26:53.567 --> 01:26:55.525
‫دولت اسلامی, لطفا,

01:26:55.567 --> 01:26:56.942
‫دولت اسلامی,

01:26:57.317 --> 01:26:59.442
‫دولت منه, دولت همه ماست,

01:26:59.483 --> 01:27:02.483
‫باید بری درس بخونی و به آینده‌ات فکر کنی,

01:27:02.525 --> 01:27:05.858
‫- من به فکر آینده همه هستم,
‫- آینده همه؟

01:27:06.275 --> 01:27:07.775
‫می‌خوای دست ملت رو قطع کنیم؟

01:27:07.817 --> 01:27:10.817
‫آره، دست، سر، پا,

01:27:10.858 --> 01:27:13.983
‫مهم نیست, تا وقتی که خواست خدا باشه,

01:27:14.025 --> 01:27:14.900
‫عجب جاه طلبی!

01:27:14.942 --> 01:27:17.775
‫تو راهت رو گم کردی, به خودت بیا,

01:27:18.275 --> 01:27:20.608
‫اگه جات بودم اون یونیفرم رو درمیاوردم,

01:27:20.650 --> 01:27:21.650
‫یونیفرم نجس,

01:27:23.067 --> 01:27:24.817
‫پس مثل تو نقاب سرم کنم؟

01:27:24.858 --> 01:27:26.400
‫مگه زنی؟

01:27:26.442 --> 01:27:27.567
‫زن,,,

01:27:28.067 --> 01:27:29.067
‫می‌بینی,

01:27:30.233 --> 01:27:32.608
‫- لهت می‌کنم,
‫- دستت رو بیار پایین,

01:27:32.650 --> 01:27:33.692
‫بیارم پایین؟

01:27:33.733 --> 01:27:35.650
‫حق نداری بهم دست بزنی,

01:27:35.692 --> 01:27:38.525
‫- دستت رو بکش,
‫- وسط صحبتم نپر!

01:27:38.567 --> 01:27:41.192
‫خفه‌شو و سرت رو بنداز,
‫فهمیدی؟

01:27:41.233 --> 01:27:44.275
‫- دستت رو بکش!
‫- سرت رو بنداز! خفه!

01:27:44.317 --> 01:27:45.442
‫الان خوشحالی؟

01:27:45.483 --> 01:27:47.608
‫می‌اندازمت توی بازداشتگاه,

01:27:47.650 --> 01:27:49.775
‫آشغال, بشین!

01:27:49.817 --> 01:27:51.150
‫بشین,

01:27:51.692 --> 01:27:56.192
‫بهت نشون می‌دم چقدر مرد هستم,

01:27:57.233 --> 01:28:00.983
‫- برو بیرون تا با مادرت حرف بزنم,

01:28:01.025 --> 01:28:01.858
‫برو بیرون گفتم!

01:28:10.733 --> 01:28:13.483
‫حقیقت رو می‌خوای؟ کاری از دست من برنمیاد,

01:28:14.358 --> 01:28:16.692
‫- منظورت چیه؟
‫- کاری از دستم برنیماد,

01:28:18.150 --> 01:28:19.567
‫شوخیت گرفته؟

01:28:20.442 --> 01:28:22.317
‫- چه انتظاری داری؟
‫- قانون رو اجرا کن,

01:28:22.358 --> 01:28:26.233
‫دارم قانون رو اجرا می‌کنم,
‫باید از دستورات پیروی کنم,

01:28:26.275 --> 01:28:30.317
‫به بازرس می‌گم و اگه خواست
‫ بازداشتش می‌کنیم,

01:28:30.858 --> 01:28:34.442
‫اگه برگشت که این پاسگاه رو
‫منفجر کنه چیکار کنیم؟

01:28:34.483 --> 01:28:38.233
‫حتی اگه برگرده هم کاری از دستم برنمیاد,

01:28:38.275 --> 01:28:41.067
‫به بازرس خبر دادی که چی می‌گه؟

01:28:41.108 --> 01:28:42.858
‫معلومه، همه چیز رو می‌دونه,

01:28:42.900 --> 01:28:47.400
‫همه جا هستن, با پرچم‌هاشون,
‫با بلندگو سخنرانی می‌کنن,

01:28:47.442 --> 01:28:48.817
‫بازرس خودش می‌بینشون,

01:28:48.858 --> 01:28:51.942
‫پس بذار کشور رو به آتیش بکشن,
‫دیگه نمی‌شه کاری کرد,

