﻿WEBVTT

00:00:03.600 --> 00:00:40.354


00:01:04.600 --> 00:01:15.354


00:02:05.600 --> 00:02:20.354


00:02:24.333 --> 00:02:27.125
‫آقا,,, صدامو می‌شنوین؟

00:03:15.458 --> 00:03:16.500
‫استاد,

00:03:21.917 --> 00:03:23.583
‫استاد,,,

00:03:24.208 --> 00:03:25.208
‫استاد!

00:03:26.542 --> 00:03:29.125
‫آهان, کجا بودم؟

00:03:29.208 --> 00:03:32.750
‫داشتین می‌گفتین که روسو
‫صد در صد خودآموخته بود,

00:03:32.833 --> 00:03:35.208
‫بعدش گفتین که یه روز داشت قدم می‌زد،

00:03:35.292 --> 00:03:37.833
‫که یه آگهی مسابقه ادبی دید,

00:03:37.917 --> 00:03:39.083
‫آره، درسته,

00:03:40.042 --> 00:03:41.708
‫خب,,,

00:03:41.792 --> 00:03:42.917
‫پس,,,

00:03:44.208 --> 00:03:47.833
‫روسو روزنامه رو می‌خره
‫که خودشو از آفتاب بپوشونه،

00:03:47.917 --> 00:03:50.583
‫بعد میره زیر یه درخت می‌شینه، ورق می‌زنه،

00:03:50.667 --> 00:03:53.833
‫و اون آگهی مسابقه ادبی رو می‌بینه,

00:03:53.917 --> 00:03:59.417
‫آکادمی دیژون داشت مقاله
‫می‌خواست که به این سوال جواب بده:

00:03:59.500 --> 00:04:03.208
‫آیا پیشرفت علم و هنر باعث شده

00:04:03.292 --> 00:04:07.917
‫که عادت‌های مردم بهتر بشه یا بدتر؟

00:04:07.958 --> 00:04:10.375
‫مقاله‌ای که روسو فرستاد حسابی قوی بود,

00:04:10.458 --> 00:04:16.042
‫گفته بود: علم و هنر باعث
‫شده طبیعت انسان خراب‌تر بشه,

00:04:17.042 --> 00:04:20.500
‫حرفش اون موقع حسابی سر و صدا به پا کرد،

00:04:20.583 --> 00:04:23.042
‫که روسو هم این جوری جوابشونو داد,

00:04:23.125 --> 00:04:25.292
‫خوب گوش کنین, گفت که

00:04:25.375 --> 00:04:28.917
‫نابرابری اول از همه فقر
‫میاره، اینو که همه می‌دونیم,

00:04:29.000 --> 00:04:33.917
‫ولی حتماً باعث می‌شه ثروت هم جمع بشه,

00:04:33.958 --> 00:04:38.625
‫این ثروت شرط لازم
‫فراغت و تجمله،

00:04:38.708 --> 00:04:42.708
‫که اینا هم شرط لازم پیشرفت علم و هنره,

00:04:42.792 --> 00:04:48.167
‫حالا اینجاست که تناقض بزرگ پیش میاد،
‫چون این پیشرفتی که میگن

00:04:48.250 --> 00:04:50.833
‫رو فقر اکثریت مردم ساخته شده,

00:04:50.917 --> 00:04:55.292
‫آخرش هم میگه که نابرابری
‫ریشه همه بدبختیاست,

00:04:56.833 --> 00:05:01.042
‫روسو که یه آدم معمولی
‫بود، یه شبه معروف می‌شه,

00:05:01.125 --> 00:05:05.083
‫همه تو پاریس می‌خوان بدونن
‫این دهاتی کیه, بله، خوان؟

00:05:05.167 --> 00:05:07.500
‫منظور روسو اینه که هیچ پیشرفتی وجود نداره؟

00:05:07.583 --> 00:05:11.208
‫نه, در واقع میگه گول پیشرفت رو نخوریم،

00:05:11.292 --> 00:05:15.625
‫که مهم نیست دانشمند باشیم، یا
‫با فرهنگ, می‌تونیم ساده باشیم،

00:05:15.708 --> 00:05:18.958
‫حتی روستایی، مهم اینه که آدم خوبی باشیم,

00:05:19.042 --> 00:05:20.042
‫بیا تو,

00:05:21.042 --> 00:05:22.042
‫ممنون استاد,

00:05:22.917 --> 00:05:26.625
‫سلام رفقا,
‫الان وقت‌های حساسیه,

00:05:26.708 --> 00:05:30.042
‫تصمیمات اخیر نشون میده
‫که این دولت کلاهبرداره،

00:05:30.125 --> 00:05:32.792
‫نه فقط برای جامعه،
‫بلکه مخصوصاً برای کارگرا,

00:05:32.917 --> 00:05:35.500
‫همش دود و آینه‌ست
‫و باز هم،

00:05:35.583 --> 00:05:38.667
‫بانکدارای رباخوار و سرمایه
‫خارجی دارن کشورو می‌چرخونن,

00:05:38.750 --> 00:05:41.833
‫لنین سال 1902 پرسید چه باید کرد؟

00:05:41.917 --> 00:05:45.208
‫جواب هنوزم همونه,
‫باید اعتراض کنیم,

00:05:45.292 --> 00:05:48.083
‫ما لایق زندگی بهتری هستیم,

00:05:48.167 --> 00:05:52.833
‫شورای دانشجویی از همه دانشجوها
‫می‌خواد که بلند شن و اعتراض کنن,

00:05:52.917 --> 00:05:55.958
‫دیوونگیه که چهار ساعت
‫به حرف یه استاد گوش بدیم،

00:05:56.042 --> 00:05:58.417
‫در حالی که همه‌مون داریم فکر
‫می‌کنیم چجوری پول در بیاریم,

00:05:58.500 --> 00:06:00.667
‫باید بودجه بورسیه‌ها رو برگردونیم,

00:06:00.750 --> 00:06:03.833
‫راستش، ما به حرف نیاز نداریم,
‫وقت عمله,

00:06:03.917 --> 00:06:05.167
‫ممنون استاد,

00:06:05.250 --> 00:06:06.833
‫ممنون,

00:06:08.000 --> 00:06:09.958
‫-استاد,
‫-بله، سوزانا,

00:06:10.042 --> 00:06:12.792
‫از این به بعد کلاس‌ها چی می‌شه؟

00:06:12.917 --> 00:06:17.125
‫همونطور که قبلاً گفتم،
‫خبر کاسلی غافلگیرمون کرد,

00:06:17.208 --> 00:06:19.667
‫خب، از نظر آموزشی، اوضاع بهم ریخته‌ست,

00:06:19.750 --> 00:06:22.750
‫ولی نگران نباشین,
‫برنامه کاسلی همونطور می‌مونه,

00:06:22.833 --> 00:06:26.333
‫راستی، امروز تو کتابخونه
‫ملی یه مراسم یادبود هست,

00:06:26.417 --> 00:06:28.792
‫هر کی می‌خواد بیاد، خوب می‌شه,

00:06:28.917 --> 00:06:31.458
‫باشه، پس سه‌شنبه می‌بینمتون,

00:06:35.167 --> 00:06:38.250
‫-خداحافظ,
‫-بای، سه‌شنبه می‌بینمت,

00:06:38.333 --> 00:06:40.000
‫-ممنون استاد,
‫-خداحافظ,

00:06:56.958 --> 00:06:59.167
‫همیشه در نبرد

00:07:23.583 --> 00:07:25.583
‫کتابخانه ملی

00:07:28.583 --> 00:07:30.625
‫اومدم برای مراسم یادبود ادواردو کاسلی,

00:07:30.708 --> 00:07:32.750
‫فقط کارت شناساییتون لطفاً, ممنون,

00:07:32.833 --> 00:07:33.917
‫طبقه پنجم,

00:07:52.000 --> 00:07:53.083
‫مارسلو,,,

00:07:55.417 --> 00:07:56.750
‫مارسلو پنا؟

00:07:59.583 --> 00:08:00.958
‫رافائل سوخارچوک,

00:08:03.000 --> 00:08:04.208
‫مارسه,,,

00:08:06.167 --> 00:08:07.458
‫خیلی وقته ندیدمت,

00:08:11.250 --> 00:08:13.333
‫هنوز باورم نمی‌شه,

00:08:14.625 --> 00:08:17.625
‫شنیدم رفته بود دویدن, درسته؟

00:08:19.292 --> 00:08:21.000
‫چه مرگ احمقانه‌ای,

00:08:26.208 --> 00:08:27.917
‫من که خیلی ناراحتم,

00:08:29.333 --> 00:08:32.542
‫نمی‌تونم تصور کنم تو چه حالی هستی,

00:08:32.625 --> 00:08:35.083
‫-هنوز دارم هضمش می‌کنم,
‫-می‌دونم,

00:08:39.375 --> 00:08:40.583
‫خیلی جوون بود، نه؟

00:08:51.292 --> 00:08:52.583
‫الان فرانکفورتی؟

00:08:53.708 --> 00:08:56.417
‫آره، هنوز آلمانم,

00:08:56.500 --> 00:09:00.000
‫یه جورایی از این طرفا رد می‌شدم,
‫الان اونجا تعطیلاته,

00:09:01.250 --> 00:09:06.083
‫دانشگاه سن آندرس ازم خواهش کرد
‫یه کارگاه برگزار کنم

00:09:06.167 --> 00:09:09.500
‫درباره معضلات اخلاقی
‫هوش مصنوعی،

00:09:09.583 --> 00:09:13.167
‫که یکی از موضوعاتیه
‫که اخیراً روش کار می‌کنم,

00:09:14.292 --> 00:09:17.708
‫-جالبه,
‫-خیلی, خیلی جالبه,

00:09:26.125 --> 00:09:27.250
‫ عشق ورزیدم,

00:09:28.167 --> 00:09:29.333
‫عشق دیدم,

00:09:30.583 --> 00:09:32.625
‫خورشید صورتمو نوازش کرد,

00:09:34.792 --> 00:09:38.042
‫زندگی، تو به من بدهکار نیستی!

00:09:39.708 --> 00:09:43.542
‫زندگی، ما با هم در صلحیم!

00:09:53.042 --> 00:09:54.542
‫ممنون، آقای رئیس,

00:09:54.625 --> 00:09:58.917
‫اولین برداشتی که از ادواردو
‫کاسلی به عنوان استاد داشتم

00:09:58.958 --> 00:10:00.375
‫خیلی بد بود,

00:10:00.458 --> 00:10:05.208
‫داشتم دیر می‌رسیدم به کلاس فلسفه سیاسی،

00:10:05.292 --> 00:10:09.125
‫واسه همین نفس‌نفس زنون
‫از پله‌ها دویدم تو کلاس,

00:10:09.208 --> 00:10:14.250
‫یه یارویی رو دیدم که یه گوی
‫قرعه‌کشی داشت، از اون گردا,

00:10:14.333 --> 00:10:16.000
‫داشت می‌چرخوندش,,,

00:10:16.083 --> 00:10:20.750
‫- می‌دونی استاد پنا اینجاست؟
‫- همونه که اونجاست,

00:10:21.917 --> 00:10:25.500
‫ادواردو عاشق این بود که قبل شروع سال
‫تحصیلی محتوای درس رو قرعه‌کشی کنه,

00:10:27.125 --> 00:10:28.833
‫مارسه، گوشیته,

00:10:31.750 --> 00:10:35.125
‫ولی همون روز،

00:10:35.208 --> 00:10:38.833
‫بعد کلاس اول درباره
‫لویاتان (کتاب توماس هابز)،

00:10:38.917 --> 00:10:43.792
‫فهمیدم که می‌خوام کنار این شخصیت درس بدم,

00:10:43.917 --> 00:10:46.208
‫واسه سال‌های زیادی،

00:10:47.042 --> 00:10:52.125
‫بهترین وقت هفته‌م صبح شنبه بود,

00:10:53.375 --> 00:10:56.500
‫جلسه هیئت علمی خونه ادواردو داشتیم,

00:10:57.625 --> 00:11:01.000
‫می‌رفتم اونجا و کروسان‌ها رو می‌دیدم،

00:11:02.208 --> 00:11:04.250
‫که با دقت انتخاب شده بودن،

00:11:05.458 --> 00:11:06.708
‫بوی قهوه,,,

00:11:08.292 --> 00:11:12.917
‫حالا کی می‌خواد ما رو
‫قانع کنه که یه امیدی هست،

00:11:14.208 --> 00:11:16.292
‫حالا که ادواردو دیگه پیشمون نیست؟

00:11:19.417 --> 00:11:23.625
‫ادواردو کاسلی مثل یه ستاره ثابت بود,

00:11:23.708 --> 00:11:29.542
‫تو زمان‌های قدیم، واسه دریانوردی,,,

00:11:29.625 --> 00:11:31.542
‫,,,از ستاره‌ها به عنوان
‫راهنما استفاده می‌کردن,

00:11:31.625 --> 00:11:34.750
‫خب، ادواردو هم همین بود,

00:11:34.833 --> 00:11:40.792
‫یه مرجع اساسی واسه اینکه
‫بفهمیم تو این دنیا کجا وایسادیم,

00:12:07.667 --> 00:12:13.083
‫هیچی مناسب‌تر و درخورتر از این نبود
‫که تو این مناسبت غمگین از کانت یاد کنیم

00:12:14.583 --> 00:12:17.625
‫تو این موقعیت ناراحت کننده,

00:12:17.708 --> 00:12:20.792
‫چه رویی داره اینجوری حرف
‫می‌زنه, اصلاً ادواردو رو نمی‌شناخت,

00:12:20.917 --> 00:12:27.417
‫کانت میگه: خوشبختی، گلوکزلیگکایت،

00:12:27.500 --> 00:12:31.583
‫یه ایده‌آل عقلانی نیست،
‫بلکه یه ایده‌آل خیالیه,

00:12:32.708 --> 00:12:35.792
‫شنیدم برگشته چون با ورا موتا قرار می‌ذاره,

00:12:35.917 --> 00:12:37.458
‫- کی؟
‫- ورا موتا,

00:12:38.500 --> 00:12:40.250
‫نمی‌دونم کیه,

00:12:40.333 --> 00:12:43.542
‫بابا مارسلو! می‌شناسیش دیگه,
‫یه بازیگر خیلی معروفه!

