﻿1
00:00:02,000 --> 00:00:07,000
‫دلسوزانه تو را از نیمه‌ی
‫تاریک شیلر بیم می‌دهم

2
00:00:08,000 --> 00:00:13,000
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">برتر موویز</font>   <font color="Orange">bartarMoviz</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

3
00:00:17,000 --> 00:00:34,000
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">برتر موویز</font>   <font color="Orange">bartarMoviz</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

4
00:00:40,332 --> 00:00:44,003
‫- هیچ خوابیدی؟
‫- تو پوست خودم نمی‌گنجم

5
00:00:44,670 --> 00:00:46,047
‫بگیر بخواب

6
00:00:46,130 --> 00:00:50,301
‫کالسکه خیلی تکون‌تکون می‌خوره,
‫مگه می‌شه خوابید!

7
00:01:19,497 --> 00:01:21,040
‫برام نامه بنویس

8
00:01:22,083 --> 00:01:25,336
‫نلی، مرغ‌ها رو ببر تو آلونک

9
00:01:27,338 --> 00:01:28,589
‫یالا

10
00:01:43,187 --> 00:01:44,396
‫لولو

11
00:02:01,038 --> 00:02:02,873
‫چه سفر دشواری

12
00:02:03,415 --> 00:02:05,876
‫ به وایمار که برسم
خوشحال می‌‌‌‌‌شم

13
00:02:09,630 --> 00:02:12,716
‫خواهران محبوب

14
00:02:12,800 --> 00:02:14,844
‫خانم‌ها عیبی نداره من یک نخ سیگار دود کنم؟

15
00:02:14,927 --> 00:02:17,138
‫نه، من خودم هم دوست دارم دود کنم

16
00:02:27,148 --> 00:02:30,651
‫در پاییز 1787 شارلت فن لنگفلدِ جوان

17
00:02:30,734 --> 00:02:33,154
‫به خدمت مادرخوانده خود ‫رسید

18
00:02:33,237 --> 00:02:36,574
‫او به مرکز دوک‌نشین
‫ساکسونی-وایمار فرستاده شد

19
00:02:36,657 --> 00:02:41,537
‫به این امید که عمه‌اش، شارلت
‫آلبرتاین ارنشتاین فن اشتاین

20
00:02:41,620 --> 00:02:43,539
‫از او ندیمه‌ای بسازد

21
00:02:43,622 --> 00:02:47,418
‫- بفرمایید؟
‫- شارلت فن لنگفلد, دعوت داشتم

22
00:02:47,501 --> 00:02:49,545
‫برو به سمت ورودی کناری

23
00:02:50,588 --> 00:02:52,047
‫مارشتالشتراز

24
00:02:52,840 --> 00:02:54,717
بار و بنه‌اش هم هست

25
00:02:54,800 --> 00:02:57,553
‫مُراد قلبی مادرش
‫این بود که او,,,

26
00:02:57,636 --> 00:03:01,765
‫جوانی نجیب‌زاده و
‫ثروت‌مند را برای خود بیابد

27
00:03:03,434 --> 00:03:06,103
‫شارلت را دختری می‌دانند مطیع

28
00:03:06,187 --> 00:03:10,691
‫که فقط آنچه را می‌گوید و به کار می‌بنند
‫که از او خواسته شده

29
00:03:15,362 --> 00:03:17,781
‫- پیراموس!
‫- اون پیراموسه!

30
00:03:17,865 --> 00:03:20,492
‫همون شیری که پرده خون‌آلود به دهن گرفته؟

31
00:03:21,535 --> 00:03:24,872
‫فراو فن اشتاین، ستاره‌ای درخشان
‫در عمارت دوک کارل آگست

32
00:03:24,955 --> 00:03:26,373
‫که از عزیمت سال گذشته‌ی,,,

33
00:03:26,457 --> 00:03:29,710
‫دوست خود، که شاعری نامدار بود، به ایتالیا
‫سخت بی‌تابی می‌کرد

34
00:03:37,968 --> 00:03:40,471
‫مدئا، داره بچه‌هاش رو می‌کُشه!

35
00:03:40,554 --> 00:03:42,932
‫مدئا بچه‌هاش رو می‌کشه

36
00:03:44,642 --> 00:03:47,937
‫نخست با فرزندخوانده‌ش سردی می‌نمود

37
00:03:50,689 --> 00:03:53,067
‫شارلت تمامی زمستان را به یادگیری
‫آداب برخورد با,,,

38
00:03:53,150 --> 00:03:57,196
‫جامعه ادبا، موسیقی، و جشن‌های
‫عمارت گذارند

39
00:04:00,074 --> 00:04:04,578
‫بهار که رسید، دعوت‌نامه‌های بسیاری داشت،
‫بیشترشان را پذیرفت

40
00:04:04,662 --> 00:04:07,998
‫بسیار رقصید و در گفتگوهایی لطیف
‫حضور یافت

41
00:04:08,082 --> 00:04:11,085
‫اما زندگی او را به کجا
‫و به سوی که می‌بُرد

42
00:04:11,168 --> 00:04:14,588
‫روز اولی که این‌جا آمده بود
‫دلش قرص‌تر از حالا بود

43
00:04:17,925 --> 00:04:20,594
‫لحن نامه‌هایش تغییر کرد

44
00:04:21,845 --> 00:04:27,101
‫احترام او نسبت به جامعه اشراف به خوارشماری،
‫و ملاحضه‌کاری‌اش به تنهایی بدل شد

45
00:04:27,184 --> 00:04:29,019
‫در بهار 1788

46
00:04:29,103 --> 00:04:33,691
‫تنها یک کاپتان مجرد اسکاتلندی مانده بود
‫که محبت خود را از هر سو نثار او می‌کرد

47
00:04:33,774 --> 00:04:36,610
‫کارلین عزیز و دلبندم

48
00:04:36,694 --> 00:04:40,864
‫باید حادثه‌ی خاکسپاری دروغین
‫فراو فن ورتهازن را برایت گزارش کنم

49
00:04:41,740 --> 00:04:47,705
‫همسر جوان آقای فن ورتهازن پیر،
‫عصرگاهی در جشنی، حال خوشی داشت

50
00:04:47,788 --> 00:04:53,127
ظهر روز بعد، خبر فوت
ناگهانی او به گوش ‫همسرش رسید

51
00:04:53,627 --> 00:04:57,464
‫پیرمرد شتابان به خانه رفت و همسرش را،
‫از قرار، برای جلوگیری سرایت بیماری

52
00:04:57,548 --> 00:04:59,800
‫پیشاپیش در تابوت یافت

53
00:05:00,926 --> 00:05:03,053
‫گریست، او را در همان تابوت بسته به
‫ معرض تماشا گذاشت

54
00:05:03,137 --> 00:05:05,222
‫و سه روز بعد دفنش کرد

55
00:05:06,056 --> 00:05:11,228
‫اما خواهر او متوجه شد
‫که مارکی فن برنباخ-نامی,,,

56
00:05:11,312 --> 00:05:14,732
‫که در این چند هفته آخر با فراو فن ورتهازن
‫بسیار عیاق می‌نمود

57
00:05:14,815 --> 00:05:19,069
‫به یکباره ناپدید گشته است، همانطور
‫که نیمی از جامه‌های زن جوان!

58
00:05:19,820 --> 00:05:25,534
‫وقتی که فرار این زوج فاش گشت
‫و گور را گشودند

59
00:05:25,617 --> 00:05:27,828
‫به جای زن، عروسکی بزرگ

60
00:05:31,415 --> 00:05:33,167
‫در آن یافت شد

61
00:05:34,001 --> 00:05:37,838
‫این حادثه در پشت پرده ستایش شده

62
00:05:37,921 --> 00:05:40,257
‫ذوقی بین المللی را به نمایش می‌گذارد

63
00:05:40,341 --> 00:05:44,595
‫افزون بر این‌ها، همچون
‫گنج بادآورده‌ای از ابتکارات است

64
00:05:44,678 --> 00:05:48,515
‫که به وقت ضرورت راه فرار از ازدواجی
‫ملالت‌بار را پیش پای انسان می‌گذارد

65
00:05:48,599 --> 00:05:50,434
‫متوجه شدید؟

66
00:05:50,976 --> 00:05:53,604
‫کسی راه رو بلده؟

67
00:05:54,938 --> 00:05:56,440
‫کسی صدام رو می‌‍شنوه؟

68
00:05:59,985 --> 00:06:02,029
‫من گم شدم, شما می‌دونید میدان بازار کجاست؟

69
00:06:02,112 --> 00:06:03,822
‫البته

70
00:06:04,448 --> 00:06:06,367
‫انتهای خیابان، بپیچید به چپ

71
00:06:07,117 --> 00:06:09,703
‫از کوچه‌ی تاریکی که به
‫سمت کلیساهای قدیمی می‌ره,,,

72
00:06:09,787 --> 00:06:11,789
‫چطور ممکنه؟

73
00:06:23,967 --> 00:06:26,220
‫من از این‌ راه اومدم

74
00:06:26,303 --> 00:06:28,263
‫و حالا این‌جا ام

75
00:06:28,806 --> 00:06:29,890
‫نه، اون‌طرف

76
00:06:30,557 --> 00:06:32,601
‫- کجا؟
‫- اون طرف

77
00:06:33,143 --> 00:06:35,646
‫نه، کنارش, اون‌جا,

78
00:06:38,357 --> 00:06:40,609
‫یعنی خانم‌ها هم بلدند نقشه بخونند؟

79
00:06:41,318 --> 00:06:45,239
‫یعنی به درک استراتژیک و اراده خلاقه‌ی
‫یک مرد نیازی نیست؟

80
00:06:45,322 --> 00:06:47,658
‫شبیه به اون چیزی برای جنگ به پا کردن لازمه؟

81
00:06:50,160 --> 00:06:51,161
‫درسته

82
00:06:51,829 --> 00:06:53,914
‫اشتباه می‌کنید،
‫ما این‌جا نیستیم

83
00:06:53,997 --> 00:06:56,458
‫شما هم اشتباه می‌کنید،
‫وگرنه گم نمی‌شدید

84
00:06:56,542 --> 00:06:59,503
‫درسته, تسلیم می‌شم و گوش می‌کنم

85
00:07:00,504 --> 00:07:02,965
‫اگر اشتباه کردید،
‫شما رو مقصر می‌دونم

86
00:07:03,048 --> 00:07:04,675
‫البته اگر تونستید راه برگشت رو پیدا کنید!

87
00:07:09,721 --> 00:07:13,851
‫بانو امر کردند که خانمِ فرزند‌خوانده
‫فورا در سالن حاضر بشن

88
00:07:15,352 --> 00:07:19,273
‫اگرچه به دلیل نَبودِ عمارتی
‫باغ‌دارِ اجاره‌ای در این شهر

89
00:07:19,356 --> 00:07:23,777
‫کل فصل رو در کنار یک دارالمجانین
‫به سر خواهیم برد

90
00:07:23,861 --> 00:07:27,781
‫فرزند عزیزم، باز هم دلیل نمی‌شه
‫طوری رفتار بکنی

91
00:07:27,865 --> 00:07:31,368
‫که رهگذرها خانه‌ی ما رو با
‫اون مرکز [دیوانگان] اشتباه بگیرند

92
00:07:31,452 --> 00:07:34,997
‫و البته که اگر بانوی بلند-مرتبه‌ای مثل تو
‫باهاشون مثل کلفت آشپزخونه حرف بزنه

93
00:07:35,080 --> 00:07:38,542
‫چنین اشتباهی هم خواهند کرد

94
00:07:38,625 --> 00:07:40,836
‫مهم‌تر از همه، لولو

95
00:07:40,919 --> 00:07:46,175
‫تا وقتی که مردی جلوی خانه ایستاده،
هیچوقت با مردی که پشت خونه ایستاده لاس نزن

96
00:07:46,258 --> 00:07:48,927
‫به کاپتان بگو تشریف بیارند

97
00:08:03,233 --> 00:08:07,988
‫امکانش هست که فراولین فن لنگفلد رو
‫برای گردشی در,,,

98
00:08:08,071 --> 00:08:13,243
‫بیشه‌ی "گُلز" بیرون ببریم؟

99
00:08:13,327 --> 00:08:15,078
‫"گْهُلز" کاپتان

100
00:08:15,829 --> 00:08:18,874
‫- گِهولز؟
‫- گْهلز

101
00:08:29,009 --> 00:08:31,345
‫بهار 1788، رودل‌اشتات

102
00:08:31,428 --> 00:08:35,224
‫به لطف لولوی عزیز، بابت رهنمودش
‫در باب صحنه‌سازی مرگ

103
00:08:35,307 --> 00:08:37,935
‫برای گُریز از ازدواجی ناخواسته

104
00:08:38,018 --> 00:08:40,896
‫اما زندگی با بلویتز آن‌قدرها هم
‫بد نیست

105
00:08:40,979 --> 00:08:45,275
‫دست‌کم، این آزادی را به من می‌دهد تا به
‫زودی برای دیدن تو راهی وایمار شوم

106
00:08:46,860 --> 00:08:50,197
‫به سوگند پنهانی‌مان خیلی فکر کردم، لولو

107
00:08:50,280 --> 00:08:55,118
‫همان سوگندی که پنج سال پیش در میان
‫همهمه‌ی آبشار شاف‌هاوزن بر زبان راندیم

108
00:08:59,540 --> 00:09:02,292
‫کارلین فن بلویتز (نام خانوادگی شوهر)
‫با زادنامِ فن لنگفلد

109
00:09:02,376 --> 00:09:05,879
‫به خواهرش نوشت که چطور
‫پنج سال قبل، یعنی در می 1783،

110
00:09:05,963 --> 00:09:08,215
‫و فقط بدین منظور که شارلت بشنود

111
00:09:08,298 --> 00:09:10,551
‫نقشه‌ی زندگی آینده‌اش را بر بالای آب‌ها
‫فریاد کرده است

112
00:09:11,468 --> 00:09:14,721
‫بله، او به ازدواج با
‫فردریش فن بلویتز تن می‌دهد

113
00:09:14,805 --> 00:09:18,642
‫تا شارلت و مادرش را از نظر
‫اقتصادی در حاشیه امنی قرار دهد

114
00:09:18,725 --> 00:09:23,105
‫اما همچنان بنای آن دارد که تحت یوغ
‫ازدواج اجباری زندگی مستقلی را پی بگیرد

115
00:09:23,188 --> 00:09:26,775
‫جشن‌هایی را ترتیب دهد و پذیرای
‫هنرمندان و شاعران بزرگ باشد

116
00:09:26,858 --> 00:09:29,653
‫مهم‌تر از همه اینکه، خواهرش هرگز
‫نباید او را تنها بگذارد

117
00:09:29,736 --> 00:09:32,656
‫به روح آب خروشان قسم بخور!

118
00:09:33,490 --> 00:09:37,828
‫قسم می‌خورم! به روح آب خروشان سوگند!

119
00:09:39,162 --> 00:09:42,249
‫فقط تو می‌دانی که بلویتز
‫را تنها با وجود تو در قلبم

120
00:09:42,332 --> 00:09:45,919
‫به عوان خواهر و مونس، پذیرا خواهم شد

121
00:09:46,670 --> 00:09:51,091
‫چنین کردم، اما از آن هنگام روح
‫من از فردوسِ عشق بیرون افتاده

122
00:09:52,175 --> 00:09:56,638
‫دلتنگ تو ام، هرروز و هرروز دلتنگ تو ام

123
00:09:57,431 --> 00:10:01,435
‫و مشتاق ام تا تو و مرد
‫انگلیسی سرخ‌پوش را ببینم

124
00:10:02,185 --> 00:10:03,770
‫پی‌نوشت:

125
00:10:03,854 --> 00:10:05,897
‫ببخشید, می‌دانم که مردی اسکاتلندی‌ست

126
00:10:07,858 --> 00:10:12,738
‫اما هنگامی که کارلین در وایمار به دیدار
‫خواهرش رفت، فاجعه پیشاپیش رخ نموده بود

127
00:10:34,718 --> 00:10:36,637
‫کمی پُرس و جو کردم

128
00:10:36,720 --> 00:10:40,849
‫آقای هِرُن دیروز به برلین رفته

129
00:10:40,932 --> 00:10:44,227
‫می‌خواد به هند بره و زندگی قهرمانه‌اش رو
‫به مثابه یک سرباز پی بگیره

130
00:10:44,311 --> 00:10:48,273
‫در نامه خداحافظیش همه‌چیز رو
‫با طول و تفضیل توضیح داده بود

131
00:10:50,651 --> 00:10:53,987
‫- آدم باورش نمی‌شه!
‫- باید باورش بشه

132
00:10:54,071 --> 00:10:56,740
‫اگر باور نکنه، اون‌وقت باید
‫به دیگر حدسیات میدون بده

133
00:10:56,823 --> 00:11:00,702
‫لولو، حقیقت اینه که، جناب آقای اسکاتلندی
‫شما رو قال گذاشته

134
00:11:00,786 --> 00:11:03,664
‫شاید برات شعرهای انگلیسی قشنگ‌قشنگ
‫نوشته باشه

135
00:11:03,747 --> 00:11:07,459
‫یا بخواهد موقعی که برگشت
‫باهات دیدار بکنه، اما,,,

136
00:11:11,171 --> 00:11:13,256
‫کجا می‌ری، فرزندم؟

137
00:11:14,424 --> 00:11:17,636
‫پوزش می‌خوام, اجازه بدید برم، عمه جان

138
00:11:18,595 --> 00:11:21,598
‫باید دمی با خودم خلوت کنم، لین

139
00:11:24,351 --> 00:11:27,396
‫شارلت هنوز هم قدر خودش رو نمی‌دونه

140
00:11:27,479 --> 00:11:32,693
‫در دلبری از جامعه و عموم
‫هیچ بلندپرواز نیست

141
00:11:32,776 --> 00:11:36,238
‫این امر تحسین‌برانگیزیه،
‫اما خیلی نویدبخش نیست

142
00:11:36,321 --> 00:11:38,949
‫شاید لازم باشه که یک نفر تشویقش کنه

143
00:11:39,032 --> 00:11:40,534
‫آره

144
00:11:40,617 --> 00:11:42,744
‫این دختر حرف‌های زیادی برای گفتن داره

145
00:11:44,663 --> 00:11:47,040
‫درسته، سخنور چنان قابلی نیست

146
00:11:47,124 --> 00:11:49,209
‫بذله‌گویی برگ برنده‌ش نیست

147
00:11:49,292 --> 00:11:51,962
‫اما کردارش,,, خودش رو دست کم می‌گیره

148
00:12:06,518 --> 00:12:10,772
‫شماها اشتباه فکر می‌کنید,
‫من به خاطر کاپتان ناراحت نیستم

149
00:12:10,856 --> 00:12:13,567
‫- پس چی؟
‫- فقط خیلی خجل شدم

150
00:12:13,650 --> 00:12:18,155
‫مامان من رو فرستاد این‌جا،
‫اون‌همه لباس برای من خریدید

151
00:12:18,238 --> 00:12:21,908
‫شوهرت هم خرید، مثلا قرار بود
‫یک شوهر سرسنگین پیدا کنم

152
00:12:21,992 --> 00:12:24,911
‫اما حالا از پس نگه‌ داشتن
‫یک سرباز انگلیسی هم برنمی‌آم

153
00:12:26,997 --> 00:12:30,167
‫- یعنی او رو دوست نداشتی؟
‫- نه

154
00:12:30,250 --> 00:12:33,086
‫به خداوندی خدا، نه

155
00:12:33,170 --> 00:12:35,589
‫اما خب، زنش می‌شدم

156
00:12:35,672 --> 00:12:41,261
‫اگر رایم رو می‌زدید که «باهاش ازدواج
‫کن، بهتر از این نصیبت نمی‌شه» راضی می‌شدم

157
00:12:41,344 --> 00:12:43,513
‫ما هیچوقت همچین کاری نمی‌کنیم

158
00:12:43,597 --> 00:12:47,851
‫باید یکی رو بیابی که دوستش داری,
‫یک کسی که خوشحالت کنه

159
00:12:48,351 --> 00:12:51,772
‫- گمون نکنم من جنم عشق ورزیدن رو داشته باشم
‫- چرا؟

160
00:12:53,523 --> 00:12:57,527
‫فقط دعا می‌کنم شوهری نصیبم شه
‫که کمی شبیه پدرمون باشه

161
00:12:57,611 --> 00:12:59,446
‫عزیز من

162
00:12:59,529 --> 00:13:01,990
‫پدرمون مردی بود مستمند و علیل,
‫زمین‌گیر بود

163
00:13:02,073 --> 00:13:05,994
‫[عوضش] مهربون بود و قشنگ حرف می‌زد,,,
‫درباره همه‌چیز

164
00:13:06,077 --> 00:13:07,704
‫مردم، طبیعت,,,

165
00:13:07,788 --> 00:13:10,457
‫نه مثل آدم‌های شرور دادگاه

166
00:13:10,540 --> 00:13:14,586
‫که همه‌چیز رو قضاوت می‌کنند
‫و هر کلمه رو می‌سنجند

167
00:13:16,254 --> 00:13:20,133
‫تا حالا در وایمار مرد مجردی رو ندیدی که
‫ازش خوشت بیاد؟

168
00:13:33,480 --> 00:13:35,315
‫در روز بازگشت به خانه

169
00:13:35,398 --> 00:13:38,360
‫کارلین نامه‌ای را روی میز خواهرش یافت
‫مربوط به دو هفته‌ی پیش

170
00:13:38,443 --> 00:13:40,403
‫از طرف آقای فردریش شیلر-نامی

171
00:13:40,487 --> 00:13:44,991
‫که به شارلت گفته بود، پس از
‫دیدار نخستین‌شان پای پنجره

172
00:13:45,075 --> 00:13:50,205
‫چند مرتبه‌ای سراغ او را گرفته،
‫و می‌داند که او کی‌ست

173
00:13:50,288 --> 00:13:55,085
‫و برای دیدار دوباره
‫چشم‌به‌راه گوشه‌ی چشمی است

174
00:13:58,004 --> 00:14:00,590
‫کارلین بدون درنگ پاسخی
‫برای او نوشت

175
00:14:09,015 --> 00:14:12,853
‫آقای فردریش شیلر، وایمار، آم فرانپلن

176
00:14:15,772 --> 00:14:18,358
اقای شیلر عزیز، شما مرا نمی‌شناسید

177
00:14:18,441 --> 00:14:22,362
‫اما من یادداشتی را که برای خواهرم فرستادید
‫روی میز یافتم

178
00:14:22,445 --> 00:14:24,906
‫و به خود اجازه دادم تا آن را بخوانم

179
00:14:25,782 --> 00:14:30,871
‫به نظر من هر دوی شما با هم خواهید ساخت

180
00:14:30,954 --> 00:14:33,039
‫اندکی نگران خواهر کوچکم هستم

181
00:14:33,123 --> 00:14:35,292
‫می‌توانی کمی از او مراقب کنی؟

182
00:14:35,375 --> 00:14:37,794
‫فراو فن اشتاین،
‫رخصت می‌خواهم,,,

183
00:14:37,878 --> 00:14:41,131
‫تا فراولین لنگفند را، همراه دختران جوان،
‫و البته در موافقت با شروط شما

184
00:14:41,214 --> 00:14:42,883
‫به گردش عصرگاهی ببرم

185
00:14:42,966 --> 00:14:45,719
‫به او نگو که من برایت نامه‌ای نوشتم

186
00:14:45,802 --> 00:14:50,390
‫اما اگر خواستی می‌توانی در رودل‌اشتات
‫با ما دیدار کنی

187
00:14:50,473 --> 00:14:52,893
‫مادرمان، که کنار من
‫و شوهرم زندگی می‌کند

188
00:14:52,976 --> 00:14:57,147
‫از دیدن شاعری نامی چون شما،
‫که نمایشنامه‌ی "دزدان"ش

189
00:14:57,230 --> 00:15:01,568
‫او را اندکی نیز بدنام ساخته، مشعوف خواهد شد

190
00:15:01,651 --> 00:15:03,987
‫رودل‌اشتات به فاصله سفری یک روزه
‫در جنوب این ناحیه واقع شده است

191
00:15:04,070 --> 00:15:07,073
‫و دوک‌نشینی کوچک و باصفاست

192
00:15:07,157 --> 00:15:09,117
‫می‌توانید به آن‌‍جا بیایید و
‫باخود شور و حالی بیاورید

193
00:15:09,200 --> 00:15:11,244
‫منبت‌کاریه،چاپ برجسته

194
00:15:11,328 --> 00:15:14,414
‫اجازه می‌ده کنتراست بیشتر
‫و فضاهای تیره‌ بزرگ‌تر بشن

195
00:15:16,666 --> 00:15:21,129
‫شارلت، به این حروف
‫نگاه کن، دیدوئه، مال فرانسه‌ست

196
00:15:21,212 --> 00:15:23,006
‫خیلی شفافه

197
00:15:26,760 --> 00:15:28,219
‫نگاه کن

198
00:15:30,013 --> 00:15:32,015
‫انقلابی به پا کرد, شفافیتش
‫باعث می‌شه راحت‌تر خونده بشه

199
00:15:32,766 --> 00:15:34,976
‫بعد از چاپ این‌شکلی می‌شه

200
00:15:36,102 --> 00:15:40,607
‫خیال کن یک روز همه سواددار می‌شدند،
‫می‌فهمیدند و کتاب می‌خریدند

201
00:15:40,690 --> 00:15:41,691
‫و دست‌شون به کتاب می‌رسید

202
00:15:41,775 --> 00:15:44,653
‫اون روز که بیاد کتاب‌ها در دسترس
‫همه قرار می‌گیرند

203
00:15:44,736 --> 00:15:46,780
‫ایده‌ها همگانی می‌شدن

204
00:15:47,447 --> 00:15:49,491
‫حتی فکرش رو هم که
‫می‌کنم از خود بی‌خود می‌شم!

205
00:15:50,408 --> 00:15:55,038
‫به گمونم بشریت از طریق دانش و
‫سیاحت در زیبایی راستین متحول خواهد شد!

206
00:15:55,121 --> 00:15:59,542
‫ما، شارلت، من و تو، در طی
‫عمرمون شاهد دنیای جدیدی خواهیم بود

207
00:15:59,626 --> 00:16:03,713
‫کُتت پاره شده، این‌جاش هم هست

208
00:16:03,797 --> 00:16:05,632
‫بده‌ش به من تا رفوش کنم

209
00:16:07,050 --> 00:16:10,470
‫دفعه دیگه می‌آرمش

210
00:16:12,430 --> 00:16:13,556
‫بدرود

211
00:16:21,606 --> 00:16:23,692
‫- خانم کارتون دارن
‫- چی شده؟

212
00:16:23,775 --> 00:16:26,569
‫یک نامه از ایتالیا رسیده، از طرف گُته

213
00:16:26,653 --> 00:16:27,988
‫"آقای فن گُته"

214
00:16:28,071 --> 00:16:30,532
‫- کی؟
‫- امروز بعد از ظهر که بیرون بودید

215
00:16:43,128 --> 00:16:45,046
‫دیگه برنمی‌گرده

216
00:16:45,839 --> 00:16:47,757
‫دیگه برنمی‌گرده پیش من

217
00:16:52,679 --> 00:16:55,056
‫بیرون, بیرون!