01:29:01.025 --> 01:29:04.108
‫در دهم دسامبر سال 2015,,,
‫وزارت امور داخلی,,,

01:29:04.150 --> 01:29:08.650
‫تصاویر تروریست‌های تحت تعقیب
‫ را منتشر کرد,,,

01:29:08.692 --> 01:29:11.358
‫دو تا از آن‌ها خواهر هستند،
‫رحمه و غفران شیخاوی,

01:29:13.942 --> 01:29:15.650
‫رحمه با گذرنامه‌ای تقلبی,,,

01:29:15.692 --> 01:29:17.900
‫تونس رو ترک کرد,,,

01:29:17.942 --> 01:29:19.525
‫و به لیبی رفت,

01:29:19.567 --> 01:29:21.192
‫وقتی به اونجا رسید,,,

01:29:21.233 --> 01:29:23.442
‫در صبراته با امیر داعش ازدواج کرد,

01:29:25.067 --> 01:29:26.692
‫نورالدین شوشان,,

01:29:26.733 --> 01:29:32.275
‫مردی که مسئول حملات ترورسیتی
‫ موشکی اخیر به تونس بود,

01:29:41.067 --> 01:29:44.692
‫اون‌ها بودن که مسئول این حمله بودن,
‫اون رو برنامه‌ریزی کردن,

01:29:44.733 --> 01:29:48.733
‫از زمان این انقلاب چیزی به
‫جز بدبختی ندیدیم!

01:29:48.775 --> 01:29:52.233
‫وزیر سابق امور داخلی بود که
‫اجازه چنین اتفاقی رو داد,

01:29:52.275 --> 01:29:56.275
‫اون به آخوندها اجازه داد که خطبه
‫بگن و دخترهام رو گول بزنن,,,

01:29:56.317 --> 01:29:59.192
‫چون توی مکان‌های عمومی اجراء می‌شد!

01:29:59.233 --> 01:30:03.900
‫این مادر می‌ترسد که دختران دیگرش،
‫ایا و تیسیر,,,

01:30:03.942 --> 01:30:08.608
‫به خواهرانش در داعش بپیوندند,

01:30:09.108 --> 01:30:11.983
‫به ما گفتند که تحصیلات خوب نیست,

01:30:12.025 --> 01:30:17.692
‫توی فیسبوک بهم نشون داد که
‫چطور بچه‌ها رو تعلیم می‌دن,

01:30:18.442 --> 01:30:20.483
‫و مجبورمون کرد که,,,

01:30:21.150 --> 01:30:26.233
‫آهنگ‌های جهاد رو گوش بدیم,

01:30:31.067 --> 01:30:34.233
‫اون زمان بعد این که خواهرهام رفتن,,,

01:30:34.275 --> 01:30:38.692
‫مادرم رفت توی تلویزیون و کلی توجه جلب کرد,

01:30:38.733 --> 01:30:42.858
‫مامور مراقبت از کودکان با
‫مادرم تماس گرفت که بگه,,,

01:30:42.900 --> 01:30:48.692
‫من و ایا در خطر هستیم,

01:30:48.733 --> 01:30:51.692
‫احتمالش هست که خواهرانمون ما رو بدزدن,,,

01:30:51.733 --> 01:30:54.567
‫و باید تحت مراقبت باشیم,

01:30:54.942 --> 01:31:01.108
‫اون ما رو به مرکز اصلاح تربیتی برد,

01:31:04.650 --> 01:31:08.942
‫- چه خبر؟
‫- خوبه,

01:31:17.233 --> 01:31:19.817
‫با ماشین به مرکز رسییدیم,

01:31:19.858 --> 01:31:22.733
‫تاریک بود و چیزی دیده نمی‌شد,

01:31:22.775 --> 01:31:26.233
‫از یه دروازه بزرگ رد شدیم,,,

01:31:26.275 --> 01:31:30.192
‫و یه مرد ریش‌دار با لباس بلند دیدم,,,

01:31:30.233 --> 01:31:33.442
‫همراه با یه خانم چادری حجاب‌دار,

01:31:33.483 --> 01:31:37.483
‫خیال کردم که راننده ما رو دزدیده,,,

01:31:37.525 --> 01:31:41.275
‫که ما رو ببره پیش داعشی‌ها و رحمه و غفران,

01:31:41.317 --> 01:31:42.608
‫تا سر حد مرگ ترسیده بودم,

01:31:42.650 --> 01:31:46.858
‫دست تیسیر رو گرفتم که به
‫محض باز شدن در فرار کنیم,