00:12:43.625 --> 00:12:44.958
‫نه، اصلاً نمی‌شناسم,

00:12:45.042 --> 00:12:48.333
‫,,,من استادش نبودم، ولی شاگردش بودم,

00:12:48.417 --> 00:12:52.417
‫باید اعتراف کنم تنها نمره‌ی
‫ردی که تو دوران دانشگاه گرفتم،

00:12:53.417 --> 00:12:56.917
‫از ادواردو کاسلی بود,
‫فقط تصور کن چقدر ناامید شدم,

00:12:58.625 --> 00:13:03.417
‫ادواردو، می‌دونم که این کارو کردی

00:13:03.500 --> 00:13:09.375
‫فقط واسه اینکه شخصیت پرشور منو تعدیل کنی،
‫و امروز می‌تونم اینو ببینم,

00:13:09.458 --> 00:13:11.000
‫و ممنونم ازت,

00:13:15.375 --> 00:13:17.792
‫حالا می‌خوام میکروفون رو بدم به دوریس،

00:13:18.667 --> 00:13:21.625
‫همراه همیشگی ادواردو,

00:13:23.042 --> 00:13:27.000
‫دوریس، می‌خوام بگم که پوان خونه توئه،

00:13:28.000 --> 00:13:30.042
‫و ما خانواده‌ت هستیم,

00:13:31.042 --> 00:13:34.708
‫نمی‌ری بالا؟
‫باید یه چیزی بگی، مارسلو,

00:13:35.917 --> 00:13:37.833
‫من ادواردو رو,,,

00:13:39.250 --> 00:13:42.500
‫سال ۱۹۷۸، تو مکزیک ملاقات کردم,

00:13:45.625 --> 00:13:47.917
‫هر کدوممون به تنهایی
‫اونجا گیر افتاده بودیم,

00:13:48.000 --> 00:13:53.625
‫تو یکی از اون جلسه‌های
‫تبعیدی‌ها همدیگه رو دیدیم,

00:13:56.167 --> 00:14:00.333
‫خوش‌تیپ بود، خوشگل بود،

00:14:00.417 --> 00:14:05.375
‫قد بلند، بامزه, خیلی بامزه,

00:14:05.458 --> 00:14:09.583
‫و سیگار دلیکادوس می‌کشید،
‫یه مارک سیگار مکزیکی,

00:14:10.417 --> 00:14:12.917
‫اون موقع مردم خیلی سیگار می‌کشیدن,

00:14:13.000 --> 00:14:16.667
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم عاشق یه فیلسوف بشم,

00:14:18.208 --> 00:14:20.625
‫ولی ادواردو یه چیزی داشت,

00:14:24.167 --> 00:14:30.083
‫فکر کنم عاشق این دورهمی
‫می‌شد، تو این مکان, همین‌جا,

00:14:30.167 --> 00:14:35.708
‫راستش نه, از بین همه،
‫ادواردو کاسلی نمی‌خواست بمیره,

00:14:35.792 --> 00:14:38.125
‫مارسلو، خسته شدم از بس
‫بهت زنگ زدم, کجا بودی؟

00:14:39.000 --> 00:14:40.917
‫تو گفتی شنبه برمی‌گردن,

00:14:40.958 --> 00:14:45.125
‫ولی زودتر برگشتن, اصلاً گروه رو چک می‌کنی؟

00:14:45.208 --> 00:14:48.208
‫حق با توئه، اشتباه کردم,
‫الان میام,

00:14:48.292 --> 00:14:51.667
‫نه، لازم نیست, بابام مانولو رو برد،
‫امشب اونجا می‌خوابه,

00:14:51.750 --> 00:14:56.250
‫هی، الان تو مراسم یادبود ادواردو هستم,
‫بعداً بهت زنگ می‌زنم، باشه؟

00:14:56.333 --> 00:14:58.625
‫حرف زدی؟
‫باید یه چیزی بگی,

00:14:58.708 --> 00:15:01.167
‫آره, حق با توئه، ولی,,, اوه!

00:15:06.250 --> 00:15:07.917
‫الو؟

00:15:12.958 --> 00:15:15.792
‫الو؟ الو؟

00:15:19.333 --> 00:15:21.333
‫- مارسه، همه چی خوبه؟
‫- نه,,,

00:15:22.417 --> 00:15:24.583
‫- بیا اینجا,
‫- گوشیم رو انداختم, ببین,,,

00:15:24.667 --> 00:15:27.625
‫- بذار ببینم,
‫- خراب شد,

00:15:27.708 --> 00:15:30.708
‫- کمک می‌خوای؟
‫- کار نمی‌کنه، ببین,

00:15:30.792 --> 00:15:32.417
‫- من چک می‌کنم,
‫- سلام پدرو,

00:15:33.667 --> 00:15:35.042
‫این افتاده,

00:15:38.917 --> 00:15:41.167
‫چقدر خودشیفته‌س، این سوخارچوک,

00:15:41.250 --> 00:15:44.208
‫- باورت میشه به آلمانی حرف زد؟
‫- عجب آدم مزخرفیه,

00:15:45.458 --> 00:15:48.792
‫شنیدی؟
‫میگن با ورا موتا قرار می‌ذاره,

00:15:48.917 --> 00:15:52.375
‫کتابش رو خونده و بهش پیام داده,

00:15:52.458 --> 00:15:54.750
‫خوش‌تیپه، نه؟ بانمکه,

00:15:56.250 --> 00:15:58.375
‫- ببین الان کار می‌کنه,
‫- بذار ببینم,

00:15:59.458 --> 00:16:01.958
‫کجاست,,,؟

00:16:03.708 --> 00:16:06.292
‫- دنبال چی می‌گردی؟
‫- پوشک بچه‌م,

00:16:06.375 --> 00:16:08.333
‫خیلی داره می‌رینه,,,

00:16:09.458 --> 00:16:13.083
‫انقدر آبکی و بدبو, یه کم نگرانم,

00:16:15.750 --> 00:16:19.125
‫مارسلو، نه! معذرت می‌خوام!

00:16:20.833 --> 00:16:23.500
‫- بده؟
‫- آره, ببخشید، صبر کن,

00:16:23.583 --> 00:16:26.000
‫- دستمال مرطوب داری؟
‫- صبر کن, آره، دارم,

00:16:26.083 --> 00:16:30.917
‫نه، تموم شد, دو دقیقه مواظب پدرو باش
‫می‌دوم داروخونه,

00:16:30.958 --> 00:16:32.917
‫نه! نرو, بیا اینجا,

00:16:32.958 --> 00:16:35.708
‫- مطمئنی؟ همین نزدیکیه,
‫- نه، اشکال نداره, خودم یه دستشویی پیدا می‌کنم,

00:16:35.792 --> 00:16:37.292
‫- ببخشید,
‫- خیلی بده وضعش؟

00:16:37.375 --> 00:16:40.917
‫آره, فقط کتو همینجوری بگیر بالا,

00:16:44.917 --> 00:16:46.583
‫چیکار کردی با خودت؟

00:16:59.333 --> 00:17:01.042
‫مارسه، مارسه,

00:17:02.250 --> 00:17:04.667
‫داری میری خونه دوریس؟

00:17:04.750 --> 00:17:08.500
‫آره، راضیش کردم که همه
‫بریم اونجا یه چیزی بخوریم,

00:17:08.583 --> 00:17:11.667
‫بچه‌ها هم استقبال کردن از این ایده,

00:17:12.583 --> 00:17:14.958
‫واسه دوریس خوبه، نه؟

00:17:15.917 --> 00:17:17.917
‫میای با من بریم؟ بزن بریم,

00:17:17.958 --> 00:17:22.500
‫باشه، میام, ولی یه کم دیرتر,
‫اول باید یه کاری انجام بدم,

00:17:22.583 --> 00:17:26.375
‫نه بابا، ول کن, بیا با هم بریم،
‫یه کم حرف بزنیم, بیا مارسه,

00:17:26.458 --> 00:17:29.667
‫بیا بریم چند تا بطری شراب بخریم, بدو بریم,

00:17:32.083 --> 00:17:37.625
‫استادای دیگه هم دارن میان,
‫رفتن ساندویچ میگا و امپانادا بگیرن،

00:17:37.708 --> 00:17:41.417
‫از معدود چیزای خوبی که تو این
‫مملکت میشه ازش لذت برد، مگه نه؟

00:17:43.417 --> 00:17:45.250
‫مشکل لگن داری؟

00:17:56.958 --> 00:18:00.083
‫من هنوز استاد مهمان دانشگاه نیو اسکول هستم,

00:18:00.167 --> 00:18:03.417
‫پنج ساله که پشت سر هم دعوتم می‌کنن,

00:18:03.500 --> 00:18:06.333
‫راستش کی بدش میاد سالی یه بار بره نیویورک؟

00:18:07.917 --> 00:18:12.917
‫تازه دارم یه پیشنهاد دیگه
‫رو هم بررسی می‌کنم,,,

00:18:14.250 --> 00:18:19.333
‫که برم تو آزمایشگاه تفکر معاصر

00:18:19.417 --> 00:18:21.792
‫دانشگاه فون هومبولت برلین کار کنم,

00:18:24.375 --> 00:18:25.667
‫اینو می‌گیری؟

00:18:26.583 --> 00:18:28.458
‫حتماً خیلی هیجان‌زده‌ای,

00:18:30.458 --> 00:18:33.708
‫آره، ولی نمی‌خوام زیر
‫کلی مدرک فسیل بشم مارسه,

00:18:33.792 --> 00:18:38.667
‫من آدم عملم،
‫می‌خوام برگردم,,,

00:18:38.750 --> 00:18:41.917
‫- اروپا,
‫- نه مارسه، نه,

00:18:42.000 --> 00:18:44.583
‫اینجا, بوئنوس آیرس,

00:18:47.917 --> 00:18:49.042
‫عاشق شدم,

00:18:52.000 --> 00:18:55.625
‫عجب انتخاب خوبی کردی,

00:18:57.292 --> 00:19:00.833
‫بی شک با یه آدم خوش سلیقه طرفیم,

00:19:02.792 --> 00:19:05.375
‫جمعش میشه 93000 پزو,

00:19:05.458 --> 00:19:08.958
‫بذار 90000 تومن حساب کنیم
‫با یه تخفیف دوستانه,

00:19:12.708 --> 00:19:14.917
‫فکر کنم با کارت پرداخت میکنی، نه؟

00:19:26.250 --> 00:19:29.500
‫حتی فکرشم نکن مارسلو, خواهش می‌کنم,

00:19:29.583 --> 00:19:30.958
‫ممنون آقا,

00:19:36.625 --> 00:19:40.042
‫شاید باورت نشه مارسه، ولی
‫بعد از 20 سال زندگی تو آلمان،

00:19:40.125 --> 00:19:42.333
‫دلت واسه این جور شلوغی‌ها لک می‌زنه,

00:19:42.417 --> 00:19:44.708
‫- آره حتماً,
‫- یه چیزی تو این بی‌نظمی هست,,,

00:19:45.917 --> 00:19:51.583
‫که باعث میشه ایده‌های جدید
‫و نوآوری به وجود بیاد,

00:19:52.625 --> 00:19:54.000
‫ولی اونجا، برعکس,,,

00:19:55.917 --> 00:19:58.083
‫ارتباطات یه جورایی,,,

00:19:58.167 --> 00:20:00.292
‫سرد و بی‌روحه,,,

00:20:01.917 --> 00:20:03.333
‫و این اتفاقا نمی‌افته,

00:20:06.083 --> 00:20:07.792
‫بعضی وقتا، حس می‌کنم,,,

00:20:14.167 --> 00:20:15.167
‫چی؟

00:20:18.333 --> 00:20:19.708
‫بو نمیاد؟

00:20:22.917 --> 00:20:23.917
‫نه,

00:20:25.958 --> 00:20:27.917
‫انگار بوی گه میاد، نه؟

00:20:29.500 --> 00:20:31.417
‫نه، من چیزی حس نمی‌کنم,

00:20:38.625 --> 00:20:40.958
‫- بذار کفشاتو ببینم,
‫- نه، خوبم,

00:20:44.292 --> 00:20:51.250
‫رافا، چطوری؟ اوضاع چطوره؟
‫خیلی وقته ندیدمت,

00:20:51.333 --> 00:20:54.542
‫آخرین بار تو مونترال بود، یادته؟

00:20:54.625 --> 00:20:56.833
‫- کیا دیگه اینجان؟
‫- سلام مارسه,

00:20:56.917 --> 00:20:59.042
‫- مای هم اومده، برگشته,,,
‫- مای؟

00:20:59.125 --> 00:21:00.375
‫آره,,,

00:21:22.042 --> 00:21:23.333
‫یه لحظه,

00:21:33.833 --> 00:21:35.625
‫اومدم,

00:21:45.000 --> 00:21:46.042
‫سوکول,

00:21:47.125 --> 00:21:48.167
‫مارسلو,

00:21:49.583 --> 00:21:50.667
‫چه فاجعه‌ای,

00:21:52.708 --> 00:21:53.917
‫باید برم دستشویی,

00:22:40.333 --> 00:22:41.708
‫حالتون خوبه آقا؟

00:22:47.583 --> 00:22:52.417
‫شلوارم لک شده بود،
‫یه شلوار از ادواردو برداشتم,

00:22:52.500 --> 00:22:56.500
‫من کل خانواده رو می‌شناسم, لیدیا رو
‫هم می‌شناسم، سال‌ها اینجا کار می‌کرد,

00:22:56.583 --> 00:22:59.083
‫- تو جدیدی؟ ندیده بودمت,
‫- فکر می‌کنی من کی‌ام؟

00:23:01.042 --> 00:23:02.083
‫نمی‌دونم,,,

00:23:03.708 --> 00:23:06.333
‫تو کشور من بهت می‌گن رومی سونکو,

00:23:06.417 --> 00:23:08.333
‫به زبان کچوآ (زبان بومیان آند),

00:23:08.417 --> 00:23:12.333
‫اسم من ایزابل چوکه‌هوانکاست،
‫دکترای فلسفه دارم،

00:23:12.417 --> 00:23:15.708
‫استاد تمام
‫دانشگاه مردمی ال آلتو هستم،

00:23:15.792 --> 00:23:20.125
‫و موسس کارگاه تخیل,
‫شما پروفسور پنا هستین، درسته؟

00:23:20.208 --> 00:23:22.042
‫بله,

00:23:22.125 --> 00:23:24.250
‫دنبالتون می‌گشتم، استاد,

00:23:24.333 --> 00:23:25.375
‫ببخشید,

00:23:28.042 --> 00:23:30.833
‫- یه پیشنهاد براتون دارم,
‫- برای من؟

00:23:30.917 --> 00:23:36.750
‫بله، ادواردو تو دهه 80 استاد من بود،
‫تو دانشکده پوآن,

00:23:37.625 --> 00:23:42.417
‫سال پیش تو یه کنفرانس درباره ماریاتگی
‫تو دانشگاه ملی خودمختار مکزیک دیدمش,

00:23:42.500 --> 00:23:44.500
‫من تازه شروع کرده بودم

00:23:44.583 --> 00:23:48.333
‫به برگزاری یه سمپوزیوم تو کشورم,
‫رفتم جلو و ازش دعوت کردم,