218
00:17:03,440 --> 00:17:06,192
‫شاید همین تجارب بود
‫که این احساس را در شارلت به وجود آورد

219
00:17:06,276 --> 00:17:09,863
‫که ایثار و دل‌شکستگی
‫در بزرگ‌ترین دلدادگی‌ها گنجیده اند

220
00:17:09,946 --> 00:17:14,242
‫و اینکه عشقی ناکام، فرد دل‌شکسته
‫را با هاله‌ای از زیبایی می‌آراید

221
00:17:15,160 --> 00:17:18,538
‫او همیشه مادرخوانده‌اش را دوست نمی‌داشت

222
00:17:18,621 --> 00:17:23,293
‫اما او را بابت مشقاتی که از برای دوست
‫برجسته‌ش، گته، به جان خریده بود می‌ستود

223
00:17:23,376 --> 00:17:26,921
‫اینک موسیقی تراژدی را می‌شنید

224
00:17:27,005 --> 00:17:30,759
‫این است تراژدی عشق، تراژدی ازدواج

225
00:17:30,842 --> 00:17:32,469
‫که انگار به او می‌گفت

226
00:17:32,552 --> 00:17:37,515
‫تو برای احساسات شگرفی از این
‫دست ساخته نشده ای، شارلت فن لنگفلد کوچک

227
00:17:44,564 --> 00:17:47,567
‫تابستان 1788، رودل‌اشتات

228
00:17:55,742 --> 00:17:57,786
‫کِی می‌رسه؟

229
00:17:57,869 --> 00:18:01,164
‫فردا بعد از ظهر، اگر کالسکه
‫وقت‌شناس باشه

230
00:18:01,247 --> 00:18:05,502
‫- کجا ساکن می‌شه؟
‫- لولو یک اتاق در ولکشدت براش کرایه کرده

231
00:18:05,585 --> 00:18:09,130
‫وقتی که به دیدنمون بیاد،
‫هرروز آمدنش رو از اون دوردورها می‌بینیم

232
00:18:10,590 --> 00:18:12,509
‫چه گردش دلپذیری

233
00:18:15,178 --> 00:18:18,848
‫هرچقدر که دست‌مون تنگ‌تر می‌شه

234
00:18:18,932 --> 00:18:22,185
‫اسم و رسم‌مون بیشتر گل می‌کنه

235
00:18:24,270 --> 00:18:28,108
‫عزیزم، درباره موضوع شیلر
‫چیز جدیدی به خاطرت رسیده؟

236
00:18:28,191 --> 00:18:29,192
‫آره

237
00:18:29,275 --> 00:18:33,947
‫به واسطه‌ی نمایشنامه انقلابی
‫معروفش درباره "دزدان" شورشی

238
00:18:34,030 --> 00:18:35,657
‫آوازه‌ش از خودش جلو زده،
‫اون هم به ناحق

239
00:18:35,740 --> 00:18:36,991
‫ناحق؟

240
00:18:37,075 --> 00:18:40,120
‫یک مرد جوانه با تب و تاب فزاینده، درست

241
00:18:40,203 --> 00:18:44,290
‫اما جای نگرانی نیست،
‫شاعره و بسیار هم متشخص

242
00:18:44,374 --> 00:18:46,960
‫روزی دو مرتبه بندازیدش تو [رود] زاله
‫تا از تب و تاب بیفته

243
00:18:47,043 --> 00:18:50,004
‫و حواس‌تون باشه چرخ [بحث] تاریخی-سیاسی رو
‫به چرخش نندازه

244
00:18:50,088 --> 00:18:52,632
‫که اون‌موقع دیگه هیچکس جلودارمون نیست

245
00:18:52,715 --> 00:18:56,553
‫اما در عوض خوش‌رفتارترین عزیزکرده‌ی
‫دخترانته

246
00:19:09,065 --> 00:19:10,692
‫چی شده؟

247
00:19:11,568 --> 00:19:15,864
‫ممکنه توقع زیادی از ما داشته باشه,
‫اگه حوصله‌ش سررفت چی؟

248
00:19:15,947 --> 00:19:20,076
‫نگران نباش, بگذارید برسه تا ببینیم چی می‌شه

249
00:19:20,743 --> 00:19:25,373
‫به‌ش می‌آد صبح به صبح برامون نامه بنویسه
‫و بگه کی منتظرش باشیم

250
00:19:25,456 --> 00:19:27,584
‫می‌خواد تا ظهر کار کنه

251
00:19:27,667 --> 00:19:32,380
‫پس باید اوایل بعد از ظهر منتظرش
‫باشیم و راه رفتنش رو کنار رودخانه بپاییم

252
00:19:34,299 --> 00:19:38,595
‫ببینیم چقدر طول می‌کشه
‫از دم پل تا این‌جا بیاد

253
00:19:38,678 --> 00:19:39,762
‫از حالا شروع شد

254
00:19:40,263 --> 00:19:43,016
‫خیلی کُنده,
‫شیلر یک‌جور دیگه راه می‌ره

255
00:19:43,099 --> 00:19:45,185
‫خیلی خوب، یک قدری از زمان
‫می‌کاهیم

256
00:19:45,268 --> 00:19:48,605
‫همچین که دیدیم داره می‌‌آد
‫چند تا کتاب جدید می‌گذاریم روی میز

257
00:19:48,688 --> 00:19:49,856
‫و اون‌طرف

258
00:19:49,939 --> 00:19:51,191
‫هرروز کتاب‌های متفاوت

259
00:19:51,274 --> 00:19:54,027
‫اگر هوا خوب بود،
‫می‌نشینیم تو باغ و می‌نوشیم

260
00:19:54,110 --> 00:19:56,362
‫مامان گفته بریم جلوی خونه پیشوازش

261
00:19:56,446 --> 00:20:00,200
‫- چرا؟
‫- آخه از خونه خود‌ش خجالت می‌کشه

262
00:20:00,283 --> 00:20:02,202
‫خونه‌ی ما بوی شوهرم رو می‌ده

263
00:20:04,287 --> 00:20:05,788
‫نگاه کن، الان باید کنار پل باشه

264
00:20:05,872 --> 00:20:07,707
‫کلی وقت داری تا کلاه‌گیس بگذاری

265
00:20:07,790 --> 00:20:10,710
‫- من که اصلا کلاه‌گیس نمی‌گذارم
‫- یا گونه‌های سرخت رو نیشگون بگیری

266
00:20:13,338 --> 00:20:15,632
‫اون‌وقت الان باید کجا باشه؟

267
00:20:15,715 --> 00:20:18,384
‫- کنار نیمکت
‫- می‌تونه ببیندمون

268
00:20:18,468 --> 00:20:20,136
‫از پای پنجره برو کنار

269
00:20:23,473 --> 00:20:25,934
‫- نباید بفهمه منتظر بودیم!
‫- نه

270
00:20:26,017 --> 00:20:30,063
‫نهایتا پشتت رو بکن سمتش, از دیدنش
‫خوشحال ایم، اما قرار نیست بال‌بال بزنیم

271
00:20:30,146 --> 00:20:32,398
‫زن‌ها نباید مثل شیر ترشیده خودشون
‫رو به کسی عرضه کنند، خب؟

272
00:20:32,482 --> 00:20:33,900
‫لاته؟

273
00:20:39,739 --> 00:20:41,908
‫ببخشید، شما رو با کسی اشتباه گرفتم

274
00:20:41,991 --> 00:20:44,744
‫این‌قدر ترش‌رو نباشید، آقای شیلر

275
00:20:44,827 --> 00:20:46,162
‫تشریف آورد

276
00:20:46,246 --> 00:20:48,456
‫اما لولو این‌جاست، نه لاته

277
00:20:48,539 --> 00:20:50,833
‫- یک روز زود تشریف آوردید!
‫- می‌دونم

278
00:20:50,917 --> 00:20:52,835
‫این‌قدر بدعنق نباش

279
00:21:07,850 --> 00:21:09,352
‫ممنون

280
00:21:09,435 --> 00:21:12,522
‫اتاق ولکشدت چطوره؟ خوبه؟

281
00:21:12,605 --> 00:21:15,024
‫بله, گرچه یک روز زود آمدم

282
00:21:15,108 --> 00:21:17,694
‫آدم‌های نازنینی ان، قهوه هم نوشیدم

283
00:21:17,777 --> 00:21:19,946
‫عجیبه که تاریخ‌ها رو اشتباه کردم

284
00:21:20,029 --> 00:21:21,906
‫بله، عجیبه

285
00:21:25,243 --> 00:21:27,787
‫حالا باید شما رو به مادرمون معرفی کنیم

286
00:21:28,454 --> 00:21:31,958
‫مخصوصا که دقت رنگ‌ها فوق العاده‌ست

287
00:21:32,959 --> 00:21:34,627
‫این اولین جلد از,,,

288
00:21:34,711 --> 00:21:38,256
‫نوشته‌های جنگل‌پروری
‫مرحوم هر فن لنگفلده

289
00:21:38,756 --> 00:21:40,300
‫فی الحال پیش-نسخه‌اش چاپ شده

290
00:21:40,383 --> 00:21:42,802
‫نمونه چاپی رو اصلاح کردیم

291
00:21:42,885 --> 00:21:46,014
‫و کار مقابله با دست‌نوشته‌های اصلی هم
‫صورت گرفت

292
00:21:46,097 --> 00:21:47,849
‫این دست‌خط پدرتونه؟

293
00:21:49,392 --> 00:21:50,393
‫بسیار پُرشوره!

294
00:21:50,476 --> 00:21:54,147
‫نیمی از تن همسرم بعد از سکته
‫فلج شد

295
00:21:55,398 --> 00:21:59,902
‫بعد از اون به ناچار با دست چپ می‌نوشت

296
00:21:59,986 --> 00:22:02,113
‫این شورمندی از اون‌جا می‌آد

297
00:22:03,239 --> 00:22:05,950
‫گاهی نمی‌شه این خرچنگ‌قورباغه‌ها رو خواند

298
00:22:06,909 --> 00:22:11,831
‫عزیزم، مسئله خانوادگیه, خواهش می‌کنم

299
00:22:20,590 --> 00:22:22,342
‫شما در خونه روبرویی ساکنید، خانم؟

300
00:22:22,425 --> 00:22:25,345
‫نه, اما در منزل دامادم
‫پذیرای مهمانان هستم

301
00:22:25,428 --> 00:22:28,431
‫او این‌جا نیست, برلینه

302
00:22:28,514 --> 00:22:31,184
‫از بعد از فوت همسرم، یعنی بیش
‫از ده سال پیش

303
00:22:31,267 --> 00:22:34,854
‫میانه‌روی راه خودش رو
‫به زندگی ما گشود

304
00:22:34,937 --> 00:22:36,689
‫آقای فن بلویتز ثروت‌منده؟

305
00:22:36,773 --> 00:22:38,941
‫از خانواده ثروت‌مندی می‌آد

306
00:22:39,025 --> 00:22:43,029
‫و الان هم به عنوان خزانه‌دار شاهزاده
‫شوارزبورگ از موقعیت خوبی برخورداره

307
00:22:43,112 --> 00:22:45,573
‫و به همین زودی‌ها عضو
‫هیئت رایزنان سلطنتی می‌شه

308
00:22:45,656 --> 00:22:48,785
‫و بله، از اون‌جایی که ممکنه
‫ظنِّی به دل راه بدید

309
00:22:49,327 --> 00:22:54,707
‫نمی‌شه گفت که موقعیت فوق‌العاده‌ی ایشون،
‫در ازدواج او و دخترم خللی به وجود آورده

310
00:23:00,797 --> 00:23:05,468
‫بله، بسیار شفیقه، اما
‫نه سلیقه داره و نه پول

311
00:23:05,551 --> 00:23:07,470
‫مثل گداهاست

312
00:23:07,970 --> 00:23:12,725
‫لولو، من نفرستادمت عمارت وایمار
‫که برای خودت یک شاعر آسمون‌جل پیدا کنی

313
00:23:13,226 --> 00:23:16,229
‫- یه کم از خواهرت یاد بگیر
‫- لازم نکرده

314
00:23:16,312 --> 00:23:18,564
‫مردک آس و پاسه

315
00:23:19,524 --> 00:23:22,944
‫شاید دندون طمعش رو تیز کرده که
‫این‌جا چیزی به‌ش بماسه

316
00:23:23,027 --> 00:23:26,072
‫نکنه عمدا همچین خیالی
‫به سرش انداختی، شارلت؟

317
00:23:26,155 --> 00:23:30,034
‫من نیازی ندارم دروغ ببافم تا
‫طعمه دندون‌گیری بشم، مامان

318
00:23:31,035 --> 00:23:34,622
‫دیگه عالم و آدم می‌دونن که ما
‫از تو بشقاب طلا غذا نمی‌خوریم

319
00:23:35,665 --> 00:23:39,665
‫شفقت آقای شیلر، که من اجازه دارم
‫ازش بهره‌مند بشم، حسابگرانه نیست [و دِلیه]

320
00:23:42,338 --> 00:23:46,426
‫او شاعر بزرگیه و من افتخار می‌کنم
‫که پیش‌مون می‌مونه

321
00:23:46,509 --> 00:23:49,011
‫و به چشم دوست نگاهش می‌کنم

322
00:23:50,680 --> 00:23:53,015
‫ببخشید، عزیزم

323
00:23:53,099 --> 00:23:57,645
‫فراموش کردم زخم روحت چقدر تازه‌ست

324
00:23:58,187 --> 00:24:01,649
‫- مامان، ایشون فرانسوی حرف می‌زنه
‫- بله، فرانسوی حرف می‌زنم

325
00:24:02,358 --> 00:24:04,819
‫چرا که فرانسوی,,,

326
00:24:07,697 --> 00:24:09,365
‫زبانِ [عصر] روشنگریه

327
00:24:11,784 --> 00:24:14,787
‫«نور با به دنیا بیاور»
‫حرف دوران نوین همینه

328
00:24:14,871 --> 00:24:17,290
‫بزرگ‌ترین دستاورد روشنگری

329
00:24:17,373 --> 00:24:21,127
بهره‌برداری رایگان طبیعت
و منابع حیات‌بخش اونه

330
00:24:21,210 --> 00:24:23,337
‫از این منظر، همسر شما، به عنوان
‫جنگل‌بانِ شاهزاده

331
00:24:23,421 --> 00:24:25,673
‫مشعل این فرایند به حساب می‌آن

332
00:24:25,756 --> 00:24:28,634
‫او با چشمانی شُسته، به
مواهب طبیعت نگریست

333
00:24:28,718 --> 00:24:31,512
‫شهرت کُنت فن لنگفلد با
‫پادشاه پروس پهلو می‌زنه

334
00:24:31,596 --> 00:24:37,185
‫همسر من کُنت نبود و نیازی هم
‫به چرب‌زبانی نیست

335
00:24:38,060 --> 00:24:42,523
‫دوست دارم آینده دخترم رو
‫بس درخشان ببینم، آقای شیلر

336
00:24:43,566 --> 00:24:45,693
‫بله، قابل درکه

337
00:24:45,776 --> 00:24:48,154
‫وقتی که همسرم مُرد

338
00:24:48,237 --> 00:24:51,699
‫شارلت هرروز ازم می‌پرسید، هشت سالش هم
‫بیشتر نبود

339
00:24:51,782 --> 00:24:54,076
‫که «مامان، الان دیگه فقیر شدیم؟»

340
00:24:54,160 --> 00:24:59,248
‫من هم می‌گفتم «یعنی بین قفر یک آدم
‫معمولی و خودمون فرقی نمی‌گذاری؟»

341
00:25:00,082 --> 00:25:05,254
‫هروقت فقط یکی از دوازده دست سرویس نهارخوری
‫26-تکه‌مون باقی مونده بود یعنی فقیر شدیم

342
00:25:05,338 --> 00:25:08,341
‫هروقت که مجبور شدیم
‫تو خونه‌ای زندگی کنیم که هرکدوم‌مون

343
00:25:08,424 --> 00:25:11,844
‫فقط یک اتاق داشتیم و تنها
‫سه خدمت‌کار، یعنی فقیر شدیم»

344
00:25:11,928 --> 00:25:14,263
‫همچین حرفی به‌ش زدم

345
00:25:14,347 --> 00:25:15,932
‫حالا چطور؟

346
00:25:16,599 --> 00:25:19,018
‫حالا چی برامون مونده؟

347
00:25:19,101 --> 00:25:20,895
‫خانه‌ی پشتی

348
00:25:21,771 --> 00:25:26,901
‫آقای شیلر، دخترهای من لایق
‫یک زندگی آسوده ان

349
00:25:35,493 --> 00:25:37,286
‫ایتالیا

350
00:25:38,955 --> 00:25:40,081
‫بله

351
00:25:43,709 --> 00:25:45,461
‫اون‌جاست

352
00:25:46,379 --> 00:25:47,797
‫من که اون‌جا نخواهم رفت

353
00:25:53,177 --> 00:25:55,096
‫داره برمی‌گرده

354
00:25:56,305 --> 00:26:00,810
‫وقتی که فراو فن اشتاین رو در وایمار
‫ترک کردم، آخرین نامه او از مِران رسیده بود

355
00:26:12,530 --> 00:26:16,993
‫هرروز بعدازظهر دو خواهر، من رو تا
‫بیرون شهر، بالای پلِ روی رود زاله، می‌بردند

356
00:26:17,076 --> 00:26:20,663
‫و بعد از اون هم، برای باقی عصر، به منزل‌شون

357
00:26:20,746 --> 00:26:23,499
‫و به دو ایزدبانوی رود می‌مانستند,,,

358
00:26:23,583 --> 00:26:27,336
‫در آستانه‌ی دروازه بهشتی که
‫روزی به سوی من نیز گشوده می‌شد

359
00:26:29,714 --> 00:26:34,510
‫روی خودمون اسم‌های رمزی گذاشتیم،
‫به قول فرانسوی‌ها، اسامی جنگی

360
00:26:34,594 --> 00:26:37,513
‫شارلت "خرد" بود و کارلین هم "سوز"

361
00:26:41,892 --> 00:26:47,023
‫ببحشید، ویلهلم، می‌دونم که به‌ت قول دادم
‫اگر برام یک زن با جهاز 12000 تالری پیدا کنی

362
00:26:47,106 --> 00:26:51,611
‫یک تراژدی و چند تا شعر پیش من داری

363
00:26:51,694 --> 00:26:53,613
‫اما حالا شادمان ام و گیج

364
00:26:53,696 --> 00:26:56,115
‫این دو خواهر نیز پولی ندارند

365
00:26:56,198 --> 00:26:57,950
‫اما همچنان، تابستان و این رودخانه,,,

366
00:26:58,034 --> 00:27:00,870
‫اگر بدون شاهکار [هنری]،
‫اما با دو شعله درون قلبم بازگردم

367
00:27:00,953 --> 00:27:03,664
‫مرا خواهی بخشید؟

368
00:27:15,217 --> 00:27:16,344
‫هاپو!

369
00:27:19,221 --> 00:27:21,390
‫- کمک! کمک!
‫- داره غرق می‌شه!

370
00:27:21,474 --> 00:27:23,851
‫- کمک!
‫- خدایا، داره غرق می‌شه

371
00:27:23,934 --> 00:27:25,645
‫- کجا؟
‫- کمک!

372
00:27:27,271 --> 00:27:28,522
‫داره غرق می‌شه

373
00:27:32,443 --> 00:27:33,819
‫- شنا بلده؟
‫- کمک

374
00:27:33,903 --> 00:27:35,154
‫شنا بلدی؟

375
00:27:36,822 --> 00:27:37,907
‫نه

376
00:27:38,908 --> 00:27:40,493
‫یالا

377
00:27:50,169 --> 00:27:52,963
‫بیا این‌جا، بیا پیش من

378
00:28:07,978 --> 00:28:09,772
‫- شیلر!
‫- ایدا!

379
00:28:13,150 --> 00:28:14,735
‫بچه!

380
00:28:16,362 --> 00:28:17,905
‫دارمت!

381
00:28:18,447 --> 00:28:20,282
‫- از این‌ور!
‫- بچه رو بگیر!

382
00:28:20,366 --> 00:28:22,868
‫- بگیرش!
‫- دستش رو بگیر!

383
00:28:24,995 --> 00:28:27,123
‫فریتز، من اینجا ام!

384
00:28:27,206 --> 00:28:28,749
‫فریتز!

385
00:28:32,795 --> 00:28:33,879
‫گرفتمت!

386
00:28:36,465 --> 00:28:37,883
‫ادامه بده!

387
00:28:44,724 --> 00:28:46,392
‫ایدا!

388
00:28:48,978 --> 00:28:50,563
‫ایدا ماری!

389
00:28:57,737 --> 00:29:00,489
‫می‌بریمت خونه، جفت‌مون باهم

390
00:29:03,659 --> 00:29:05,995
‫باید لباس‌هات رو دربیاری

391
00:29:06,078 --> 00:29:08,789
‫- من خوب ام
‫- باید گرم بشی

392
00:29:11,208 --> 00:29:13,836
‫مسخره‌بازی درنیار، خودت رو به کشتن می‌دی

393
00:29:34,231 --> 00:29:36,108
‫گرم نگه‌ش دار

394
00:30:25,449 --> 00:30:28,160
‫"//" یعنی شیلر

395
00:30:28,244 --> 00:30:32,248
‫از اجرای خیرخواهانه "مثلث"،
که تو باشی، قدردانی می‌کنه

396
00:30:32,331 --> 00:30:34,041
‫و "دایره"، تو هستی

397
00:30:34,124 --> 00:30:38,504
‫درسته, "در 27م ماه گذشته"

398
00:30:38,587 --> 00:30:42,508
‫که یعنی دیروز, تمام تاریخ‌ها، به
اضافه یک ماه و منهای دو روز، هستند

399
00:30:42,591 --> 00:30:44,385
‫امروز 30مه

400
00:30:44,468 --> 00:30:48,180
‫و او از اجرای خیرخواهانه
‫ما قدردانی می‌کنه

401
00:30:48,264 --> 00:30:52,101
‫- دوباره دو ممیز (//)
‫- یعنی او

402
00:30:52,184 --> 00:30:54,103
‫امید به تکرار این اجرا داره,

403
00:30:54,186 --> 00:30:56,856
‫اما هنرمندان تور هنری را
‫به بعد موکول کرده اند

404
00:30:56,939 --> 00:30:59,608
‫و به نظر می‌رسد که
‫نمایش مجدد نیاز به شکیبایی دارد,

405
00:31:24,174 --> 00:31:25,926
‫دایره‌ها، مثلث‌ها

406
00:31:26,552 --> 00:31:28,304
‫رمزیه

407
00:31:28,387 --> 00:31:30,890
‫برای رمزگشایی به نامه‌های بیشتری
‫نیاز داریم

408
00:31:30,973 --> 00:31:33,601
‫مشکلی نیست, روزی دو تا از این‌ها
‫به دست‌شون می‌رسه

409
00:31:33,684 --> 00:31:36,896
‫سعی می‌کنم نمادها رو به یاد بسپرم
‫تا نامه بعدی برسه

410
00:31:36,979 --> 00:31:40,065
‫شاید دخترهات تا اون‌‌موقع رمز رو تغییر بدند

411
00:31:40,149 --> 00:31:43,235
‫این مزخرفات چیه؟
‫نکنه همه دیوانه شدند؟

412
00:31:43,319 --> 00:31:45,571
‫حرارت، خانم، مراقب باشید

413
00:31:45,654 --> 00:31:47,323
‫- مزخرفات
‫- نباید بو ببرند

414
00:31:58,667 --> 00:32:01,253
‫"// عزیز,,,

415
00:32:02,671 --> 00:32:05,174
‫اجرا در آن وقت,,,"

416
00:32:05,257 --> 00:32:06,967
‫یعنی امروز

417
00:32:07,051 --> 00:32:10,512
‫"به بعد موکول شده,,,

418
00:32:10,596 --> 00:32:13,766
‫چرا که قشون به سنگرها بازگشته بودند

419
00:32:13,849 --> 00:32:16,936
‫بازیگران,,,"
‫یک دایره و یک مثلث بکش,,,

420
00:32:17,019 --> 00:32:19,313
‫که یعنی ما دو تا

421
00:32:19,396 --> 00:32:23,609
‫"برای اجرای مجدد مجبور
‫به یافتن مکانی تازه شدند"

422
00:32:30,074 --> 00:32:31,825
‫این هم از ما

423
00:32:31,909 --> 00:32:34,286
‫اکنون هر سه آن‌ها یکی می‌شدند

424
00:32:34,370 --> 00:32:39,708
‫و همانگونه که مادلن دو سکودری وصف
‫کرد، سه شیوه‌ی دستیابی را مرور می‌کردند

425
00:32:39,792 --> 00:32:42,795
‫اون‌قدری جون داری که با جفت ما کنار بیایی؟

426
00:32:42,878 --> 00:32:44,296
‫مزاحمت که نیستیم؟

427
00:32:44,380 --> 00:32:47,508
‫ما که تازه رسیدیم، چطور مزاحمش شدیم؟

428
00:32:51,095 --> 00:32:53,472
‫نخست: آیرونی

429
00:32:53,555 --> 00:32:56,809
‫دوم: بازشناسی احساسات واقعی

430
00:32:56,892 --> 00:33:00,020
‫سوم: صداقت پایان‌ناپذیر

431
00:33:00,896 --> 00:33:04,274
‫مظنون، پس از نجات جان
یک نفر، لرز سختی داره

432
00:33:04,358 --> 00:33:05,317
‫<i>یک</i>

433
00:33:05,401 --> 00:33:06,986
‫عجب فرصت مناسبی

434
00:33:07,069 --> 00:33:09,196
‫سرجوخه، بازش کن

435
00:33:09,279 --> 00:33:11,490
‫متهم باید دست به دعا بشه

436
00:33:11,573 --> 00:33:15,369
‫تا این‌جا به چیزی ورای از متون فاضلانه،
‫مثلا نامه‌های عاشقانه معطر

437
00:33:15,452 --> 00:33:18,372
‫دست پیدا نکنیم

438
00:33:21,834 --> 00:33:24,420
‫شورش هلند

439
00:33:24,503 --> 00:33:26,839
‫بعد از اینکه برگشتی به باغ،
‫این رو هم برامون می‌خونی؟

440
00:33:26,922 --> 00:33:28,257
‫حتما

441
00:33:28,757 --> 00:33:31,885
‫این‌جا هوا خفه‌ست,
‫بگذار پنجره رو باز کنم

442
00:33:33,262 --> 00:33:36,682
‫این چی چیه؟
‫مادام فن کالب؟

443
00:33:36,765 --> 00:33:38,183
‫<i>دو</i>

444
00:33:38,267 --> 00:33:40,060
‫مگه او متاهل نیست؟
‫اشتباه می‌کنم؟

445
00:33:40,144 --> 00:33:43,272
‫- متاهله
‫- زن آقای فن کالبه دیگه؟

446
00:33:44,773 --> 00:33:46,066
‫که این‌طور

447
00:33:47,443 --> 00:33:49,445
‫"ارباب ارجنمد جواب,,,"

448
00:33:50,529 --> 00:33:53,032
‫لولا، بیا، تو این‌یکی رو بخون

449
00:33:57,453 --> 00:34:00,414
‫در نگاه اول که نشانی
‫از سبک‌سری نیست

450
00:34:02,166 --> 00:34:04,418
‫درباره ادبیاته

451
00:34:06,045 --> 00:34:07,880
‫مال تو چطور؟

452
00:34:10,007 --> 00:34:12,342
‫بریم سراغ  بعدی

453
00:34:14,887 --> 00:34:16,263
‫این خوبه؟

454
00:34:16,346 --> 00:34:17,639
‫لولو

455
00:34:18,474 --> 00:34:20,267
‫مادام فن کالب به نامه‌ای استناد کرده

456
00:34:20,350 --> 00:34:23,479
‫که تو، آقای شیلر، از قرار معلوم
‫به دوستت کُرنر نوشتی

457
00:34:23,562 --> 00:34:25,814
‫در ادامه نقل قولی کرده:

458
00:34:26,398 --> 00:34:29,151
‫«تو زنی می‌خواهی وظیفه‌شناس,,,»

459
00:34:29,234 --> 00:34:34,156
‫و بعد «در پیوند ابدی نباید
‫هیچ اشتیاقی را دخیل کرد»

460
00:34:34,239 --> 00:34:38,744
‫کُرنر بچه‌ی خوبیه,
‫مرتب به من انگ سستی می‌زد

461
00:34:38,827 --> 00:34:40,245
‫می‌خواستم خیالش رو راحت کنم

462
00:34:40,329 --> 00:34:42,081
‫فراو فن کالب از کجا خبردار شده؟

463
00:34:42,164 --> 00:34:45,459
‫وقتی که این نامه رو برای کُرنر می‌نوشتم،
‫او هم حاضر بود

464
00:34:45,542 --> 00:34:48,295
‫- حاضر بود؟
‫- حسابی به‌م متلک گفت

465
00:34:48,378 --> 00:34:51,131
‫دقیقا چه جنس رابطه‌ای با فراو فن کالب داری؟

466
00:34:51,215 --> 00:34:52,800
‫انگ؟ یالا ببینم

467
00:34:53,342 --> 00:34:56,678
‫- شوهرش از من به نیکی یاد می‌کنه
‫- به خاطر روی هم ریختن با زنش؟

468
00:34:56,762 --> 00:34:59,431
‫دوست داره زنش رو در انجمن‌های
‫برجسته ببینه

469
00:34:59,515 --> 00:35:01,350
‫درسته

470
00:35:01,433 --> 00:35:04,812
‫در دادگاه می‌گن که هر فن کالب بر
‫دوستی همسرش با شیلر صحه می‌گذاره

471
00:35:04,895 --> 00:35:06,605
‫دوستی؟

472
00:35:06,688 --> 00:35:10,692
‫اما این تاییدیه ضمنی در دردگاه
‫از سنگینی این بی‌نزاکتی کم نمی‌کنه

473
00:35:10,776 --> 00:35:12,945
‫من هم بخشودگی نخواستم

474
00:35:13,779 --> 00:35:17,825
‫و به دادگاه وایمار هم اهمیتی نمی‌دم,
‫از دنیای من به دوره

475
00:35:17,908 --> 00:35:21,787
‫آیرونی، دلبری،
‫من برای این کارها زیادی ساده ام

476
00:35:21,870 --> 00:35:25,707
‫ساده نیستی, روراستی, این‌ها با هم فرق دارن

477
00:35:26,208 --> 00:35:27,376
‫<i>سوم</i>

478
00:35:29,044 --> 00:35:32,631
‫لولو، من که باور نمی‌کنم تو هوای رقیق
‫وایمار رو دوست داشته باشی

479
00:35:32,714 --> 00:35:35,134
‫حتی اگر اون‌جا آشنا شده باشیم

480
00:35:35,717 --> 00:35:39,638
‫یعنی می‌گی هر اونچه به جانِ
‫ما، به طبع و طبیعت ما می‌نشینه

481
00:35:39,721 --> 00:35:41,890
‫مثل یک ملودی زیبا نیست؟

482
00:35:41,974 --> 00:35:45,686
‫و این نیاز مادی نیست که ما رو
‫به دنیای نُت‌های فالش می‌کشونه؟

483
00:35:45,769 --> 00:35:49,273
‫دروغ‌ها، نقش بازی کردن
‫غیرطبیعی در دادگاه,,,

484
00:35:49,773 --> 00:35:51,650
‫آدم در چنین جامعه‌ای خفه می‌شه

485
00:35:51,733 --> 00:35:56,405
‫طولی نمی‌کشه تا دیگه نفهمیم چه احساسی داریم
‫و چه می‌خواهیم

486
00:35:57,948 --> 00:36:00,242
‫آثار پشیمانی درش بروز کرد!