01:31:46.900 --> 01:31:50.650
‫چون خیال کردی دنبالت میام؟

01:31:50.692 --> 01:31:55.608
‫اون زمان من فقط می‌خواستم برم
‫پیش رحمه و غفران,

01:31:55.650 --> 01:31:59.817
‫خوشحال می‌شدم که برم پیششون,

01:31:59.858 --> 01:32:03.858
‫اون زمان همین رو می‌خواستم,

01:32:04.983 --> 01:32:06.733
‫شب اول سخت بود,

01:32:06.775 --> 01:32:08.858
‫آره، خیلی سخت بود,

01:32:08.900 --> 01:32:12.108
‫اولین باری بود که دور
‫از خونه می‌خوابیدیم,,,

01:32:12.567 --> 01:32:16.483
‫پیش غریبه‌ها و جایی ناآشنا,

01:32:16.525 --> 01:32:19.983
‫و اصلا نمی‌دونستیم چرا اونجاییم,

01:32:20.275 --> 01:32:23.442
‫اون شب خواب دیدم,

01:32:23.483 --> 01:32:26.858
‫خواب دیدم مادرم پیر شده
‫و همه دارن کتکش می‌زنن,

01:32:26.900 --> 01:32:30.067
‫ایا بیدارم کرد چون گریه
‫می‌کردم و جیغ می‌زدم,

01:32:30.108 --> 01:32:34.067
‫فرداش بعد ناهار هم همچنان گریه می‌کردم,

01:32:34.108 --> 01:32:38.692
‫من رو بردن پیش روانشناس،
‫و همچنان جیغ می‌زدم و گریه می‌کردم,

01:32:38.733 --> 01:32:44.442
‫نصف روز رو بی‌وقفه جیغ می‌زدم,

01:32:44.483 --> 01:32:49.275
‫اون حالت وحشتی که داشتم رو تصور کن,

01:32:49.317 --> 01:32:54.442
‫اون وقت که خواب مادرم
‫رو توی اون وضع دیدم,,,

01:32:54.483 --> 01:32:57.900
‫کمی تغییر کردم,

01:32:58.442 --> 01:33:00.192
‫چون توی خوابم,,,

01:33:00.233 --> 01:33:04.483
‫بخاطر رحمه و غفران پیر و مطرود شده بود,

01:33:04.525 --> 01:33:07.692
‫فکر کردن بهش باعث وحشتم می‌‌شه,

01:33:07.733 --> 01:33:09.692
‫دوباره دیدم که همه لگدش می‌کردن,

01:33:09.733 --> 01:33:12.817
‫اون شب وحشتناک بود,

01:33:12.858 --> 01:33:16.983
‫و اون شب بود که شروع به تغییر کردم,,,

01:33:17.025 --> 01:33:18.817
‫بعد این که مادرم رو اونطور دیدم,

01:33:20.858 --> 01:33:25.692
‫اولی که اومدیم مرکز یه
‫معلم خیلی خوشگل داشتیم,

01:33:25.733 --> 01:33:27.442
‫وای، خیلی خوشگل بود!

01:33:27.692 --> 01:33:30.442
‫به محض این‌که کاری می‌کرد,,,

01:33:30.483 --> 01:33:34.650
‫تیسیر بهش می‌گفت که:
‫«خدا خوشش نمیاد اینطوری باشی,»

01:33:34.692 --> 01:33:37.483
‫آرامشش رو حفظ می‌کرد،
‫بعد فریاد می‌زد که:

01:33:37.525 --> 01:33:40.733
‫«انقدر خدا خدا نکن، بذار کار کنم!»

01:33:41.692 --> 01:33:45.858
‫تیسیر کلی براش سخنرانی
‫می‌کرد و از خدا حرف می‌زد,

01:33:45.900 --> 01:33:49.317
‫خیال می‌کردم خدا من رو برگزیده,

01:33:50.817 --> 01:33:52.817
‫که جانشین خدا هستم,

01:33:53.817 --> 01:33:56.192
‫خدا بی‌احترامی رو قبول نمی‌کنه,

01:33:56.233 --> 01:34:01.108
‫«خدا بی‌احترامی رو,,,»
‫ببرش بیرون، باز شروع کرده!