00:23:48.417 --> 00:23:50.625
‫- از کی؟
‫- از ادواردو,

00:23:50.708 --> 00:23:56.292
‫اسم سمپوزیوم آینده آمریکای
‫لاتین هست, فقط آکادمیک نیست،

00:23:56.375 --> 00:24:00.333
‫هنرمندها و رهبران اجتماعی هم میان,

00:24:00.417 --> 00:24:02.375
‫یه ترکیب متنوع، استاد,

00:24:02.458 --> 00:24:06.667
‫- درسته, اسمش آینده,,,؟
‫- آینده آمریکای لاتین,

00:24:06.750 --> 00:24:10.083
‫میرم سر اصل مطلب،
‫می‌بینم حالتون یه کم خوب نیست,

00:24:11.042 --> 00:24:16.083
‫می‌خواستم ببینم شما حاضرین
‫جای ادواردو رو بگیرین و بیاین بولیوی,

00:24:17.083 --> 00:24:20.917
‫می‌دونم شما سال‌هاست
‫دست راست ادواردو بودین,

00:24:20.958 --> 00:24:24.625
‫خیلی برامون مهمه
‫اگه بتونین جاشو پر کنین,

00:24:26.750 --> 00:24:29.292
‫مطمئن نیستم بتونم سفر کنم، چون,,,

00:24:30.708 --> 00:24:33.542
‫باید تقویم دانشگاه رو چک
‫کنم, کی هست این برنامه؟

00:24:33.625 --> 00:24:35.167
‫بهار,

00:24:35.250 --> 00:24:40.375
‫اینو به بورگمن گفتم, حسابی
‫عصبانی شد، می‌خواست منو بخوره,

00:24:40.458 --> 00:24:42.458
‫- کی؟
‫- آلبرت بورگمن، نشنیدی اسمشو؟

00:24:42.542 --> 00:24:45.333
‫- نمی‌شناسمش,
‫- شاگرد آخر هایدگره،

00:24:45.417 --> 00:24:47.583
‫تو دانشگاه مونتانا درس میده,

00:24:47.667 --> 00:24:49.667
‫- آره، درموردش خوندم,
‫- دیدیش؟

00:24:49.750 --> 00:24:52.667
‫من و آلبرت با هم
‫تو یه پروژه تحقیقاتی کار می‌کنیم,

00:24:52.750 --> 00:24:54.917
‫آره, بی‌نهایت، مجازی,,,

00:24:55.000 --> 00:24:57.250
‫باید واسه ساندویچا پول بذاریم کنار,

00:24:57.333 --> 00:25:01.125
‫من که پولم ته کشیده, پول پرستار بچه رو دادم
‫ولی خودم هنوز حقوق نگرفتم,

00:25:01.208 --> 00:25:03.292
‫باید پول غذای بیرون رو بدیم,
‫تو حقوق گرفتی؟

00:25:03.375 --> 00:25:04.750
‫- نه هنوز,
‫- تو چی؟

00:25:04.833 --> 00:25:06.125
‫- نه,
‫- منم نه,

00:25:06.208 --> 00:25:09.375
‫- چقدر شد؟
‫- 3000 پزو,

00:25:10.208 --> 00:25:11.917
‫- مرسی,
‫- بیا، انعامم توشه,

00:25:11.958 --> 00:25:15.375
‫می‌خوام به سلامتی ادواردو یه نوش جان بگیم,

00:25:16.958 --> 00:25:18.667
‫- به سلامتی ادواردو!
‫- به سلامتی ادواردو!

00:25:18.750 --> 00:25:20.417
‫- به سلامتی ادواردو,
‫- نوش!

00:25:20.500 --> 00:25:22.125
‫به سلامتی دوریس!

00:25:38.125 --> 00:25:39.125
‫دوریس,

00:25:41.625 --> 00:25:42.625
‫مارسلو,

00:25:50.458 --> 00:25:53.458
‫فکر کردم حرف می‌زنی، یه چیزی می‌گی,

00:25:54.458 --> 00:25:55.667
‫نتونستم,

00:25:56.833 --> 00:25:57.917
‫نشد,

00:25:59.917 --> 00:26:05.042
‫شاید ندونی،
‫ولی مارسلو خیلی خجالتی بود, خیلی خیلی,

00:26:05.125 --> 00:26:06.667
‫خب,,,

00:26:06.750 --> 00:26:11.000
‫ادواردو بهم گفت: یه دانشجوی جدید اومده،
‫خیلی باهوشه، کتابخون حسابی،

00:26:11.083 --> 00:26:13.500
‫یه کمم کله‌شقه,

00:26:13.583 --> 00:26:14.708
‫مارسلو بود,

00:26:15.625 --> 00:26:19.250
‫نگاش کردم و فکر کردم:
‫ این یارو چشه؟

00:26:20.917 --> 00:26:24.583
‫انگار یادم رفته بود
‫دلتنگی بوئنوس آیرس چجوریه,

00:26:25.708 --> 00:26:28.208
‫زیاد می‌اومدی خونه‌مون، نه؟

00:26:28.292 --> 00:26:31.292
‫اون آپارتمان کوچیکه
‫تو خیابون تالکاهوانو,

00:26:33.208 --> 00:26:37.750
‫تازه برگشته بودیم،
‫هنوز این خونه رو نخریده بودیم,

00:26:38.833 --> 00:26:45.417
‫و اون ساعت‌ها و ساعت‌ها و ساعت‌ها
‫تو اتاق کار با ادواردو می‌موند,

00:26:47.625 --> 00:26:49.333
‫ساکت، فقط نشسته,

00:26:50.917 --> 00:26:56.417
‫من رد می‌شدم و فکر می‌کردم:
‫ خوابن؟ چه خبره اون تو؟

00:26:57.917 --> 00:27:03.292
‫ولی نه، داشتن فکر می‌کردن،
‫می‌خوندن، فلسفه‌بافی می‌کردن,

00:27:03.375 --> 00:27:05.375
‫مارسلو همیشه گشنه بود,

00:27:08.125 --> 00:27:11.417
‫هر چی بهش تعارف می‌کردم می‌خورد,

00:27:11.500 --> 00:27:14.708
‫مرغ کبابی، تیرامیسو، املت،

00:27:14.792 --> 00:27:20.792
‫کروسان، ساندویچ,
‫با کمال میل می‌خورد, درست میگم؟

00:27:20.917 --> 00:27:22.083
‫- یا دروغ میگم؟
‫- نه,

00:27:24.458 --> 00:27:26.583
‫یه چیزی ازت بخوام؟

00:27:26.667 --> 00:27:27.708
‫چی؟

00:27:29.417 --> 00:27:34.083
‫میشه مه رودخونه رو بخونی؟
‫ادواردو عاشقش بود,

00:27:34.167 --> 00:27:35.583
‫نه, اینجا، الان؟

00:27:35.667 --> 00:27:38.125
‫مارسلو، بخون دیگه, صدات خیلی خوبه,

00:27:38.208 --> 00:27:40.208
‫خواهش می‌کنم,

00:27:40.292 --> 00:27:42.500
‫برو، برو، برو, ببخشید,

00:27:42.583 --> 00:27:44.208
‫- باشه,
‫- ببین, اینجاست,

00:27:44.292 --> 00:27:46.625
‫خب، همینجوری,

00:27:46.708 --> 00:27:48.458
‫بزن بریم,

00:27:48.542 --> 00:27:51.000
‫- میشه بزرگترش کنی؟
‫- اینجوری بهتره,

00:27:55.458 --> 00:27:57.417
‫- نه، یکم بالاتر,
‫- بخون دیگه مارسلو,

00:28:00.208 --> 00:28:02.292
‫زود باش!

00:28:02.375 --> 00:28:03.583
‫بخون دیگه!

00:29:12.333 --> 00:29:13.333
‫ادامه بده,

00:29:38.583 --> 00:29:44.958
‫ لحظه‌ای که مردم
‫به طور قانونی به عنوان حاکم جمع می‌شوند،

00:29:45.042 --> 00:29:48.125
‫صلاحیت دولت کاملاً از بین می‌رود،

00:29:48.208 --> 00:29:53.500
‫قدرت اجرایی معلق می‌شود،
‫و شخص پست‌ترین شهروند

00:29:53.583 --> 00:29:57.917
‫به اندازه شخص اولین مقام حکومتی
‫مقدس و مصون است,,,

00:29:58.000 --> 00:29:59.125
‫این مهمه,

00:30:00.458 --> 00:30:01.667
‫ ,,,شخص پست‌ترین,,,

00:30:01.750 --> 00:30:03.833
‫- سلام!
‫- سلام بابا,

00:30:05.500 --> 00:30:07.958
‫چطور بود؟

00:30:08.042 --> 00:30:11.292
‫- خوب بود، یه چیز بامزه اتفاق افتاد,
‫- چی؟

00:30:11.375 --> 00:30:14.000
‫- ماشین ماریو رو دوباره یدک کشی بردن,
‫- این که خیلی گرونه,

00:30:14.083 --> 00:30:16.208
‫سی هزار پزو خرجش شد,

00:30:16.292 --> 00:30:18.917
‫باز گذاشتیش سر کوچه ماریو؟

00:30:19.000 --> 00:30:21.125
‫باید یه جایی بذارمش دیگه,

00:30:22.167 --> 00:30:25.333
‫هزینه یدک کشی
‫خیلی بیشتر از تورم رفته بالا,

00:30:25.417 --> 00:30:27.917
‫- واقعاً؟ دلار چنده الان؟
‫- کدوم نوعش؟

00:30:28.833 --> 00:30:33.917
‫صبر کن, کل ماجرا رو تعریف کن,
‫حسابی خندیدیم,

00:30:33.958 --> 00:30:37.208
‫این بچه دیشب
‫رفته بود پیتزا پالاس شام بخوره،

00:30:37.292 --> 00:30:40.625
‫سه تا برش پیتزا و دو تا نوشابه زده تو رگ,

00:30:40.708 --> 00:30:42.667
‫ویکی گفته بود انقدر گلوتن نخوره، ماریو,

00:30:42.750 --> 00:30:43.667
‫مارسلو،

00:30:43.750 --> 00:30:47.667
‫این که گلوتن رو شیطانی جلوه میدن افتضاحه,

00:30:47.750 --> 00:30:50.083
‫می‌دونی بدون گلوتن
‫بشر چقدر دووم میاره؟

00:30:50.167 --> 00:30:52.000
‫- نه,
‫- دو روز,

00:30:53.250 --> 00:30:56.625
‫- بابا، می‌خوای غش بازی دربیارم؟
‫- چی؟

00:30:56.708 --> 00:31:00.125
‫داشتیم تو پیتزا فروشی منتظر بودیم،
‫ماریو بهم گفت غش بازی دربیارم,

00:31:00.208 --> 00:31:01.625
‫بهش میگن صرع،

00:31:01.708 --> 00:31:04.000
‫یه بیماری جدیه، اصلاً خنده‌دار نیست,

00:31:04.083 --> 00:31:07.167
‫- می‌خوای ببینی یا نه؟
‫- باشه، ولی زود تمومش کن,

00:31:10.708 --> 00:31:13.583
‫خیلی زیاده‌روی کردی،
‫شبیه مومیایی شدی,

00:31:13.667 --> 00:31:17.167
‫- تو که گفتی خوب بود,
‫- بیا، غذاتو تموم کن, مامانته,

00:31:18.417 --> 00:31:20.167
‫یکم ملایم‌تر,

00:31:21.375 --> 00:31:22.458
‫فقط حرکات ریز,

00:31:24.708 --> 00:31:25.542
‫کی میای؟

00:31:25.625 --> 00:31:27.833
‫<i>عزیزم، الان نمیام خونه, دارم میرم گارین,</i>

00:31:27.917 --> 00:31:32.042
‫یه گزارشگر تلویزیونی قراره
‫باهامون درباره تعاونی‌ها مصاحبه کنه,

00:31:32.125 --> 00:31:33.375
‫باشه، بعداً می‌بینمت,

00:31:33.458 --> 00:31:35.500
‫آره، ولی امروز روز پرکاری هم هست,

00:31:35.583 --> 00:31:39.917
‫امروز جلسه کمیته فرهنگی
‫درباره جشنواره هست، مهمه,,,

00:31:40.000 --> 00:31:42.333
‫اگه امروز نبینمت، فردا می‌بینمت؟

00:31:42.417 --> 00:31:44.500
‫نه، بعدازظهر خونه‌ام,

00:31:44.583 --> 00:31:46.708
‫ولی خونه‌مون رو برای جلسه پیشنهاد دادم,

00:31:46.792 --> 00:31:49.292
‫چاره‌ای نداشتم, حدود دو ساعت طول می‌کشه,

00:31:59.708 --> 00:32:01.292
‫سلام!

00:32:03.042 --> 00:32:05.042
‫- میشه امضا کنید استاد؟
‫- بعداً میام,

00:32:10.750 --> 00:32:12.625
‫- سلام!
‫- سلام!