487
00:36:01,451 --> 00:36:04,913
‫آدمی مثل من، حداقل انتظاراتش
‫رو از زندگی برآورده می‌کنه

488
00:36:05,664 --> 00:36:09,543
‫کارلین، شارلت،
‫من هر دوی شما رو دوست دارم

489
00:36:11,253 --> 00:36:13,839
‫و نمی‌تونم ترک کردن شما رو
‫متصور بشم

490
00:36:13,922 --> 00:36:15,591
‫ببخشید

491
00:37:00,219 --> 00:37:01,720
‫بفرمایید

492
00:37:03,889 --> 00:37:05,224
‫عصر به خیر

493
00:37:07,226 --> 00:37:09,102
‫کارلین

494
00:37:11,980 --> 00:37:13,148
‫مامان

495
00:37:16,568 --> 00:37:20,322
‫باید حرف بزنیم, همین حالا

496
00:37:24,243 --> 00:37:28,288
‫تو همین‌جا بمون, بعدا حرف می‌زنیم,
‫بجنب، کارلین

497
00:37:33,001 --> 00:37:38,006
‫حالا دیگه مردی که پله‌هاش رو چنان
‫روشن می‌کنه که استخوان‌های آدم بشکنه هم,,,

498
00:37:38,090 --> 00:37:39,967
‫برای من نامه می‌نویسه

499
00:37:40,050 --> 00:37:42,302
‫بس کن، درد می‌گیره

500
00:37:43,512 --> 00:37:45,138
‫چی شده؟
‫چه اتفاقی افتاده؟

501
00:37:45,222 --> 00:37:48,475
‫- خانم افتادند؟
‫- آره, اما نیازی به تو نیست, بیرون، بیرون

502
00:37:57,359 --> 00:38:01,321
‫تو برلین به گوشش رسیده،
‫خدا می‌دونه راسته یا نه

503
00:38:01,405 --> 00:38:04,950
‫اما خیالی نیست، آقای شیلر خونه‌ی ما مهمونه

504
00:38:05,033 --> 00:38:09,288
‫و حالا هم که او نیست، حال و هوای این‌جا
‫خوشه

505
00:38:09,371 --> 00:38:11,707
‫از من خواسته تا به‌ت یادآوری کنم

506
00:38:11,790 --> 00:38:14,293
‫که حواست هم به تاهل و هم به آبروت باشه

507
00:38:14,376 --> 00:38:17,629
‫- چرا به خودم ننوشته؟
‫- فرانسوی حرف بزن، کارلین

508
00:38:18,880 --> 00:38:22,384
‫دلم نمی‌خواد این حرف‌ها بیفته تو دهن
‫خدمت‌کارها!

509
00:38:22,467 --> 00:38:23,927
‫پنجره رو ببند

510
00:38:27,431 --> 00:38:30,309
‫چه بازی‌های بچگانه‌ای که درنمی‌آری!

511
00:38:30,392 --> 00:38:33,812
‫نامه‌های رمزی،
‫و اون نمایش مسخره با روبنده,,,

512
00:38:33,895 --> 00:38:37,899
‫که دو روز پیش در خونه‌ی
‫موسیو شیلر در ولکشدت به‌ پا کردید

513
00:38:38,900 --> 00:38:42,070
‫فضاحت عمومیی که هفته پیش
‫سر اون بچه‌ و رودخانه راه انداختید

514
00:38:42,154 --> 00:38:45,657
‫که به گوش هر کس و ناکسی در
‫رودل‌اشتات رسید، حتی خانواده‌ی شاهزاده

515
00:38:45,741 --> 00:38:48,994
‫چه کار باید می‌کردیم؟
‫می‌گذاشتیم بچه غرق بشه؟

516
00:38:49,077 --> 00:38:51,872
‫- موسیو شیلر!
‫- موسیو شیلر!

517
00:38:51,955 --> 00:38:54,708
‫این موسیو شیلر خیلی,,,

518
00:38:56,585 --> 00:38:57,586
‫بله؟

519
00:38:58,086 --> 00:39:03,008
‫کارلین، ازدواج تو با فردریش فن بلویتز بود
‫که ما رو نجات داد

520
00:39:03,091 --> 00:39:08,180
‫ما، یعنی من و خواهرت، هیچوقت
‫فراموش نمی‌کنیم, می‌دونم به‌ت سخت گذشته

521
00:39:08,263 --> 00:39:11,516
‫چون این ازدواج نه از سر
‫عشق، که از سر نیاز مادی بود

522
00:39:12,517 --> 00:39:14,519
‫من خودم دختر جوان خوشبختی بودم

523
00:39:14,603 --> 00:39:16,730
‫چون اجازه داشتم از سر
‫عشق با پدرت ازدواج کنم

524
00:39:16,813 --> 00:39:19,066
‫من هیچی از پول سرم نمی‌شه

525
00:39:20,275 --> 00:39:22,194
‫اما می‌گن یکسری از ازدواج‌های مادی

526
00:39:22,277 --> 00:39:24,404
‫از ازدواج‌های
‫عاشقانه هم بهتر درآمدند

527
00:39:24,488 --> 00:39:27,908
‫البته درباره‌ی تو، شوربختانه این‌طور نشد

528
00:39:27,991 --> 00:39:31,787
‫من و خواهرت تا ابد مدیون تو هستیم

529
00:39:32,496 --> 00:39:33,955
‫نه، من,,,

530
00:39:34,039 --> 00:39:36,458
‫اگه بخوای کف تالارتون رو با زانوی لخت
‫می‌شوریم و می‌سابیم

531
00:39:38,543 --> 00:39:43,382
‫به‌ت بدهکاریم!
‫اما ازدواجت رو به خطر ننداز

532
00:39:45,842 --> 00:39:49,721
‫وگرنه هر سه نفرمون به گدایی می‌افتیم!

533
00:39:50,514 --> 00:39:51,765
‫نه

534
00:39:58,980 --> 00:40:01,817
‫می‌دونم از این ازدواج دلخوری

535
00:40:02,317 --> 00:40:05,487
‫شوهرت یک فیل اهریمنیه

536
00:40:06,238 --> 00:40:07,989
‫و مطلقا از زن‌ها چیزی نمی‌دونه

537
00:40:09,408 --> 00:40:11,827
‫افزون بر این، یک دو جین بچه هم می‌خواد

538
00:40:11,910 --> 00:40:16,164
‫اما همه‌ش به خاطر اینه که در غیر این صورت
‫از ارث پدری محروم می‌شه

539
00:40:16,248 --> 00:40:18,667
‫هم بله هم نه

540
00:40:18,750 --> 00:40:21,753
‫فقط این نیست،
‫من رو به ستوه می‌آره

541
00:40:28,718 --> 00:40:30,470
‫اما طلاق

542
00:40:31,346 --> 00:40:36,143
‫اگر که به‌ش فکر کرده باشی،
‫مطلقا جای چک و چونه نداره

543
00:40:37,227 --> 00:40:41,523
‫خواهرت در وایمار سخت خوار و خفیف شد

544
00:40:42,023 --> 00:40:46,820
‫دوباره کار دستش نده,
‫نگذار به شیلر نزدیک‌ بشه

545
00:40:48,530 --> 00:40:53,368
‫به هنگام عاشقی، چیره گشتن بر مشکلات
‫اهمیت زیادی دارد

546
00:40:54,453 --> 00:40:58,623
‫دو خواهر و آن مرد جوان، به مانند
‫سه ضلع یک مثلث بودند

547
00:40:58,707 --> 00:41:00,459
‫فرستادن نامه‌های رمزی را
‫ادامه دادند

548
00:41:00,542 --> 00:41:03,628
‫و روز به روز بیشتر به خراب‌کارها
‫شباهت یافتند

549
00:41:03,712 --> 00:41:07,215
‫نزد ایشان، آقای فن بلویتزِ غایب، حکم دشمنی
‫نامرئی را داشت

550
00:41:07,299 --> 00:41:09,843
‫که سر و کله‌اش به زودی پیدا می‌شد

551
00:41:09,926 --> 00:41:16,224
‫شیلر که روزی دو نامه برای خواهران می‌فرستاد
‫مسرورانه هر دو دستش را به کار می‌گرفت

552
00:41:16,308 --> 00:41:20,520
‫او که از ایجاد هرگونه رقابت میان آن‌ها
‫جلوگیری می‌کرد

553
00:41:20,604 --> 00:41:23,398
‫همان خطوط را برای هر دو می‌فرستاد

554
00:41:23,482 --> 00:41:27,027
‫می‌نوشت که آن‌ها موجودی را
‫برگزیده اند

555
00:41:27,110 --> 00:41:31,907
‫که سلامتی‌اش هر بهار و پاییز با خطر
‫جدی روبرو می‌شود

556
00:41:33,658 --> 00:41:39,080
‫و اینکه حالا از لحاظ طبی، از آب،
‫یعنی عنصر ایزدبانوان رودخانه، پرهیز دارد

557
00:41:39,164 --> 00:41:42,042
‫و همان‌طور که مستحضر اند، نمی‌تواند شنا کند

558
00:41:42,125 --> 00:41:46,588
‫و اینکه ظرف دو روز بهبود می‌یابد و در
‫همان توطئه‌سرا، چشم‌انتظار آن دو خواهد بود

559
00:41:48,006 --> 00:41:49,341
‫بیایید

560
00:41:49,925 --> 00:41:51,009
‫بیایید

561
00:41:51,092 --> 00:41:54,012
شارلت، وایمار که بودیم اون
‫طرح حروف دیدو رو یادته؟

562
00:41:54,095 --> 00:41:56,515
‫این حروف بدترکیب آلمانی رو ببین

563
00:41:56,598 --> 00:41:58,934
‫چاپ فرانسوی خیلی پیشرفته‌تره

564
00:41:59,601 --> 00:42:02,229
‫ما هنوز تو دوران جنگ سی‌ساله موندیم!

565
00:42:05,607 --> 00:42:07,359
‫اخباری رسید

566
00:42:07,442 --> 00:42:09,736
‫احتمال آن می‌رفت که دو خواهر
‫و مادرشان وارث ارثیه چشمگیر,,,

567
00:42:09,819 --> 00:42:15,951
‫یک تاجر بسیار متمول باتاویایی شوند
‫که از دنیا رفته بود

568
00:42:17,369 --> 00:42:20,121
‫مردی که نه تنها یک تاجر بسیار کامیاب

569
00:42:20,205 --> 00:42:24,834
‫که از متخصصان برجسته
‫مطالعات درباره میمون‌های جنگل بود

570
00:42:25,502 --> 00:42:29,548
‫کارلین و شارلت برای
‫پول مد نظر نقشه‌ها کشیدند

571
00:42:29,631 --> 00:42:33,969
‫و بنا را بر یک زندگی خوش سه نفر
‫به همراهی شیلر گذاشتند

572
00:42:38,515 --> 00:42:42,060
‫یک روز من هم یک کتاب می‌نویسم،
‫درباره عشقی که میون ما سه نفر بود

573
00:42:42,143 --> 00:42:45,689
‫و اسمش رو می‌گذارم "زیر آبشار"

574
00:42:55,198 --> 00:42:57,742
‫لولو، باید یک نقشه بکشیم

575
00:42:57,826 --> 00:42:59,911
‫ارثیه باتاویا رو به مادر می‌سپریم

576
00:42:59,995 --> 00:43:03,582
‫به شرطی که ازش برای ساختن یک
‫خونه جدید استفاده کنه

577
00:43:03,665 --> 00:43:05,625
‫وایمار بهترین جاست,
‫خودش هم دوست داره همه‌ش اون‌جا باشه

578
00:43:05,709 --> 00:43:07,502
‫- تنهایی؟
‫- شاید همراه کنبل

579
00:43:07,586 --> 00:43:08,587
‫آخه از او خوشش نمی‌آد

580
00:43:08,670 --> 00:43:10,589
‫اما فقط به خاطر اینکه او,,,

581
00:43:10,672 --> 00:43:14,467
‫الان اون‌جا چخبره؟
‫یعنی چه؟

582
00:43:14,551 --> 00:43:16,177
‫نظرش با این عوض می‌شه

583
00:43:18,680 --> 00:43:20,849
‫تا وقتی که [مادر] خونه‌ی پشتی
‫رو خالی کنه

584
00:43:20,932 --> 00:43:24,352
‫بعد تو می‌آیی پیش من و
‫شیلر هم هروقت که بخواد پیش‌مونه

585
00:43:24,436 --> 00:43:27,105
‫وضعیت من با فراو فن اشتاین چی؟

586
00:43:27,188 --> 00:43:29,733
‫گته ممکنه هروقتی برگرده

587
00:43:30,775 --> 00:43:32,861
‫جوری تکون خوردم و متاثر شدم
‫که به عمرم نشده بودم

588
00:43:34,404 --> 00:43:37,282
‫دوستش دارم، همون‌جور که تو داری

589
00:43:39,409 --> 00:43:42,829
‫بغلم کن، نگذار برم،
‫از وایمار بیزارم

590
00:43:47,375 --> 00:43:49,628
‫چطور جمع-شدن-هامون رو
‫توجیه کنیم؟

591
00:43:49,711 --> 00:43:53,298
‫شوهرت با یک آزاداندیش، یا یک رقابت
‫مردانه کنار نمی‌آد

592
00:43:53,381 --> 00:43:56,509
‫باید بلویتز رو قانع کنیم
‫که [شیلر] رقیبش نیست

593
00:43:57,636 --> 00:44:00,513
‫و اینکه شیلر یکی از ما رو برگزیده

594
00:44:03,391 --> 00:44:04,809
‫من از هیچ کاری دریغ نمی‌کنم

595
00:44:04,893 --> 00:44:08,063
‫شما دو نفر ازدواج کنید تا عشق سه نفرمون
‫رو نجات بدید

596
00:44:09,272 --> 00:44:11,149
‫مامان همچین اجازه‌ای می‌ده؟

597
00:44:14,569 --> 00:44:16,988
‫جالبه، اما,,,

598
00:44:24,245 --> 00:44:25,747
‫بیا

599
00:44:25,830 --> 00:44:27,749
‫- تیزه
‫- آره، اما بوی خوبی داره

600
00:44:42,597 --> 00:44:44,432
‫خانم، به خودتون مسلط باشید

601
00:44:48,645 --> 00:44:52,774
‫ما این‌جا بزرگ شدیم,
‫پدرم که مُرد مجبور شدیم بفروشیم

602
00:44:53,441 --> 00:44:56,903
‫چند سال پیش مالک جدید ورشکسته شد
‫و رفت

603
00:44:56,986 --> 00:44:59,280
‫بهار بود که خانه خاکستر شد

604
00:44:59,364 --> 00:45:02,117
‫خبرش رو شنیدیم،
‫اما به چشم ندیده بودیم

605
00:45:05,787 --> 00:45:11,543
‫مامان، با ارثیه باتاویایی می‌تونی
‫این‌جا رو بخری و بازسازی کنی

606
00:45:11,626 --> 00:45:14,879
‫- اون‌وقت کی توش زندگی کنه؟
‫- خودت

607
00:45:14,963 --> 00:45:18,091
‫من؟ تنهایی؟

608
00:45:28,560 --> 00:45:29,811
‫اون‌جا

609
00:45:30,562 --> 00:45:32,313
‫بیایید، بیایید این‌جا

610
00:45:35,984 --> 00:45:37,777
‫فایده نداره, پُر از بوته‌ست

611
00:45:37,861 --> 00:45:40,739
‫برگردید, برمی‌گردیم اون‌جا,

612
00:45:41,489 --> 00:45:42,741
‫همین‌جا خوبه

613
00:45:42,824 --> 00:45:46,745
‫من راستی راستی دلبسته‌ی کنبل ام,
‫اما اصلا احساسات نداره

614
00:45:46,828 --> 00:45:51,499
‫یعنی اگر بخوام به زور 10 تا گیلاس شراب
‫به بستر خودم بیارمش یاد همین می‌افتم

615
00:45:52,709 --> 00:45:55,462
‫مادام، ببخشید ها، اما ایشون
‫برای شما زیادی پیره

616
00:45:58,590 --> 00:46:00,675
‫شوهرم هم خیلی از خودم بزرگ‌تر بود

617
00:46:00,759 --> 00:46:04,596
‫اما خب به قول معروف مرد خیلی خوبی بودند,
‫باهوش و بامزه

618
00:46:16,274 --> 00:46:17,692
‫پیانو اون‌جا بود

619
00:46:22,238 --> 00:46:24,282
‫تابلوی پاپا این‌جا

620
00:46:30,413 --> 00:46:32,332
‫اتاق ما طبقه بالا بود

621
00:46:35,794 --> 00:46:37,712
‫میز نهارخوری این‌‍جا نبود؟

622
00:46:39,798 --> 00:46:43,635
‫شیلر، تو هم فکر می‌کنی خانم‌ها مایل اند
‫پشت به خانه بنشینند؟

623
00:46:43,718 --> 00:46:45,553
‫بله، قطعا پشت به خانه

624
00:46:59,651 --> 00:47:02,028
‫می‌دونم چه نقشه‌ای دارید

625
00:47:03,279 --> 00:47:06,825
‫می‌خواهید از شر من و ارثیه
‫راحت بشید

626
00:47:19,838 --> 00:47:21,297
‫ <i>Motschekiebchen,</i>
‫[پینه‌دوز]

627
00:47:22,924 --> 00:47:24,384
‫ببخشید؟

628
00:47:24,467 --> 00:47:26,761
‫<i>Motschekiebchen,</i>
‫این‌جا این‌جوری صداشون می‌کنند

629
00:47:27,262 --> 00:47:29,347
‫- <i>Motschekiebchen,</i>
‫- پینه‌دوز

630
00:47:29,430 --> 00:47:31,891
‫- <i>Motschekiebchen,</i>
‫- پینه‌دوز

631
00:47:36,771 --> 00:47:42,026
‫هوا که این‌جوری می‌شد مامانم همیشه
‫می‌گفت که «سوئدی‌ها دارن می‌آن»

632
00:47:42,110 --> 00:47:43,736
‫«سوئدی‌ها دارن می‌آن»

633
00:47:43,820 --> 00:47:45,780
‫جالبه

634
00:47:45,864 --> 00:47:48,116
‫مردم گرفتار همچین چیزی بودن

635
00:47:48,199 --> 00:47:52,287
‫سوئدی‌ها و یورش‌هاشون
‫که با آتش سنگین شروع می‌شد

636
00:47:52,370 --> 00:47:54,956
‫چه دورانی بود، جنگ سی‌ساله

637
00:47:55,039 --> 00:47:58,251
‫بعد از "شورش در هلند"
‫درباره‌ش می‌نویسم

638
00:47:58,334 --> 00:48:01,087
‫اما خیلی تنبل شدم،
‫حالا حالا کار داره

639
00:48:01,170 --> 00:48:03,381
‫تنبل نبودی، حواست جای دیگه بود

640
00:48:03,464 --> 00:48:04,716
‫و خب بیمار هم بود

641
00:48:04,799 --> 00:48:08,720
‫اون‌قدر بیمار که باید روزی دو تا نامه
‫برای هرکدوم‌تون می‌نوشت

642
00:48:08,803 --> 00:48:11,055
‫حالا بگو ببینم، جناب شیلر،
‫کی قراره برای ما,,,

643
00:48:11,139 --> 00:48:14,976
‫معنای دو ممیز و مثلث و
‫دایره رو روشنگری بکنی؟

644
00:48:16,853 --> 00:48:20,565
‫اسامی؟ کسانی که می‌شناسیم؟
‫با دلواپسی منتظر راه چاره ایم

645
00:48:20,648 --> 00:48:25,737
‫کنبل، ما خبرچین‌های دادگاه نیستیم
‫که نقشه بچینیم و قایم-باشک بازی کنیم

646
00:48:25,820 --> 00:48:29,407
‫در خانواده ما دل و زبان همه یکیه
‫و چیزی از کسی پوشیده نیست

647
00:48:29,490 --> 00:48:32,201
‫فقط باید یاد گرفت که چطور
‫از دل هم باخبر بشیم

648
00:48:32,827 --> 00:48:35,330
‫حالا داریم دَمی در کنار خانه قدیمی‌مون
‫خوش می‌گذرونیم

649
00:48:35,413 --> 00:48:40,627
‫اگرچه غم‌انگیزه، اما همین نزدیکی به کودکی
‫و پدرمون دلگرم‌کننده‌ست

650
00:48:41,586 --> 00:48:44,297
‫لطفا مهربان باشید و این عیش رو
‫ضایع نکنید

651
00:48:45,381 --> 00:48:50,453
‫آه، شباهنگام چه احساس خوبی دارم

652
00:48:51,054 --> 00:48:53,848
‫شباهنگام

653
00:48:53,932 --> 00:48:59,604
‫<i>- وقتی که ناقوس‌ها زنگ آسودگی می‌زنند
‫- آه، شباهنگام چه احساس خوبی دارم

654
00:49:14,035 --> 00:49:16,496
‫یادته؟ اون بالا اتاق بازی‌مون بود

655
00:49:16,579 --> 00:49:19,332
‫یک دایه هم داشتیم,
‫مامان، اسمش چی بود؟

656
00:49:19,415 --> 00:49:20,875
‫- فردریش
‫- درسته

657
00:49:20,959 --> 00:49:24,170
‫انداختیمش تو گنجه و فراموشش کردیم

658
00:49:26,089 --> 00:49:27,882
‫شما خونه خوبی داشتید، شیلر؟

659
00:49:29,884 --> 00:49:31,386
‫کوچک بود

660
00:49:31,469 --> 00:49:35,640
‫اون‌قدری فرصت برات نمی‌گذاشت
‫که بخوای به فکر خوشحالی بیفتی

661
00:49:35,723 --> 00:49:38,226
‫نگاه که می‌کنم، اون‌وقت‌ها احساس می‌کردم
‫که جای خوبیه

662
00:49:38,309 --> 00:49:41,187
‫عجبیه، نگاه که می‌کنم،
‫قدیم‌ها انگار همه چی خوب بود

663
00:49:42,313 --> 00:49:45,984
‫انگار که آدم برای استعداد عجیبی
‫در گول زدن خودش داره

664
00:49:46,067 --> 00:49:50,196
‫گاهی مغلوب این میل می‌شم
‫که برگردم وورتمبرگ

665
00:49:50,279 --> 00:49:52,699
‫از منعی که دوک علیه‌م گذاشته
‫خیلی می‌گذره

666
00:49:52,782 --> 00:49:54,534
‫دقیقا چند وقت شده؟

667
00:49:55,618 --> 00:49:58,454
‫شش سال پیش مجبور شدم
‫از زادگاهم فرار کنم

668
00:50:01,124 --> 00:50:05,086
‫بابت سوالم پوزش می‌خوام،
‫عجب بی‌ملاحظه ام

669
00:50:06,129 --> 00:50:09,007
‫بوی آشفتگی می‌آد

670
00:50:09,090 --> 00:50:13,094
‫آره، تابستون داره رخت برمی‌بنده
‫و به ما می‌گه

671
00:50:13,177 --> 00:50:15,221
‫«از من به خوبی یاد کنید»

672
00:50:17,098 --> 00:50:19,767
‫شارلت؟ شارلت فن لنگفلد؟

673
00:50:20,351 --> 00:50:21,519
‫بله؟

674
00:50:25,815 --> 00:50:28,276
‫یک پیام از میلادی براتون رسیده

675
00:50:42,832 --> 00:50:45,793
‫من فورا می‌رم کُخبرگ، تا به فراو فن اشتاین
‫بپیوندم

676
00:50:45,877 --> 00:50:48,796
‫گُته برگشته و گفته که
‫فردا می‌رسه

677
00:50:49,964 --> 00:50:51,215
‫گته برگشته؟

678
00:50:51,299 --> 00:50:54,218
‫- اصرار کن تا اواخر آگست برگرده
‫- پس تکلیف کلاه‌ها چی می‌شه؟

679
00:50:54,302 --> 00:50:59,348
‫- اواخر تابستون بهترین موقعه
‫- کلاه‌ها و چمدون قرمز به دست‌تون رسیده؟

680
00:51:01,476 --> 00:51:04,562
‫هدیه رو برای مادم فن
‫اشتاین بسته‌بندی کردید؟

681
00:51:04,645 --> 00:51:06,481
‫بسته‌بندی کردید؟

682
00:51:07,815 --> 00:51:10,943
‫و لباس‌های مجلسی، لباس‌های مجلسی شارلت,,,

683
00:51:12,153 --> 00:51:14,906
‫- شْونکه، مطمئنی؟
‫- بله، خانم، مطمئن ام

684
00:51:21,370 --> 00:51:22,622
‫من رو ببخش

685
00:51:22,705 --> 00:51:26,125
‫- بسته‌بندی کردی؟
‫- بله خانم، کلاه‌ها رو بسته‌بندی کردم

686
00:51:27,835 --> 00:51:30,463
‫به‌م اعتماد کن، همه‌چی
‫طبق نقشه‌مون از کار درمی‌آد

687
00:51:30,546 --> 00:51:34,133
‫- خانم
‫- آدم ممکنه فراموش بکنه,,,

688
00:51:37,011 --> 00:51:40,098
‫- ای پدر ما که در آسمان‌هایی
‫- به همسرت سلام برسون

689
00:51:40,181 --> 00:51:41,974
‫- کی‌ می‌رسه؟
‫- فردا بعد از ظهر

690
00:52:04,038 --> 00:52:06,124
‫آماده که شدی، شمع‌ها رو خاموش کن و
‫برو بخواب

691
00:52:06,207 --> 00:52:07,667
‫چشم خانم

692
00:52:09,919 --> 00:52:11,462
‫تو هم همین‌طور, شب خوش

693
00:52:21,055 --> 00:52:23,850
‫برو بخواب، ویلهلم,
‫کاری باهات ندارم

694
00:52:24,809 --> 00:52:26,853
‫شمع رو هم با خودت ببر

695
00:52:31,065 --> 00:52:32,567
‫شب خوش

696
00:52:41,576 --> 00:52:44,579
‫- برم خونه؟
‫- الان دیگه خیلی دیره

697
00:52:46,998 --> 00:52:50,334
‫لطفا چیزی رو که گذاشتم روی میز بخون

698
00:52:50,418 --> 00:52:52,837
‫مقدمه‌ی رمان خودمه

699
00:52:52,920 --> 00:52:55,089
‫دوست دارم رک باشی و راست

700
00:53:14,442 --> 00:53:17,069
‫کمی نوشیدنی درست می‌کنم
‫تا راست‌تر هم بشی

701
00:53:17,153 --> 00:53:20,865
‫دستورش مال مادرمه،
‫که اون هم از مادرش به ارث برده و الی آخر,,,

702
00:53:24,285 --> 00:53:27,413
‫هرکس از این بنوشه، راستی رو بدون لکنت
‫بیان می‌کنه

703
00:54:01,822 --> 00:54:05,159
‫ابتدا مادرم می‌خواست دستور
‫رو در وصیت‌نامه‌ش بنویسه

704
00:54:05,826 --> 00:54:09,747
‫اما طی یک چُرت عصرگاهی از دهنش پرید،
‫و من هم نوشتمش

705
00:54:09,830 --> 00:54:14,001
‫هیچ چیز خاصی هم درش نیست،
‫فقط بحث اندازه‌ست

706
00:54:15,002 --> 00:54:17,421
‫تو با این راز چه خواهی کرد؟

707
00:54:17,505 --> 00:54:21,968
‫- می‌سپاریش به بچه‌هات؟
‫- من بچه‌ای نخواهم داشت، خودم حس می‌کنم

708
00:54:22,051 --> 00:54:25,972
‫اما اگر قرار بود تو داشته باشی،
‫فریتز، می‌سپردم‌شون به اون‌ها

709
00:54:26,055 --> 00:54:29,100
‫- البته اگه بچه‌های خوبی باشن
‫- بچه‌ها,,,

710
00:54:29,183 --> 00:54:30,768
‫تا حالا به‌شون فکر نکردم

711
00:54:30,851 --> 00:54:32,436
‫دوست دارم فریتز صدات کنم

712
00:54:32,520 --> 00:54:36,691
‫اسم شوهرم فردریشه،
‫امشب دوست ندارم اسم او رو به زبون بیارم

713
00:54:45,741 --> 00:54:48,327
‫حالا بگو ببینم به نظرت چطوره؟

714
00:54:51,789 --> 00:54:54,125
‫شگفت‌آوره،
‫ساده اما عمیق

715
00:54:54,208 --> 00:54:57,670
‫تنها ایرادات، یکسری جزئیات ریزه که
‫با خط ناخوانا یادداشت کردم

716
00:54:57,753 --> 00:55:01,132
‫نثر محشری داری، کارلین,
‫همکاران مردت رو شگفت‌زده خواهی کرد

717
00:55:01,215 --> 00:55:02,842
‫رُک و راست

718
00:55:05,261 --> 00:55:08,973
‫نباید خیلی به این تعریف و تمجید فکر کنم

719
00:55:33,247 --> 00:55:38,711
‫برو وایمار پیش شارلت,
‫ازش خواستگاری کن، این‌جوری خوشبخت می‌شی

720
00:55:41,922 --> 00:55:44,133
‫پس مثلث‌مون چی می‌شه؟

721
00:55:47,094 --> 00:55:52,141
‫به لولو گفتم خواهرم رو از دست نمی‌دم،
‫و یک برادر هم به دست می‌آرم

722
00:55:53,267 --> 00:55:55,269
‫پس خودمون چی؟

723
00:55:57,688 --> 00:55:59,648
‫من از تو دست نمی‌کشم

724
00:56:00,483 --> 00:56:02,234
‫و به قدردانی از تعریف و تمجدیدت

725
00:56:02,318 --> 00:56:05,696
‫امشب می‌خوام به دوستیمون ژرفای بیشتری
‫ببخشم

726
00:56:06,530 --> 00:56:08,240
‫اما,,,

727
00:56:40,815 --> 00:56:44,568
‫لباسم رو درنمی‌آرم,
‫شوهرم هر آن ممکنه سربرسه

728
00:56:44,652 --> 00:56:48,906
‫اگر گفته که بعد از ظهر این‌جاست،
‫حتما صبح می‌رسه

729
00:56:48,989 --> 00:56:50,491
‫همیشه کارش همینه

730
00:57:00,042 --> 00:57:02,336
‫خیلی خوب, بله؟

731
00:57:02,420 --> 00:57:08,134
‫بجنبید، خانم, مادرتون امروز
‫همسرتون رو در کالسکه-سرا دیده

732
00:57:08,217 --> 00:57:10,928
‫این رو پنهانی برای من فرستاده

733
00:57:11,011 --> 00:57:14,682
‫- یعنی به چیزی مشکوک شده؟
‫- مادرتون گفتند که کدر به نظر می‌رسید

734
00:57:14,765 --> 00:57:15,766
‫نه

735
00:57:25,025 --> 00:57:27,653
‫کدر؟
‫آخه این کلمه رو از کجاش درآورده!