01:34:02.192 --> 01:34:05.483
‫درسته, درواقع اون زمان,,,

01:34:05.942 --> 01:34:09.733
‫از خدا استفاده می‌کردم که از خودم دفاع کنم,

01:34:09.775 --> 01:34:13.483
‫و وقتی که به قول خودشون،
‫خدا رو ترک کردم,,,

01:34:15.567 --> 01:34:17.483
‫یه حقه دیگه یاد گرفتم,

01:34:18.067 --> 01:34:22.692
‫تبدیل به قانون شد,
‫از خدا رفتیم سمت قانون,

01:34:22.733 --> 01:34:25.858
‫و ایا هم ازم حمایت می‌کرد,

01:34:26.150 --> 01:34:29.275
‫تلاش کردیم و اونجا رو مال خودمون کردیم,

01:34:30.650 --> 01:34:33.733
‫مرکز مال ما شده بود,

01:34:35.108 --> 01:34:37.233
‫با وجود نقص‌هاش درواقع بد نبود,

01:34:37.275 --> 01:34:38.108
‫برای من,,,

01:34:38.733 --> 01:34:42.400
‫مرکز یکی از بهترین تجربیات زندگیم بود,

01:34:42.442 --> 01:34:43.525
‫چرا؟

01:34:43.858 --> 01:34:48.108
‫چون قبل این که برم مرکز،
‫رویه دیگه‌ای رو در زندگی پیش گرفته بودم,

01:34:48.150 --> 01:34:50.483
‫زندگیم رو عوض کردن,

01:34:50.858 --> 01:34:53.525
‫فرض کن اگه نمی‌رفتم مرکز,,,

01:34:53.567 --> 01:34:58.275
‫این فیلم در مورد ناپدید شدن همه ما بود,

01:35:22.900 --> 01:35:28.233
‫دو خواهری که در لیبی عضو داعش بودند
‫و می‌خواستند به سوریه بروند,

01:35:28.275 --> 01:35:32.483
‫حمله نیروهایی آمریکایی به
‫ نقشه‌شان پایان داد,

01:35:33.442 --> 01:35:35.692
‫رحمه به مادرش پیام داد که,,,

01:35:35.942 --> 01:35:39.108
‫او را از وضعیت صبراته باخبر سازد,

01:35:39.150 --> 01:35:42.067
‫[احتمالا بمیرم, برام دعا کن, رحمه]

01:36:18.108 --> 01:36:21.442
‫اولین بار دوربین ما بود که
‫رحمه و غفران رو,,,

01:36:21.483 --> 01:36:23.442
‫در زندان میتیگا در طرابلس پیدا کرد,

01:36:26.233 --> 01:36:29.608
‫به واحدی که بعد از حمله به صبراته,,,,,,

01:36:29.650 --> 01:36:31.733
‫رحمه و غفران رو,,,

01:36:32.317 --> 01:36:34.275
‫دستگیر کرده بود نزدیک شدیم,

01:36:36.608 --> 01:36:39.817
‫دخترم پنج ماهشه, هنوز توی صبراته هست,

01:36:40.150 --> 01:36:41.942
‫نیاوردنش پیشم,

01:36:42.525 --> 01:36:43.858
‫اسمش فاطمه‌ست,

01:36:43.900 --> 01:36:46.733
‫- چند سالشه؟
‫- پنج ماهه,

01:36:47.692 --> 01:36:50.858
‫دو روز می‌شه که ندیدمش,

01:36:51.150 --> 01:36:52.733
‫خواهش می‌کنم,

01:36:53.900 --> 01:36:56.650
‫عکس‌ها رو هم نشون بدید,

01:36:56.692 --> 01:36:58.733
‫چه شکلیه؟

01:36:58.775 --> 01:37:01.733
‫خیلی کوچیکه,

01:37:11.483 --> 01:37:13.692
‫- دخترت رو می‌شناسی؟
‫- آره!

01:37:15.025 --> 01:37:16.650
‫بچه‌ام!