00:32:32.292 --> 00:32:36.083
‫من مثل یه جوجه‌تیغی‌ام,
‫سردمه، یخ زدم,

00:32:36.167 --> 00:32:42.375
‫دارم یخ می‌زنم, باد میاد,
‫یخبندونه، مه و طوفان,

00:32:43.208 --> 00:32:48.125
‫یه جوجه‌تیغی دیگه هم کنارمه،
‫اونم داره یخ می‌زنه,

00:32:48.208 --> 00:32:53.333
‫چشم تو چشم میشیم و یهو میل شدیدی
‫پیدا می‌کنیم که همدیگه رو گرم کنیم,

00:32:54.667 --> 00:32:59.500
‫پس میایم نزدیک هم,
‫ولی وقتی این کارو می‌کنیم،

00:32:59.583 --> 00:33:03.250
‫ما جوجه‌تیغی‌ها همدیگه رو زخمی می‌کنیم،

00:33:03.333 --> 00:33:05.750
‫و به همین خاطر معمولاً
‫از هم فاصله می‌گیریم,

00:33:05.833 --> 00:33:11.458
‫با این حال، فاصله گرفتن
‫یعنی دوباره سرمای غیرقابل تحمل,

00:33:12.667 --> 00:33:15.375
‫پس، با یه دوراهی روبرو هستیم,,,

00:33:16.250 --> 00:33:19.667
‫زخمی کردن همدیگه یا مردن,

00:33:21.583 --> 00:33:24.500
‫می‌خوایم شروع کنیم به حرکت کردن،

00:33:24.583 --> 00:33:27.000
‫تا به فاصله درست برسیم

00:33:27.083 --> 00:33:31.625
‫که نه خیلی به هم آسیب بزنیم
‫و نه از سرما بمیریم,

00:33:33.167 --> 00:33:34.167
‫صبر کن,

00:33:35.042 --> 00:33:38.250
‫دولت رو به عنوان اون فاصله در نظر بگیر,

00:33:49.292 --> 00:33:51.292
‫متأسفم، نمی‌تونی از این
‫دستشویی استفاده کنی,

00:33:52.375 --> 00:33:54.917
‫ببخشید، این دستشویی غیردوگانه‌ست,

00:33:55.000 --> 00:33:56.292
‫تو غیردوگانه هستی؟

00:34:00.125 --> 00:34:01.792
‫نه، نمی‌دونم, ببخشید,

00:34:08.125 --> 00:34:10.583
‫برگشتیم به برنامه «چون
‫اینطوریه» با آماندا لونگو,

00:34:10.667 --> 00:34:16.208
‫میریم به گارین، جایی که به نظر میرسه
‫یه کارخونه تحت مالکیت کارگرا وجود داره,

00:34:16.292 --> 00:34:19.333
‫روبرتینو، صدام رو داری؟
‫لطفاً برامون توضیح بده,

00:34:19.417 --> 00:34:22.667
‫سلام آماندا, درسته,
‫من اینجا با ویکی هستم،

00:34:22.750 --> 00:34:26.792
‫اون وکیل کارگراست و
‫نماینده قانونی مدی‌گراف,

00:34:26.917 --> 00:34:28.500
‫ویکی، ممنون که با ما صحبت می‌کنی,

00:34:28.583 --> 00:34:29.917
‫میشه صداشو بلندتر کنی؟

00:34:31.542 --> 00:34:32.625
‫سلام آماندا, خوبی؟

00:34:32.708 --> 00:34:33.833
‫ویکی، بریم سر اصل مطلب,

00:34:33.917 --> 00:34:36.333
‫تیم من یه کم درباره‌ت تحقیق کرد,

00:34:36.417 --> 00:34:40.042
‫یه مصاحبه از سال پیشت هست که توش اشاره کردی

00:34:40.125 --> 00:34:44.042
‫یکی از راه حل‌های اصلی
‫برای مشکلات کشورمون

00:34:44.125 --> 00:34:48.417
‫این بود که همه مردها رو
‫از مناصب قدرت حذف کنیم,

00:34:48.500 --> 00:34:50.167
‫ویکی، این هدف نهایی توئه؟

00:34:50.250 --> 00:34:53.208
‫ترجیح میدم به بینندگان بگم
‫که این کارخونه،

00:34:53.292 --> 00:34:58.333
‫که متعلق به کارگرانشه،
‫خواستار مصادره نهایی‌ه,

00:34:58.417 --> 00:35:02.208
‫من تصمیم می‌گیرم
‫چی برای برنامه‌م جالبه,

00:35:02.292 --> 00:35:05.333
‫می‌دونی چیه؟
‫ما از سخنرانی‌های نفرت‌انگیز خوشمون نمیاد,

00:35:05.417 --> 00:35:08.000
‫این یه سخنرانی نفرت‌انگیزه,
‫صحبت کردن باهات خیلی سخته,

00:35:08.083 --> 00:35:12.542
‫من هر روز بیدار میشم و سعی می‌کنم
‫آینده بهتری برای جامعه بسازم,

00:35:12.625 --> 00:35:14.958
‫من در تعجبم که انگیزه تو چیه,
‫چی تو رو به حرکت وامیداره؟

00:35:15.042 --> 00:35:18.458
‫بی‌احترامی نکن،
‫چون این خواهرانگی نیست,

00:35:18.542 --> 00:35:21.708
‫منظورم اینه که، این کارخونه
‫یه نمونه واضح از مبارزه،

00:35:21.792 --> 00:35:24.500
‫کار سخت، سازماندهی و خلاقیته,

00:35:24.583 --> 00:35:28.583
‫و ما زن‌ها می‌تونیم رهبران
‫تولید جمعی باشیم,

00:35:28.667 --> 00:35:32.958
‫اگه می‌تونیم یه کارخونه رو اداره کنیم،
‫می‌تونیم یه کشور رو هم اداره کنیم, ممنون,

00:35:33.042 --> 00:35:34.208
‫الان دارم کار می‌کنم,

00:35:34.292 --> 00:35:38.042
‫اگه تب داره، بهش ایبوپروفن بده,
‫اگه پایین نیومد، یه کم بیشتر بده,

00:35:38.125 --> 00:35:40.417
‫داشتم با مسئول آموزش صحبت می‌کردم،

00:35:40.500 --> 00:35:43.417
‫درباره قدم‌های بعدی
‫برای کلاس‌های کاسلی,

00:35:43.500 --> 00:35:45.583
‫برای این ماه،
‫من مسئول خواهم بود، و,,,

00:35:45.667 --> 00:35:49.042
‫ببخشید، فکر کردم،
‫چون الان داریم روسو رو کار می‌کنیم،

00:35:49.125 --> 00:35:52.208
‫منطقی‌تره که من فعلاً مسئول باشم,

00:35:53.417 --> 00:35:54.750
‫نمی‌دونم,

00:35:54.833 --> 00:35:58.083
‫- اگه تو می‌خوای,,,
‫- باشه، بیا نوبتی پیش بریم,

00:35:58.167 --> 00:36:02.292
‫امروز یازمین میره، دفعه بعد
‫مارسلو، و همینطور ادامه میدیم, ممنون,

00:36:02.375 --> 00:36:04.792
‫پس وقتی ترم تموم شد چی میشه؟

00:36:04.917 --> 00:36:10.083
‫اول چیزای مهم‌تر, باید چهار ساعت کلاس
‫برای 300 دانشجو رو پوشش بدیم,

00:36:10.167 --> 00:36:13.500
‫و ادواردو هم رفته, امتحانات نزدیکه،
‫پایان سال تحصیلی,,,

00:36:13.583 --> 00:36:15.917
‫- فراخوان استخدام میدن؟
‫- می‌خواستم به اون هم اشاره کنم,

00:36:16.000 --> 00:36:19.167
‫رئیس دانشکده بهم زنگ زد,
‫یه ایمیل از رافائل سوخارچوک داشته،

00:36:19.250 --> 00:36:21.125
‫درباره تاریخ‌های امتحان,

00:36:21.208 --> 00:36:24.958
‫این هفته دارن تاریخ‌ها
‫و شرایط رو اعلام می‌کنن,

00:36:25.042 --> 00:36:26.958
‫عجب پررویی داره این یارو!

00:36:27.042 --> 00:36:29.958
‫ما هنوز داریم سعی می‌کنیم بفهمیم
‫چطوری این ترم رو پوشش بدیم،

00:36:30.042 --> 00:36:32.917
‫- و اون داره خودشو می‌ندازه وسط؟
‫- خوب می‌شناسیش؟

00:36:33.000 --> 00:36:38.208
‫قدیما همکلاسی بودیم,
‫الان حال و هوای فرانکفورتی گرفته,

00:36:38.292 --> 00:36:42.625
‫تو یه گروه تحقیقاتی بین‌رشته‌ای
‫با آلبرت بورگمن و مالداسنا کار می‌کنه,

00:36:42.708 --> 00:36:46.042
‫- آلبرت برگمن؟
‫- بورگمن، مارسلو، با او,

00:36:46.125 --> 00:36:49.792
‫یکی از شاگردهای متأخر هایدگره
‫که تو دانشگاه مونتانا درس میده,

00:36:49.917 --> 00:36:52.833
‫مگه اینا مهمه؟ اگه رافائل
‫می‌خواد تو دانشکده باشه،

00:36:52.917 --> 00:36:55.667
‫باید همون روندی رو که
‫سال‌هاست داریم طی کنه،

00:36:55.750 --> 00:36:57.708
‫- حالا برگمن هرچی می‌گه,
‫- بورگمن,

00:36:57.792 --> 00:37:01.417
‫این یه میراث دانشگاهیه،
‫نمی‌تونیم بذاریم از هم بپاشه,

00:37:01.500 --> 00:37:04.083
‫تازه این یارو بیست ساله
‫پاشو تو این دانشگاه نذاشته,

00:37:04.167 --> 00:37:07.917
‫به یه جور دیگه کار کردن و
‫امکانات متفاوت عادت کرده,

00:37:08.000 --> 00:37:10.083
‫- حقوق‌های بالاتر که دیگه بماند,
‫- حقوقتو گرفتی؟

00:37:10.167 --> 00:37:12.000
‫- نه,
‫- هنوز نه,

00:37:12.083 --> 00:37:15.292
‫منم با مارسلو موافقم،

00:37:15.375 --> 00:37:18.583
‫این سوخارچوک داره سوءاستفاده می‌کنه,

00:37:18.667 --> 00:37:22.917
‫راستش، وقتی یه همکار
‫تجربه‌های خارج از کشورشو میاره،

00:37:23.000 --> 00:37:28.917
‫دانشگاه غنی‌تر میشه، دانشکده اعتبار
‫پیدا می‌کنه، دانشجوها هم سود می‌برن,

00:37:29.000 --> 00:37:31.292
‫راسته که با ورا موتا قرار می‌ذاره؟

00:37:32.167 --> 00:37:34.708
‫- نمی‌بینم چه ربطی داره,
‫- با مارسلو موافقم,

00:37:34.792 --> 00:37:37.667
‫رافائل از اون آدماییه که
‫حس تعلق رو به خطر میندازه,

00:37:37.750 --> 00:37:41.000
‫- هیچوقت به پوآن تعلق خاطر پیدا نمی‌کنه,
‫- ببخشید وسط حرفتون می‌پرم، ولی,,,

00:37:41.083 --> 00:37:45.000
‫من متوجه یه کمبود شدید تفکر انتقادی
‫نسبت به برنامه درسی‌مون شدم,

00:37:45.083 --> 00:37:49.250
‫ما هنوز داریم نظریه دولت، قرارداد
‫اجتماعی و لویاتان درس می‌دیم, خیلی خوبه,

00:37:49.333 --> 00:37:52.417
‫ولی اوضاع عوض شده،
‫اون بیرون یه دنیای دیگه‌ست

00:37:52.500 --> 00:37:55.208
‫که دیگه با برچسب‌های
‫قرن هفدهم جور در نمیاد,

00:37:55.292 --> 00:37:58.917
‫وقتشه در روی ایده‌های جدید باز کنیم،

00:37:59.000 --> 00:38:03.958
‫و یه آدمی مثل سوخارچوک می‌تونه دقیقاً
‫همون هوای تازه‌ای باشه که لازم داریم,,,

00:38:04.042 --> 00:38:07.792
‫چه شرم‌آوره که صبر کردی
‫ادواردو بمیره تا حرفتو بزنی,

00:38:07.917 --> 00:38:09.583
‫منظورم اینه که,,,

00:38:09.667 --> 00:38:13.083
‫بیاین گیر تضادهای الکی نیفتیم,

00:38:13.167 --> 00:38:15.375
‫دانشکده به یه استاد ارشد نیاز داره,

00:38:15.458 --> 00:38:17.583
‫من سابقه کافی برای این کار رو ندارم,

00:38:17.667 --> 00:38:20.917
‫علاقه‌ای هم ندارم که دوباره درخواست بدم,

00:38:23.292 --> 00:38:24.750
‫تو چی مارسلو؟

00:38:25.708 --> 00:38:27.250
‫- چی؟
‫- تو نکته‌ای نداری؟

00:38:30.958 --> 00:38:33.833
‫مطمئن نیستم، فکر کنم, باید بررسی کنم,

00:38:33.917 --> 00:38:36.417
‫باید درخواست بدی،
‫نمی‌تونیم همینجوری ولش کنیم,

00:38:36.500 --> 00:38:39.042
‫تازه، می‌دونی که ادواردو هم
‫می‌خواست تو این کارو بکنی,

00:38:39.125 --> 00:38:41.042
‫با تو موافقم مارسلو, پشتتم,

00:38:49.583 --> 00:38:51.375
‫- الو,
‫- <i>استاد پنا؟</i>

00:38:51.458 --> 00:38:54.500
‫- بله, شما؟
‫- <i>ایزابل چوکه‌هوآنکا، از بولیوی,</i>

00:38:54.583 --> 00:38:55.958
‫حالتون چطوره استاد؟

00:38:56.042 --> 00:38:58.917
‫<i>ببخشید مزاحم شدم،
‫فقط می‌خواستم یادآوری کنم</i>

00:38:58.958 --> 00:39:01.042
‫<i>که خیلی برامون مهمه</i>

00:39:01.125 --> 00:39:04.500
‫<i>اگه بتونید به سمپوزیوم ما تشریف بیارید,</i>

00:39:04.583 --> 00:39:07.417
‫بله، ولی الان اصلاً وقت مناسبی نیست,

00:39:07.500 --> 00:39:10.250
‫داریم دانشکده رو بازسازی
‫می‌کنیم، اوضاع خیلی بهم ریخته‌س,

00:39:10.333 --> 00:39:13.917
‫بیشتر از ۴۰۰ تا دانشجو داریم،
‫امتحانا نزدیکه، وقت خوبی نیست,

00:39:15.208 --> 00:39:19.208
‫می‌تونم یه سوالی بپرسم,,,؟ هزینه
‫سفر یا چیزی، جبران مالی, هیچی؟

00:39:19.292 --> 00:39:23.000
‫<i>این یه رویداد مردمیه،
‫بودجه‌ای برای این چیزا نداریم,</i>

00:39:24.292 --> 00:39:26.708
‫چاق گنده، حواستو جمع کن! د یالا!