736
00:57:34,743 --> 00:57:36,704
‫نگاه کن, نگاه کن,,,

737
00:57:37,705 --> 00:57:39,415
ماییم

738
00:57:55,431 --> 00:57:58,350
‫- دارم دردت می‌آرم؟
‫- نه، نه

739
00:58:00,394 --> 00:58:03,731
‫خیلی کیف می‌ده

740
00:58:32,676 --> 00:58:35,804
‫ولش کن، می‌گذره

741
00:58:57,368 --> 00:59:01,372
‫عشق من، حالا رهام کن
‫تا بتونی برگردی

742
00:59:01,455 --> 00:59:02,540
‫کِی؟

743
00:59:03,624 --> 00:59:05,209
‫کِی؟

744
00:59:18,889 --> 00:59:20,724
‫- همسرم کجاست؟
‫- خوابیدند

745
00:59:20,808 --> 00:59:22,726
‫صبر کن، می‌رم پهلوش

746
00:59:22,810 --> 00:59:25,896
‫در خانه پشتی در اتاق خواهرشون خوابیدند

747
00:59:25,980 --> 00:59:28,774
‫یعنی این‌قدر دلتنگ شارلته؟

748
01:00:10,190 --> 01:00:13,360
‫«دیشب، و یا امروز صبح،
‫رشته امور بیرون از دستان من بود

749
01:00:13,444 --> 01:00:17,698
‫و عصر امروز به یک نهار دیرهنگام
‫دعوت شده ام، از طرف رنگمان

750
01:00:17,781 --> 01:00:19,450
‫که این‌جا به مداوای من می‌پرداخت

751
01:00:19,533 --> 01:00:22,786
‫اما بعد، دزدانه سوی تو می‌آیم

752
01:00:24,872 --> 01:00:29,126
‫نه، التماست می‌کنم که امروز و چند روز دیگر
‫از خانه‌ی ما دور بمانی

753
01:00:29,209 --> 01:00:32,630
‫اما یکشنبه بعد این‌جا دعوتی، چون آن‌موقع

754
01:00:32,713 --> 01:00:36,967
‫اگر همه‌ی نشانه‌ها را درست بخوانم،
‫با مردی دیدار خواهی کرد

755
01:00:37,051 --> 01:00:39,970
‫که تا الان از تو کناره می‌گرفت»

756
01:00:58,405 --> 01:01:02,368
‫- گمونم گفت «دنیا»
‫- نه، گفت «پهنا»

757
01:01:03,077 --> 01:01:04,995
‫باید یک لب‌خوان استخدام کنی

758
01:01:13,837 --> 01:01:17,091
‫شیلر طوری فراک می‌پوشه
‫انگار از رو یک تپه کود پیداش کرده

759
01:01:18,258 --> 01:01:21,804
‫- گرچه ارزون هم نبود
‫- اما دست-دوم بود

760
01:01:22,346 --> 01:01:23,931
‫یعنی یک‌دونه جدید براش بخرم؟

761
01:01:24,014 --> 01:01:27,518
‫شعرا، هر لباسی هم که تن‌شون کنی،
‫باز هم شبیه گداهان

762
01:01:27,601 --> 01:01:31,397
‫سر کیسه رو کمی شل کن,
‫هرچی نباشه، نابغه ان

763
01:01:39,613 --> 01:01:41,573
‫شاهزاده!

764
01:01:47,955 --> 01:01:51,792
‫این دو نفر از برجسته‌ترین
‫افراد دوران ما اند

765
01:01:51,875 --> 01:01:54,545
‫آن هنگام که دو شاعر
‫برای نخستین بار دیدار کردند

766
01:01:54,628 --> 01:01:57,881
‫آفتاب نمناک اواخر تابستان
‫روی رود زاله می‌درخشید

767
01:01:57,965 --> 01:02:00,050
‫شیلر اگرچه می‌لرزید

768
01:02:00,134 --> 01:02:03,554
‫و گوته پُرگویی می‌کرد تا
‫یخی را که میان‌شان بود آب کند

769
01:02:03,637 --> 01:02:09,143
‫او که جوان‌تر بود می‌انگشات که
‫مقابل چهره‌ای سنگی ایستاده

770
01:02:13,856 --> 01:02:17,151
‫شارلت، که همراه با فراو فن اشتاین
‫برای یک روز به رودل‌اشتات آمده بود

771
01:02:17,234 --> 01:02:21,155
‫خواهرش را با گفتن «بهترین روز عمرش هم نبود»
‫ترک کرد

772
01:02:21,238 --> 01:02:26,243
‫بعد از این، باید مراقبش باشیم و
‫وقتی که تنهاست دستش رو بگیریم

773
01:02:26,326 --> 01:02:28,245
‫کارلین موافقت کرد

774
01:02:28,328 --> 01:02:31,415
‫همان بعد از ظهر
‫گُته به دلیل امر مهمی

775
01:02:31,498 --> 01:02:34,460
‫به همراهی
‫کنبل و مادام اشتاین راهی وایمار شد

776
01:02:48,849 --> 01:02:51,143
‫پس حال و هوایی به جا ماند

777
01:02:51,226 --> 01:02:56,106
‫که احساس طردشدگی و عدم-طردشدگی را
‫در شیلر نهادینه می‌کرد

778
01:02:56,190 --> 01:02:58,650
‫گستاخی دادگاه‌های تفتیش عقاید

779
01:02:58,734 --> 01:03:02,529
‫تنها از نامردمی‌های هنگام
‫اجرای احکام عقب می‌ماند

780
01:03:03,906 --> 01:03:09,620
‫با درآمیختن امر دهشتناک و مضحک، دلرحمی را
‫زیر ریشخندگیری و خوارشماری مدفون کردند

781
01:03:09,703 --> 01:03:12,456
‫مجرم تحت اصول خاصی به سوی اعدام‌گاه خود
‫هدایت می‌شد

782
01:03:12,539 --> 01:03:15,167
‫و درفشی سرخ راه را به او می‌نمایاند

783
01:03:15,250 --> 01:03:17,711
‫در تمام این فرایند، زنگ
‫ناقوس‌ها به گوش می‌رسید

784
01:03:17,795 --> 01:03:20,464
‫نخست، کشیش با لباده‌اش می‌آمد

785
01:03:20,547 --> 01:03:25,969
‫و به دنبال او، گناهکار در جامه‌ای
‫زرد که به دیوهای سیاه منقش گشته بود

786
01:03:26,762 --> 01:03:29,515
‫و بر سرش نیز کلاهی کاغذی داشت

787
01:03:29,598 --> 01:03:33,393
‫پُشت به قربانی:
‫شمایل عیسی بر صلیب

788
01:03:33,477 --> 01:03:36,396
‫و او دیگر انتظار رستگاری نداشت

789
01:03:36,480 --> 01:03:41,485
‫جسم فانی او در آتش [هیزم‌ها]
‫و روح جاودانش در آتش دوزخ می‌سوخت

790
01:03:41,568 --> 01:03:43,946
‫در حالی که گویچه‌ای
‫دهانش را بسته بود

791
01:03:49,076 --> 01:03:51,662
‫آدم می‌انگشات جنازه‌ای‌ست
‫که راه به گور می‌برد

792
01:03:51,745 --> 01:03:57,251
‫اما مردی بود زنده که شکنجیدنش به نحوی
‫تکان‌دهنده اسباب سرگرمی مردمان می‌شد»

793
01:03:58,502 --> 01:03:59,920
‫پوزش می‌خوام، همین‌جا می‌‍ایستم

794
01:04:01,755 --> 01:04:06,927
‫حالا ما رو با شرح جزئیات این اعدام
‫در دوران تفتیش عقاید میخکوب می‌کنید؟

795
01:04:07,928 --> 01:04:09,805
‫نه، از محضرتون عذر می‌خوام

796
01:04:13,433 --> 01:04:15,811
‫سخت متاثر شدم

797
01:04:18,272 --> 01:04:20,732
‫زبان شما نیرومنده و روشن

798
01:04:26,780 --> 01:04:28,240
‫کتاب رو از کجا باید سفارش داد؟

799
01:04:29,616 --> 01:04:31,201
‫پوزش می‌خوام

800
01:04:31,285 --> 01:04:33,871
‫کتاب پاییز در وایمار درمی‌آد

801
01:04:35,664 --> 01:04:39,084
‫چرا در ینا یا برلین مشغول تدریس نمی‌شید؟

802
01:04:39,167 --> 01:04:41,795
‫هیچکس در آلمان وصف
‫تاریخ رو مثل شما نمی‌گه

803
01:04:41,879 --> 01:04:44,882
‫دست‌کم، من که تا به حال چنین چیزی نخوندم

804
01:04:44,965 --> 01:04:46,800
‫مو به مو درسته

805
01:04:49,678 --> 01:04:51,054
‫راستش در ینا درخواست دادم

806
01:04:51,138 --> 01:04:55,601
‫این کتاب، یا تا حدی پژوهش درباره‌ش،
‫پایه و اساس نمایشنامه "دُن کارلُس" من بود

807
01:04:57,311 --> 01:05:03,150
‫هنرش حتی غول وایماریِ ما رو هم می‌ترسونه,
‫برای همین چنین شتابان از این‌جا رفت

808
01:05:04,902 --> 01:05:08,447
‫آقای وُلزُگِن عزیزم،
‫نمی‌خواد این‌قدر برای دوستت بازارگرمی کنی

809
01:05:09,865 --> 01:05:12,034
‫[پیشاپیش] من رو افسون کرده

810
01:05:16,038 --> 01:05:19,249
‫پوزش من رو می‌پذیرید؟
‫امروز زبانم از سخن گفتن قاصره

811
01:05:19,333 --> 01:05:22,294
‫دلم نمی‌خواد اسباب رنجش شما بشم

812
01:05:39,394 --> 01:05:41,939
‫خب، ادب سرش نمی‌شه

813
01:05:42,022 --> 01:05:45,943
‫- یعنی من این‌قدر ملال‌آورم؟
‫- نه, بقیه‌مون ملال‌آوریم

814
01:05:46,026 --> 01:05:48,779
‫شما مراتب تحسین خودتون رو
‫نثار ایشون کردی,

815
01:05:48,862 --> 01:05:50,072
‫ممنون

816
01:05:50,697 --> 01:05:53,325
‫اما من واقعا مفتون نوشته‌ش شدم

817
01:06:17,307 --> 01:06:20,227
‫برم ببینم مبادا دندون‌درد دوست‌مون
‫سبب سقوطش از پله‌ها شده باشه

818
01:06:24,272 --> 01:06:25,482
‫فردریش

819
01:06:34,825 --> 01:06:35,993
‫متاسفم

820
01:06:40,080 --> 01:06:43,417
‫«فراموش نکنی به "مثلث"
‫در وایمار پیشنهاد بدهی»

821
01:06:43,500 --> 01:06:45,877
‫«سباسگزار ابدی، "دایره"»

822
01:07:25,876 --> 01:07:29,379
‫شیلر، با بازگشت به
‫زندگی شاعرانه‌اش در وایمار

823
01:07:29,463 --> 01:07:33,383
‫آماج سرزنش دوستان دلواپسش شد

824
01:07:33,467 --> 01:07:35,427
‫به ویژه، کرنر وفادار

825
01:07:35,510 --> 01:07:39,431
‫اندرز من اینه که رابطه‌ت
‫رو با مادام فن کالب تمام نکنی

826
01:07:39,514 --> 01:07:43,060
‫می‌خوام رو دو پای خودم
‫بایستم و این‌قدر داد و قال نکنم

827
01:07:43,143 --> 01:07:45,729
‫چیزی که نیاز داری وقت
‫آزاده، خالی از نگرانی

828
01:07:45,812 --> 01:07:47,898
‫و فن کالب هم دقیقا همین
‫رو برات تامین می‌کنه

829
01:07:47,981 --> 01:07:52,903
‫مشخصه که نمی‌تونم این اندرز رو اساس
‫تصمیماتم برای چگونه رفتار کردن قرار بدم

830
01:07:54,237 --> 01:07:55,822
‫تو هیچوقت اون دو خواهر رو ندیدی

831
01:07:55,906 --> 01:07:59,076
‫تمام تلخی زندگی من در یک دلیل خلاصه شده:
‫تنها بودنم

832
01:07:59,159 --> 01:08:01,453
‫خیال می‌کردم برای عشق و عاشقی نازیبنده ام

833
01:08:01,536 --> 01:08:05,165
‫اما این تابستون برای اولین
‫بار به این نازیبندگی شک کردم

834
01:08:05,248 --> 01:08:06,583
‫چرا که خوشحال بودم

835
01:08:10,337 --> 01:08:11,838
‫بیا این‌جا

836
01:08:22,182 --> 01:08:26,311
‫برای همین تنها و در پیشگاه خدا ازت می‌پرسم

837
01:08:26,394 --> 01:08:30,482
‫که برای درآمدن به همسری من
‫کوچک‌ترین تمایلی داری؟

838
01:08:32,567 --> 01:08:33,777
‫بله

839
01:08:39,699 --> 01:08:40,784
‫نه

840
01:08:45,956 --> 01:08:47,666
‫چی شده؟

841
01:08:51,711 --> 01:08:53,547
‫دوستم می‌داری؟

842
01:08:54,297 --> 01:08:55,882
‫مگه همین رو نگفتم؟

843
01:08:57,592 --> 01:08:59,886
‫شارلت، بله، حقیقت داره

844
01:09:00,804 --> 01:09:02,889
‫اما از عشق اینهمه می‌رنجی؟

845
01:09:05,559 --> 01:09:08,562
‫- موضوع ارثیه‌ای‌ست که از باتاویا رسیده
‫- چطور مگه؟

846
01:09:09,813 --> 01:09:12,149
‫مانع ابراز عشق من به تو می‌شه

847
01:09:12,232 --> 01:09:13,567
‫چرا؟

848
01:09:13,650 --> 01:09:16,486
‫چون مرتب می‌شنوم که نقشه‌های تازه‌ای
‫درباره‌ش کشیده می‌شه

849
01:09:16,570 --> 01:09:20,031
‫و به اون گدای درونم، احساس
‫شکارچی میراث دست می‌ده

850
01:09:24,578 --> 01:09:27,581
‫عشق من به تو، بی‌اختیار و واقعیه

851
01:09:28,999 --> 01:09:35,005
‫می‌تونی به من تکیه کنی، همچون
‫درختی که هرروز قوی و سبز به چشم می‌آد

852
01:09:35,088 --> 01:09:36,631
‫برای توئه

853
01:09:39,342 --> 01:09:41,761
‫هیچوقت خیال نکن که به من آسیب می‌زنی

854
01:09:42,929 --> 01:09:44,890
‫کنار من باش و آزاد

855
01:09:46,266 --> 01:09:48,602
‫کنار من باش هرجور که دوست داری

856
01:09:51,438 --> 01:09:54,357
‫شارلت من, باز شروع شد:

857
01:09:54,441 --> 01:09:57,402
‫فروتنی و خِرد

858
01:10:00,113 --> 01:10:04,284
‫- به همراهی خودمان، و گواهی خداوند,,,
‫- بله؟

859
01:10:04,367 --> 01:10:06,077
‫[اینک] ما نامزد هستیم

860
01:10:14,878 --> 01:10:19,424
‫این راز ماست, به‌ت اطمینان می‌دم
‫که مواقت مادرم رو جلب کنم

861
01:10:19,507 --> 01:10:23,094
‫من هم به هیچکس نمی‌گم، حتی به دوستان

862
01:10:23,178 --> 01:10:25,096
‫اما یک نفر هست که باید بدونه

863
01:10:27,015 --> 01:10:29,768
‫«لین عزیزم، ما تنهای تنها بودیم»

864
01:10:29,851 --> 01:10:33,271
‫اطمینان حاصل کردم که هیچ خدمت‌کاری
‫غافلگیرمان نکند

865
01:10:33,355 --> 01:10:36,942
‫مادام همچنان در کُخبرگ بود،
‫و هیچکس به راز ما پی نبرد

866
01:10:37,025 --> 01:10:40,737
‫تو، لین عزیز من،
‫تنها کسی هستی که خبر دارد

867
01:10:40,820 --> 01:10:44,157
‫با افتخار به تو می‌گویم که
‫هیچ‌گونه لودگی از ما سر نزد

868
01:10:44,241 --> 01:10:46,826
‫اما دیدن مردی بر-زانو-نشسته
‫عجیب است

869
01:10:46,910 --> 01:10:49,579
‫باید به او می‌پیوستم،
‫تا مبادا مضحک جلوه کند

870
01:10:51,039 --> 01:10:55,877
‫بسیار خوشحال ام، به زودی می‌آیم و سپس
‫جشنی سه-نفره خواهیم گرفت

871
01:10:56,544 --> 01:11:01,549
‫اما فعلا راز را مسکوت بدار تا چیزی درز نکند
‫و لقلقه‌ی زبان هر کس و ناکسی نشود

872
01:11:09,182 --> 01:11:12,102
‫«می‌خواهی با مامان درباره
‫ازدواجمان حرف بزنی؟»

873
01:11:12,185 --> 01:11:14,521
‫کی با مامان حرف می‌زنی؟

874
01:11:18,024 --> 01:11:21,111
‫از وقتی که از وایمار برگشته
‫هنوز نتونستم باهاش حرف بزنم

875
01:11:21,194 --> 01:11:23,613
‫چشم‌هاش درد می‌کرد و اوقاتش تلخ بود

876
01:11:23,697 --> 01:11:25,949
‫می‌خواست با کنبل بره

877
01:11:26,032 --> 01:11:29,619
‫اما راه‌ها آب‌گرفته بودند
‫و هیچ کالسکه‌ای نبود

878
01:11:29,703 --> 01:11:31,871
‫برای همین رنجید

879
01:11:31,955 --> 01:11:35,458
‫من و فریتز هرروز همدیگر رو می‌بینیم،
‫و خیلی به هم محبت داریم

880
01:11:35,542 --> 01:11:38,586
‫کی با مامان حرف می‌زنی؟
‫کی می‌آیی؟

881
01:11:42,716 --> 01:11:46,970
‫لولو، سوگند ما برای در میون
‫گذاشتن همه‌چیز باهم هنوز سر جاشه؟

882
01:11:47,762 --> 01:11:53,143
‫- من با تو در میون می‌گذارم و تو با من؟
‫- سوگند ما کنار آبشار راین همین بود

883
01:11:53,226 --> 01:11:56,604
‫اما به قوتِ خودش باقیه؟
‫سوگند که نمی‌شکنی؟

884
01:11:57,105 --> 01:12:00,734
‫به گمانت فریتز برای مامان قابل قبوله؟

885
01:12:00,817 --> 01:12:05,322
‫استادی قریب الوقوعش در ینا
‫حالا آشکارا مورد بحث قرار گرفته

886
01:12:05,405 --> 01:12:09,659
‫ممکن است که این اندک امنیت اقتصادی
‫او رو در چشم مادر شایسته جلوه دهد؟

887
01:12:09,743 --> 01:12:13,413
‫فعلا به‌ش نمی‌گم, چون که هنوز در ینا
‫صاحب شغل رسمی نشده

888
01:12:15,749 --> 01:12:17,500
‫داستان ارثیه باتاویا رو هم که می‌دونی

889
01:12:17,584 --> 01:12:22,130
‫برای وُکلا بیشتر صرف می‌کنه تا خودش

890
01:12:24,132 --> 01:12:25,550
‫آرام

891
01:12:25,633 --> 01:12:28,261
‫عجب فضاحتی

892
01:12:28,970 --> 01:12:30,430
‫کارُلین

893
01:12:30,513 --> 01:12:32,057
‫خوشبختی

894
01:12:32,766 --> 01:12:33,975
‫فریتز

895
01:12:34,476 --> 01:12:35,727
‫عشق

896
01:12:42,942 --> 01:12:45,570
‫بگو ببینم، فریتز، بین ما چه اتفاقی افتاد؟

897
01:12:45,653 --> 01:12:47,739
‫یک چیزی هست، می‌تونم احساسش کنم

898
01:12:47,822 --> 01:12:50,116
‫من تابِ تحملِ ابرهای درهم‌پیچیده رو ندارم

899
01:12:50,200 --> 01:12:53,036
‫میان ما فقط آسمان آبی باید,

900
01:12:53,119 --> 01:12:56,539
‫کارُلین عزیز، بابت شارلت خوشحال شدم

901
01:12:56,623 --> 01:13:00,627
‫اما خواهان آنم که زودتر، دوباره
‫با تو دیدار کنم، حرف بزنم و بخندم

902
01:13:00,710 --> 01:13:03,797
‫محمدیان به هنگام نماز رو به مکه می‌ایستند

903
01:13:03,880 --> 01:13:09,969
‫من هم میز جدیدی خواهم خرید تا رو به
‫رودل‌اشتات باشم، قبله‌ی ایمان و پیامبر من

904
01:13:10,804 --> 01:13:13,056
‫اما تا جایی که به تابستان بعد مربوط است

905
01:13:13,139 --> 01:13:17,227
‫به عنوان استاد که ینا برم،
‫دیگر اختیار اوقات خودم رو نخواهم داشت

906
01:13:17,310 --> 01:13:18,728
‫بعد به سراغ تو می‌آیم

907
01:13:18,812 --> 01:13:24,401
‫اگر خدا بخواهد، با هردوی شمایم،
‫و خودم را میان آغوشتان می‌افکنم

908
01:13:37,872 --> 01:13:40,583
‫برای تابستان بعد، بچه نمی‌خوای؟

909
01:13:40,667 --> 01:13:42,502
‫«دیگر پاسخ ندادی، لین

910
01:13:42,585 --> 01:13:45,588
‫به گمانت شیلر در چشم مامان شایسته است؟

911
01:13:45,672 --> 01:13:50,343
‫اینک آشکار است که او به ینا می‌رود,
‫در این باره برای تو نوشته است

912
01:13:50,927 --> 01:13:56,182
‫ممکن است که این اندک امنیت اقتصادی
‫او را در چشم مادر شایسته جلوه دهد؟

913
01:13:56,266 --> 01:13:59,519
‫کسی که از نامزدی ما خبردار نشده است؟

914
01:14:02,397 --> 01:14:05,859
‫پاسخ بده، عزیزترینم، پاسخ بده

915
01:14:05,942 --> 01:14:09,946
‫الآنه نمی‌توانم به مادر بگویم,
‫درد چشمش وخیم‌تر شده است,

916
01:14:10,029 --> 01:14:12,699
‫صرف از نظر از آفتاب [بی‌رمق] پاییز،
‫کرکره‌هایش را می‌بندد

917
01:14:12,782 --> 01:14:14,701
‫و هرگاه که کنبل نباشد، پریشان می‌شود

918
01:14:14,784 --> 01:14:16,661
‫فی الحال نمی‌توانم از او بپرسم

919
01:14:17,620 --> 01:14:21,332
‫احساس می‌کنم که آبستن ام، بلویتز,
‫دارم دیوانه می‌شم

920
01:15:15,094 --> 01:15:17,889
‫شارلت عزیز، به چی فکر می‌کنی؟

921
01:15:17,972 --> 01:15:21,684
‫یه اولین بار که شیلر از پای پنجره‌م گذشت,

922
01:15:25,104 --> 01:15:28,024
‫- زمانی که درختان هنوز سبز بودند
‫- بله

923
01:15:28,942 --> 01:15:32,820
‫و ژندگی کُت او از پشت پیدا بود

924
01:15:41,621 --> 01:15:44,040
‫ما پنهانی نامزد کردیم

925
01:15:47,460 --> 01:15:49,712
‫- از کِی؟
‫- سپتامبر

926
01:15:49,796 --> 01:15:53,299
‫وقتی که شما کُخبرگ بودید
‫و من جلوتر برگشتم

927
01:15:53,383 --> 01:15:56,427
‫در تالار دیدار کردیم و ابراز عشق

928
01:15:57,804 --> 01:15:59,722
‫با او ازدواج خواهم کرد

929
01:16:03,726 --> 01:16:07,981
‫خدایا! این آسمان‌جل و تو!

930
01:16:10,316 --> 01:16:12,318
‫دیگه نمی‌خواهی داستان رو مسکوت نگه داری؟

931
01:16:12,402 --> 01:16:13,611
‫چرا

932
01:16:13,695 --> 01:16:16,072
‫پس چرا به من گفتی؟

933
01:16:19,325 --> 01:16:22,412
‫حالا که بری خانه،
‫اون‌جا دیدار می‌کنید؟

934
01:16:22,495 --> 01:16:23,913
‫او هم می‌آد؟

935
01:16:23,997 --> 01:16:27,333
‫نه، در ینا دیدار می‌کنیم،
‫هروقت که خودش رو معرفی کرد

936
01:16:28,334 --> 01:16:31,546
‫که این‌طور,
‫پس بالاخره داره به مقام استادی می‌رسه

937
01:16:33,172 --> 01:16:36,259
‫خب، پس کی قراره شما رو از مادر عزیز
‫خواستگاری کنه؟

938
01:16:36,342 --> 01:16:39,345
‫قرار بود خواهرم او رو بپزه، اما,,,

939
01:16:39,429 --> 01:16:43,474
‫ظاهرا همه‌چیز رفته روی هوا، هان؟

940
01:16:43,558 --> 01:16:46,686
‫خواهرت به نظر کمی دمدمی می‌آد

941
01:16:46,769 --> 01:16:49,147
‫از دمدمی‌مزاج بودنش گفته بود

942
01:16:49,230 --> 01:16:51,774
‫من خواهرم رو دوست دارم, تحسینش,,,

943
01:16:51,858 --> 01:16:53,526
‫موسیو چطور؟

944
01:16:53,610 --> 01:16:55,820
‫شخص شیلر؟

945
01:16:57,697 --> 01:16:59,282
‫گمونم حق با تو باشه، لولو

946
01:17:01,701 --> 01:17:03,870
‫دیگه رازی در کار نیست

947
01:17:03,953 --> 01:17:05,622
‫یا گُربه رو دم حجله بُکش
‫و ماجرا رو علنی کن

948
01:17:05,705 --> 01:17:08,374
‫یا اینکه سنگِ روی یَخت
‫می‌کنه، همین جناب شیلر!

949
01:17:12,045 --> 01:17:15,256
‫ذهن‌های برجسته [شیره] جان آدم رو می‌مکند

950
01:17:27,101 --> 01:17:30,980
‫فرزند عزیزم، این مرد از
‫عوام الناسه و آه در بساط نداره

951
01:17:31,064 --> 01:17:33,399
‫مامان هم همین رو می‌گه،
‫اما پس عشق چی میشه؟

952
01:17:33,483 --> 01:17:38,029
‫معنای عشق؟
‫برای یک هنرمند؟ یعنی یک بانوی مذکر؟

953
01:17:40,406 --> 01:17:44,661
‫تا جایی که من می‌دونم، خانم‌های
‫دیگری هم در این شهر هستند که,,,

954
01:17:44,744 --> 01:17:48,081
‫ادعا کنند شیرینی‌خورده‌ی شیلر
‫اند و این ادعا رو علنی هم می‌کنند

955
01:18:03,930 --> 01:18:06,432
‫[انگشتان من] به قدر کافی
‫نرم و لطیف نبودند؟

956
01:18:08,518 --> 01:18:10,103
‫باید بِبُرمشون؟

957
01:18:12,105 --> 01:18:17,402
‫- کار دست خودت نده، تاب ندارم
‫- اما همه‌چیز تموم شده، این‌همه سال,,,

958
01:18:17,485 --> 01:18:20,196
‫کسی نمی‌تونه پیوند چند ساله‌ی ما رو
‫خراب کنه, این گنجیه که باید ازش بهره ببریم!

959
01:18:20,279 --> 01:18:21,614
‫فریتز!

960
01:18:21,698 --> 01:18:26,536
‫چرا به من نگفتی نامزد کردی تا من
‫پیش از بقیه بدونم؟

961
01:18:26,619 --> 01:18:28,538
‫- توهین‌آمیزه!
‫- خب راز بود

962
01:18:28,621 --> 01:18:30,331
‫راز؟

963
01:18:30,998 --> 01:18:33,918
‫- شوخیه دیگه؟
‫- از قرار معلوم، در وایمار، بله

964
01:18:35,169 --> 01:18:39,799
‫هرجور که می‌تونی من رو خوار و خفیف کن,
‫بابتش یک مستمری مادام العمر به‌ت می‌دم

965
01:18:40,466 --> 01:18:44,554
‫شوهرم هم حسادت‌های کوچولو و
‫چاپلوسی‌هاش رو فراموش می‌کنه

966
01:18:45,972 --> 01:18:48,474
‫این‌همه سال باهم بودن

967
01:18:48,558 --> 01:18:52,603
‫نباید تمام بشه,
‫اول در مانهایم، حالا هم این‌جا

968
01:18:53,312 --> 01:18:55,857
‫به خاطر من بود که این‌جا آمدی،
‫فراموش نکن

969
01:18:56,482 --> 01:18:59,235
‫من آمدم این‌جا چون تبعید شده بودم
‫و نمی‌دونستم کجا برم

970
01:18:59,318 --> 01:19:02,113
‫فایده نداره, ازدواج تو، وابستگی من،
‫نمی‌شه ادامه پیدا کنه

971
01:19:02,196 --> 01:19:03,156
‫می‌شه!

972
01:19:06,868 --> 01:19:10,413
‫یک سال دیگه هم با من بمون،
‫بعدش خودم رو می‌کُشم

973
01:19:11,164 --> 01:19:15,585
‫تعهد می‌کنم! بعدش آزاد می‌شی
‫و میراث من هم به تو می‌رسه

974
01:19:17,336 --> 01:19:19,464
‫جدی که نمی‌گی!