01:37:19.692 --> 01:37:21.817
‫گریه نکن دخترم,

01:37:57.733 --> 01:37:59.650
‫واسه بچه‌هاش ترسیده,

01:37:59.692 --> 01:38:02.692
‫می‌دونی کوثر، من مثل اونم,

01:38:02.733 --> 01:38:05.567
‫می‌گن که گربه‌ها,,,
‫نکن، چنگم نزن,

01:38:05.817 --> 01:38:08.233
‫انقدر ترس بچه‌هاش
‫رو داره که می‌خورشون,

01:38:09.692 --> 01:38:13.942
‫من هم انقدر می‌ترسیدم که
‫نتونم ازشون مراقبت کنم,

01:38:15.067 --> 01:38:17.608
‫که نخوردمشون, از دستشون دادم,

01:38:22.108 --> 01:38:24.650
‫کل داستان رو توی این فیلم گفتم,,,

01:38:24.692 --> 01:38:29.150
‫که گذشته رو رها کنم,

01:38:29.692 --> 01:38:31.900
‫چون گذشته‌ی سختیه,

01:38:32.775 --> 01:38:37.692
‫گذشته‌ای که زندگی من
‫و دخترهام رو تغییر داده,

01:38:37.733 --> 01:38:39.817
‫ولی از آینده بیشتر می‌ترسم,

01:38:39.858 --> 01:38:42.858
‫- چرا؟
‫- من رو بیشتر از گذشته می‌ترسونه,

01:38:43.567 --> 01:38:45.025
‫از ترس خسته نشدی؟

01:38:45.067 --> 01:38:47.317
‫درواقع، چیزی که من رو می‌ترسونه,,

01:38:47.817 --> 01:38:52.608
‫اینه که هر کاری که مادرم
‫با من کرد رو تکرار کردم,

01:38:52.650 --> 01:38:54.442
‫تقریبا مشابه‌اش,

01:38:55.108 --> 01:38:56.442
‫به نظرت این چیه؟

01:38:56.483 --> 01:38:57.858
‫نفرینه,

01:38:59.108 --> 01:39:01.858
‫به دخترهام هم همین رو گفتم,

01:39:02.317 --> 01:39:05.692
‫همونطور که گفت،
‫دقیقا کاری رو با ما کرد که,,,

01:39:05.733 --> 01:39:07.275
‫خودش تجربه کرد,

01:39:07.317 --> 01:39:12.733
‫بخاطر این نیست که اون آدم بدیه,
‫زندگی همینه دیگه,

01:39:12.775 --> 01:39:14.817
‫کاری کرد ما همون‌ها رو تجربه کنیم,

01:39:15.150 --> 01:39:18.733
‫همیشه تربیت‌ کردن رو از
‫مادرمون یاد می‌گیریم,,,

01:39:18.775 --> 01:39:21.525
‫و به دخترمون انتقال می‌دیم,
‫و این ادامه داره,

01:39:21.567 --> 01:39:24.275
‫تا زمانی که نسلی بیاد که,,,

01:39:25.150 --> 01:39:27.317
‫این چرخه رو بشکنه,

01:39:28.483 --> 01:39:32.442
‫باید متوجه بشی که اون نسل همین‌ها هستن,

01:39:33.317 --> 01:39:36.525
‫اونی که می‌تونه سربلند بیرون بیاد تیسیره,

01:39:36.567 --> 01:39:37.525
‫ایا هم هست درواقع,

01:39:37.567 --> 01:39:39.858
‫ولی برای غفران و رحمه دیر شده,

01:39:39.900 --> 01:39:42.817
‫دختر غفران هم ازش یاد می‌گیره,

01:39:42.858 --> 01:39:44.858
‫هیچ‌وقت نمی‌ذاره آروم باشه,

01:39:45.317 --> 01:39:48.817
‫دخترش دنیای بیرون رو ندیده,
‫نور آفتاب رو ندیده,

01:39:48.858 --> 01:39:51.650
‫این نفرین ادامه داره,

01:40:02.108 --> 01:40:06.442
‫[زندان الجدیده، لیبی]