00:39:26.792 --> 00:39:28.375
‫چاق گنده؟

00:39:28.458 --> 00:39:30.625
‫چته تو؟ یکم حساسی، احمق؟

00:39:33.625 --> 00:39:35.750
‫- سلام,
‫- عصر بخیر,

00:39:35.833 --> 00:39:39.333
‫- با نگهبان هماهنگ کردی؟
‫- اون منو راه داد, منو می‌شناسه، لوئیسا,

00:39:39.417 --> 00:39:42.417
‫باید خودتو معرفی کنی،
‫مثل بقیه، مارسلو,

00:39:42.500 --> 00:39:45.833
‫من مثل بقیه نیستم،
‫پنج ساله اینجا درس می‌دم,

00:39:45.917 --> 00:39:48.833
‫تازه، کلاسم ساعت ۴ه,
‫الان ساعت ۴ه,

00:39:48.917 --> 00:39:52.292
‫خانم کمردرد داشت،
‫مجبور شدم ماساژور رو صدا کنم,

00:39:52.375 --> 00:39:56.667
‫نمی‌تونم منتظر بمونم, اگه به ماساژ نیاز
‫داره می‌تونه ماساژ بگیره, بهم زنگ بزن,,,

00:39:56.750 --> 00:39:59.625
‫بیا تو مارسلو, بذار ازش بپرسم,

00:40:10.250 --> 00:40:12.458
‫این استاد فلسفه‌س,

00:40:21.208 --> 00:40:24.125
‫مرسی آدری, تو فرشته‌ای,

00:40:24.208 --> 00:40:27.500
‫- خیلی حالشو بهتر کردی,
‫- خواهش می‌کنم,

00:40:27.583 --> 00:40:29.250
‫- خداحافظ,
‫- به امید دیدار,

00:40:33.583 --> 00:40:35.625
‫وقتی آماده شد،
‫میام دنبالت,

00:40:37.792 --> 00:40:39.958
‫پس از خودش یه سوال می‌پرسه,

00:40:41.333 --> 00:40:43.000
‫درسته,

00:40:43.083 --> 00:40:46.125
‫چرا چیزی هست
‫به جای اینکه هیچی نباشه؟

00:40:46.208 --> 00:40:51.583
‫هایدگر میگه انسان‌ها تنها موجوداتی
‫هستن که می‌تونن این سوال رو بپرسن,

00:40:51.667 --> 00:40:55.167
‫- موجود یعنی چی مارسلو؟
‫- موجود یعنی یه چیز,

00:40:55.250 --> 00:40:57.708
‫اگه بشه تعریفش کرد،
‫موجوده، آملیا,

00:40:57.792 --> 00:41:01.583
‫- مثلاً من یه موجودم؟
‫- سوال عالی‌ای پرسیدی,

00:41:01.667 --> 00:41:06.917
‫جسارت هایدگر در اینه که بهمون
‫میگه با اینکه انسان‌ها موجود هستن،

00:41:07.000 --> 00:41:10.000
‫وجود انسان به یه نظم دیگه تعلق داره,

00:41:10.083 --> 00:41:13.083
‫- چه جور نظمی؟
‫- اینجاست که قضیه پیچیده میشه، پس,,,

00:41:13.167 --> 00:41:17.792
‫هایدگر یه حقه‌ی استادانه زد,
‫زبان رو تحریف کرد,

00:41:17.917 --> 00:41:20.750
‫منظورم اینه که یه کلمه براش اختراع کرد,

00:41:20.833 --> 00:41:24.792
‫کلمه‌اش داسان‌هِ

00:41:24.917 --> 00:41:26.500
‫معنیش چیه؟

00:41:26.583 --> 00:41:29.917
‫میشه گفت یعنی هستی در آنجا,

00:41:31.958 --> 00:41:33.375
‫هستی در آنجا، کجا؟

00:41:33.458 --> 00:41:35.375
‫هستی در آنجا در جهان، آملیا,

00:41:36.417 --> 00:41:38.208
‫من کاملاً گیج شدم، مارسلو,

00:41:38.292 --> 00:41:44.292
‫فقط کافیه بفهمی که
‫هستی یه عمله، یه حرکته,

00:41:44.375 --> 00:41:46.042
‫و این حرکت

00:41:46.125 --> 00:41:49.500
‫تنها چیزیه که می‌تونه ما رو از
‫خطر وحشتناک سقوط نجات بده,

00:41:49.583 --> 00:41:51.125
‫مثل دوستم چوچی؟

00:41:51.208 --> 00:41:56.083
‫اون تو خیابون افتاد، لگنش شکست و
‫الان باید با عصا راه بره, منظورت اینه؟

00:41:56.167 --> 00:41:58.375
‫نه، من درباره یه جور
‫دیگه از افتادن حرف می‌زنم,

00:41:59.583 --> 00:42:02.083
‫ببینم، تو هر از گاهی احساس اضطراب می‌کنی؟

00:42:02.167 --> 00:42:03.792
‫آره، حتماً می‌کنم,

00:42:03.917 --> 00:42:05.500
‫چی باعث میشه این حس رو داشته باشی؟

00:42:05.583 --> 00:42:07.708
‫خیلی چیزا تو زندگی، مارسلو,

00:42:07.792 --> 00:42:11.917
‫پس تو واقعاً وجود داری،
‫آملیا, تو از سقوط در امانی,

00:42:12.000 --> 00:42:15.000
‫- واقعاً؟
‫- آره، اون موجوداتی که مدام دارن سقوط می‌کنن،

00:42:15.083 --> 00:42:16.542
‫و کاملاً وجود ندارن،

00:42:16.625 --> 00:42:20.958
‫در واقع دارن فرار می‌کنن،
‫جلو می‌دون و سعی می‌کنن

00:42:21.042 --> 00:42:24.333
‫از هر الگوی موجودی تقلید کنن،
‫از خودشون سؤال نمی‌پرسن،

00:42:24.417 --> 00:42:27.292
‫و از نظر هایدگر، این وجود داشتن نیست,

00:42:27.375 --> 00:42:28.417
‫پس چیه؟

00:42:29.292 --> 00:42:30.917
‫این کارکرده، آملیا,

00:42:30.958 --> 00:42:34.708
‫اینیه که بیشتر مردم انجام میدن،
‫کارکرد داشتن وجود داشتن نیست,

00:42:36.042 --> 00:42:39.667
‫تو وقتی وجود داری که تمایل به ورود به خلاء داشته باشی،

00:42:39.750 --> 00:42:43.958
‫وقتی جرأت کنی ناشناخته‌ها رو تجربه کنی،
‫همه چیزایی که باعث سرگیجه میشن,

00:42:44.042 --> 00:42:45.750
‫وجود تو اونجاست، آملیا,

00:42:45.833 --> 00:42:48.167
‫- ببخشید خانم,
‫- بله، لوییسا,

00:42:51.458 --> 00:42:53.625
‫- ممنون، لوییسا,
‫- راحتین؟

00:42:53.708 --> 00:42:55.667
‫آره عزیزم, مرسی,

00:42:57.083 --> 00:43:00.625
‫اگه کاری داشتین من تو آشپزخونه‌ام,

00:43:00.708 --> 00:43:02.375
‫باشه,

00:43:05.708 --> 00:43:09.375
‫آملیا، بیا یه پرش کوچیک تو زمان بکنیم،

00:43:09.458 --> 00:43:11.792
‫بریم سراغ اگزیستانسیالیسم فرانسوی,

00:43:11.917 --> 00:43:13.167
‫- خوبه؟
‫- آره,

00:43:13.250 --> 00:43:16.500
‫به کتاب «بیگانه» کامو اشاره می‌کنیم,

00:43:16.583 --> 00:43:22.167
‫مرسو داره لب ساحل الجزیره
‫قدم می‌زنه،

00:43:22.250 --> 00:43:24.833
‫و به دریای مدیترانه نگاه می‌کنه,

00:43:24.917 --> 00:43:27.333
‫تو افکارش غرق شده،

00:43:28.292 --> 00:43:32.625
‫و یهو، یه الجزایری، یه مرد
‫عرب، از کنارش رد میشه,

00:43:32.708 --> 00:43:37.542
‫یه چیزی داره اذیتش می‌کنه،
‫نور خورشیده,

00:43:37.625 --> 00:43:40.167
‫نور خورشیده که به صورتش می‌تابه,,,

00:43:40.250 --> 00:43:44.333
‫وقتی داره به دریای مدیترانه خیره میشه,

00:44:09.792 --> 00:44:10.792
‫لوییسا!

00:44:13.000 --> 00:44:14.000
‫لوییسا!

00:44:22.583 --> 00:44:24.417
‫خوابش برده، من دارم میرم,

00:44:24.500 --> 00:44:27.083
‫ولی هنوز 15 دقیقه از کلاس مونده,

00:44:27.167 --> 00:44:28.625
‫تموم شد، خوابیده,

00:44:28.708 --> 00:44:31.250
‫می‌دونم ساعتی بهت پول میده,

00:44:31.333 --> 00:44:33.417
‫آره، ولی خوابش برده, من دارم میرم,

00:44:34.250 --> 00:44:36.125
‫نه، نه!

00:44:40.417 --> 00:44:44.167
‫- ادامه بده، مارسلو, دارم گوش میدم,
‫- باشه,

00:44:44.250 --> 00:44:45.458
‫داشتی درباره,,,

00:44:46.417 --> 00:44:48.375
‫هیچی، ایده بودن حرف می‌زدی,

00:44:49.500 --> 00:44:52.667
‫بیا یه موضوع دیگه رو بررسی
‫کنیم, درباره مطلق صحبت کنیم,

00:44:53.708 --> 00:44:56.167
‫یادته وقتی درباره لایه‌های
‫مختلف واقعیت بحث کردیم؟

00:45:44.375 --> 00:45:46.292
‫- مانولو کجاست؟
‫- خونه کاتا,

00:45:47.125 --> 00:45:49.292
‫- حالت چطوره؟
‫- خوبم,

00:45:49.375 --> 00:45:51.708
‫خب، کلاس چطور پیش رفت؟

00:45:51.792 --> 00:45:54.750
‫- من مسئول نبودم، یاسمین بود,
‫- آها,

00:45:54.833 --> 00:45:58.208
‫خوبه که یکم تمرین کنه، و همینطور,,,

00:45:58.292 --> 00:46:01.750
‫- مارسلیتو، ویکی رو تو تلویزیون دیدی؟
‫- آره,

00:46:01.833 --> 00:46:05.833
‫عالی بود, عاشق این بودم که
‫چطور دهن اون عوضی رو بستی,

00:46:05.917 --> 00:46:08.917
‫- نه, خیلی خجالت‌آوره,
‫- نه، خیلی خوب بودی,

00:46:09.000 --> 00:46:12.000
‫- من از بودن تو رسانه‌ها خوشم نمیاد,
‫- ولی تو استعدادشو داری,

00:46:12.083 --> 00:46:15.333
‫جعبه‌های آبی انباری منو ندیدی؟

00:46:15.417 --> 00:46:18.583
‫- باید یه سری مدارک پیدا کنم,,,
‫- من ندیدم,

00:46:18.667 --> 00:46:20.583
‫مهمه، واسه وام‌هاست,

00:46:20.667 --> 00:46:24.667
‫ویکی، باید بریم,
‫دخترا می‌خوان زود تموم کنن,

00:46:24.750 --> 00:46:27.083
‫مهمه، واسه وام‌هاست,

00:46:27.167 --> 00:46:29.917
‫- ولی من ندیدمشون,
‫- لازمشون دارم، یه اتفاقی افتاده,

00:46:29.958 --> 00:46:31.625
‫من ندیدمشون، نمی‌دونم,

00:46:31.708 --> 00:46:36.250
‫تو اتاق خواب چندتا بچه هست,
‫یکی از دخترا به کمک نیاز داشت، پس,,,

00:47:04.167 --> 00:47:07.042
‫داریم توپ بازی می‌کنیم، آقای خر,

00:47:07.125 --> 00:47:08.333
‫آقای خر,

00:47:10.000 --> 00:47:11.250
‫یه سیاره داره میفته,

00:47:11.333 --> 00:47:13.292
‫اگه اجازه بدین، می‌خوام رد شم,

00:47:13.375 --> 00:47:16.917
‫می‌تونین اینجا بازی کنین،
‫منم این فضای کوچیک رو روی تختم می‌گیرم,

00:47:18.375 --> 00:47:20.833
‫مواظب تلویزیون باشین، با توپ مراقب باشین,

00:47:45.792 --> 00:47:47.833
‫- بابا,
‫- چیه؟

00:47:47.917 --> 00:47:49.417
‫استعدادهای تو چیه؟

00:47:50.708 --> 00:47:52.833
‫سؤال خوبیه,

00:47:52.917 --> 00:47:55.167
‫میشه بپرسم واسه چیه؟

00:47:55.250 --> 00:47:58.625
‫ازمون خواستن سه تا از استعدادهای
‫اعضای خانواده‌مون رو بنویسیم,

00:48:00.500 --> 00:48:02.583
‫- واسه جشنواره خانواده,
‫- خوبه,

00:48:02.667 --> 00:48:05.250
‫بهترین استعداد انتخاب میشه,

00:48:06.583 --> 00:48:11.042
‫کلی برنامه هست، کنسرت، کارگاه، غذا،

00:48:11.125 --> 00:48:13.333
‫فکر کنم فروش کتاب هم داره,

00:48:13.417 --> 00:48:17.375
‫- از مامانت پرسیدی؟
‫- آره، هفت تا چیز نوشتم,

00:48:17.458 --> 00:48:18.708
‫بشین صبحونه بخور,

00:48:18.792 --> 00:48:21.042
‫- باشه,
‫- خواهش می‌کنم,

00:48:21.125 --> 00:48:22.208
‫بذار ببینم:

00:48:23.625 --> 00:48:27.500
‫می‌تونم وارونه فلسفه‌بافی
‫کنم، می‌تونم تانگو بخونم,

00:48:31.167 --> 00:48:33.917
‫- می‌تونم پانتومیم اجرا کنم,
‫- پانتومیم؟

00:48:33.958 --> 00:48:36.375
‫- آره,
‫- اینو نمی‌نویسم,

00:48:36.458 --> 00:48:40.917
‫یه پاکت پول گذاشتم تو کیفت,
‫بده به مامان کامیلو واسه تی‌شرت,

00:48:40.958 --> 00:48:42.167
‫باشه,

00:48:42.250 --> 00:48:47.208
‫پِکه، لطفاً بهش بگو منتظرم بمونه,
‫موضوع حساسیه، باید دربارش حرف بزنیم,

00:48:47.292 --> 00:48:48.958
‫این گوشی جدیده؟

00:48:49.917 --> 00:48:53.250
‫آره، اون قبلیه درست کار نمی‌کرد،
‫باتریش دو ساعت بیشتر دووم نمی‌آورد,

00:48:53.333 --> 00:48:57.333
‫می‌تونستی باتریشو عوض کنی،
‫لازم نبود گرون‌ترین گوشی رو بخری,

00:48:57.417 --> 00:49:00.917
‫- بعضی گوشی‌های ارزون هم خیلی خوبن,
‫- مارسلو، این ابزار کارمه,

00:49:00.958 --> 00:49:02.625
‫تو دخالت نکن,

00:49:02.708 --> 00:49:07.083
‫خونه رو مرتب نگه دار,
‫دانیلا امروز می‌خواد نشونش بده,

00:49:07.167 --> 00:49:09.292
‫- خداحافظ عزیزم,
‫- خداحافظ,

00:49:09.375 --> 00:49:12.375
‫- تو پروژه‌ها موفق باشی,
‫- چی؟

00:49:12.458 --> 00:49:15.375
‫مگه امروز شروع فلسفه تو پروژه‌ها نیست؟

00:49:15.458 --> 00:49:17.542
‫امروزه؟
‫کاملاً یادم رفته بود,

00:49:17.625 --> 00:49:18.625
‫باشه,

00:49:21.125 --> 00:49:24.375
‫- تو به یه دفترچه برنامه‌ریزی نیاز داری,
‫- بخور، زود باش,