975
01:19:20,840 --> 01:19:22,675
‫مکتوبش می‌کنیم

976
01:19:23,176 --> 01:19:27,638
‫فقط یادت باشه که شاعر چی می‌گه

977
01:19:28,848 --> 01:19:32,393
‫خاکروبه می‌گوید «من نیز انسان ام»

978
01:19:32,894 --> 01:19:35,646
‫جهان می‌گوید «من هم روح ام»

979
01:20:23,903 --> 01:20:27,490
‫«دلسوزانه تو را از نیمه‌ی
‫تاریک شیلر بیم می‌دهم

980
01:20:27,573 --> 01:20:30,660
‫او سست‌پیمان است
‫و در خانه‌های بدنام سرک می‌کشد

981
01:20:30,743 --> 01:20:33,412
‫او پول مردم را بدون حقشناسی می‌گیرد

982
01:20:33,496 --> 01:20:38,501
‫او البسه‌ی شوهر معشوقه‌ی خود را بیرون
‫از خانه می‌پوشد و حتی گرو می‌گذارد

983
01:20:38,584 --> 01:20:40,503
‫البته نمی‌گویم که [لباس‌ها را] می‌دزدد

984
01:20:40,586 --> 01:20:45,925
‫در کنار نبوغش که جان انسان را
‫متاثر می‌کند، و در کنار شکنندگی‌اش

985
01:20:46,008 --> 01:20:50,304
‫دچار نوعی ولنگاری اساسی است
‫که آدمی را بیزار می‌کند

986
01:21:38,477 --> 01:21:39,604
‫شارلت؟

987
01:21:41,480 --> 01:21:43,733
‫دست‌هات می‌لرزند

988
01:21:43,816 --> 01:21:46,068
‫چرا نمی‌آیی بالا؟
‫هوای این‌جا وحشتناکه

989
01:21:46,152 --> 01:21:50,406
‫نه، نمی‌تونم بیام اتاقت,
‫خطرناکه

990
01:21:50,489 --> 01:21:52,158
‫نامه‌ای به دستم رسید

991
01:22:06,714 --> 01:22:08,424
‫«یک دوست»

992
01:22:22,271 --> 01:22:24,815
‫فورا رسیدگی می‌کنم

993
01:22:40,456 --> 01:22:43,960
‫دلسوزانه تو را از نیمه‌ی
‫تاریک شیلر بیم می‌دهم

994
01:22:44,043 --> 01:22:46,212
‫او سست‌پیمان است
‫و در خانه‌های بدنام سرک می‌کشد

995
01:22:46,295 --> 01:22:48,631
‫از مردم بدون حق‌شناسی پول می‌ستاند

996
01:22:48,714 --> 01:22:51,467
‫او البسه‌ی شوهر معشوقه‌ی خود را
‫بیرون از خانه می‌پوشد و حتی گرو می‌گذارد

997
01:22:51,550 --> 01:22:53,052
‫البته نمی‌گویم که [لباس‌ها را] می‌دزدد

998
01:22:53,135 --> 01:22:57,014
‫در کنار نبوغش که جان انسان را
‫متاثر می‌کند، و در کنار شکنندگی‌اش

999
01:22:57,098 --> 01:23:01,060
‫دچار نوعی ولنگاری اساسی است
‫که آدمی را بیزار می‌کن

1000
01:23:01,560 --> 01:23:03,813
‫این رو تو نوشتی؟

1001
01:23:22,915 --> 01:23:28,504
‫دانش و شناخت تو از سبک نوشتاری من
‫باید به‌ت گواهی بده که کار من نیست

1002
01:23:28,587 --> 01:23:33,259
‫"ولنگاری" واژه‌ای نیست که من ازش استفاده
‫کنم, می‌باید چنین اسمی روی خودم بگذارم

1003
01:23:33,342 --> 01:23:38,472
‫به هر حال، طی رابطه‌مون،
‫معارف اخلاقی زیادی رو زیر پا گذاشتم

1004
01:23:39,432 --> 01:23:40,891
‫جسما و احساسا

1005
01:23:40,975 --> 01:23:46,022
‫پس احمقانه‌ست که برای قضاوت
‫کسی از واژه "ولنگاری" استفاده کنم

1006
01:23:46,105 --> 01:23:51,152
‫اما باید اقرار کنم که نویسنده، خوب
‫از این رابطه به ضرر من استفاده کرده

1007
01:23:51,861 --> 01:23:56,449
‫تو می‌خواهی باور کنی که من نوشتم،
‫پس می‌تونی پیوند دوستی‌مون رو بشکنی

1008
01:23:56,532 --> 01:24:00,703
‫اصلا برای سر و سامون دادن به زندگیت
‫باید هم چنین باوری داشته باشی

1009
01:24:00,786 --> 01:24:03,372
‫حتی اگه به قیمت نابود شدن زندگی من تموم بشه

1010
01:24:09,462 --> 01:24:11,714
‫می‌خوام نامه‌هات رو پس بدم

1011
01:24:22,349 --> 01:24:25,061
‫و می‌دونم که بابت کسب مقام استادی
‫باید قدردان چه کسی باشم

1012
01:24:25,144 --> 01:24:28,814
‫تو روی نفوذ من بیش از اندازه حساب کردی

1013
01:24:29,482 --> 01:24:31,317
‫خیلی‌های دیگه هم در این امر دخیل بودند

1014
01:24:31,400 --> 01:24:34,278
‫دالبرگ، فرماندار ارفورت و ماینز

1015
01:24:34,361 --> 01:24:35,654
‫او رو از قبل می‌شناسی

1016
01:24:35,738 --> 01:24:40,576
‫و حتی شخص رایزن سلطنتی،
‫که در رودل‌اشتات

1017
01:24:40,659 --> 01:24:42,661
‫و آخر از همه، جناب دوک

1018
01:24:43,913 --> 01:24:46,791
‫کار نیک شما بر آخرین گام من به سوی
‫یک زندگی مستقل رو,,,

1019
01:24:46,874 --> 01:24:49,335
‫به عنوان یک نویسنده و
‫شخصیت علمی استوار می‌کنه

1020
01:24:49,418 --> 01:24:51,670
‫تا آخر دنیا مدیون این لطف شما خواهم بود

1021
01:25:12,441 --> 01:25:14,860
‫«لین، از دست خودم یکه خوردم

1022
01:25:14,944 --> 01:25:18,531
‫چطور تونستم به چنین نمایش خفت‌باری تن بدم؟

1023
01:25:19,740 --> 01:25:21,659
‫دایم فکر می‌کنم به خاطر تو هم بوده
‫که مرتکب این کار شدم

1024
01:25:22,451 --> 01:25:25,955
‫احساس پلیدی می‌کنم,
‫همه‌چیز را برایت می‌گویم,

1025
01:25:27,039 --> 01:25:28,290
‫لین؟

1026
01:25:32,294 --> 01:25:34,505
‫و آبستن هم نیستم، شکر خدا

1027
01:25:38,300 --> 01:25:40,302
‫خوش آمدید

1028
01:25:40,386 --> 01:25:43,806
‫«بعد از تمام گفتگوها و دیدارها در ینا,,,

1029
01:25:43,889 --> 01:25:46,308
‫می‌توانم بگویم که

1030
01:25:46,392 --> 01:25:52,439
‫سال آینده، فروتنانه و مفتخرانه به
‫کسوت استادی تاریخ خواهم رسید

1031
01:25:53,649 --> 01:25:59,238
‫اولین خطابه‌ام را از ساعت 11 صبح امروز
‫در سر مرور می‌کنم

1032
01:25:59,321 --> 01:26:02,825
‫و پیوسته به عصرگاهمان در خانه‌ی لنگفلد
‫می‌اندیشم

1033
01:26:02,908 --> 01:26:05,995
‫که، گُرگ و میش را تماشاکنان، به من گفتی
‫«سوئدی‌ها دارن می‌آن»

1034
01:26:06,078 --> 01:26:08,330
‫من گفتم ها

1035
01:26:08,414 --> 01:26:10,541
‫نه، راست می‌گی, تو گفتی

1036
01:26:10,624 --> 01:26:13,919
‫- به چی لبخند می‌زنی؟
‫- لبخند زدم؟

1037
01:26:14,003 --> 01:26:18,841
‫- کل امروز لبخند به لب داشتی
‫- شرمنده ام، تمامش می‌کنم

1038
01:26:18,924 --> 01:26:21,886
‫«سلام گرم مرا به مادر عزیز برسان

1039
01:26:21,969 --> 01:26:27,016
‫او را نشسته در سالن، و با عینکی تیره‌
‫پیش چشم می‌آورم

1040
01:26:27,099 --> 01:26:31,604
‫که او را از نور زمستانی محافظت می‌کند، و
‫به تو که این نامه را می‌خوانی گوش سپرده است

1041
01:26:32,438 --> 01:26:38,027
‫و هنگامی که این را می‌شنود،
‫از او می‌خواهم که یک بار سر تکان دهد

1042
01:26:38,110 --> 01:26:41,697
‫خودش خواهد دانست که چرا، و چه
‫چیز را متبرک خواهد کرد، درست می‌گویم؟

1043
01:26:41,780 --> 01:26:44,742
‫سپس همه‌چیز درست می‌شود،
‫لولوی خرد من»

1044
01:27:17,191 --> 01:27:19,235
‫یوهان کریستف فردریش شیلر

1045
01:27:19,318 --> 01:27:22,571
‫آیا می‌پذیری که شارلت آنتوانت فن لنگفلد

1046
01:27:22,655 --> 01:27:29,078
‫از امروز و تا روزی که مرگ جدایتان کند

1047
01:27:29,161 --> 01:27:31,080
‫به همسری‌ات درآید؟

1048
01:27:31,163 --> 01:27:34,500
‫سپس جواب بده «بله، به یاری خداوند»

1049
01:27:34,583 --> 01:27:37,419
‫بله، به یاری خداوند

1050
01:27:37,503 --> 01:27:40,923
‫شارلت آنتوانت فن لنگفلد

1051
01:27:41,006 --> 01:27:44,593
‫آیا می‌پذیری که یوهان کریستف فردریش شیلر

1052
01:27:44,677 --> 01:27:47,846
‫از امروز و تا روزی که مرگ جدایتان کند

1053
01:27:47,930 --> 01:27:52,434
‫به همسری‌ات درآید؟

1054
01:27:52,518 --> 01:27:54,103
‫بله

1055
01:27:54,186 --> 01:27:56,355
‫بله، به یاری خداوند

1056
01:28:02,111 --> 01:28:05,364
‫باشد که آدمی، آنچه را که
‫خداوند به هم پیوسته، نگُسَلد

1057
01:28:06,073 --> 01:28:09,034
‫از آنجایی که
‫یوهان کریستف فردریش شیلر

1058
01:28:09,118 --> 01:28:11,287
‫و شارلت آنتوانت فن لنگفلد

1059
01:28:11,370 --> 01:28:14,873
‫به زندگی دائمی، در کنار هم،
‫و در قالب ازدواج رضایت داده اند

1060
01:28:14,957 --> 01:28:18,168
‫و در پیشگاه این همراه، بر این امر
‫گواهی داده اند

1061
01:28:18,252 --> 01:28:22,006
‫ایشان را زن و شوهر اعلام می‌کنم

1062
01:28:22,089 --> 01:28:26,176
‫به نام پدر، پسر و روح القدس

1063
01:28:26,260 --> 01:28:27,803
‫آمین

1064
01:28:36,478 --> 01:28:37,730
‫هورا!

1065
01:28:54,747 --> 01:28:57,666
‫بهار 1789، ینا

1066
01:28:58,250 --> 01:28:59,501
‫بخش میانی رو دوباره انجام بده

1067
01:28:59,585 --> 01:29:02,379
‫- دیشب چقدر خوابیدی؟
‫- پنج ساعت

1068
01:29:02,463 --> 01:29:04,089
‫- چقدر کم!
‫- اما عمیق!

1069
01:29:04,173 --> 01:29:06,842
‫راست می‌گه، مگه می‌تونستم بیدارش کنم

1070
01:29:08,510 --> 01:29:10,929
‫نشانه‌ی رایجیه: خواب عمیق پیش از سپیده‌دم

1071
01:29:11,013 --> 01:29:13,182
‫دهنت رو باز کن، زبان بیرون

1072
01:29:13,265 --> 01:29:15,392
‫هنوز روبراه نشدی، مرد

1073
01:29:15,476 --> 01:29:19,271
‫- یادم نمی‌آدم هیچوقت روبراه بوده باشم
‫- دوباره دم و بازدم

1074
01:29:19,355 --> 01:29:21,106
‫پس عوضش کن

1075
01:29:25,819 --> 01:29:27,529
‫شلوارت رو دربیار

1076
01:29:28,447 --> 01:29:29,865
‫سرفه کن

1077
01:29:29,948 --> 01:29:33,077
‫بیا بریم این‌جا, می‌آیی؟

1078
01:29:33,160 --> 01:29:35,621
‫- برنمی‌گردیم؟
‫- یالا

1079
01:29:39,458 --> 01:29:43,128
‫- ورود خانم‌های زیر 50 سال ممنوع
‫- به همین خیال باش!

1080
01:29:43,212 --> 01:29:47,299
‫حتما خانم‌ها اطلاع دارند که ورود زنان
‫در تمامی ساختمان‌های دانشگاهی قدغنه؟

1081
01:29:47,383 --> 01:29:49,551
‫چی؟ می‌خواهی این‌جا هم
‫چنین رسمی بگذاری؟

1082
01:29:49,635 --> 01:29:52,888
‫این‌جا یک مهمانخانه آبرومنده, فقط
‫زوج‌های متاهل حق اقامت در این‌جا رو دارند

1083
01:29:52,971 --> 01:29:55,057
‫- آقا برهنه تشریف دارند
‫- بله

1084
01:29:55,140 --> 01:29:58,644
‫مستحضر باشید: ما برای ممنوعیت
‫حضور بانوان در حین خطابه کاملا آماده ایم!

1085
01:30:00,187 --> 01:30:04,733
‫شیلر، خبردار شدی که هفته‌ی پیش،
‫روزنامه‌ی برلین خبر مرگت رو داده؟

1086
01:30:04,817 --> 01:30:06,068
‫بفرما

1087
01:30:06,151 --> 01:30:08,112
‫مگه این‌جوری حالش خوب بشه

1088
01:30:08,195 --> 01:30:11,573
‫ینا, عزیزِ تمامی الهگان آلمانی، عضو
‫شورای سلطنتی، جناب شیلر، در این‌جا مُرد»

1089
01:30:11,657 --> 01:30:13,450
‫کمی ناخوش بودم

1090
01:30:13,534 --> 01:30:15,828
‫دکتر حسابی به زحمت افتاد

1091
01:30:15,911 --> 01:30:16,954
‫ممنون

1092
01:30:17,037 --> 01:30:19,123
‫ممنون که استاد ما رو نجات دادید

1093
01:30:19,206 --> 01:30:20,290
‫خواهر زن عزیز

1094
01:30:20,374 --> 01:30:23,585
‫به همین خاطر، یک انجمن شعر دانمارکی می‌خواد
‫یک مقرری سالیانه برای من در نظر بگیره

1095
01:30:23,669 --> 01:30:25,587
‫نامه‌ش روی میزه

1096
01:30:25,671 --> 01:30:28,132
‫- مقرری؟ چقدری هست؟
‫- یادم نمی‌آد

1097
01:30:28,215 --> 01:30:30,092
‫اما همینه که مهمه

1098
01:30:30,175 --> 01:30:32,803
‫حالا لطفا ما رو تنها بگذارید

1099
01:30:32,886 --> 01:30:34,763
‫بفرمایید, یک ساعت بیشتر نمونده

1100
01:30:34,847 --> 01:30:37,766
‫بله، بفرمایید,
‫فرار که نمی‌کنم

1101
01:30:38,684 --> 01:30:41,979
‫- برو ردیف جلو بنشین
‫- زود روبراه شو، خب؟

1102
01:30:42,688 --> 01:30:43,981
‫یالا

1103
01:30:52,698 --> 01:30:53,991
‫از دست بلویتز فرار کردم

1104
01:30:54,074 --> 01:30:56,452
‫می‌خواست تو برج رودل‌اشتات زندانی‌م کنه

1105
01:30:56,535 --> 01:30:58,871
‫اما لحظه‌ی آخر فرار کردم

1106
01:30:58,954 --> 01:31:00,664
‫تبریک می‌گم

1107
01:31:27,733 --> 01:31:29,818
‫دنبال چه می‌گردی؟

1108
01:31:31,069 --> 01:31:35,324
‫خطابه‌ی نخستین شیلر «تاریخ
‫جهان و ضرورت مطالعه‌ی آن»

1109
01:31:35,407 --> 01:31:39,620
‫به طبقه دوم منتقل شد,
‫یک سالن سخنرانی دیگه اون‌جا هست

1110
01:32:28,961 --> 01:32:33,590
‫تاریخ جهانی چیست و
‫چرا باید آن را مطالعه کرد؟

1111
01:32:35,342 --> 01:32:39,805
‫مایه شادمانی و لذت
‫است، کاوش در رشته‌ای که

1112
01:32:39,888 --> 01:32:44,226
‫اندیشمندان بینا را از
‫سرفصل‌های مطالعاتی بسیار

1113
01:32:44,309 --> 01:32:47,062
‫مردان کوشا را از
‫نمونه‌های شگفت‌انگیز عالم

1114
01:32:47,145 --> 01:32:48,772
‫فیلسوفان را از مفاهیم درخور

1115
01:32:48,855 --> 01:32:53,402
‫و همگان را از سرچشمه‌های غنی شریف‌ترین لذات
‫برخوردار می‌کند

1116
01:32:53,986 --> 01:32:56,905
‫سراسرِ رشته‌ی تاریخ عمومی

1117
01:32:56,989 --> 01:33:00,409
‫و جلوه‌ی جوانان شایسته‌ی بسیاری که

1118
01:33:00,492 --> 01:33:03,287
‫عطش شرافتمندانه‌شان برای دانش،
‫ایشان را در این محفل گرد هم آورده

1119
01:33:03,370 --> 01:33:07,249
‫آن‌ها هم در حالی که جمعی از نوابغ
‫عصر پیش رو را در میان خود دارند

1120
01:33:07,332 --> 01:33:08,792
‫این امر خطیر را نزد من
‫به لذتی بدل می‌کند

1121
01:33:08,875 --> 01:33:10,627
‫گوش کنید! گوش کنید!

1122
01:33:10,711 --> 01:33:13,589
‫این هدیه‌ای‌ست پُربها،
‫که پیشکش شما خواهم کرد

1123
01:33:13,672 --> 01:33:16,633
‫آیا هدیه‌ای ارزشمندتر از حقیقت یافت می‌شود؟

1124
01:33:32,899 --> 01:33:36,695
‫پهنه‌ی تاریخ وسیع و حاصل‌خیز است

1125
01:33:36,778 --> 01:33:39,531
‫و قلمرو آن تمام دنیای اخلاقیات را
‫در بر می‌گیرد

1126
01:33:39,615 --> 01:33:42,284
‫تاریخ پیوسته با آدمی سخن می‌گوید

1127
01:33:53,211 --> 01:33:54,880
‫«سوئدی‌ها در راه اند»

1128
01:33:55,422 --> 01:33:59,468
مردم عوام تا نسل‌ها
‫غروب خورشید را بدین سان خوش‌آمد گفته اند

1129
01:33:59,551 --> 01:34:02,721
‫آنگاه که ربان سرخ زیبایش
‫را بر پهنه افق می‌گسترانید

1130
01:34:03,263 --> 01:34:05,724
‫«سوئدی‌ها در راه اند»
‫تصویری مخوف

1131
01:34:05,807 --> 01:34:10,187
‫چون شیاری، وحشت تاریخ را،
‫این بار در باب جنگ سی ساله،

1132
01:34:10,270 --> 01:34:14,983
‫در خاطر بشر، رویاهایش، و
‫زبانش، دانسته یا نادانسه، داغ زده است

1133
01:34:15,067 --> 01:34:20,364
‫اما تمام اعصار گذشته در پی به
‫بار آوردن عصری انسانی‌تر، چون عصر ما بودند

1134
01:34:20,447 --> 01:34:23,367
‫بی آن که خود بدانند،
‫یا به آن دست یافته باشند

1135
01:34:23,450 --> 01:34:27,037
‫عصر ما گنجینه‌ای‌ست که
‫ذهن و نبوغ، استدلال و عمل

1136
01:34:27,120 --> 01:34:30,457
‫آن را پس از گذشت زمانی
‫بس دراز، به ثمر آورده اند

1137
01:34:31,458 --> 01:34:34,920
‫و تنها تاریخ است که قدردانی از
‫این ارزش‌ها را به ما تعلیم می‌دهد

1138
01:34:35,003 --> 01:34:37,881
‫عادت و تسخیرشدگی به سادگی می‌توانند
‫ما را از این قدرشناسی محروم کنند

1139
01:34:37,964 --> 01:34:41,677
‫ارزش‌هایی نفیس، آلوده به
‫خون بهترین و شریف‌ترین‌ افراد

1140
01:34:41,760 --> 01:34:45,389
‫که به قیمت رنج و مشقت
‫نسل‌های بسیار، به دست آمده اند

1141
01:34:47,474 --> 01:34:50,936
‫موقعیت‌ یکایک ما، در جامعه مدنی،
‫هرقدر هم متفاوت باشد

1142
01:34:51,603 --> 01:34:54,940
‫قدم نهادن در راه خدمت است
‫که راه به جاودانگی می‌برد

1143
01:34:55,023 --> 01:34:58,610
‫جاودانگی راستین، یعنی همانجا که
‫کردارها به حیات خود ادامه می‌دهند

1144
01:34:59,277 --> 01:35:02,447
‫اگرچه بر روی نام بانی‌ آن‌ها
‫غبار فراموشی نشسته باشد

1145
01:35:38,817 --> 01:35:40,569
‫پوزش می‌خوام

1146
01:35:44,197 --> 01:35:47,159
‫بجنب، کلاهت رو بگذار سرت، پیرمرد

1147
01:35:53,373 --> 01:35:55,500
‫لولو، بیا با ما برقص

1148
01:36:02,758 --> 01:36:04,801
‫چرا نمی‌رقصید؟

1149
01:36:14,352 --> 01:36:17,105
‫می‌دونی همین حالا به همسرم چی گفتم؟

1150
01:36:17,189 --> 01:36:21,735
‫«دیدن زوجی به خوشبختی شما واقعا عجیبه»

1151
01:36:23,361 --> 01:36:24,529
‫ممنون

1152
01:36:31,620 --> 01:36:35,624
‫14 جولای 1789،
‫1,000 کیلومتر دورتر از توبینگن، در پاریس

1153
01:36:35,707 --> 01:36:38,627
‫باستیل دچار توفان شد

1154
01:36:38,710 --> 01:36:41,880
‫میراث بشریت، خواستِ حقیقت، اخلاقیات و آزادی

1155
01:36:41,963 --> 01:36:43,465
‫که شیلر از آن سخن می‌گفت

1156
01:36:43,548 --> 01:36:47,344
‫در این روز صحفه‌ای
‫نو و قهرمانانه را گشود

1157
01:36:52,307 --> 01:36:56,269
‫اما برای انجام چنین کاری، نخست
‫دنیای کهن می‌بایست معدوم می‌شد

1158
01:37:34,266 --> 01:37:36,643
‫دامنم، دامنم

1159
01:37:39,437 --> 01:37:41,273
‫برو بالا

1160
01:37:44,109 --> 01:37:46,528
‫- ای وای، کلاهم
‫- این هم از مال من

1161
01:37:46,611 --> 01:37:48,238
‫این هم مال من

1162
01:37:48,321 --> 01:37:49,698
‫ممنونم، آقایون!

1163
01:37:53,994 --> 01:37:56,204
‫یکی‌مون دزدکی بره سراغش

1164
01:37:56,288 --> 01:37:58,874
‫یکی‌مون بره سراغش، متوجه نمی‌شه

1165
01:37:58,957 --> 01:38:01,918
‫و فردا به‌ش می‌گیم که چه کسی
‫شب رو پهلوی او بوده

1166
01:38:08,466 --> 01:38:09,968
‫چی شده؟

1167
01:38:13,179 --> 01:38:16,641
‫هر دومون منتظرت بودیم، هرکدوم
‫به شیوه خودمون

1168
01:38:17,309 --> 01:38:19,603
‫من می‌خواستم پُلی بین شما باشم

1169
01:38:21,646 --> 01:38:24,733
‫جفت‌مون در یک خانه زندگی می‌کنیم،
‫اما نه در حکم زن و شوهر

1170
01:38:25,317 --> 01:38:27,569
‫بلکه مثل خواهر و برادر زندگی می‌کنیم

1171
01:38:28,820 --> 01:38:30,071
‫چرا؟

1172
01:38:32,198 --> 01:38:35,493
‫من هیچوقت نمی‌تونم دلدار مردی باشم
‫که تو این‌همه دوستش داری

1173
01:38:37,329 --> 01:38:40,165
‫تو برای من و مامان خیلی کارها کردی

1174
01:38:41,791 --> 01:38:45,086
‫به خاطر تو هم که شده،
‫حاضرم در خفا زندگی کنم

1175
01:38:48,340 --> 01:38:51,301
‫اما مگه تو او رو نمی‌خوای؟
‫نمی‌خوای با تو باشه؟

1176
01:38:58,558 --> 01:39:00,894
‫چرا که نه، خیال کردم,,,

1177
01:39:36,429 --> 01:39:37,722
‫مادام

1178
01:39:39,057 --> 01:39:40,225
‫ممنون

1179
01:39:44,854 --> 01:39:47,482
‫فردا عصر با کالسکه می‌آم دنبالت

1180
01:39:47,565 --> 01:39:48,900
‫باشه، همین کار رو بکن

1181
01:40:35,405 --> 01:40:38,158
‫«تا مدتی دیدار نخواهیم کرد، خواهر عزیزم

1182
01:40:38,241 --> 01:40:41,911
‫حلقه‌ی پدر که مادر به من
‫سپرده بود از حالا برای توست

1183
01:40:41,995 --> 01:40:44,581
‫تو بهترین انسان دنیایی

1184
01:40:44,664 --> 01:40:47,417
‫اما شما باید در کنار هم راه خود را
‫بیابید

1185
01:40:47,500 --> 01:40:49,836
‫دیگر سد راه شما نخواهم بود

1186
01:40:49,919 --> 01:40:53,048
‫عهد سنگدلانه‌ای که بسته
‫بودیم، پوچ و بی‌ارزش بود

1187
01:40:53,131 --> 01:40:57,844
‫من کوته‌بین، خودخواه و بی‌تفاوت بودم,
‫اگر می‌توانی مرا ببخش

1188
01:40:57,927 --> 01:41:00,346
‫با عشق، کارلین»

1189
01:41:08,354 --> 01:41:09,647
‫لین!

1190
01:41:12,150 --> 01:41:14,360
‫لین، با من بمون!

1191
01:41:14,444 --> 01:41:15,695
‫لین!

1192
01:41:44,682 --> 01:41:46,392
‫چهار سال بعد

1193
01:41:47,519 --> 01:41:50,021
چاپخانه کُتا

1194
01:42:01,825 --> 01:42:03,785
‫بیا گمان کنیم که این‌گونه بوده است:

1195
01:42:03,868 --> 01:42:06,412
‫در یک روز تابستانی در سال 1793

1196
01:42:06,496 --> 01:42:10,625
‫شیلر دگربار خواهر-زنش
‫کارلین را ملاقات می‌کند

1197
01:42:10,708 --> 01:42:13,253
‫بیا تا نشونت بدم قالب چطور درست می‌شه

1198
01:42:16,381 --> 01:42:19,592
‫در این هنگام پیشرفت‌های چاپ
‫برای او توضیح داده می‌شد

1199
01:42:19,676 --> 01:42:24,430
‫روال کار، حرارت دادن کوره‌ای صفحه‌بندی‌ها،
‫با استفاده از قالب‌های گچی بود

1200
01:42:24,514 --> 01:42:29,352
‫که سپس قابلیت انبار شدن، و چاپ نسخه‌های
‫بیشمار در زمان دلخواه را فراهم می‌آورد

1201
01:42:29,435 --> 01:42:33,148
‫جزواتی که انقلاب پاریس رو برانگیخت,,,

1202
01:42:33,231 --> 01:42:35,441
‫چنان که دستگاه چاپ غژغژ می‌کرد

1203
01:42:35,525 --> 01:42:40,029
‫شیلر، برای لحظه‌ای کوتاه، صدای
‫او را در میان صدای چاپگرها شنید

1204
01:42:41,447 --> 01:42:44,200
‫اما در ابتدا گمان کرد
‫که دچار اوهام گشته است

1205
01:42:44,284 --> 01:42:48,997
‫هزاران هزار نسخه که در
‫انقلاب پاریس الهام‌بخش واقع شدند

1206
01:42:49,080 --> 01:42:52,709
‫که اگر به خاطر اختراع کلیشه [چاپ] نبود
مطلقا رخ می‌‌داد

1207
01:42:52,792 --> 01:42:56,713
‫اما هنگامی که او را به عینه دید،
‫سخت یکه خورد

1208
01:42:56,796 --> 01:42:59,924
‫اصلا تو خونِ آقای کُتاست,
‫می‌برمت پیشش

1209
01:43:02,635 --> 01:43:05,013
‫ایشون آقای اسلیگره,
‫معرفی شده بودند

1210
01:43:05,096 --> 01:43:11,060
‫برای نخستین بار، خوشحال بود
‫که باید در ووتمبرگ ناشناس بماند

1211
01:43:11,144 --> 01:43:13,688
‫چرا که با توجه به منعی که دوک، سالها قبل
‫برای او مقرر کرده بود

1212
01:43:13,771 --> 01:43:17,400
‫هیچکس در آن لحظه نباید
‫به احساسات او پی می‌برد

1213
01:43:17,901 --> 01:43:20,361
‫بازگشت به خانه چطوره؟

1214
01:43:20,445 --> 01:43:23,031
‫بعد از چهار هفته تازه
‫دارم احساس آشنایی می‌‌کنم

1215
01:43:23,114 --> 01:43:24,949
‫خوب شد که برگشتی

1216
01:43:27,952 --> 01:43:30,705
‫چه لباس زیبایی، از کجا رسیده؟

1217
01:43:30,788 --> 01:43:32,874
‫مال همسر عزیزمه,
‫به قول خودش، ابریشم چینیه

1218
01:43:32,957 --> 01:43:35,793
‫لباس مبدلمه,
‫ف,ش رو داخلش دوخته

1219
01:43:36,461 --> 01:43:39,547
‫- احوال همسرت چطوره؟
‫- از گرما نالانه

1220
01:43:39,631 --> 01:43:41,925
‫هفت ماهی می‌شه که رفته,
‫دکتر می‌گه حالش خوبه

1221
01:43:42,008 --> 01:43:44,844
‫به‌ش اعتماد دارم,
‫خواهرهای کوچکم رو هم او به دنیا آورده

1222
01:43:44,928 --> 01:43:47,305
‫اومدیم لودویسبرگ دیدنش

1223
01:43:49,474 --> 01:43:53,394
‫پوزش می‌خوام، کُتا، ما تازه
‫رسیدیم، نمی‌دونستیم که,,,

1224
01:44:01,277 --> 01:44:02,654
‫اون مرد کی بود؟

1225
01:44:02,737 --> 01:44:05,531
‫جدی که نمی‌گی؟ دالبرگ

1226
01:44:05,615 --> 01:44:08,785
‫مگه او در مانهایم و وایمار ولینعمتت نبود؟

1227
01:44:08,868 --> 01:44:12,789
‫- خدایا، به هر حال باید عذرخواهی کنم
‫- صبر کن, او هم تو رو به جا نیاورد

1228
01:44:12,872 --> 01:44:15,583
‫برای من کارستون کردی

1229
01:44:15,667 --> 01:44:20,129
‫همگی طبق خواست تو عمل کردند
‫و برای ژورنال مطلب نوشتند

1230
01:44:20,713 --> 01:44:22,090
‫شلگل

1231
01:44:22,173 --> 01:44:23,383
‫فیشته

1232
01:44:24,217 --> 01:44:25,677
‫هومبُلت

1233
01:44:26,844 --> 01:44:28,179
‫هردر

1234
01:44:28,263 --> 01:44:29,806
‫وُلتمان

1235
01:44:31,849 --> 01:44:32,976
‫و گُته

1236
01:44:33,059 --> 01:44:35,687
‫می‌دونم، خودم هم خیلی خوشحال شدم

1237
01:44:36,646 --> 01:44:41,234
‫شروع فوق‌العاده‌ای برای روزنامه‌ی "دی
‫هُرِن" ماست, چه شور و حالی که به پا بکنه!