01:40:42.275 --> 01:40:44.650
‫خیلی چیزها هست که می‌خوام بهشون بگم,

01:40:49.483 --> 01:40:50.858
‫رحمه,,,

01:40:51.483 --> 01:40:54.108
‫نمی‌تونم تصورش رو بکنم که,,,

01:40:54.150 --> 01:40:57.817
‫کسی رو بیشتر از رحمه دوست داشته باشم,

01:40:59.275 --> 01:41:04.150
‫اون فقط خواهرم نبود,
‫تمام دنیام بود,

01:41:05.692 --> 01:41:10.692
‫شاید بیشتر از والدینم دوستش داشتم,

01:41:10.733 --> 01:41:12.650
‫واقعا عاشقش بودم,

01:41:13.442 --> 01:41:17.483
‫درسته که وقتی رفت بچه بودم,

01:41:18.650 --> 01:41:23.525
‫ولی با وجود چیزهایی که کشیدم,,,

01:41:23.567 --> 01:41:26.608
‫قشنگ‌ترین دوران زندگیم,,,

01:41:26.650 --> 01:41:31.650
‫زمانی بود که با رحمه سپری کردم,

01:41:32.733 --> 01:41:35.483
‫می‌خوام بهش بگم که خیلی دوستت دارم,,,

01:41:35.858 --> 01:41:37.692
‫و هیچ‌وقت فراموشت نمی‌کنم,

01:41:43.067 --> 01:41:47.317
‫نمی‌تونم اسمشون رو بلند بگم,
‫خیلی دردناکه,

01:41:47.358 --> 01:41:49.442
‫ترجیح می‌دم در سکوت گریه کنم,,,

01:41:49.483 --> 01:41:56.442
‫جای این که با خودم بگم
‫دلم برای رحمه و غفران تنگ شده,

01:41:58.525 --> 01:42:00.233
‫گاهی‌اوقات ازشون عصبانی می‌شم,

01:42:00.275 --> 01:42:03.817
‫یه روز از زندان زنگ زدن
‫و تیسیر گریه‌اش گرفت,

01:42:03.858 --> 01:42:06.317
‫این ناراحتم کرد,
‫گفتم چرا گریه می‌کنی؟

01:42:06.358 --> 01:42:09.650
‫خودشون رفتن, مشکل خودشونه,

01:42:09.692 --> 01:42:13.692
‫می‌خوای برگردن که زندگی ما رو خراب کنن؟

01:42:13.733 --> 01:42:16.108
‫خیلی از زدن اون حرف پشیمونم,

01:42:17.942 --> 01:42:20.692
‫نمی‌تونم توصیف کنم که اون شب چه حسی داشتم,

01:42:22.317 --> 01:42:26.525
‫باورتون نمی‌شه چقدر از
‫دست خودم عصبانی بودم,

01:42:26.567 --> 01:42:28.108
‫انگار که روانی شده بودم,

01:42:28.483 --> 01:42:33.733
‫کل شب موهام رو می‌کشیدم,

01:42:35.692 --> 01:42:37.400
‫صبح,,,

01:42:37.442 --> 01:42:42.733
‫قایم شدم که موهای کنده شده رو بریزم دور,

01:42:43.483 --> 01:42:47.608
‫کلی مو بود,,,

01:42:47.650 --> 01:42:52.858
‫که یواشکی ریختم دور,

01:42:54.233 --> 01:42:56.400
‫چون در موردشون بد حرف زده بودم,

01:42:56.442 --> 01:42:59.692
‫خودخواهانه بود که بگم هیچ‌وقت نباید برگردن,

01:43:03.025 --> 01:43:05.358
‫می‌‌دونم که غفران یه دختر داره,

01:43:05.692 --> 01:43:07.567
‫نمی‌دونم که چه شکلیه,

01:43:10.067 --> 01:43:11.817
‫می‌خوام بهشون بگم که:

01:43:12.650 --> 01:43:16.692
‫این خانواده‌ای که شما رو نابود کرده،
‫نمی‌ذارم من رو نابود کنه,

01:43:52.025 --> 01:43:56.067
‫[فاطمه در زندانی در لیبی بزرگ شد,
‫ولی اکنون هشت‌ساله است,]

01:43:57.858 --> 01:44:02.900
‫[در ژانویه 2023، دولت لیبی رحمه و غفران
‫را به 16 سال حبس محکوم کرد,]

01:44:04.650 --> 01:44:09.775
‫[اولفا و ایا و تیسیر همچنان امیدوار هستند
‫که دولت تونس آن‌ها را به کشور بازگرداند,]

01:44:15.823 --> 01:44:22.823
<font>رسانه اینترنتی </c> <font color="Green">برتر موویز</c>   <font color="Orange">bartarMoviz</c>  جامعترین سایت فیلم و سریال