00:49:29.417 --> 00:49:31.292
‫مدت زیادیه این کارو می‌کنی؟

00:49:32.375 --> 00:49:33.667
‫فلسفه رو میگی؟

00:49:35.042 --> 00:49:37.458
‫- میشه گفت یه عمره,
‫- چه خوب,

00:49:40.458 --> 00:49:44.042
‫یه توقف کوتاه می‌کنیم،
‫تا نگهبان ژاندارمری رو سوار کنیم,

00:49:44.125 --> 00:49:45.417
‫چی چی؟

00:49:45.500 --> 00:49:48.500
‫به همه استادای این برنامه یه نگهبان میدن،

00:49:48.583 --> 00:49:51.000
‫مثل یه محافظ, فقط یه تشریفاته,

00:50:04.708 --> 00:50:06.042
‫سلام، عصر بخیر,

00:50:10.625 --> 00:50:14.292
‫- بعداً می‌بینمت,
‫- می‌بینمت، موفق باشی,

00:50:14.375 --> 00:50:15.375
‫سلام,

00:50:16.667 --> 00:50:19.208
‫- استاد,
‫- حالتون چطوره؟

00:50:19.292 --> 00:50:20.333
‫خوبم، شما چطورین؟

00:50:27.833 --> 00:50:32.125
‫فلاویا! قضیه پرداخت چی شد؟
‫فاکتور رو بفرستم براتون؟

00:50:32.208 --> 00:50:36.417
‫آها، بعد از 60 روز کاری،
‫پول به حسابتون واریز میشه, بریم,

00:50:48.417 --> 00:50:51.083
‫گروه خوبیه,
‫منتظرتون هستن,

00:51:02.042 --> 00:51:04.167
‫دو ساعت اینجا می‌شینی؟

00:51:04.250 --> 00:51:07.250
‫بله، استاد,
‫نگران نباشین، عادت دارم,

00:51:07.333 --> 00:51:09.750
‫- بیا تو,
‫- کجا؟

00:51:09.833 --> 00:51:11.417
‫- کلاس,
‫- لازم نیست,

00:51:11.500 --> 00:51:13.583
‫چرا، لازمه, بیا تو,

00:51:13.667 --> 00:51:14.667
‫بیا بریم,

00:51:19.958 --> 00:51:24.917
‫فیلسوف‌ها،
‫عاشق دانشن,

00:51:25.750 --> 00:51:27.208
‫چیکار می‌کنن؟

00:51:28.458 --> 00:51:30.625
‫سؤال می‌پرسن،

00:51:30.708 --> 00:51:34.542
‫مدام سؤال می‌پرسن,

00:51:34.625 --> 00:51:36.958
‫مثل بچه‌ها؟

00:51:37.042 --> 00:51:39.167
‫- چطور مگه؟ اسمت چیه؟
‫- ترزا,

00:51:39.250 --> 00:51:40.333
‫ترزا، چطور مگه؟

00:51:41.167 --> 00:51:45.375
‫خیلی کنجکاون,
‫سؤال می‌پرسن و عمیق‌تر می‌رن,

00:51:45.458 --> 00:51:47.333
‫چرا این، چرا اون, ول‌کن نیستن,

00:51:47.417 --> 00:51:52.625
‫این نشون میده چرا داشتن مدرک
‫باعث نمیشه کسی فیلسوف بشه,

00:51:52.708 --> 00:51:56.417
‫مثلاً منو ببین، من لیسانس فلسفه دارم،
‫ولی فقط یه معلم فلسفه‌ام,

00:51:56.500 --> 00:52:00.167
‫این اتفاق میفته
‫چون فلسفه یه روش زندگیه،

00:52:00.250 --> 00:52:02.625
‫درباره پرسیدن سؤال از خودته,

00:52:03.458 --> 00:52:06.958
‫نه فقط سؤالای مسخره یا ساده,
‫نه، نه,

00:52:07.042 --> 00:52:09.625
‫سؤالای ناراحت‌کننده،
‫از اونایی که مجبورت می‌کنه فکر کنی,

00:52:10.917 --> 00:52:12.958
‫یه مثال می‌زنم,

00:52:13.042 --> 00:52:16.292
‫همین الان تو این کلاس، بین ما،

00:52:16.375 --> 00:52:18.167
‫یه نفر اسلحه داره,

00:52:20.625 --> 00:52:22.125
‫اِواریستو، میشه خودتو معرفی کنی؟

00:52:24.750 --> 00:52:27.583
‫- سلام، چطورین؟
‫- سلام,

00:52:27.667 --> 00:52:30.667
‫من اینجا پیش استاد می‌مونم,
‫این یه برنامه‌ست بین ژاندارمری

00:52:30.750 --> 00:52:34.042
‫و شهرداری،
‫برای تأمین امنیت کلاس,

00:52:34.125 --> 00:52:37.292
‫چرا یه استاد فلسفه

00:52:37.375 --> 00:52:40.833
‫باید یه محافظ همراهش باشه؟

00:52:42.333 --> 00:52:45.500
‫این به شخص شما ربطی نداره،
‫اِواریستو,

00:52:45.583 --> 00:52:49.500
‫ممکنه ما از شما به عنوان یه آدم خوشمون
‫بیاد، برامون مهم باشین, قضیه این نیست,

00:52:49.583 --> 00:52:52.167
‫ما داریم درباره اِواریستو
‫به عنوان یه کارمند دولت حرف می‌زنیم,

00:52:52.250 --> 00:52:55.167
‫چون الان شما نماینده
‫دولت هستین,

00:52:56.667 --> 00:53:01.583
‫یه متفکر انگلیسی قرن هفدهمی هست
‫به اسم تامس هابز,

00:53:01.667 --> 00:53:05.792
‫یه کتابی نوشته به اسم «لویاتان»,
‫هابز,,,

00:53:07.917 --> 00:53:09.500
‫میگه که

00:53:09.583 --> 00:53:15.417
‫شرایط طبیعی بشر
‫یه حالت جنگ همه علیه همه‌ست،

00:53:15.500 --> 00:53:19.583
‫و هیچ امیدی برای
‫ساختن چیزی برای فردا نیست,

00:53:19.667 --> 00:53:23.042
‫ زندگی تنها،

00:53:23.125 --> 00:53:26.792
‫فقیرانه، زمخت و کوتاهه,

00:53:28.583 --> 00:53:29.583
‫پس,,,

00:53:33.250 --> 00:53:36.750
‫بدون حضور اِواریستو اینجا،
‫قانون جنگل حاکم می‌شد،

00:53:38.125 --> 00:53:41.292
‫با حضور اِواریستو، ما سرکوب شدیم,

00:53:42.917 --> 00:53:44.125
‫پس چیکار کنیم؟

00:53:48.167 --> 00:53:51.750
‫فلسفه سیاسی
‫فلسفه کلاسیک

00:54:00.958 --> 00:54:02.500
‫ورا روی فرش قرمز
‫متوقف‌ نشدنی

00:54:02.583 --> 00:54:06.542
‫ورا و رافائل چطوری با هم آشنا شدن
‫و سلیقه‌های مشترکشون چیه

00:54:07.500 --> 00:54:10.000
‫ببخشید، ولی نمی‌فهمم این غیبت‌ها

00:54:10.083 --> 00:54:12.333
‫چه ربطی به مشکلاتی که داریم داره

00:54:34.750 --> 00:54:35.792
‫نگران نباشید

00:54:35.917 --> 00:54:39.500
‫استاد، نگران نباشید
‫بشینید, چیزی نیست

00:54:39.583 --> 00:54:41.958
‫نترسید بچه‌ها, همه چی خوبه

00:54:42.042 --> 00:54:44.750
‫نترسید، آروم باشید
‫اوضاع خوبه

00:54:46.750 --> 00:54:48.125
‫دارن میرن

00:54:59.708 --> 00:55:01.500
‫راحت باشید, لذت ببرید

00:55:11.917 --> 00:55:13.333
‫سلام، عصر بخیر
‫حالتون چطوره؟

00:55:16.958 --> 00:55:21.917
‫تا جایی که می‌دونم
‫استاد یاسمین لوتزکی درباره

00:55:21.958 --> 00:55:23.917
‫سخنرانی دوم روسو صحبت کرد، درسته؟

00:55:23.958 --> 00:55:26.750
‫بذارید دانشجوهای بیشتری بیان
‫نمی‌دونم چرا امروز اینقدر کمیم

00:55:27.917 --> 00:55:29.917
‫- ببخشید استاد
‫- بله آنیبال

00:55:29.958 --> 00:55:32.292
‫من تو یه دبیرستان تو مرکز شهر معلمم

00:55:32.375 --> 00:55:35.667
‫همیشه کتاب‌های اهدایی می‌گیریم
‫این کتاب رو گرفتم

00:55:35.750 --> 00:55:37.292
‫و داشتم می‌خوندمش

00:55:37.375 --> 00:55:39.708
‫آره، ماریاتگی یه متفکر پروییه

00:55:39.792 --> 00:55:41.833
‫که قرارداد اجتماعی رو خیلی خوب فهمیده

00:55:43.042 --> 00:55:47.625
‫ولی ما مستقیم میریم سراغ روسو
‫این دوره کوتاهه

00:55:47.708 --> 00:55:51.375
‫پس نمی‌تونیم همه چیزایی که
‫از ایده‌های روسو میاد رو بگیریم

00:55:51.458 --> 00:55:53.833
‫ببخشید استاد
‫من تو کلاس ویژه بودم

00:55:53.917 --> 00:55:55.125
‫کلاس ویژه؟

00:55:55.208 --> 00:55:58.458
‫کلاس استاد رافائل سوخارچوک
‫تو سالن سخنرانی

00:56:02.750 --> 00:56:03.750
‫خب,,,

00:56:13.958 --> 00:56:17.542
‫,,,طبیعت یه دنیای کسل‌کننده و وحشتناک ساخته

00:56:17.625 --> 00:56:20.500
‫این دنیا، دنیایی که توش زندگی می‌کنیم

00:56:20.583 --> 00:56:25.042
‫دنیایی که داره از بین میره، همونطور که شاهد
‫نابودی زیبایی‌ها هستیم

00:56:25.125 --> 00:56:26.917
‫چیزای عادی، و حیاتی

00:56:28.208 --> 00:56:30.792
‫کی فکرشو می‌کرد که ارتباط بین آدما

00:56:30.917 --> 00:56:33.667
‫از یه احساس منفی مثل ترس شکل بگیره؟

00:56:38.583 --> 00:56:39.583
‫ممنون

00:56:44.042 --> 00:56:45.583
‫این اسپینوزاست

00:56:45.667 --> 00:56:48.917
‫یه یهودی که از دین طرد شد
‫و یه زندگی سرگردون داشت

00:56:49.000 --> 00:56:52.583
‫تو قرن هفدهم، که تنها داراییش یه تخت بود

00:56:52.667 --> 00:56:57.500
‫برخلاف هابز، اسپینوزا فکر نمی‌کرد
‫فقط ترس می‌تونه جامعه بسازه

00:56:57.583 --> 00:57:02.500
‫برعکس، اسپینوزا معتقد بود
‫آدما این قدرت رو دارن

00:57:02.583 --> 00:57:06.792
‫که با هم ارتباط برقرار کنن
‫و دور احساسات شادی‌آورشون جمع بشن

00:57:07.958 --> 00:57:11.667
‫اون موقع، اسپینوزا شکست خورد،
‫هابز پیروز شد، و ما الان اینجاییم

00:57:14.500 --> 00:57:17.583
‫حالا بیاید یه لحظه تصور کنیم,,,

00:57:20.000 --> 00:57:25.125
‫به یه جامعه‌ای فکر کنیم
‫که بر اساس ترس نباشه

00:57:25.208 --> 00:57:32.250
‫ما بخشی از یه جمعیت بزرگیم، که توش
‫درد یه نفر، درد همه است

00:57:32.333 --> 00:57:35.708
‫جایی که شادی اولین حقه

00:57:36.583 --> 00:57:43.083
‫من پیامبر نیستم، ولی بذارید بهتون هشدار بدم
‫خیابون‌ها به زودی راه رو بهمون نشون میدن

00:57:44.250 --> 00:57:47.417
‫تنها انتخاب ما اینه که از نو بسازیم

00:57:47.500 --> 00:57:52.750
‫یک بار برای همیشه
‫اون پیمان قدیمی و کهنه ترس رو

00:57:53.833 --> 00:57:55.083
‫خیلی ممنون

00:58:07.417 --> 00:58:08.458
‫عاشقش شدم

00:58:22.792 --> 00:58:23.958
‫رافائل!

00:58:26.167 --> 00:58:27.292
‫رافائل

00:58:29.917 --> 00:58:32.167
‫چه خبر مارسلو؟
‫حالت چطوره؟

00:58:32.250 --> 00:58:35.125
‫اون پشت دیدمت
‫اومدی منو ببینی، چه خوب

00:58:35.208 --> 00:58:39.750
‫نه, راستش، برام مهم نیست که ایده‌هات چیه

00:58:39.833 --> 00:58:42.333
‫اومدم بگم چقدر مسخره‌ست که کلاس ویژه‌ت رو

00:58:42.417 --> 00:58:45.042
‫دقیقاً همزمان با کلاس ما گذاشتی, همین

00:58:45.125 --> 00:58:48.208
‫من برنامه‌ریزیش نکردم، مارسلو

00:58:48.292 --> 00:58:52.500
‫- اصلاً خبر نداشتم
‫- می‌بینم داری چیکار می‌کنی

00:58:52.583 --> 00:58:54.500
‫- ببخشید؟
‫- استاد

00:58:55.750 --> 00:58:59.042
‫فکر می‌کنی برنامه کاسلی
‫قدیمی و از مد افتاده‌ست

00:58:59.125 --> 00:59:02.958
‫پس میای اینجا که ما بومی‌ها رو
‫با حقه‌بازی‌هات خیره کنی، آره؟

00:59:03.042 --> 00:59:05.500
‫مارسلو، اصلاً برام مهم نیست این کلاس چیه

00:59:05.583 --> 00:59:09.208
‫من خیلی دیرم شده واسه دو تا مقاله
‫برای یه مجموعه استنفورد

00:59:09.292 --> 00:59:12.125
‫رئیس دانشکده التماسم کرد

00:59:12.208 --> 00:59:14.667
‫تو حقه‌بازی کردی که سالن سخنرانی رو بگیری

00:59:14.750 --> 00:59:18.125
‫و دقیقاً گذاشتیش همزمان با
‫کلاس ما, فکر کردی کی هستی؟

00:59:18.208 --> 00:59:20.958
‫واقعاً، فکر کردی کدوم خری هستی؟

00:59:21.042 --> 00:59:22.583
‫- آروم باش
‫- من آرومم

00:59:23.625 --> 00:59:26.792
‫اینجا قرون وسطی نیست
‫پوان (دانشکده فلسفه) یه ملک اربابی نیست