1238
01:44:41,317 --> 01:44:43,236
‫آینده‌ی آلمانه

1239
01:44:43,319 --> 01:44:44,779
‫همه‌شون نقشی رو عهده‌دار شدند

1240
01:44:44,862 --> 01:44:48,116
‫چون که احساس می‌کنند روح بشریت
‫داره به اسارت بلوای فعلی درمی‌آد

1241
01:44:48,199 --> 01:44:50,785
‫و فقط جستجوی زیبایی می‌تونه
‫به ما رهایی بده

1242
01:44:50,868 --> 01:44:52,578
‫خبری از بحث سیاسی نیست

1243
01:44:52,662 --> 01:44:55,498
‫فقط زیبایی‌شناسی و تاریخ،
‫هنر و فلسفه

1244
01:44:56,040 --> 01:44:57,875
‫همونجوری که باید باشه

1245
01:44:59,210 --> 01:45:01,337
‫ببخشید که باز مزاحم شدم

1246
01:45:01,421 --> 01:45:03,423
‫هر دالبرگ، ببخشید که نشناختمت

1247
01:45:03,506 --> 01:45:06,259
‫آقای شیلر، شما کجا این‌جا کجا؟

1248
01:45:06,342 --> 01:45:07,635
‫شیلر عزیزم

1249
01:45:07,719 --> 01:45:10,388
‫- چه مدت در توبینگن می‌مونی؟
‫- فقط امشب

1250
01:45:10,471 --> 01:45:12,640
‫من عجله دارم، می‌شه صحبت‌‍تون رو قطع کنم؟

1251
01:45:12,724 --> 01:45:14,934
‫- البته
‫- ممنون

1252
01:45:15,018 --> 01:45:19,731
‫کُتا، مایل ام چند تا از قطعاتی
‫رو که به دستم رسیده به تو بسپارم

1253
01:45:22,692 --> 01:45:24,569
‫چی داری می‌خونی؟

1254
01:45:28,740 --> 01:45:31,200
‫من رو نمی‌شناسی، لین؟

1255
01:45:31,284 --> 01:45:34,787
‫از کجا باید بشناسمت؟
‫با اینهمه دنگ و فنگ، نه سلامی نه علیکی,,,

1256
01:45:35,580 --> 01:45:37,999
‫باید ناشناس می‌آمدم

1257
01:45:38,082 --> 01:45:40,668
‫دوک پارسال منع حضورم رو یک
‫سال تمدید کرده، می‌دونی که,,,

1258
01:45:40,752 --> 01:45:42,754
‫دوک سخت ناخوشه

1259
01:45:45,423 --> 01:45:48,843
‫نمی‌دونستم اومدی ووتمبرگ,
‫شارلت چیزی نگفته بود

1260
01:45:48,926 --> 01:45:51,929
‫خبر نداره, همین‌طور مامان

1261
01:45:55,725 --> 01:46:00,730
‫دوک حیلی ناخوشه، حتما که نه از منع
‫چیزی به یاد داره نه از شکل و قیافه تو

1262
01:46:00,813 --> 01:46:04,984
‫شک دارم,
‫تا نفس آخر از من بیزار

1263
01:46:05,068 --> 01:46:09,364
‫این‌قدر خودت رو جدی نگیر,
‫زمین بدون تو هم می‌چرخه

1264
01:46:10,156 --> 01:46:11,616
‫بی‌گمان

1265
01:46:14,660 --> 01:46:16,871
‫پس یک بار دیگر دیدار کردیم

1266
01:46:16,954 --> 01:46:20,666
‫من در تبعید، و تو در خانه

1267
01:46:21,501 --> 01:46:23,544
‫حال شوهرت چطوره؟

1268
01:46:23,628 --> 01:46:27,548
‫بلویتز؟ می‌خواد از شرّم راحت بشه,
‫نه، من ام که می‌خوام از دستش خلاص بشم

1269
01:46:27,632 --> 01:46:30,009
‫اما کسی رو پیدا نمی‌کنم که
‫هوام رو داشته باشه

1270
01:46:30,093 --> 01:46:31,511
‫دالبرگ

1271
01:46:32,470 --> 01:46:36,641
‫هوای همدیگر رو داریم,
‫او هم به همراهی با من می‌باله

1272
01:46:36,724 --> 01:46:38,309
‫فعلا

1273
01:46:40,353 --> 01:46:41,979
‫چی از من پرسیدی؟

1274
01:46:43,314 --> 01:46:47,235
‫- پرسیدم چی می‌خونی
‫- "کْلیلی" به قلم مادلن دو سکودری

1275
01:46:48,861 --> 01:46:50,780
‫- شنیدی؟
‫- نه

1276
01:46:50,863 --> 01:46:54,409
‫هیچوقت از ادبیات فاخر خانم‌ها خوشم نیومد

1277
01:46:56,452 --> 01:46:59,497
‫یک نقشه داره به اسم "قلمروی عشق"

1278
01:47:05,211 --> 01:47:09,924
‫در امتداد رودی که به دریای خطرها
‫می‌ریزه، چند تا روستا هم هست

1279
01:47:10,007 --> 01:47:11,926
‫اسم‌هایی دارند از قبیل

1280
01:47:12,009 --> 01:47:16,264
‫"نامه عاشقانه"، "بی‌تابی"، "لذایذ مشترک"

1281
01:47:16,347 --> 01:47:18,224
‫"اشتیاق"

1282
01:47:18,307 --> 01:47:22,687
‫"پیام پنهانی"، "بی‌ملاحظگی"،
‫"بی‌وفایی"، "تنهایی"

1283
01:47:23,855 --> 01:47:26,691
‫همچنین "دریاچه بی‌تفاوتی"

1284
01:47:27,733 --> 01:47:32,905
‫پشت دریای خطرات، "کشور ناشناخته" قرار گرفته

1285
01:47:37,034 --> 01:47:39,454
‫مادلن دو سکودری اشراف‌زاده‌ای بود
‫اهل بریتانی

1286
01:47:39,537 --> 01:47:42,999
‫که 150 سال پیش در پاریس
‫حسابی معروف شد

1287
01:47:43,082 --> 01:47:46,210
‫عشاق زیادی هم داشت، اما فقط
‫با کار کردن راضی می‌شد

1288
01:47:47,879 --> 01:47:52,675
‫او حامی "قلمرو عشق"ـی بود
‫که درش شور و شوق همواره کمرنگ اند

1289
01:47:52,758 --> 01:47:56,387
‫و در عوض عواطف
‫عمیق حکمرانی می‌کنند

1290
01:48:08,357 --> 01:48:13,613
‫فقط همین یک بار, بگذار قلبت
‫پناهگاه و تنت حافظ من باشد

1291
01:48:13,696 --> 01:48:18,951
‫<i>فقط همین یک بار, بگذار قلبت
‫پناهگاه و تنت حافظ من باشد</i>

1292
01:48:19,035 --> 01:48:20,870
‫- <i>برای آخرین بار</i>
‫- اما چرا؟

1293
01:48:20,953 --> 01:48:24,123
‫مرا بابت خواسته‌ام ببخش,
‫دیگر ازش دم نخواهم زد

1294
01:48:24,207 --> 01:48:26,792
‫- چرا برای آخرین بار؟
‫- <i>قول می‌دهم</i>

1295
01:48:27,793 --> 01:48:29,253
‫<i>قول می‌دهم</i>

1296
01:48:55,279 --> 01:48:58,741
‫دی هُرِن، ژورنال ماهانه

1297
01:49:00,618 --> 01:49:02,036
‫اطلاعیه

1298
01:49:02,119 --> 01:49:04,038
‫اطلاعیه

1299
01:49:07,500 --> 01:49:11,963
‫کارل یوگن، دوک سربلند ووتمبرگ

1300
01:49:12,672 --> 01:49:14,632
‫جان سپرد

1301
01:49:22,807 --> 01:49:23,808
‫چی؟

1302
01:49:23,891 --> 01:49:25,309
‫دوک مُرده

1303
01:49:25,393 --> 01:49:26,769
‫شارلت

1304
01:49:29,814 --> 01:49:31,148
‫ارادت‌مندم، استاد

1305
01:49:34,485 --> 01:49:35,486
‫خیلی ممنون

1306
01:49:38,239 --> 01:49:40,491
‫حالا دیگه نمی‌خواد پنهانی زندگی کنم

1307
01:49:40,575 --> 01:49:41,576
‫شیلره

1308
01:49:42,451 --> 01:49:44,537
‫من آمدم خانه!

1309
01:49:48,124 --> 01:49:50,293
‫می‌گه داره یک رمان می‌نویسه

1310
01:49:50,376 --> 01:49:52,044
‫ازت کمک می‌خوام

1311
01:49:52,128 --> 01:49:54,422
‫رمان, انگار همین‌جوریه که هرکسی یکی بنویسه

1312
01:49:54,505 --> 01:49:57,925
‫و می‌خواد ناشناس منتشرش کنه،
‫این یعنی خودش رو باور نداره

1313
01:49:58,009 --> 01:50:02,597
‫این هم شیوه‌ی مادام فن بلویتز برای رها شدن
‫از دست شوهرشه

1314
01:50:02,680 --> 01:50:05,224
‫برای هنر نویسندگی احترام زیادی قائله

1315
01:50:05,308 --> 01:50:07,560
‫خودت یک بار گفتی مستعده

1316
01:50:07,643 --> 01:50:11,105
‫اون در رابطه با داستان‌های کوتاه بود,
‫ملاحضات مختصر و مفید

1317
01:50:11,188 --> 01:50:12,898
‫رمان خیلی فرق داره

1318
01:50:12,982 --> 01:50:16,360
‫در هر صورت، دوست دارم نزدیک خودم باشه,
‫خیلی کمک‌مون می‌کنه

1319
01:50:16,444 --> 01:50:21,115
‫اگه برای [زاییدن] رمانش من رو به چشم
‫قابله نگاه می‌کنه چرا به خودم نامه نداده؟

1320
01:50:23,200 --> 01:50:26,162
‫فقط می‌خواد از این آشوبی که
‫دامن زندگیش رو گرفته در امان باشه

1321
01:50:26,245 --> 01:50:27,538
‫برنامه‌ی طلاق,,,

1322
01:50:29,540 --> 01:50:31,959
‫رابطه‌ی تقریبا عیان با دالبرگ در مانهایم,,,

1323
01:50:32,043 --> 01:50:33,628
‫یک عشق تازه این‌جا، اون‌جا

1324
01:50:33,711 --> 01:50:37,131
‫- شوهرش نباید بو ببره
‫- وگرنه به طلاق تن نمی‌ده

1325
01:50:40,593 --> 01:50:42,637
‫نخیر، من به این‌جا آمدنش راضی نیستم

1326
01:50:43,512 --> 01:50:47,058
‫- چقدر بالاتر؟
‫- طبقه چهارم یا پنجم

1327
01:50:49,602 --> 01:50:52,063
‫- شما؟
‫- خواهر من هستند

1328
01:50:53,230 --> 01:50:55,816
‫- چه کاری از من ساخته‌ست؟
‫- قابله در راهه

1329
01:50:55,900 --> 01:50:58,361
‫برای زایمان، آب داغ می‌خواهیم و حوله

1330
01:50:58,444 --> 01:51:00,404
‫در اتاق کار هست

1331
01:51:01,197 --> 01:51:04,075
‫لطفا بیدارش نکن، تمام شب
‫مشغول کار بود

1332
01:51:07,953 --> 01:51:09,455
‫بجنبید!

1333
01:51:21,592 --> 01:51:25,221
‫- خیلی می‌ترسم
‫- خیلی آروم، دَم

1334
01:51:25,304 --> 01:51:27,515
‫حالا بازدم

1335
01:51:27,598 --> 01:51:29,225
‫لولو، باید جیغ بزنی

1336
01:51:29,308 --> 01:51:33,062
‫آره، جیغ بزن، وگرنه
‫گونه‌هات رو نیشگون می‌گیرم

1337
01:51:50,162 --> 01:51:51,872
‫لولو، نفس بکش، تندتر

1338
01:51:53,624 --> 01:51:54,959
‫نفس بکش

1339
01:51:58,796 --> 01:51:59,964
‫هنوز می‌تونی ببینی؟

1340
01:52:02,508 --> 01:52:04,301
‫- بفرمایید
‫- اوضاع چطوره؟

1341
01:52:13,018 --> 01:52:14,895
‫موفق شدیم

1342
01:52:16,814 --> 01:52:17,982
‫همینه

1343
01:52:20,359 --> 01:52:23,654
‫همین‌جوری، درسته

1344
01:52:25,906 --> 01:52:27,867
‫چه همسری دارید!

1345
01:52:27,950 --> 01:52:30,161
‫و همسرتون چه خواهری داره!

1346
01:52:47,636 --> 01:52:51,223
‫نمی‌خواهی خبر فرزندت در ژورنال چاپ بشه؟

1347
01:52:51,807 --> 01:52:53,768
‫چرا که نه؟ فکر خوبیه

1348
01:52:58,856 --> 01:53:00,608
‫در 14م سپتامبر

1349
01:53:00,691 --> 01:53:03,152
‫در 14م سپتامبر، 1793

1350
01:53:03,235 --> 01:53:06,739
‫پس از چهار سال پیوند زناشویی،
‫شارلت و فردریش صاحب اولین پسرشان شدند

1351
01:53:06,822 --> 01:53:09,408
‫کارل فردریش لودویگ شیلر

1352
01:53:09,492 --> 01:53:13,829
‫چنان که کارلین بی‌درنگ پی برد، آن روز،
‫نظر به تقویم [انقلابی] نوین فرانسوی

1353
01:53:13,913 --> 01:53:18,125
‫روز 22 از ماه فروکتیدُر  در دومین سالِ
‫جمهوری بود

1354
01:53:18,209 --> 01:53:22,296
‫- باید بجنبیم، آقای عزیز
‫- کالسکه خیلی سرده

1355
01:53:22,379 --> 01:53:24,799
‫باید از رسیدن برگچه‌ها به توبینگن
‫مطمئن بشم

1356
01:53:24,882 --> 01:53:28,469
‫بهترین روز زندگی رو برای من رقم زدی

1357
01:53:28,552 --> 01:53:30,721
‫به‌ش یک‌کم پول دیگه هم دادم

1358
01:53:34,725 --> 01:53:38,604
‫پول مال دالبرگه،
‫بلویتز خبردار نمی‌شه

1359
01:53:39,730 --> 01:53:42,817
‫لولو، من دیگه برنمی‌گردم پیش او،
‫نمی‌تونم

1360
01:53:42,900 --> 01:53:45,319
‫حرمت بین ما شکسته

1361
01:53:45,402 --> 01:53:50,241
‫سالها می‌شه که دیگه زوج نیستیم،
‫اما تن به طلاق نمی‌ده

1362
01:53:52,576 --> 01:53:56,163
‫می‌ده، صبور باش

1363
01:53:56,247 --> 01:53:58,082
‫فعلا پیش ما بمون

1364
01:54:11,971 --> 01:54:13,889
‫تیراژ رو دو برابر کردیم

1365
01:54:13,973 --> 01:54:15,850
‫مردم از تو دست‌مون می‌قاپن!

1366
01:54:15,933 --> 01:54:18,102
‫حتی از شماره اول هم بهتر می‌شه

1367
01:54:19,937 --> 01:54:25,359
‫خداوندا، او را سالم و سلامت
‫به هردوی ما بازگردان

1368
01:54:25,442 --> 01:54:28,863
‫- به هر سه‌ی ما
‫- آره، به هر سه نفرمون

1369
01:54:28,946 --> 01:54:30,030
‫آمین

1370
01:54:52,303 --> 01:54:53,721
‫<i>اما چرا؟</i>

1371
01:54:54,430 --> 01:54:56,223
‫<i>برای آخرین بار؟</i>

1372
01:55:26,670 --> 01:55:29,423
‫می‌دونی چیه؟
‫انگار که قد کشیدی

1373
01:55:29,506 --> 01:55:31,342
‫خیلی مغروره

1374
01:55:31,842 --> 01:55:33,344
‫و باید هم باشه

1375
01:55:34,011 --> 01:55:37,514
‫پسربچه شیرینیه

1376
01:55:40,517 --> 01:55:42,770
‫با چای چطوری؟

1377
01:55:42,853 --> 01:55:46,315
‫راستی که باید از مادر-زنت کمی پول بگیری

1378
01:55:46,398 --> 01:55:47,441
‫چرا؟

1379
01:55:47,524 --> 01:55:51,946
‫چون که جفت دخترهاش حالا
‫با تو زندگی می‌کنند

1380
01:55:52,029 --> 01:55:55,115
‫تو نون‌شون رو می‌دی، مگه نه؟

1381
01:55:55,199 --> 01:55:56,533
‫یعنی,,,

1382
01:55:57,743 --> 01:55:59,787
‫نباید همچین چیزی می‌گفتم؟

1383
01:55:59,870 --> 01:56:04,124
‫اون‌یکی که هرروز این‌جا ول می‌چرخه،
‫دست به سیاه و سفید هم نمی‌زنه

1384
01:56:04,208 --> 01:56:06,126
‫مامان، زشته، یعنی چه!

1385
01:56:06,210 --> 01:56:07,336
‫بگذارید یک چیزی بگم

1386
01:56:07,419 --> 01:56:11,548
‫کارلین از وقتی اومده این‌جا سه [سکه] تالر
‫خرج کرده

1387
01:56:13,592 --> 01:56:15,594
‫خب این پول رو از کجا آورده؟

1388
01:56:15,678 --> 01:56:17,888
‫محققا از شوهرش که نگرفته

1389
01:56:21,350 --> 01:56:22,893
‫نهار آماده‌ست

1390
01:56:24,395 --> 01:56:27,564
‫درخواست برای معافیت از خانه‌داری تا
‫چند ساعتی افاقه می‌کنه

1391
01:56:27,648 --> 01:56:29,650
‫همراه ما غذا نمی‌خورید؟

1392
01:56:29,733 --> 01:56:31,610
‫نه، ممنون

1393
01:56:31,694 --> 01:56:33,487
‫کمی هم چای روی اجاقه، لولو

1394
01:56:33,570 --> 01:56:35,698
‫- اجاق رو گرم می‌کنم
‫- دو ساعت پیش گرم کردم

1395
01:56:35,781 --> 01:56:37,324
‫ممنون

1396
01:56:43,122 --> 01:56:44,331
‫گازم گرفت

1397
01:56:44,957 --> 01:56:47,084
‫به خودت رفته!

1398
01:56:52,589 --> 01:56:55,300
‫پول، پول، پول,
‫باز شروع نکن

1399
01:56:55,384 --> 01:56:59,346
‫تازگی‌ها تعداد دانشجویان من
‫در ینا از 400 به 30 رسیده!

1400
01:56:59,430 --> 01:57:01,682
‫برای هر خطابه هم پنج
‫تالر کم‌تر از پیش می‌گیرم

1401
01:57:01,765 --> 01:57:04,018
‫دیر نیست که جمیع شنوندگان تو خونه‌‍هامون
‫جا بشن!

1402
01:57:04,101 --> 01:57:06,311
‫فریتز، بچه خوابیده!

1403
01:57:09,356 --> 01:57:11,942
‫بفرمایید، چه سریع

1404
01:57:12,443 --> 01:57:14,528
‫بفرما بنشین، غذا هم هست

1405
01:57:14,611 --> 01:57:17,448
‫- چه مهربان
‫- بگذار در باز باشه

1406
01:57:20,451 --> 01:57:24,038
‫به وُلزُگن و کرنر قول دادم،
‫که اگر برام یک حامی ثروت‌مند پیدا کنند

1407
01:57:24,121 --> 01:57:26,874
‫ظرف پنج سال دو تراژدی کلاسیک,,,

1408
01:57:26,957 --> 01:57:28,751
‫ و ‫نیم دو جینن شعر بلند بنویسم

1409
01:57:28,834 --> 01:57:30,252
‫دیگه از درویشی خسته شدم

1410
01:57:31,420 --> 01:57:35,424
‫سال‌ها بعد کارلین به یاد خواهد آورد
‫که آن روز نوامبر، وقتی شیلر,,,

1411
01:57:35,507 --> 01:57:38,552
‫نخستین چرک‌نویس از رمان
‫او را خواند، چقدر گرم بود

1412
01:57:38,635 --> 01:57:41,221
‫ اتاق زیر شیروانی رو به گرمایش می‌رفت

1413
01:57:41,305 --> 01:57:42,890
‫او تمام صبح سردرد داشت

1414
01:57:42,973 --> 01:57:46,393
‫و نمی‌دانست علت این گُرگرفتگی
‫اعصاب خودش است یا دمای هوا

1415
01:57:46,477 --> 01:57:48,937
‫دست‌خط نثر نوشتنت با نامه‌هات فرق می‌کنه

1416
01:57:51,523 --> 01:57:53,400
‫چرا "اَگنسِ سوسن‌ها"؟

1417
01:58:27,518 --> 01:58:29,269
‫جمله‌ها رو کوتاه‌تر کن

1418
01:58:29,353 --> 01:58:31,105
‫نگاه

1419
01:58:31,188 --> 01:58:33,565
‫این بند موصولی حشوه

1420
01:58:36,360 --> 01:58:40,155
‫چرا قصه‌ی پدرخوانده
‫رو مستقیم نقل نمی‌کنی؟

1421
01:58:40,239 --> 01:58:41,740
‫از این‌جا

1422
01:58:44,243 --> 01:58:46,620
‫چون باید همه رو مستقیم نقل می‌کردم

1423
01:58:46,703 --> 01:58:49,665
‫نه، از امکانات یکسان استفاده نکن,
‫هربار به یک شکل متفاوت

1424
01:58:49,748 --> 01:58:52,709
‫ادبیات با
‫ناسازگاری‌ها کنار می‌آد

1425
01:58:53,377 --> 01:58:57,506
‫و هربار که می‌خواهی کشش ایجاد
‫کنی این لحن مهلک زنانه رو به کار نگیر

1426
01:58:59,591 --> 01:59:03,971
‫و در صحنه کنار آتشگاه، خواننده
‫تمام اون پیش‌آگاهی تیره‌ای رو ,,,

1427
01:59:04,054 --> 01:59:06,348
‫باعث می‌شه مشتاقانه انتظار
‫بخش بعدی رو بکشه، به دست می‌آره

1428
01:59:06,431 --> 01:59:10,811
‫- به استعدادت اعتماد کن
‫- تو که اعتماد کنی، من هم می‌کنم

1429
01:59:14,064 --> 01:59:17,151
‫اَگنسِ سوسن‌ها
‫ناشناس

1430
01:59:17,234 --> 01:59:19,903
‫- می‌شه ببرمش؟
‫- البته

1431
01:59:21,113 --> 01:59:25,826
‫"در تاریکی، خانه‌ای نورانی راه را نشانم داد

1432
01:59:25,909 --> 01:59:29,621
‫که تک افتاده بود و در محاصره‌ی
‫چند بنای فرعی قرار داشت

1433
01:59:29,705 --> 01:59:33,584
‫چارلز گفت که مادرت را در این‌جا خواهی دید»

1434
01:59:34,585 --> 01:59:36,587
‫گوش می‌دی؟

1435
01:59:38,714 --> 01:59:39,840
‫مادر

1436
01:59:40,716 --> 01:59:43,677
‫«تقریبا به مقصد خود رسیده بودیم,

1437
01:59:43,760 --> 01:59:48,974
‫دری کوچک به راهرویی طولانی باز می‌شد
‫که با کورسوی نور تک‌چراغی روشن می‌گشت

1438
01:59:49,057 --> 01:59:52,895
‫چارلز درِ کناری را گشود و از من خواست
‫داخل شوم»

1439
01:59:52,978 --> 01:59:55,689
‫«به اتاقی تاریک پا گذاشتم

1440
01:59:55,772 --> 01:59:59,359
‫چارلز پشت من در را قفل کرد و دستور داد
‫منتظر باشم

1441
01:59:59,443 --> 02:00:03,363
‫چند لحظه بعد، دری از سوی دیگر باز شد

1442
02:00:03,447 --> 02:00:06,867
‫کورنوری تابید و صدایی مرا صدا زد

1443
02:00:06,950 --> 02:00:09,661
‫«بیا داخل، اَگنس عزیزم

1444
02:00:09,745 --> 02:00:12,831
‫مادرت بی‌تابانه چشم‌به‌راه توست»

1445
02:00:15,125 --> 02:00:17,502
‫این ماه تا همین‌جاست، دوستان

1446
02:00:18,378 --> 02:00:20,172
‫ادامه دارد

1447
02:00:20,255 --> 02:00:23,217
‫- نه، نه،
‫- بله، بله

1448
02:00:23,300 --> 02:00:25,928
‫خدایا، برای بخش بعدی صبر و قرار ندارم

1449
02:00:26,011 --> 02:00:27,387
‫خیلی تکان خوردم

1450
02:00:27,471 --> 02:00:30,557
پایان دادن در این
‫نقطه گستاخی دلفریبی بود

1451
02:00:30,641 --> 02:00:33,936
‫انگار که موسیقی شما رو روی بال‌هاش بنشونه
‫و ببره

1452
02:00:34,019 --> 02:00:35,979
‫حالا برای ادامه‌ش باید یک هفته صبر کنم؟

1453
02:00:36,063 --> 02:00:39,149
‫نه، یک ماه، پسرم

1454
02:00:39,233 --> 02:00:40,567
‫بله، پدر

1455
02:00:40,651 --> 02:00:42,527
‫لامصب چقدر

1456
02:00:42,611 --> 02:00:46,990
‫مطمئنم که نویسنده اسم-و-رسم‌داریه,
‫باید حسابی معروف باشه

1457
02:00:47,074 --> 02:00:52,746
‫این بازی با سرنوشته و قلب
‫خوانندگان با تو همراه می‌شه، نه؟

1458
02:00:52,829 --> 02:00:57,334
‫مادام، ای کاش که من این رو نوشته بودم
‫اما از بخت بد,,,

1459
02:01:00,629 --> 02:01:02,589
‫کُرنر، ‫شاید کار کسیه
که جفت‌مون می‌شناسیمش

1460
02:01:02,673 --> 02:01:05,050
‫و الان هم داره یواشکی می‌خنده

1461
02:01:05,133 --> 02:01:06,093
‫شاید

1462
02:01:06,176 --> 02:01:09,721
‫یعنی استادی که این رمان رو نوشته کیه؟

1463
02:01:09,805 --> 02:01:12,641
‫کارلین، یادته که به‌ت گفتم

1464
02:01:12,724 --> 02:01:16,937
‫نثر محشری داری، کارلین,
‫همکاران مردت رو شگفت‌زده خواهی کرد

1465
02:01:17,020 --> 02:01:18,647
‫پس چرا با اسم "ناشناس"؟

1466
02:01:18,730 --> 02:01:22,442
‫ممکنه در این فضای
‫پُرتنش دلواپسی و اضطراب

1467
02:01:22,526 --> 02:01:25,320
‫پنجره رو برای احیای دستگاه
‫تنفسی به-هم-پیوسته‌مون باز کنم؟

1468
02:01:31,410 --> 02:01:34,121
‫می‌دونستم! تیراژمون شش برابر شده

1469
02:01:34,204 --> 02:01:38,709
‫لین، این‌جا خیلی سرده,
‫در پله‌ها رو ببند

1470
02:01:41,211 --> 02:01:44,131
‫هنوز داره می‌سوزه، اما باید چوب بریزی روش

1471
02:01:44,214 --> 02:01:46,550
‫خیلی خوشحال ام که این‌جا ام

1472
02:01:46,633 --> 02:01:49,344
‫می‌تونم بنویسم، او هم کمکم می‌کنه

1473
02:01:49,428 --> 02:01:50,929
‫بگذار یک‌کم دیگه هم بمونم

1474
02:01:51,013 --> 02:01:53,390
‫تا هروقت که دوست داری بمون

1475
02:01:56,059 --> 02:01:58,645
‫بله، لین,
‫کم و کسری که نداری؟

1476
02:01:58,729 --> 02:02:00,689
‫لولو، بگذار این بخش رو تموم کنه

1477
02:02:00,772 --> 02:02:03,150
‫باید برگه‌ها رو تا امشب به توبینگن برسونه

1478
02:02:03,233 --> 02:02:05,068
‫تو این یخبندون؟

1479
02:02:05,152 --> 02:02:07,195
‫طوری نیست, من راه رو بلدم

1480
02:02:09,573 --> 02:02:12,075
‫بگذارش روی زمین، مادر,
‫مهم نیست

1481
02:02:14,411 --> 02:02:17,873
‫لین، در رو ببند,
‫خیلی سرد می‌شه

1482
02:02:24,087 --> 02:02:25,964
‫مادام!

1483
02:02:29,468 --> 02:02:31,845
‫- آمدم!
‫- بسیار خوب، مادام!

1484
02:02:32,637 --> 02:02:34,514
‫- تا پایین می‌آم
‫- ممنون

1485
02:02:40,103 --> 02:02:43,774
‫چرا همین‌جا نمی‌مونید، مادام؟
‫خودم هم می‌تونم دست‌نوشته رو ببرم توبینگن

1486
02:02:44,941 --> 02:02:48,195
‫نه, کالسکه خودمه، اسب خودمه،
‫خودم می‌رونم

1487
02:02:48,278 --> 02:02:50,947
‫و تازه دست‌نوشته خودم هم هست,
‫شما فقط محض تامین امنیت این‌جایی

1488
02:03:08,548 --> 02:03:13,220
‫دالبرگ هم داره از ماینز به توبینگن می‌آد؟
‫منتظرته؟

1489
02:03:13,303 --> 02:03:17,099
‫امشب تو همون هُتلی که گل سوسن داره
‫دیدار می‌کنید؟

1490
02:03:17,182 --> 02:03:18,892
‫برای قرارتون اتاق رزرو کرد

1491
02:03:18,975 --> 02:03:20,685
‫پُرس و جو کردم

1492
02:03:22,020 --> 02:03:26,400
‫تمام اُدبای آلمان در عجب اند
‫که "اَگنس" رو کی نوشته

1493
02:03:26,483 --> 02:03:29,945
‫و مطلقا شک نمی‌کنند که این "ناشناس"
‫با دالبرگ، کارگردان تئاتر، در بستره

1494
02:03:30,028 --> 02:03:34,032
‫تصور هم نمی‌کنی مثل من تحت تاهل زندگی کردن
‫چه مکافاتیه

1495
02:03:34,116 --> 02:03:36,535
‫شما دو نفر از دل و جان باهم یگانه اید

1496
02:03:37,035 --> 02:03:40,247
‫اما نمی‌خوام تا پیش از اینکه طلاق بگیرم
‫برگردم رودل‌اشتات

1497
02:03:40,330 --> 02:03:42,707
‫به شوهرت نامه می‌نویسم،
‫باید درک کنه که این‌جوری نمی‌‍شه ادامه داد

1498
02:03:42,791 --> 02:03:47,796
‫فریتز، ما سه نفر از فواصل دور
‫پیش هم برمی‌گردیم

1499
02:03:47,879 --> 02:03:50,090
‫بینهایت دلتنگ هردوتون ام

1500
02:03:50,173 --> 02:03:54,845
‫وقتی که در ینا از پیش جفت‌تون رفتم،
‫قلبم و زندگیم از هم گسسته شد

1501
02:03:59,141 --> 02:04:03,270
‫رُمانم که تمام بشه،
‫یک زن آزاد و مجرد ام

1502
02:04:03,353 --> 02:04:06,773
‫یک ضیافت برپا می‌کنیم،
‫سه نفری باهم، در وایمار، خب؟

1503
02:04:06,857 --> 02:04:10,026
‫و تو به همه خواهی گفت
‫که نویسنده "اَگنس" کیه

1504
02:04:15,574 --> 02:04:18,535
‫کنار تو می‌تونم ساعت‌ها این‌جا بایستم

1505
02:04:20,370 --> 02:04:22,998
‫یعنی ممکنه همون‌جوری بشه
‫که در توبینگن بود؟

1506
02:04:23,081 --> 02:04:26,126
‫نه، نکن, این‌جا نه

1507
02:04:27,377 --> 02:04:32,090
‫صبر کن تا برگردیم وایمار و سرانجام
‫همگی باهم زندگی کنیم

1508
02:04:33,258 --> 02:04:39,055
‫دوست دارم سه نفری در خانه‌مون پذیرای
‫بزرگ‌ترین و بهترین شعرا باشیم، هان؟

1509
02:04:40,432 --> 02:04:45,228
‫برو داخل، نگرانت ام,
‫یادته که پارسال چجوری بیمار شدی,

1510
02:05:08,460 --> 02:05:09,920
‫بیا داخل

1511
02:05:32,943 --> 02:05:35,445
‫اَگنسِ سوسن‌ها، پخش پنجم
‫ناشناس

1512
02:05:40,492 --> 02:05:43,703
‫«لطفا همسرت، کاُرلین لنگلفد، رو رها کن»

1513
02:05:46,456 --> 02:05:47,874
‫بله

1514
02:05:48,625 --> 02:05:49,459
‫چی؟

1515
02:05:54,965 --> 02:05:57,425
‫«لطفا همسرت را,,,

1516
02:06:02,847 --> 02:06:05,058
‫در ازای منفعتی همگانی آزاد کن

1517
02:06:05,141 --> 02:06:10,063
‫مونسِ شهره به گُریز از
‫بستر و میز را با مونسی وفادار

1518
02:06:10,146 --> 02:06:13,358
‫که همانگونه که خود می‌پسندی، فرزندی
‫برایت به بار می‌آورد، معاوضه کن»

1519
02:06:13,441 --> 02:06:16,236
‫زیاده از حد رک و پوست‌کنده
‫نیست، مامانِ عزیز؟

1520
02:06:16,319 --> 02:06:18,154
‫نظر شما چیه؟

1521
02:06:18,822 --> 02:06:22,492
‫نکنه این نویسنده دیوانه شده؟
‫یعنی با زن من در بستره؟

1522
02:06:23,285 --> 02:06:26,371
‫می‌تونم با قطعیت,,,

1523
02:06:26,454 --> 02:06:27,414
‫اطمینان بدم

1524
02:06:27,497 --> 02:06:31,251
‫که هیچکس شیلر رو به نوشتن این نامه
‫تشویق نکرده

1525
02:06:31,334 --> 02:06:34,421
‫از طرف خودش حرف می‌زنه,
‫نیتش خیر بوده

1526
02:06:34,504 --> 02:06:38,925
‫اما طبق معمول مقصود رو بالکل از دست داده

1527
02:06:39,009 --> 02:06:42,262
‫البته که او روی من تاثیر عکس داره،
‫معلومه

1528
02:06:42,345 --> 02:06:47,100
‫«فرزند عزیزم، لین
‫چرا نمی‌توانی شوهر-خواهرت را مهار کنی,,,

1529
02:06:47,183 --> 02:06:52,230
‫تا تو را در پیشبرد روابط مخفیانه‌ات
‫بدین شکل احمقانه یاری نکند؟

1530
02:06:53,398 --> 02:06:57,110
‫پیوند تو و بلویتز ازدواجی محض آسایش است

1531
02:06:57,193 --> 02:07:00,572
‫نه یک ازدواج مضحک و ناچیز
‫عاشقانه

1532
02:07:00,655 --> 02:07:03,533
‫که به محض زایل شدن عشق
‫پایان بگیرد

1533
02:07:04,326 --> 02:07:06,828
‫نامه‌ی شیلر جز از خدمتکاران برنمی‌آید

1534
02:07:07,329 --> 02:07:10,290
‫و ازدواج شما اینک سخت به خطر افتاده است»

1535
02:07:10,373 --> 02:07:11,791
‫مادام، من,,,

1536
02:07:12,667 --> 02:07:15,420
‫- «لیاقت همسر تو این نیست»
‫- لیاقت,,,

1537
02:07:15,503 --> 02:07:19,924
‫«و من از رابطه سه نفره شما
‫در لودویگزبرگ راضی نیستم,

1538
02:07:34,064 --> 02:07:36,191
‫دلواپس تو، با عشق، مادر»

1539
02:07:44,240 --> 02:07:46,576
‫چرا این‌قدر رسمی، خانم؟

1540
02:07:46,660 --> 02:07:49,412
‫جسارت داشته باش، حتی در تمام کردن چیزها

1541
02:07:50,372 --> 02:07:51,831
‫مگه همیشه نمی‌گفتیم

1542
02:07:51,915 --> 02:07:57,212
‫برای تسلیم توافق کوچک
‫مشترک‌مون به تاریخ یک اشاره کافیه؟

1543
02:08:06,888 --> 02:08:09,182
‫اما من یک درخواست آخر هم دارم

1544
02:08:23,279 --> 02:08:26,491
‫احساس شَرم کارلین روح او را
‫درمی‌شکافد

1545
02:08:26,574 --> 02:08:33,331
‫اما اون این را به مثابه مکافات خیانتی که
‫در همین اتاق به خواهرش کرده می‌انگارد

1546
02:08:34,791 --> 02:08:36,418
‫دالبرگ مرد باهوشی‌ست

1547
02:08:36,501 --> 02:08:39,629
‫او آسیبی را که از جدایی
‫متحمل شده دفع کرد

1548
02:08:40,338 --> 02:08:44,092
‫به طوری که این بار بیش از همیشه
‫کارلین را بابت برهنگی تنش دستمزد داد

1549
02:08:44,175 --> 02:08:47,387
‫چرا که می‌دانست این کار، احساس وجدان‌درد
‫و تنهایی او را بیشتر خواهد کرد

1550
02:09:37,854 --> 02:09:39,773
‫شاهزاده گفت «چقدر دست-و-دل‌-باز اید

1551
02:09:39,856 --> 02:09:43,151
‫که استقلال و آزادی عمل
‫او را چنان ارج می‌نهید

1552
02:09:43,234 --> 02:09:45,361
‫که به او اجازه رفتن دادید»

1553
02:09:46,321 --> 02:09:49,324
‫می‌تونه محکم‌تر هم باشه,
‫درباره اَگنسه دیگه، هان؟

1554
02:09:50,492 --> 02:09:52,869
‫تو صفحه بعد حواست فقط به همین باشه

1555
02:09:53,495 --> 02:09:56,956
‫به هنگام وداع، روحمان
‫باید سرزنده‌تر از طبیعت باشد

1556
02:09:57,916 --> 02:09:59,626
‫فوق العاده‌ست

1557
02:10:00,418 --> 02:10:02,629
‫باید برای این مشکل راه حل ساده‌تری
‫پیدا کنی

1558
02:10:02,712 --> 02:10:06,132
‫نمی‌دونم منظورت چیه!
‫من همین‌جوری دوستش دارم

1559
02:10:06,216 --> 02:10:10,386
‫«استقلال و آزادی عمل»، ایرادش چیه؟

1560
02:10:11,971 --> 02:10:13,681
‫من دوست دارم این‌جوری بگم

1561
02:10:13,765 --> 02:10:16,267
‫نه، از این بهتر هم می‌تونی

1562
02:10:16,351 --> 02:10:17,769
‫<i>حوزه‌ی آزادی عمل</i>

1563
02:10:17,852 --> 02:10:21,314
‫یا حتی بهتر: دایره آزادی عمل

1564
02:10:21,397 --> 02:10:23,983
‫دایره به‌مون می‌گه که
‫[مَرده] پیش زنه برمی‌گرده

1565
02:10:24,067 --> 02:10:25,819
‫باید این‌جوری باشه

1566
02:10:25,902 --> 02:10:28,488
‫احساس دون‌پایگی می‌کنم
‫و ازش بیزارم

1567
02:10:29,739 --> 02:10:31,825
‫می‌گی چه کنم؟

1568
02:10:35,203 --> 02:10:37,247
‫می‌خواهی من بنویسم؟

1569
02:10:53,638 --> 02:10:55,098
‫ببین کی آمده!

1570
02:10:55,640 --> 02:10:58,351
‫ببین کی آمده!

1571
02:10:58,434 --> 02:11:01,354
‫آهای، پدرِ جوان، نگهبان گَله، بیا بغلم

1572
02:11:01,437 --> 02:11:03,606
‫- حضرت آقا از کجا تشریف آوردند؟
‫- پاریس

1573
02:11:03,690 --> 02:11:07,861
‫پنج روز تق و توق و لرزش،
‫اما کالسکه‌های بزرگ‌تری طراحی می‌کنم

1574
02:11:07,944 --> 02:11:09,863
‫همین حالا هم دارن برات
‫اسب‌های درشت‌تری بار می‌آرن

1575
02:11:09,946 --> 02:11:11,531
‫کی خبر داشت قراره بیاد؟

1576
02:11:11,614 --> 02:11:14,951
‫- قرار بود غافلگیرانه باشه
‫- به این می‌گن غافلگیری!

1577
02:11:17,245 --> 02:11:20,623
‫ببین کی آمده!
‫ببین کی اینجاست

1578
02:11:21,165 --> 02:11:23,376
‫خب، این‌جا چی داریم؟

1579
02:11:24,294 --> 02:11:26,129
‫تازه بیدار شده

1580
02:11:27,714 --> 02:11:30,633
‫جریانات اون‌جا (فرانسه)
‫در کلام نمی‌گنجه

1581
02:11:31,301 --> 02:11:33,219
‫قتل عام، کشتار

1582
02:11:33,303 --> 02:11:36,890
‫این کلمات در مقابل اتفاقات در حال وقوع
‫ناچیز اند

1583
02:11:36,973 --> 02:11:39,893
‫گناهکار یا بی‌گناه،
‫همه سر از زیر گیوتین درمی‌آرن

1584
02:11:40,810 --> 02:11:43,438
‫و وسط خیابون، زنده زنده، تکه‌پاره می‌شن

1585
02:11:43,521 --> 02:11:47,191
‫تا سرحد مرگ کتک می‌خورن، زیر سم
‫اسب‌ها لگدکوب می‌شن، عین قرون وسطی

1586
02:11:48,318 --> 02:11:50,486
‫تبه‌کارانی حاکم شدند که ‫اهریمن
در ژرفای وجودشون لانه کرده

1587
02:11:50,987 --> 02:11:54,866
‫و عطشی که برای خون دارند،
‫مخوف‌ترین چیزیه که بنی بشر به چشم دیده

1588
02:11:55,783 --> 02:11:57,660
‫ما نباید خبردار می‌شدیم، ویلهلم؟

1589
02:11:58,202 --> 02:11:59,370
‫چرا

1590
02:12:00,538 --> 02:12:02,081
‫همه

1591
02:12:02,165 --> 02:12:06,878
‫هرکسی که سودای پوست‌اندازی
‫[و تجدد] در سرداره باید خبردار بشه

1592
02:12:09,005 --> 02:12:11,424
‫من، که خودم اون‌جا
‫بودم، به چنین باوری رسیدم

1593
02:12:12,675 --> 02:12:15,094
‫سر تا ته چیزی نیست جز پستی
‫و امیدواری برای یک جنونِ خون‌بار دیگر

1594
02:12:15,178 --> 02:12:16,679
‫بفرما

1595
02:12:17,680 --> 02:12:19,182
‫همه‌جای شهر می‌شه خرید

1596
02:12:19,849 --> 02:12:24,187
‫برگرفته از زندگی واقعی، بدون
‫ذوق، اما به اصطلاح در تماس با واقعیت

1597
02:12:24,687 --> 02:12:28,775
‫برای بازدیدکنندگان انقلابه,
‫تیراژهاشون به چند هزار می‌رسه

1598
02:12:46,084 --> 02:12:48,795
‫و عوایدش به جیب آدم‌کش‌ها سرازیر می‌شه

1599
02:12:50,880 --> 02:12:52,799
‫صورتِ مَرده دریده شده بود

1600
02:12:52,882 --> 02:12:55,885
‫به خاطر مقابله به مثل، پشت و رو
‫گذاشته بودنش زیر گیوتین

1601
02:12:57,178 --> 02:12:59,389
‫وحشتناکه, نمی‌خوام

1602
02:13:02,600 --> 02:13:06,229
‫تو یک بار چیزی از تفتیش
‫عقاید برامون نخوندی؟

1603
02:13:07,397 --> 02:13:09,607
‫شده حکایتِ همون

1604
02:13:09,691 --> 02:13:12,485
‫بعضی شب‌ها دیگه دلم نمی‌خواست زنده باشم

1605
02:13:12,568 --> 02:13:17,615
‫در سرداب هتل قایم شدم, حتی از ترس
‫اسم اشرافی خودم رو هم پنهان کردم

1606
02:13:22,578 --> 02:13:25,957
‫این روزها اغلب باهم سر ستیز دارند,
‫برای خودم هم اتفاق جدیدیه

1607
02:13:48,938 --> 02:13:52,400
‫می‌آم پیش شما,
‫کوچولو باید بخواب,

1608
02:13:52,483 --> 02:13:54,944
‫می‌دونم، تخته‌های آشپزخونه غژغژ می‌کنند

1609
02:13:58,781 --> 02:14:00,616
‫می‌شه روی تخت بنشینم؟

1610
02:14:04,454 --> 02:14:07,081
‫من باردار ام، فریتز

1611
02:14:07,165 --> 02:14:12,128
‫باید 4 5 ماهه باشم, مطمئن نیستم
‫درد [شکم] دارم اما دشتان نه

1612
02:14:13,296 --> 02:14:15,548
‫نباید صدای وضعیت او رو دربیاریم

1613
02:14:16,257 --> 02:14:19,552
‫وگرنه بلویتز طلاق رو فسخ می‌کنه

1614
02:14:21,137 --> 02:14:23,139
‫یعنی الان راضی شده؟

1615
02:14:24,682 --> 02:14:28,895
‫نوشته که دیگه نمی‌خواد حرف بزنه,
‫می‌خواد فورا طلاق بگیره

1616
02:14:28,978 --> 02:14:32,523
‫اگر بو ببره که لین بارداره، و تازه از کسی
‫غیر از او

1617
02:14:32,607 --> 02:14:34,734
‫ممکنه از تصمیمش برگرده

1618
02:14:34,817 --> 02:14:37,570
‫آره، درسته، ممکنه

1619
02:14:37,653 --> 02:14:39,989
‫فرزند مسئله‌ی همیشگی او بوده

1620
02:14:40,782 --> 02:14:43,659
‫مادرت چی؟
‫از خانه بلویتز بلند می‌شه؟

1621
02:14:43,743 --> 02:14:45,411
‫داره بلند می‌شه

1622
02:14:45,495 --> 02:14:49,248
‫زیر یک سقف زندگی می‌کنیم
‫و اون‌قدری همدیگر رو نمی‌شناسیم

1623
02:14:49,332 --> 02:14:52,001
‫این‌جا آمدن تو هم به همین قضیه مربوط می‌شه؟

1624
02:15:19,028 --> 02:15:20,988
‫می‌خواهی بچه رو نگه داری؟

1625
02:15:21,072 --> 02:15:22,281
‫آره

1626
02:15:23,324 --> 02:15:24,283
‫چرا؟

1627
02:15:24,367 --> 02:15:26,452
‫چرا که نه؟ چون,,,

1628
02:15:26,536 --> 02:15:29,372
‫چون مطمئن نیستم که
‫دوباره باردار می‌شم یا نه

1629
02:15:29,455 --> 02:15:33,000
‫دکترمون می‌گه مستعد ذات الریه ام

1630
02:15:33,584 --> 02:15:36,462
‫پوستم به نازکیِ پوست موقرمزهاست

1631
02:15:36,546 --> 02:15:40,383
‫نمی‌خوام بدونِ چشیدن طعم اون شادمانیی
‫که تو چشیدی از دنیا برم

1632
02:15:44,762 --> 02:15:47,640
‫‌آن‌وقت بچه رو کجا نگه می‌داری؟ این‌جا؟

1633
02:15:47,723 --> 02:15:49,183
‫تو مخالفی؟

1634
02:15:49,767 --> 02:15:51,477
‫نه

1635
02:15:51,561 --> 02:15:55,439
‫نزدیک شافهاوزن یک معلم
‫روستایی می‌شناسم, آقای رُل

1636
02:15:55,523 --> 02:16:00,486
‫شاید تا وقتی که کار طلاق صورت بگیره
‫از بچه نگه داری کنه

1637
02:16:01,737 --> 02:16:04,073
‫اما تو تازه 5 ماهته

1638
02:16:04,740 --> 02:16:08,536
‫وکیلم می‌گه کار طلاق ممکنه یک سال طول بکشه

1639
02:16:08,619 --> 02:16:11,289
‫تا اون‌وقت کارلین نباید بی‌گدار به آب بزنه

1640
02:16:11,372 --> 02:16:14,834
‫خیلی چیزها در خطره, از
‫بخت بد، پای کلی پول در میونه

1641
02:16:15,668 --> 02:16:17,587
‫تو تنها سفر نخواهی کرد

1642
02:16:18,212 --> 02:16:19,839
‫من همراهش سفر می‌کنم

1643
02:16:19,922 --> 02:16:24,468
‫من این‌جا هیچ قید و بندی ندارم و می‌خوام
‫آنچه رو که در پاریس دیدم فراموش کنم

1644
02:16:24,552 --> 02:16:28,681
‫شاید یاری رساندن به یک زن باردار
‫دوباره ایمانم رو به انسانیت تقویت کنه

1645
02:16:32,226 --> 02:16:34,687
‫- دالبرگ چقدر پول می‌ده؟
‫- دالبرگ؟ هیچی

1646
02:16:34,770 --> 02:16:37,106
‫او خبر نداره, باهاش به هم زدم

1647
02:16:45,114 --> 02:16:46,782
‫ما قراری داشتیم، لین

1648
02:16:47,325 --> 02:16:50,453
‫قرار گذاشتیم همیشه همه‌چیز رو به هم بگیم

1649
02:16:51,120 --> 02:16:55,208
‫اینکه من و تو به همدیگه نزدیک‌تر باشیم
‫تا به مردهامون

1650
02:16:55,291 --> 02:16:57,460
‫این سوگند دیگه اعتباری نداره

1651
02:17:23,819 --> 02:17:27,240
‫یعنی آب خیلی از سر گذشته؟

1652
02:17:27,323 --> 02:17:31,285
‫من تو زندگی عملی تعریفی ندارم,
‫حتی موقع دنیا آمدن پسرم خواب بودم

1653
02:17:31,369 --> 02:17:34,580
‫ولی ویلهلم از قماش دیگریه,
‫عملگراست، پاش روی زمینه

1654
02:17:34,664 --> 02:17:36,457
‫خوشحال می‌شه به یک دوست کمک کنه

1655
02:17:36,540 --> 02:17:38,042
‫آره

1656
02:17:38,125 --> 02:17:40,127
‫تکلیف "اگنس" چی می‌شه؟

1657
02:17:40,211 --> 02:17:44,465
‫در سوئیس یک بخش دیگه رو شروع می‌کنم
‫و برات می‌فرستم

1658
02:17:44,548 --> 02:17:46,717
‫داری می‌گریزی؟

1659
02:17:46,801 --> 02:17:49,053
‫نمی‌تونم این‌جا بمونم,
‫احساس می‌کنم [خواهرم] ازم بیزاره

1660
02:17:49,136 --> 02:17:50,763
‫نه، برای چی؟

1661
02:17:50,846 --> 02:17:53,099
‫به‌ش نگفتم که در توبینگن
‫دیدار کردیم

1662
02:17:53,182 --> 02:17:55,142
‫من هم نگفتم

1663
02:17:55,226 --> 02:17:57,395
‫احساس می‌کنه به‌ش خیانت شده

1664
02:17:59,021 --> 02:18:02,024
‫یک سوالی هست که محققا ازت نخواهم پرسید

1665
02:18:03,192 --> 02:18:05,194
‫پس نپرس

1666
02:18:06,654 --> 02:18:09,699
‫اگر می‌شد جواب می‌دادم
‫و فریاد می‌کشیدم

1667
02:18:11,367 --> 02:18:13,035
‫بیا

1668
02:18:13,536 --> 02:18:17,123
‫اگر دنبال ملایمتی،
‫در اون اتاق دنبالش بگرد

1669
02:18:28,217 --> 02:18:31,387
‫- تنها خواسته‌ی من تو هستی, زندگی من تو ای
‫- من تمامِ خواسته‌ی تو نیستم

1670
02:18:32,555 --> 02:18:34,724
‫من به قدر کافی خوب نیستم

1671
02:18:36,559 --> 02:18:39,061
‫در توبینگن، متلک می‌شنیدم!

1672
02:18:39,145 --> 02:18:42,773
‫حالا از خودم بوی فاحشگی استشمام می‌کنم

1673
02:18:42,857 --> 02:18:46,319
‫اصلا یادم نمی‌آدم که دالبرگ
‫من رو فریفت یا من او رو

1674
02:18:46,402 --> 02:18:50,072
‫یادم نمی‌آدم طی این چند ماه
‫با چه مردهایی بودم

1675
02:18:51,198 --> 02:18:55,369
‫- به خودت آسیب نزن
‫- مجبورم، وگرنه نمیتونم برم

1676
02:18:55,453 --> 02:18:59,999
‫احساس گناه، پلیدی و ناکامی کردن
‫هیچ جای افتخاری نداره

1677
02:19:00,082 --> 02:19:03,085
‫شادکامیه که به تلاش کردن می‌ارزه

1678
02:19:05,087 --> 02:19:07,173
‫برای اون معلم نامه می‌نویسم

1679
02:19:07,256 --> 02:19:10,009
‫صبح روی میز آشپزخانه می‌یابی‌ش

1680
02:19:11,552 --> 02:19:13,346
‫هروقت که رفتی بیدارم کن

1681
02:19:13,429 --> 02:19:16,932
‫- شش ماه دیگه برمی‌گردی، مگه نه؟
‫- برمی‌گردم وایمار, هروقت که آزاد شدم

1682
02:19:17,016 --> 02:19:20,478
‫هرروز نامه‌نگاری می‌کنیم,
‫باید از احوالت باخبر باشم

1683
02:19:21,562 --> 02:19:23,564
‫بگذار رویای سه‌نفره‌مون رو زندگی کنیم،
‫خواهش می‌کنم

1684
02:19:24,231 --> 02:19:27,693
‫در وایمار, هروقت که
‫همگی کنار هم بودیم

1685
02:19:46,712 --> 02:19:48,339
‫برات نامه می‌نویسیم

1686
02:20:31,507 --> 02:20:33,926
‫«همچنان، دوست دارم بدانم که خوبی هستی,,,

1687
02:20:34,009 --> 02:20:36,762
‫و ویلهلم نیز عصای دستت بوده است،
‫که البته از این بابت مطمئن هستم

1688
02:20:47,690 --> 02:20:49,108
‫این‌جا همه‌چیز خوب است، لین

1689
02:20:49,191 --> 02:20:51,569
‫پسر نیش زنبوری خورد و تب کرد

1690
02:20:51,652 --> 02:20:53,988
‫شارلت اسمی درخورد برای شما یافت:

1691
02:20:54,071 --> 02:20:57,116
‫"مریم و یوسف در جستجوی اصطبل"

1692
02:21:06,876 --> 02:21:09,295
‫ویلهلم، اکنون مستقیم به تو می‌نویسم

1693
02:21:09,378 --> 02:21:14,008
‫حسی به من و شارلت می‌گوید
‫که نام شما را در عالم صدا می‌زنیم

1694
02:21:14,091 --> 02:21:18,137
‫به شارلت بگو که نوشتن آخرین
‫بخش‌های "اگنس" را شخصا به پایان رساندم

1695
02:21:21,265 --> 02:21:26,395
‫آقای رُل نوشته از پیش او رفتی
‫تا در ماه اکتبر بازگردی، صحت دارد؟

1696
02:21:29,440 --> 02:21:30,608
‫صحت دارد؟

1697
02:21:48,584 --> 02:21:49,585
‫بایست

1698
02:21:50,961 --> 02:21:52,087
‫بایست

1699
02:22:06,310 --> 02:22:08,020
‫شنیدی؟

1700
02:22:13,817 --> 02:22:16,028
‫نیرو؟ طبیعت؟

1701
02:22:53,315 --> 02:22:56,735
‫دوستش دارم, خیلی دوستش دارم

1702
02:22:56,819 --> 02:22:58,821
‫به من تعلق داره

1703
02:23:03,492 --> 02:23:06,579
‫مراقبم باش، ویلهلم، نجاتم بده

1704
02:23:06,662 --> 02:23:12,001
‫- از چی؟
‫- از خودم، هوسم, نجاتم بده

1705
02:23:23,971 --> 02:23:25,639
‫- «حالت خوب است؟»
‫- فریاد بزن

1706
02:23:25,723 --> 02:23:27,975
‫«آیا ناخوشی؟ تا الان باید زایمان کرده باشی»

1707
02:23:28,058 --> 02:23:29,852
‫«پاسخم را بفرست»

1708
02:23:30,644 --> 02:23:34,106
‫«شارلت رو نیز بسیار نگران
‫است, آیا اتفاقی برایت افتاده؟»

1709
02:23:44,700 --> 02:23:46,118
‫زایش

1710
02:23:47,411 --> 02:23:50,122
‫16م آگست

1711
02:23:52,207 --> 02:23:55,419
‫1794

1712
02:23:57,046 --> 02:23:58,005
‫یک پسر

1713
02:23:58,088 --> 02:24:00,966
‫رُل نامه نوشت که کار زایمان
‫به خوبی پیش رفته

1714
02:24:02,009 --> 02:24:05,304
‫چرا خبری از خود نمی‌دهی؟
‫نوشتن را فراموش کرده این؟

1715
02:24:08,974 --> 02:24:11,143
‫وُلزگن را گم کرده ای؟

1716
02:24:16,398 --> 02:24:19,151
‫حتی در روستاهای کوهستانی سوییس نیز
‫هستند کاتبانی

1717
02:24:19,234 --> 02:24:21,862
‫که برای آنان که نمی‌توانند، نامه می‌نویسند

1718
02:24:21,945 --> 02:24:23,864
‫چنان کسی را پیدا کن»

1719
02:24:23,947 --> 02:24:26,241
‫فعلا کفایت می‌کنه

1720
02:24:33,582 --> 02:24:38,212
‫«کارلین، ای داد بیداد، کجا هستی؟
‫کارلین، چرا برنمی‌گردی؟»

1721
02:24:38,295 --> 02:24:40,839
‫وقتی اون‌قدری بزرگ شد که عقلش برسه،
‫به‌ش بگو برمی‌گردم

1722
02:24:40,923 --> 02:24:43,676
‫بگو که مادرش به زودی به سراغش می‌آد

1723
02:25:09,576 --> 02:25:13,288
‫کارلین فن بلویتز،
‫به زودی در ژنو، سوییس

1724
02:25:44,987 --> 02:25:47,197
‫دست‌کم اتفاقی براش نیفتاده

1725
02:25:51,493 --> 02:25:53,704
‫اما چه ملودرامی!