00:59:26.917 --> 00:59:28.833
‫تو رئیس قبیله نیستی

00:59:29.792 --> 00:59:32.458
‫- یه کم نخبه‌گرا شدی
‫- چی؟

00:59:32.542 --> 00:59:35.042
‫- هیچی
‫- همینجوری بهم میگی نخبه‌گرا

00:59:35.125 --> 00:59:37.833
‫سلام، سلام

00:59:42.042 --> 00:59:43.917
‫- حالت چطوره؟
‫- خوبم، تو چطوری؟

00:59:44.000 --> 00:59:45.500
‫ورا، مارسلو

00:59:45.583 --> 00:59:48.208
‫خوشبختم، چه خبر؟

00:59:48.292 --> 00:59:50.417
‫کلاس چطور بود عزیزم؟
‫خوب بود؟

00:59:50.500 --> 00:59:53.583
‫خیلی خوب بود، چه جمعیت گرمی

00:59:53.667 --> 00:59:56.333
‫عالیه, می‌خواستم اونجا باشم
‫ولی گیر فیلمبرداری بودم

00:59:56.417 --> 00:59:59.292
‫ورا نقش اصلی یه فیلم خیلی مهم رو داره

01:00:00.167 --> 01:00:02.542
‫هم‌بازی با ویگو مورتنسن

01:00:02.625 --> 01:00:05.083
‫- آره، عکس‌هاشو دیدم
‫- کدوم عکس‌ها؟

01:00:06.750 --> 01:00:08.417
‫فیلمه, دیدمش

01:00:08.500 --> 01:00:10.292
‫واقعاً؟ چه مهربون, کدومش؟

01:00:10.375 --> 01:00:12.667
‫وای خدا، چه افتخاریه
‫که شما رو تو پوان داریم

01:00:12.750 --> 01:00:15.833
‫- میشه یه عکس بگیریم؟ بیا
‫- آره، حتماً

01:00:15.917 --> 01:00:17.125
‫اینجوری؟ بیا عزیزم

01:00:18.375 --> 01:00:19.458
‫همه با هم

01:00:28.417 --> 01:00:30.708
‫اسمش کارلوسه
‫تو یه اپلیکیشن باهاش آشنا شدم

01:00:30.792 --> 01:00:34.375
‫اون که جوون‌تر نمیشه، تو بانک
‫مرکزی کار می‌کنه, خیلی هم خوش‌تیپه,

01:00:34.458 --> 01:00:36.583
‫- اینجا خونشه,
‫- تا حالا رفتی اونجا؟

01:00:36.667 --> 01:00:39.792
‫نه بابا، زن داره,
‫یه قایق موتوری داره، بهت نشون میدم,

01:00:39.917 --> 01:00:42.708
‫هر سه‌شنبه میریم
‫تا ته رودخونه پلاتا,

01:00:42.792 --> 01:00:44.167
‫- چه دیر کردی مارسلو,
‫- سلام,

01:00:44.250 --> 01:00:47.375
‫حالا که مارسلو اومده،
‫بذار خلاصه براتون بگم بچه‌ها,

01:00:47.458 --> 01:00:50.500
‫دو تا اتاق خواب, یه کوچیکه
‫واسه بچه، اون یکی هم واسه شما,

01:00:50.583 --> 01:00:53.292
‫نمی‌تونیم زیاد چونه بزنیم,

01:00:53.375 --> 01:00:56.417
‫پس شما اونجا ساکت باشین، حرف نزنین,

01:00:56.500 --> 01:01:00.042
‫اگه خوشتون نیومد، علاقه ندارین،
‫هر چیزی شد با من حرف بزنین,

01:01:00.125 --> 01:01:01.375
‫فهمیدین؟

01:01:03.625 --> 01:01:05.000
‫مواظب باشین نیفتین,

01:01:15.833 --> 01:01:17.708
‫قبلاً اینجا چی بوده؟

01:01:17.792 --> 01:01:21.917
‫مال پدربزرگم بود،
‫بعدش شد مهدکودک،

01:01:21.958 --> 01:01:25.417
‫یه مدت کوتاه هم غیرقانونی اشغالش کرده بودن،
‫ولی دوباره پسش گرفتم,

01:01:27.042 --> 01:01:29.208
‫خب، اون یکی اتاق خواب,,,

01:01:40.292 --> 01:01:42.292
‫وای چه اتاق باحالیه,

01:01:42.375 --> 01:01:45.083
‫انرژی خوبی داره,

01:01:47.500 --> 01:01:50.333
‫این بهترین چیزیه که تونستم
‫با بودجه‌تون پیدا کنم,

01:01:50.417 --> 01:01:52.250
‫یا می‌تونیم جاهای دیگه رو هم ببینیم,

01:01:53.583 --> 01:01:56.625
‫این زمین سرمایه‌گذاری خوبیه,

01:01:56.708 --> 01:01:59.167
‫الان بخرین، دو سال دیگه بفروشین

01:01:59.250 --> 01:02:02.833
‫واسه ساخت و ساز،
‫می‌تونه تا شیش هفت طبقه بره بالا,

01:02:40.708 --> 01:02:43.292
‫اینا شبیه مدرکن،

01:02:43.375 --> 01:02:47.000
‫شاید روشون نوشته باشه گواهی ، سمینار ,,,

01:02:49.375 --> 01:02:51.917
‫- فکر کنم یه چیزی پیدا کردم,
‫- چی نوشته روش؟

01:02:51.958 --> 01:02:55.208
‫SADAF، انجمن آرژانتینی
‫تحلیل فلسفی,

01:02:55.292 --> 01:02:58.125
‫نه بابا، این فلسفه تحلیلیه,

01:02:58.208 --> 01:03:00.958
‫بهت که گفتم، این به درد
‫امتحان نمی‌خوره,

01:03:01.042 --> 01:03:05.167
‫فلسفه سیاسی لازمه,
‫هابز، لاک، کی دیگه؟

01:03:05.250 --> 01:03:07.208
‫- روسو,
‫- آفرین، تو اون جعبه رو نگاه کن,

01:03:07.292 --> 01:03:11.417
‫اگه می‌خواستی امتحان بدی باید
‫اینا رو بهتر مرتب می‌کردی,

01:03:11.500 --> 01:03:12.958
‫نمی‌دونستم,

01:03:13.042 --> 01:03:17.583
‫گاهی وقتا تا یکی دیگه یه چیزی رو نخواد
‫خودت نمی‌فهمی چقدر می‌خوایش,

01:03:18.500 --> 01:03:22.792
‫آدم که نباید یه چیزی رو بخواد
‫فقط چون یکی دیگه می‌خوادش,

01:03:22.917 --> 01:03:25.917
‫الان دیگه باید آرزوهای خودت رو
‫داشته باشی، نه؟

01:03:28.292 --> 01:03:31.958
‫نمی‌دونم, چرا کمک نمی‌کنی مدارک
‫رو پیدا کنیم؟ اینجوری فایده نداره,

01:03:32.042 --> 01:03:33.375
‫دارم می‌گردم,

01:03:42.667 --> 01:03:44.833
‫تو رو واسه نمایش استعدادیابی انتخاب کردن,

01:03:44.917 --> 01:03:48.750
‫- جدی، منو؟
‫- آره، می‌خوان تانگو بخونی,

01:03:48.833 --> 01:03:50.792
‫یه بابای دیگه هم داره لوکرو (نوعی
‫خورش آرژانتینی) درست می‌کنه,

01:03:51.625 --> 01:03:53.417
‫عالیه, حتماً میام,

01:03:53.500 --> 01:03:56.208
‫چه خوب که کلاس هفتمی‌ها
‫دارن بلیط بخت‌آزمایی می‌فروشن,

01:03:56.292 --> 01:03:58.708
‫- جدی؟
‫- آره، واسه اردوی فارغ‌التحصیلی,

01:03:58.792 --> 01:04:02.292
‫- جایزش چیه؟
‫- یه عالمه وسیله خونه,

01:04:02.375 --> 01:04:05.708
‫توستر، مایکروویو، از این چیزا,

01:04:05.792 --> 01:04:07.042
‫خیلی باحال میشه,

01:04:14.375 --> 01:04:15.625
‫وایسا، وایسا,

01:04:16.917 --> 01:04:18.833
‫نباید بذاری اول اون بیاد سمتت,

01:04:18.917 --> 01:04:21.708
‫نذار اون حمله کنه،
‫باید از خودت دفاع کنی،

01:04:21.792 --> 01:04:24.708
‫و اول حمله کنی،
‫تو باید اولین حرکت رو بزنی، فهمیدی؟

01:04:24.792 --> 01:04:27.000
‫بیا دوباره امتحان کنیم، ببینم چی بلدی,

01:04:37.208 --> 01:04:39.667
‫- سلام,
‫- سلام، مارسلو,

01:04:39.750 --> 01:04:43.708
‫ببخشید مزاحم شدم,
‫الان می‌تونی حرف بزنی؟

01:04:43.792 --> 01:04:46.333
‫آره, می‌شنوم، آملیا,

01:04:46.417 --> 01:04:51.083
‫یه مشکلی پیش اومده،
‫شاید بتونی کمکم کنی,

01:04:51.167 --> 01:04:54.625
‫این شنبه هشتاد و پنج سالم میشه,

01:04:54.708 --> 01:04:57.000
‫واقعاً؟ چه خوب,

01:04:57.083 --> 01:05:02.500
‫قراره یه مهمونی بزرگ باشه,
‫دوستام از همه جا میان، کل خانوادم,

01:05:02.583 --> 01:05:05.708
‫یه شعبده‌باز گرفته بودم، از بهتریناش,

01:05:05.792 --> 01:05:08.917
‫ولی الان شنیدم
‫که دستگیرش کردن,

01:05:09.000 --> 01:05:12.375
‫نمی‌دونم تو چه کاری بوده,

01:05:12.458 --> 01:05:14.500
‫پس الان شعبده‌باز نداری,

01:05:14.583 --> 01:05:19.417
‫واسه همین تو اومدی تو ذهنم، مارسلو,

01:05:19.500 --> 01:05:24.542
‫فکر کردم شاید بتونی یه نمایش
‫فلسفی اجرا کنی, نظرت چیه؟

01:05:25.500 --> 01:05:31.125
‫ایده خیلی خوبیه،
‫دوستای من عاشقش میشن,

01:05:31.208 --> 01:05:32.500
‫من نمایش فلسفی اجرا نمی‌کنم,

01:05:32.583 --> 01:05:35.333
‫با دلار بهت پول میدم، مارسلو,

01:05:35.417 --> 01:05:39.167
‫نمی‌تونم، الان خیلی سرم شلوغه,

01:05:39.250 --> 01:05:42.250
‫زیاد طول نمی‌کشه،
‫و، مارسلو،

01:05:42.333 --> 01:05:46.000
‫می‌دونی، شاید این آخرین تولدم باشه,

01:05:53.667 --> 01:05:55.333
‫مجلات

01:06:07.583 --> 01:06:12.000
‫نمی‌فهمم چرا انقدر از امتحان دادن
‫واسه این موقعیت می‌ترسی,

01:06:14.750 --> 01:06:17.208
‫آخرش که چی؟ قانونه دیگه، نه؟

01:06:19.000 --> 01:06:21.917
‫می‌ترسم چون بیکار میشم,

01:06:22.000 --> 01:06:25.250
‫اگه رافائل قبول بشه،
‫اولین کاری که می‌کنه اینه که منو اخراج کنه,

01:06:25.333 --> 01:06:26.750
‫نمی‌بینی؟

01:06:26.833 --> 01:06:28.208
‫این تنها چیزیه که دارم,

01:06:28.292 --> 01:06:30.167
‫سمینار - کار مزدی از نظر مارکس

01:06:30.250 --> 01:06:31.500
‫من ملکه هیچی نیستم,

01:06:31.583 --> 01:06:33.750
‫کسی واسه سلفی گرفتن نمیاد سراغم,

01:06:36.917 --> 01:06:39.333
‫تنها جایی که یه کسی
‫هستم پوئانه (نام دانشکده),

01:06:47.625 --> 01:06:50.708
‫دوریس، می‌خواستم بدونی که
‫من دارم واسه سمت رئیس درخواست میدم,

01:06:51.750 --> 01:06:53.792
‫آره، استادای دیگه بهم گفتن,

01:06:53.917 --> 01:06:55.042
‫جدی؟

01:06:55.917 --> 01:06:57.708
‫کی دیدیشون؟

01:06:57.792 --> 01:07:00.500
‫اونا اینجا بودن, اومده
‫بودن چندتا کتاب ببرن,

01:07:03.208 --> 01:07:04.542
‫رافائل هم اینجا بود,

01:07:05.458 --> 01:07:06.792
‫آه,,,

01:07:06.917 --> 01:07:09.833
‫- اونم کتاب برد؟
‫- آره، چندتایی می‌خواست,

01:07:11.458 --> 01:07:15.625
‫نمی‌دونم، فقط بهش دادم,
‫مخصوصاً چندتا به زبان آلمانی,

01:07:15.708 --> 01:07:21.375
‫تازه منو هم دعوت کرد شام برم
‫خونه دوست دخترش، ورا موتا,

01:07:21.458 --> 01:07:24.583
‫خیلی مهربون بودن، خوش گذشت,

01:07:24.667 --> 01:07:27.583
‫اختاپوس درست کرده بود، پیانو هم زد,

01:07:27.667 --> 01:07:30.000
‫اونجا بود که بچه‌ها بهم گفتن,

01:07:30.958 --> 01:07:32.917
‫خب، چی گفتن؟

01:07:32.958 --> 01:07:35.917
‫همون چیزی که همه تو دانشکده می‌دونن,

01:07:36.000 --> 01:07:37.917
‫اون داره نخا رو می‌کشه،

01:07:38.000 --> 01:07:41.208
‫و انگار تونسته خیلی زود
‫فراخوان امتحان رو باز کنه،