1726
02:25:56,832 --> 02:26:00,043
‫در همین اثنا، بلویتز با طلاق
‫موافقت نموده بود

1727
02:26:00,127 --> 02:26:03,922
‫سوابق رسمی در رودل‌اشتات به عنوان گواه
‫قید شدند:

1728
02:26:04,006 --> 02:26:06,800
‫ناسازگاری زناشویی ده ساله

1729
02:26:06,884 --> 02:26:10,929
‫کارلین فن لنگفلد از شوهر اول خود
‫غرامتی دریافت نمی‌کند

1730
02:26:11,013 --> 02:26:14,266
‫اما افزون بر آگاه‌سازی خانواده شیلر
‫از طلاق خود

1731
02:26:14,349 --> 02:26:17,770
‫خبر ازدواج قریب الوقوع خود با
‫وُلزُگن، در سوئیس، را نیز به آنان اطلاع داد

1732
02:26:17,853 --> 02:26:22,107
‫او نوشت «ویلهلم خود را به عنوان همراهی
‫وفادار و دوست‌داشتنی اثبات کرده است»

1733
02:26:22,191 --> 02:26:26,945
‫او همان مرد و حافظی است که
‫همیشه می‌جستمش, برای من خوشحال باشید»

1734
02:26:27,029 --> 02:26:29,823
‫عجیب بود که او هیچ اسمی از فرزند خود
‫به میان نیاورده بود

1735
02:26:29,907 --> 02:26:35,120
‫کودکی که شیلر از زاده شدن و پناه گرفتنش
‫نزد آقای رُل آگاه بود

1736
02:26:35,204 --> 02:26:37,456
‫از آن روز به بعد
‫شیلر کارلین را,,,

1737
02:26:37,539 --> 02:26:39,583
‫"زنی که بله گفتن بلد نیست" صدا می‌کرد

1738
02:26:41,710 --> 02:26:43,295
‫یک سال بعد

1739
02:26:43,378 --> 02:26:47,925
‫تاریخ تولد آدلف در دفتر ثبت
‫شافهاوزن به 1795 تغییر کرد

1740
02:26:48,008 --> 02:26:54,056
‫یحتمل، برای پنهان کردن این حقیقت
‫که فرزند کارلین نامشروع بود

1741
02:26:57,893 --> 02:27:00,646
‫این لباس هم باید بسته‌بندی بشه

1742
02:27:00,729 --> 02:27:05,692
‫اگر قرار باشه در وایمار بمیرم،
‫دوست دارم با این لباس ببینندم

1743
02:27:05,776 --> 02:27:07,319
‫بسیار خوب، مادام

1744
02:27:07,402 --> 02:27:09,863
‫باید همه‌چیز رو مکتوب کنم، شونکه

1745
02:27:09,947 --> 02:27:14,326
‫تا اگر کار به جای بیخ کشید،
‫مجبور نشی سر تک تک جزئیات,,,

1746
02:27:14,409 --> 02:27:17,162
‫با دخترهام چک و چونه بزنی

1747
02:27:17,246 --> 02:27:18,580
‫بسیار خوب

1748
02:27:19,206 --> 02:27:24,419
‫دوست دارم در محاصره‌ی ده کتاب دلخواهم باشم

1749
02:27:25,754 --> 02:27:28,173
‫- ولتر
‫- ولتر

1750
02:27:29,091 --> 02:27:32,261
‫و مجموعه نوشته‌های شوهرم

1751
02:27:32,344 --> 02:27:33,345
‫بله

1752
02:27:33,428 --> 02:27:36,139
‫و عهد جدید و,,,

1753
02:27:36,223 --> 02:27:37,599
‫مادام؟

1754
02:27:39,393 --> 02:27:43,814
‫دوست دارم این مجموعه رو به شارلت ببخشم

1755
02:27:44,898 --> 02:27:47,651
‫تمیز پارچه‌پیچش کن

1756
02:27:47,734 --> 02:27:51,029
‫و اون دو پارچ همراهش رو هم
‫تمیز کن

1757
02:27:51,113 --> 02:27:53,699
‫و همه رو بگذار در بالکن

1758
02:27:53,782 --> 02:27:54,741
‫بسیار خوب

1759
02:27:54,825 --> 02:27:58,203
‫پس تا قبل از اینکه برسیم وایمار
‫بوی گند پُلیش رفته

1760
02:27:58,287 --> 02:27:59,371
‫بله

1761
02:28:20,517 --> 02:28:22,227
‫شونکه، نامه

1762
02:28:25,188 --> 02:28:29,026
‫گریه نکن شونکه، وگرنه مجبوری
‫از نو بنویسی

1763
02:28:31,862 --> 02:28:34,156
‫«فرزندان عزیزم

1764
02:28:36,158 --> 02:28:40,746
‫برای جلوگیری از سوءتفاهمات

1765
02:28:40,829 --> 02:28:43,582
‫برای هردوی شما نامه‌ای یکسان می‌نویسم»

1766
02:28:43,665 --> 02:28:45,125
‫اواخر بهار 1802

1767
02:28:45,208 --> 02:28:49,504
‫پزشک من، با توجه به درد لاعلاج کلیه که
‫تشخیص آن اما و اگری برنمی‌داشت

1768
02:28:50,297 --> 02:28:57,012
‫مرا از کوتاهی عمر پیش روی خود
‫آگاه ساخته است

1769
02:28:59,890 --> 02:29:04,686
‫و بر آنم داشت تا زمانی که هنوز
‫توانی دارم

1770
02:29:06,063 --> 02:29:09,024
‫به تمام امور دنیوی خود سر و سامانی بدهم

1771
02:29:10,025 --> 02:29:13,403
‫در کنار تمام امور مالی و مادی

1772
02:29:13,487 --> 02:29:16,531
‫می‌خواهم تکلیف روابطمان روشن شود

1773
02:29:17,199 --> 02:29:19,701
‫به خصوص روابط شما

1774
02:29:25,540 --> 02:29:28,335
‫ظرف دو روز به وایمار سفر خواهم کرد,,,»

1775
02:29:28,418 --> 02:29:30,295
‫-  سرویس غذاخوری
‫- آرام باش، پسر

1776
02:29:30,379 --> 02:29:31,838
‫شونکه، سرویس غذاخوری

1777
02:29:31,922 --> 02:29:37,052
‫«,,,و مایل ام هردوی شما را ببینم،
‫شارلت و کارلین، آن‌جا، در کنار هم»

1778
02:29:39,721 --> 02:29:41,556
‫کارلین می‌تونه لباس خوابش رو تنش کنه

1779
02:29:42,933 --> 02:29:44,726
‫یالا، کارلین کوچولو

1780
02:29:51,108 --> 02:29:52,234
‫شب خوش

1781
02:29:52,317 --> 02:29:56,321
‫عجیبه که در وایمار با وجود 500 قدم فاصله

1782
02:29:56,405 --> 02:29:58,240
‫آدم‌ به ندرت دیگری رو می‌بینه

1783
02:30:00,409 --> 02:30:02,744
‫بله، وایمار مثل یک هزارتوئه

1784
02:30:03,662 --> 02:30:06,415
‫فریتز می‌تونه تعریف کنه

1785
02:30:12,421 --> 02:30:13,755
‫ارنست، بیا این‌جا

1786
02:30:17,467 --> 02:30:21,680
‫نظرت درباره ریشم چیه؟
‫فقط به خاطر تو بلندش کردم

1787
02:30:21,763 --> 02:30:23,849
‫به قدر کافی نرم هست؟

1788
02:30:23,932 --> 02:30:25,267
‫خب

1789
02:30:57,632 --> 02:31:02,721
‫رایزن سلطنتی، گُته می‌پرسند که
‫مادر-خانمت به سلامت رسید؟

1790
02:31:02,804 --> 02:31:06,224
‫- چی به‌شون بگم؟
‫- حقیقت رو, ماهم چشم‌به‌راه ایم و نگران

1791
02:31:06,308 --> 02:31:08,560
‫- براش می‌نویسم, قلمم کجاست؟
‫- می‌آرمش

1792
02:31:08,643 --> 02:31:10,854
‫نه، صبر کن,
‫می‌آم اون‌جا می‌نویسم

1793
02:31:17,444 --> 02:31:22,324
‫با این وضع چطور به خوندن ادامه بدم؟
‫کارل، این داستان درباره شماست

1794
02:31:23,867 --> 02:31:29,122
‫پدرت یک داستان درباره کارل و ارنست نوشته

1795
02:31:29,206 --> 02:31:32,084
‫دو تا پسر از بیخ و بن شرور!

1796
02:31:32,167 --> 02:31:34,294
‫دو تا گردن‌کلفت,,,

1797
02:31:34,377 --> 02:31:41,009
‫به نظر من که یک نابغه تمام کارهای
‫نبوغ‌آمیزش رو نادانسته انجام می‌ده

1798
02:31:43,011 --> 02:31:44,721
‫- شب خوش
‫- شب خوش

1799
02:31:44,805 --> 02:31:47,349
‫یک پیغام برای رایزن
‫سلطنتی شیلر، و خانواده دارم

1800
02:31:51,186 --> 02:31:53,063
‫خب، کجا بودیم؟

1801
02:31:54,523 --> 02:31:58,693
‫کالسکه‌ی مادام لنگفلد در میانه راه
‫اسیر گل شده

1802
02:31:58,777 --> 02:32:01,947
‫حال همه خوبه و نوشیدنی‌ گرم هم
‫فراهم آمده

1803
02:32:02,030 --> 02:32:03,949
‫اما تا پیش از فردا امکان حرکت نیست

1804
02:32:04,032 --> 02:32:06,326
‫- یعنی در کالسکه می‌مونند؟
‫- آره

1805
02:32:06,409 --> 02:32:08,245
‫بخت با مامان یار بود

1806
02:32:08,328 --> 02:32:11,456
‫- من می‌رم طرف‌شون
‫- نه، همین‌جا بمون

1807
02:32:11,540 --> 02:32:13,792
‫بیایید اول نامه به رایزن سلطنتی رو بنویسیم

1808
02:32:13,875 --> 02:32:15,502
‫آنا، کمکم کن بچه‌ها رو بخوابونم

1809
02:32:15,585 --> 02:32:17,963
‫هروقت مامان رسید برمی‌گردیم

1810
02:32:18,046 --> 02:32:19,756
‫می‌ریم خونه

1811
02:32:22,092 --> 02:32:23,885
‫به زودی خونه ایم

1812
02:32:27,556 --> 02:32:30,725
‫- خب پس,,,
‫- همون‌جا، به همون شیوه

1813
02:32:31,893 --> 02:32:32,894
‫تا فردا

1814
02:32:34,896 --> 02:32:37,149
‫برای چی بوفه رو گذاشته جلوی ورودی سالن؟

1815
02:32:37,232 --> 02:32:38,650
‫مسخره‌ست

1816
02:32:42,946 --> 02:32:47,492
‫کار خرده-برژوامآبانه‌ایه,
‫انگار که وسایلش رو تو بخت‌آزمایی برده

1817
02:33:19,941 --> 02:33:22,861
‫مامان، از اینکه پیش‌مون هستی
‫خیلی خوشحال ایم

1818
02:33:42,631 --> 02:33:47,260
‫می‌بینم که همچنان جز مادرت
‫شبیه هیچکس نیستی

1819
02:33:48,261 --> 02:33:50,555
‫پدرت پشیمان نیس [که قید تو را زده]؟

1820
02:33:50,639 --> 02:33:52,390
‫ همین‌جوری هم خوشحاله

1821
02:33:52,974 --> 02:33:56,895
‫- چند سالته، آدلف؟
‫- شش سال‌مه، مادر عزیز

1822
02:33:56,978 --> 02:33:58,188
‫واقعا که

1823
02:33:58,939 --> 02:34:01,358
‫نسبت به سن‌ت قدبلندی

1824
02:34:01,441 --> 02:34:05,028
‫اون چهار سال اول رو که سوییس بودی،
‫پیش از اینکه مادرت بیاردت این‌جا

1825
02:34:05,111 --> 02:34:07,280
‫یادت می‌آد؟

1826
02:34:07,364 --> 02:34:08,657
‫نه

1827
02:34:10,492 --> 02:34:13,954
‫آبشار راین چطور؟
‫اصلا اون‌جا نرفتی؟

1828
02:34:14,037 --> 02:34:15,580
‫چرا, اون‌جا رو یادمه مادر عزیز

1829
02:34:15,664 --> 02:34:16,998
‫آره

1830
02:34:17,082 --> 02:34:19,918
‫من هم از آبشار راین خاطراتی دارم

1831
02:34:20,001 --> 02:34:23,672
‫مال وقتیه که مادرت و خاله‌ت
‫هنوز خیلی جوان بودند

1832
02:34:23,755 --> 02:34:26,341
‫و همدیگر رو خیلی دوست داشتند

1833
02:34:26,424 --> 02:34:27,968
‫همیشه رازی رو در گوش هم
‫می‌گفتند

1834
02:34:28,051 --> 02:34:33,265
‫مادرت همیشه پچپچه‌ای می‌کرد
‫و خاله‌ت همیشه سر تکون می‌داد

1835
02:34:33,348 --> 02:34:34,766
‫این‌جوری

1836
02:34:37,185 --> 02:34:39,271
‫پدربزگت,,,

1837
02:34:40,021 --> 02:34:42,649
‫نگاهش کن، روی دیوار اون‌طرفه

1838
02:34:43,692 --> 02:34:48,530
‫زود از دنیا رفت، و دخترها
‫خیلی به هم نیاز داشتند

1839
02:34:49,072 --> 02:34:51,783
‫خاله‌ت دائم سوال می‌کرد
‫«الان دیگه فقیر شدیم؟»

1840
02:34:51,866 --> 02:34:56,162
‫من می‌گفتم «نه، هنوز نه,,,

1841
02:34:56,246 --> 02:35:03,044
‫هروقت که فقط یکی از دوازده دست سرویس
‫نهارخوری 26-تکه‌مون باقی مونده بود

1842
02:35:03,670 --> 02:35:07,048
‫یعنی فقیر شدیم»

1843
02:35:07,674 --> 02:35:09,551
‫یادت می‌آد، عزیزم؟

1844
02:35:10,552 --> 02:35:15,515
‫می‌بینی؟ حالا آخرین دست باقی‌مونده رو
‫آوردم برات

1845
02:35:15,598 --> 02:35:18,059
‫شونکه، نشونش بده

1846
02:35:22,689 --> 02:35:24,357
‫و حالا من فقیر شدم

1847
02:35:24,441 --> 02:35:27,068
‫اما دیگه نیازی به‌ش ندارم

1848
02:35:28,194 --> 02:35:31,114
‫و خداوندگار عزیز، به زودی
‫دوباره من رو غنی می‌کنه

1849
02:35:31,197 --> 02:35:32,782
‫مامان، عزیزم

1850
02:35:34,451 --> 02:35:35,744
‫بله

1851
02:35:36,286 --> 02:35:42,625
‫اما دوست دارم با خواهرت، باهم، ازش بنوشید

1852
02:35:43,126 --> 02:35:45,086
‫و اینکه باز دوباره همه‌ش باهم حرف بزنید

1853
02:35:45,170 --> 02:35:48,298
‫و مثل سابق همدیگر رو دوست بدارید

1854
02:35:49,591 --> 02:35:52,844
‫و اینکه داماد عزیزم، آقای شیلر

1855
02:35:52,927 --> 02:35:59,726
‫که در عین اینکه شهرت روزافزونش
‫دل این پیرزن رو بسیار بسیار شاد می‌کنه

1856
02:36:00,435 --> 02:36:06,441
‫همزمان از بابت اینکه وقتی
‫اولین بار، 13 سال پیش،

1857
02:36:07,275 --> 02:36:11,780
‫تابستانی در رودل‌اشتات، به دیدن ما آمد،
‫نام و آوازه‌ای رو برای او پیش‌بینی نمی‌کرده

1858
02:36:12,572 --> 02:36:14,449
‫سحن خجالت‌زده‌ست

1859
02:36:14,532 --> 02:36:17,452
‫می‌خوام دست از ستیز بردارید

1860
02:36:18,119 --> 02:36:19,788
‫ما ستیزی نداریم

1861
02:36:20,288 --> 02:36:22,582
‫شما باهم حرف نمی‌زنید

1862
02:36:22,665 --> 02:36:27,754
‫برای هم کارت پستال و دعوت‌نامه‌های ‫مودبانه
می‌فرستید، و بعد هم مودبانه جواب رد می‌دید

1863
02:36:27,837 --> 02:36:30,048
‫و سعی می‌کنید به هیچ روی باهم روبرو نشید

1864
02:36:30,131 --> 02:36:32,008
‫دیگه کافیه

1865
02:36:32,092 --> 02:36:38,139
‫دوست ندارم این دنیا رو به نحوی بگذارم و برم
‫که انگار یک میدان جنگ پشت سرم باقی گذاشتم

1866
02:36:42,477 --> 02:36:43,895
‫برای همین آمدم این‌جا

1867
02:36:48,650 --> 02:36:50,610
‫شما به خودتون آسیب زدید

1868
02:36:53,321 --> 02:36:55,323
‫بله، آسیب دیده

1869
02:37:40,285 --> 02:37:42,036
‫من رو بخشیده ای؟

1870
02:38:01,931 --> 02:38:04,642
‫- چرا هیچوقت نپرسیدی؟
‫- چه بپرسم؟

1871
02:38:04,726 --> 02:38:05,810
‫این آخرین سرویس غذاخوری‌مه

1872
02:38:05,894 --> 02:38:08,021
‫- چه باید می‌پرسیدم؟
‫- یک سوال,,,

1873
02:38:08,104 --> 02:38:10,815
‫- کدوم؟
‫- "پدر آدلف کیه؟"

1874
02:38:10,899 --> 02:38:11,858
‫چرا بپرسم؟

1875
02:38:11,941 --> 02:38:14,986
‫با اونهمه مردی که اون دوران تو
‫زندگیت داشتی، خودت هم نمی‌دونستی

1876
02:38:15,069 --> 02:38:16,070
‫دالبرگ

1877
02:38:16,154 --> 02:38:17,822
‫- اما من خبر دارم
‫- نه، نداری

1878
02:38:17,906 --> 02:38:20,116
‫- چرا، می‌دونم
‫- نه، نمی‌دونی

1879
02:38:20,200 --> 02:38:21,159
‫چرا، می‌دونم

1880
02:38:21,242 --> 02:38:22,994
‫- دوست نداری تو هم بدونی؟
‫- نه

1881
02:38:23,077 --> 02:38:25,163
‫- چرا نه؟
‫- به من مربوط نیست

1882
02:38:25,246 --> 02:38:26,998
‫اگه بود چی؟

1883
02:38:27,624 --> 02:38:29,334
‫نمی‌خوام بدونم

1884
02:38:29,417 --> 02:38:32,045
‫- به من مربوط نیست
‫- چرا هیچکس هیچ کاری نمی‌کنه؟

1885
02:38:34,380 --> 02:38:39,010
‫بله، شارت خوب و باهوش
‫حالا باید گوش‌هاش رو بپوشونه

1886
02:38:39,093 --> 02:38:40,595
‫تو به خاطر این بچه به من
‫حسادت می‌کردی

1887
02:38:41,471 --> 02:38:43,723
‫وقتی در لودویگسبرگ درباره‌ش حرف می‌زدیم,,,
‫چهره‌ت رو,,,

1888
02:38:43,806 --> 02:38:45,850
‫هیچوقت فراموش نمی‌کنم، هیچوقت

1889
02:38:46,434 --> 02:38:50,146
‫حالا چی؟ حالا تو بردی,
‫تمام او رو مال خودت کردی

1890
02:38:51,189 --> 02:38:54,901
‫چطور این مرد رو با ذهنیت کوچک و عوامانه‌ت
‫از عشق مدفون کردی؟

1891
02:38:54,984 --> 02:38:58,446
‫چطور این‌قدر احمقی و
‫واقعیت رو نادیده می‌گیری؟

1892
02:38:58,947 --> 02:39:03,535
‫هروقت که مسئله‌ای پیش آمد
‫پشت شوهرم رو خالی کردی

1893
02:39:03,618 --> 02:39:06,120
‫خودت رو انداختی تو دامنش و بعد هم
‫فرار کردی

1894
02:39:08,289 --> 02:39:12,043
‫ما قسم خورده بودیم همه‌چیز رو
‫در میون بگذاریم

1895
02:39:12,126 --> 02:39:13,461
‫چی رو باید باهات در میون می‌گذاشتم؟

1896
02:39:13,545 --> 02:39:16,214
‫شبی رو که در توبینگن گذروندید؟

1897
02:39:16,297 --> 02:39:19,551
‫مردهایی رو که مثل سگ
‫قلاده‌شون رو دست گرفته بودی؟

1898
02:39:19,634 --> 02:39:22,720
‫تو زندگی عاطفی یک بانوی فئودال ورشکسته
‫رو پی گرفتی

1899
02:39:22,804 --> 02:39:24,556
‫تو فرانسه، سر امثال تو رو
‫زیر گیوتین می‌گذارن

1900
02:39:24,639 --> 02:39:26,933
‫درسته، چون اون‌جا قرار بود
‫که آزادی رو حکم‌فرما کنند

1901
02:39:27,016 --> 02:39:29,894
‫اما در عوض مدفونش کردند

1902
02:39:29,978 --> 02:39:32,146
‫اون‌ها برای آزادی واقعی
‫زیاده کوچک بودند

1903
02:39:32,230 --> 02:39:36,317
‫منظور اون‌ها آزادی در تخت خواب نبود,
‫شوهرت رو نگاه کن

1904
02:39:36,401 --> 02:39:40,488
‫چقدر غم‌بار, وقتی که تو مشغول عیش و
‫عشرتی این مرد تودار و قوی ساکت می‌مونه

1905
02:39:40,572 --> 02:39:44,492
‫خانم‌ها، خانم‌ها،
‫همه ما دوست داریم شاهد طغیان شما باشیم

1906
02:39:44,576 --> 02:39:48,496
‫شنیدن توهین‌هایی که شما به هم می‌کنید بسیار
‫هیجان‌انگیزه، اما پای مردهاتون رو وسط نکشید

1907
02:39:53,668 --> 02:39:54,877
‫لولو!

1908
02:39:59,340 --> 02:40:02,343
‫پزشک! یکی پزشک خبر کنه!

1909
02:40:04,178 --> 02:40:05,513
‫لولو!

1910
02:40:07,390 --> 02:40:10,935
‫- این حمله از همیشه بدتر به نظر می‌رسه
‫- همیشه همین‌جوری بود

1911
02:40:11,019 --> 02:40:13,021
‫این‌جوری نبود

1912
02:40:14,564 --> 02:40:19,444
‫- برف‌ها که آب می‌شن من می‌ترسم
‫- اما خیلی وقت پیش آب شدن، عزیزم

1913
02:40:22,822 --> 02:40:24,407
‫بگذار کمک کنم

1914
02:40:25,033 --> 02:40:26,701
‫ببریمش به بستر

1915
02:40:34,500 --> 02:40:37,420
‫شونکه، لگن رو ببر بیرون لطفا

1916
02:40:37,503 --> 02:40:39,547
‫امروز همین‌جا می‌مونم

1917
02:40:41,257 --> 02:40:43,384
‫باید تا شب صبر کنیم

1918
02:40:45,762 --> 02:40:47,972
‫یالا، تخت‌هاتون رو نشون‌تون می‌دم

1919
02:40:52,060 --> 02:40:54,771
‫طوریم نیست,
‫تو اون‌یکی اتاق می‌خوابم

1920
02:40:56,856 --> 02:41:01,027
‫بگذار باز هم حرف بزنند و قشقرق
‫به پا کنند

1921
02:41:01,110 --> 02:41:03,154
‫از این صدا خوشم می‌آد

1922
02:41:03,946 --> 02:41:06,032
‫شاید کمی آواز هم خوب باشه

1923
02:41:16,584 --> 02:41:18,002
‫ممنونم، هانس

1924
02:41:30,932 --> 02:41:34,602
‫تمام زنان خاندان فن لنگفلد استعداد
‫شگرفی دارند در برگزیدن مردانی که,,,

1925
02:41:37,271 --> 02:41:41,025
‫در شتافتن به دیار باقی پیشگام اند

1926
02:41:42,985 --> 02:41:46,114
‫و سرانجام، هر سه‌ی آن بیوه‌ها
‫کنار هم خواهند ماند

1927
02:41:46,989 --> 02:41:51,577
‫و در کنار هم با دلسوزی
‫از شوهران مرحوم خود یاد می‌کنند

1928
02:41:53,579 --> 02:41:57,125
‫شاید همینه که اون‌ها رو کنار هم
‫نگه می‌داره

1929
02:41:59,293 --> 02:42:01,087
‫چیزی که خودشون درست
‫درکش نمی‌کنند

1930
02:42:02,296 --> 02:42:05,633
‫چون که، صرف نظر از همه‌چیز،
‫به چشم‌شون طبیعی جلوه می‌کنه

1931
02:42:06,300 --> 02:42:09,804
‫و شیلر هم همیشه به دنبال همین تثلیث بود

1932
02:42:09,887 --> 02:42:12,515
‫جامعه‌ی زنانه‌ای که

1933
02:42:13,307 --> 02:42:16,477
‫در تابستان 1788

1934
02:42:17,478 --> 02:42:20,314
‫او رو در خود راه داده بود

1935
02:42:27,155 --> 02:42:31,993
‫سپس او رو نه به بهشت، که به
‫زندان انفرادی ازدواج فرستادند

1936
02:42:34,704 --> 02:42:38,750
‫حالا، درست در همین لحظه

1937
02:42:39,500 --> 02:42:43,171
‫در پیشگاه بیماری مرگ‌بار او،
‫یک بار دیگر به این نکته پی می‌برند

1938
02:42:44,797 --> 02:42:48,551
‫که او پناهنده‌ای‌ست در سیاره‌‌ای سرد و بایر

1939
02:42:49,218 --> 02:42:52,555
‫غریب، و بیگانه در این دنیا

1940
02:42:53,681 --> 02:42:55,850
‫او که هیچوقت در جستجوی خانه‌ای نبود

1941
02:42:56,726 --> 02:42:59,228
‫اما در میان آن‌ها خانه‌ای یافت

1942
02:43:28,716 --> 02:43:30,384
‫لین

1943
02:43:43,439 --> 02:43:44,774
‫لُته

1944
02:43:51,614 --> 02:43:57,787
‫فردریش فن شیلر دگربار، چون سابق، پیروز
‫زورآزمایی با بیماری خود شد و بهبود یافت

1945
02:43:57,870 --> 02:44:02,041
‫و سه سال بعد بود که تن رنجورش
‫را تسلیم کرد

1946
02:44:02,124 --> 02:44:06,295
‫و در ماه می 1805، در 45 سالی
‫مُرد

1947
02:44:07,588 --> 02:44:13,010
‫کارلین فن ولزُگن در سنین بالا
‫زندگی‌نامه کامل دوستش را نوشت

1948
02:44:13,094 --> 02:44:17,890
‫فنون نوین چاپ از مدت‌‌ها پیش
‫روی کار آمده بودند

1949
02:44:17,974 --> 02:44:22,311
‫و این اثر با تیراژی چاپ می‌شد که
‫شیلر به خواب هم نمی‌دید

1950
02:44:26,649 --> 02:44:31,904
‫شاید شمارِ بی‌شمار خوانندگان بود
‫که کارلین را از بی‌ملاحظگی ترساند

1951
02:44:31,988 --> 02:44:36,868
‫و او را از ذکر هرگونه جزئیات صمیمانه
‫از زندگی خود، در زندگی‌نامه [شیلر] بازداشت

1952
02:44:36,951 --> 02:44:41,455
‫و اندکی پیش از مرگ، تمامی مدارک
‫مکتوبِ مربوط به گذشه را نابود کرد

1953
02:44:43,332 --> 02:44:46,711
‫و اطلاع از اینکه آیندگان هیچگاه
‫نخواهند دانست

1954
02:44:46,794 --> 02:44:49,589
‫که میان این سه تن چه گذشته است

1955
02:44:49,672 --> 02:44:52,049
‫برای او مایه آرامش بود

1956
02:44:53,759 --> 02:44:57,555
‫گرچه، بر خلاف میل او،
‫تک‌ یادداشتی باقی ماند

1957
02:44:57,638 --> 02:45:02,685
‫همانی که در تابستان 1788 به
‫دست او رسیده، و متن آن چنین بود:

1958
02:45:02,768 --> 02:45:05,855
‫«دیشب، و یا امروز صبح،
‫رشته امور بیرون از دستان من بود

1959
02:45:05,938 --> 02:45:10,192
‫و شاید عصر امروز به یک ضیافت نهار
‫دیرهنگام دعوت شوم، از طرف رنگمان

1960
02:45:10,276 --> 02:45:12,111
‫پزشکی که در این جا به مداوای من می‌پردازد

1961
02:45:12,194 --> 02:45:15,573
‫اما بعد، دزدانه به سوی تو می‌آیم»

1962
02:45:19,194 --> 02:47:15,573
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">برتر موویز</font>   <font color="Orange">bartarMoviz</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

1963
02:50:45,527 --> 02:50:49,031
‫خواهران دلدار