01:07:42.375 --> 01:07:45.458
‫و بئاتریز، رئیس دانشکده‌مون، هم طرف اونه,

01:07:48.625 --> 01:07:51.042
‫فکر کنم تو جایگاه استاد ارشد رو بگیری،

01:07:51.125 --> 01:07:53.500
‫ولی راحت نیست,

01:07:53.583 --> 01:07:54.917
‫آره، می‌دونم,

01:08:00.458 --> 01:08:03.625
‫می‌خواستم خودم بهت بگم، و,,,

01:08:06.417 --> 01:08:08.417
‫این کارو عمدتاً به خاطر ادواردو می‌کنم,

01:08:09.292 --> 01:08:10.708
‫سال‌هاست که برنامه درسیشو تدریس می‌کنم،

01:08:10.792 --> 01:08:14.333
‫پس من بهترین گزینه‌ام
‫برای اطمینان از تداومش,

01:08:14.417 --> 01:08:15.583
‫تداوم,,,

01:08:17.500 --> 01:08:20.625
‫چند وقته که کاسلی زیر بال و پرت رو گرفته؟

01:08:23.000 --> 01:08:24.333
‫خیلی وقته,

01:08:24.417 --> 01:08:27.583
‫تا حالا فکر کردی یه کار دیگه بکنی؟

01:08:30.208 --> 01:08:32.292
‫نمی‌دونم، فقط میگم,

01:08:32.375 --> 01:08:36.958
‫صدای خودت رو پیدا کنی،
‫شخصی‌تر، بیشتر شبیه خودت,

01:08:38.083 --> 01:08:41.125
‫انگار شماها مجبورین به دانشکده بچسبین،

01:08:41.208 --> 01:08:44.667
‫انگار هیچی دیگه‌ای تو دنیا نیست,

01:08:44.750 --> 01:08:46.167
‫مثل یه فرقه می‌مونه,

01:08:50.083 --> 01:08:52.167
‫شاید من کاملاً اشتباه می‌کنم،

01:08:53.000 --> 01:08:56.042
‫و تو با برنامه ادواردو موافقی,

01:09:00.250 --> 01:09:02.167
‫من شخصاً نمی‌خوام

01:09:03.000 --> 01:09:05.583
‫زندگیم رو تبدیل به یه آرامگاه
‫زنده برای ادواردو کاسلی کنم,

01:09:06.917 --> 01:09:09.125
‫من دارم پیش می‌رم،

01:09:11.792 --> 01:09:13.458
‫کار خودم رو می‌کنم,

01:09:16.917 --> 01:09:18.917
‫می‌رم دوستام رو ببینم، می‌رم,,,

01:09:21.917 --> 01:09:22.917
‫زندگی کنم,

01:10:58.083 --> 01:11:00.250
‫ آمریکای ما

01:11:49.167 --> 01:11:52.250
‫این تنها اتاقیه که هنوز
‫جرأت نکردم واردش بشم,

01:11:53.833 --> 01:11:56.208
‫ببخشید، همینطوری اومدم تو, عذر می‌خوام,

01:12:10.917 --> 01:12:12.417
‫داشت آماده می‌شد

01:12:13.583 --> 01:12:16.208
‫برای یه سمینار تو
‫بولیوی, قرار بود با هم بریم,

01:12:17.500 --> 01:12:19.625
‫شنیدی درموردش؟

01:12:19.708 --> 01:12:22.208
‫آره، با استادی که داره
‫برگزارش می‌کنه حرف زدم,

01:12:23.708 --> 01:12:27.833
‫چرا بهش میگن تفکر آمریکای
‫لاتین، به جای فلسفه آمریکای لاتین؟

01:12:27.917 --> 01:12:29.542
‫نمی‌فهمم,

01:12:29.625 --> 01:12:32.458
‫هیچوقت چیزی مثل تفکر اروپایی نشنیدم,

01:12:34.125 --> 01:12:37.833
‫چون سنتی وجود نداره، ولی این موضوع بحثه,

01:12:48.625 --> 01:12:50.667
‫این آخرین نوشته ادواردوئه,

01:13:04.000 --> 01:13:05.125
‫بیا,

01:13:08.917 --> 01:13:09.917
‫بگیرش,

01:13:20.333 --> 01:13:21.375
‫ممنون,

01:14:26.583 --> 01:14:28.667
‫امروز می‌خوام درباره مرگ حرف بزنم,

01:14:30.125 --> 01:14:34.208
‫شاید بگین: چه ناجور، بیا
‫درباره یه چیز دیگه حرف بزنیم,

01:14:35.083 --> 01:14:39.375
‫ولی، بذارین بهتون بگم،
‫یه روز همه‌مون می‌میریم,

01:14:39.458 --> 01:14:43.292
‫پس، چرا درموردش سؤال نپرسیم؟

01:14:44.458 --> 01:14:46.625
‫خب، بذارین بپرسم:

01:14:46.708 --> 01:14:48.125
‫مردن یعنی چی؟

01:14:49.958 --> 01:14:52.917
‫من میگم یه استراحت ابدیه,

01:14:55.625 --> 01:14:58.208
‫دقیقاً نمی‌دونیم چون هنوز نمردیم,

01:15:00.458 --> 01:15:03.500
‫ویوی درست میگه، مثل حرف اپیکوره,

01:15:03.583 --> 01:15:06.167
‫نمی‌تونم درباره مرگ حرف
‫بزنم چون زنده‌ام، و وقتی بمیرم،

01:15:06.250 --> 01:15:08.083
‫مرده‌ام و نمی‌تونم حرف بزنم,

01:15:09.000 --> 01:15:11.708
‫من یه خواب تکراری
‫می‌بینم که توش پرواز می‌کنم،

01:15:11.792 --> 01:15:17.625
‫پس حدس می‌زنم تو زندگی
‫قبلیم پرنده بودم، نمی‌دونم,

01:15:17.708 --> 01:15:19.833
‫همش خواب می‌بینم دارم پرواز می‌کنم,

01:15:19.917 --> 01:15:23.667
‫یه متفکر قدیمی بود به اسم هراکلیتوس,

01:15:24.750 --> 01:15:28.292
‫اون می‌گفت زمان مشخصی برای مرگ نیست،

01:15:29.583 --> 01:15:32.542
‫بلکه از روزی که به دنیا
‫میایم شروع به مردن می‌کنیم,

01:15:32.625 --> 01:15:34.958
‫انگار زندگی یه پیشرفته،

01:15:35.042 --> 01:15:39.958
‫یه جور حرکت مداوم، ثابت و دائمی،

01:15:40.042 --> 01:15:42.750
‫که هیچوقت متوقف نمیشه، همش در جریانه،

01:15:42.833 --> 01:15:44.750
‫پس هیچی ثابت نیست,

01:15:44.833 --> 01:15:48.208
‫یه متفکر دیگه، پارمنیدس،

01:15:48.292 --> 01:15:51.625
‫یه دیدگاه کاملاً مخالف هراکلیتوس داشت,

01:15:51.708 --> 01:15:55.833
‫اون می‌گفت اونچه واقعاً
‫وجود داره تغییرناپذیره،

01:15:55.917 --> 01:15:57.833
‫هیچوقت حرکت نمی‌کنه,

01:15:57.917 --> 01:16:00.250
‫همیشه همونطور می‌مونه,

01:16:00.333 --> 01:16:04.042
‫افلاطون به این دو منبع
‫برگشت، هراکلیتوس و پارمنیدس,

01:16:04.125 --> 01:16:07.833
‫گفت: اونچه هراکلیتوس
‫گفت درسته، حق با اونه,

01:16:07.917 --> 01:16:13.542
‫همه چیز جریان داره، حرکت
‫می‌کنه، بدن‌ها فاسد میشن,

01:16:14.500 --> 01:16:18.708
‫اگه 30 سال پیش منو می‌دیدین، می‌گفتین:

01:16:18.792 --> 01:16:22.125
‫ اون مارسلوئه، دانشجوی فلسفه مو بلند,

01:16:23.208 --> 01:16:27.250
‫الان منو می‌بینین و میگین: اون
‫مارسلوئه، استاد فلسفه کچل,

01:16:29.125 --> 01:16:31.583
‫کدوم از این مارسلوها مارسلو واقعیه؟

01:16:32.750 --> 01:16:36.792
‫با این وجود، کاری که افلاطون می‌کنه
‫اینه که پارمنیدس رو می‌گیره و میگه،

01:16:36.917 --> 01:16:40.125
‫دقت کنین، یه چیزی تو این واقعیت هست

01:16:40.208 --> 01:16:44.917
‫که واقعاً تغییر نمی‌کنه، عوض
‫نمیشه، همونطور می‌مونه،

01:16:45.000 --> 01:16:47.250
‫یه چیزی تو نظم الهی,

01:16:47.333 --> 01:16:51.167
‫اون چیز، برای افلاطون، روح بود,

01:16:52.792 --> 01:16:57.083
‫افلاطون خیلی تحت تأثیر این موضوعات
‫بود، چون خودش شاهد مرگ استادش سقراط بود,

01:16:57.167 --> 01:17:00.417
‫اون مستقیم دید که چطوری سقراط از دنیا رفت,

01:17:00.500 --> 01:17:03.208
‫یه قسمت خیلی قشنگی هست،

01:17:03.292 --> 01:17:06.750
‫که افلاطون اتفاقاً داره تعریف می‌کنه

01:17:07.958 --> 01:17:10.958
‫ماجرای مرگ سقراط رو,

01:17:11.042 --> 01:17:13.792
‫میگه، بعد از اینکه حکم مرگش صادر شد:

01:17:15.708 --> 01:17:18.625
‫ زندانبان بهش شوکران داد,

01:17:18.708 --> 01:17:20.583
‫یعنی همون زهر,

01:17:20.667 --> 01:17:25.333
‫ سقراط کم کم داشت سرد و سخت می‌شد,

01:17:26.583 --> 01:17:29.417
‫وقتی زهر به قلبش می‌رسید،

01:17:29.500 --> 01:17:31.583
‫سقراط دیگه تموم می‌کرد,

01:17:32.917 --> 01:17:36.208
‫پس، آخرین حرفاشو زد:

01:17:37.458 --> 01:17:40.625
‫ما یه خروس به آسکلپیوس
‫(خدای پزشکی یونان باستان) بدهکاریم،

01:17:40.708 --> 01:17:42.708
‫حتماً این نذر رو ادا کنین، یادتون نره,'

01:17:43.792 --> 01:17:45.708
‫شاگردش جواب داد 'حتماً انجام میشه,'

01:17:46.958 --> 01:17:48.208
‫'کار دیگه‌ای هست؟'

01:17:53.750 --> 01:17:56.042
‫و این سؤال بی‌جواب موند,

01:18:05.167 --> 01:18:08.958
‫- اون پای گوشت چه خوشمزه به نظر میاد,
‫- آره، غذای مورد علاقه خانومه,

01:18:09.042 --> 01:18:13.417
‫واسه اون درستش کردم، دست نزنیا,

01:18:14.542 --> 01:18:16.667
‫- عصر بخیر,
‫- سلام,

01:18:16.750 --> 01:18:19.000
‫حالتون چطوره؟ من چوچی هستم,

01:18:19.083 --> 01:18:21.000
‫- سلام,
‫- چطوری لوئیسا؟

01:18:21.083 --> 01:18:24.958
‫من دوست آملیا هستم،
‫خوشبختم, سرت شلوغه؟

01:18:27.458 --> 01:18:31.708
‫- منم دوستشم,
‫- از دوران دبیرستان با هم رفیقیم,

01:18:31.792 --> 01:18:34.917
‫- لوئیسای عزیزم,
‫- خانوم,

01:18:34.958 --> 01:18:38.583
‫ما گشنمونه,
‫ما اولین نفراییم که رسیدیم,

01:18:39.792 --> 01:18:42.333
‫خانوما چقدر خوشگل شدن!

01:18:44.500 --> 01:18:46.625
‫- چه ناز!
‫- سلام,

01:18:47.792 --> 01:18:51.292
‫- تو شعبده‌بازی؟
‫- نه,

01:18:51.375 --> 01:18:54.833
‫- میخوای واسمون یه شعبده‌بازی کنی؟
‫- من شعبده‌باز نیستم,

01:18:54.917 --> 01:18:58.292
‫من شعبده‌باز نیستم,
‫من یه نمایش دیگه اجرا می‌کنم,

01:18:58.375 --> 01:18:59.833
‫- چه جور نمایشی؟
‫- بچه‌ها,,,

01:18:59.917 --> 01:19:03.500
‫میشه لطفاً برین تو سالن؟
‫الان میام پیشتون,

01:19:03.583 --> 01:19:06.625
‫- باشه,
‫- من سرم شلوغه، برین تو سالن,

01:19:06.708 --> 01:19:08.625
‫الان میام پیشتون,

01:19:09.583 --> 01:19:13.667
‫یه کار با معنی و قشنگ انجام بده,
‫که یه خاطره خوب بسازه,

01:19:21.500 --> 01:19:25.625
‫- استاد فلسفه، مارسلو,
‫- بله,

01:19:25.708 --> 01:19:28.667
‫- سیلویتا، دختر بزرگه, چطوری؟
‫- خوشبختم,

01:19:28.750 --> 01:19:32.583
‫خیلی خوبه که اینجا پیش ما هستین,
‫چه افتخاری، چه شخصیت برجسته‌ای,

01:19:32.667 --> 01:19:34.917
‫خیلی درباره‌تون شنیدم,

01:19:35.000 --> 01:19:38.917
‫از وقتی مامانم شروع کرده به شرکت تو
‫کلاسای شما، انگار خیلی باهوش‌تر شده,

01:19:39.000 --> 01:19:44.917
‫بهم میگه انگار یه سفره به
‫اعماق وجود, یا یه همچین چیزی,

01:19:45.000 --> 01:19:46.208
‫ممنون,

01:19:46.292 --> 01:19:48.958
‫میدونی چیه؟
‫یه خواهش کوچیک ازت دارم,

01:19:49.042 --> 01:19:52.208
‫مامانم صبح زنگ زد بهم،
‫خیلی پریشون بود، گریه می‌کرد,

01:19:52.292 --> 01:19:54.917
‫می‌خواست مهمونی رو کنسل کنه,

01:19:56.167 --> 01:19:59.667
‫از دکترش زنگ زده بودن
‫که باید عمل لگن انجام بده,

01:19:59.750 --> 01:20:02.208
‫- وای چه بد,
‫- موضوع حساسیه,

01:20:02.292 --> 01:20:07.167
‫علاوه بر این، یه سری قرص خواب‌آور
‫خورده و یه کم هم مشروب,

01:20:07.250 --> 01:20:10.000
‫اوضاع خیلی بهم ریخته‌س، حالش خیلی ناجوره,

01:20:11.000 --> 01:20:15.000
‫حسابی بداخلاق شده،
‫تحمل یه نمایش فلسفی رو نداره,

01:20:15.083 --> 01:20:18.458
‫- نداره؟
‫- مهمونا هم حوصله‌شون سر میره,

01:20:20.792 --> 01:20:24.375
‫- پس من برم؟
‫- نه، اصلاً, شما که الان اینجایی,

01:20:24.458 --> 01:20:26.792
‫شاید بتونی مامانم رو بخندونی,

01:20:26.917 --> 01:20:28.250
‫- بخندونم؟
‫- آره,

01:20:29.958 --> 01:20:32.750
‫- چند تا جوک فلسفی,
‫- جوک؟

01:20:32.833 --> 01:20:34.917
‫یا شاید آهنگای فلسفی؟

01:20:36.625 --> 01:20:39.083
‫- بذار ببینم، می‌تونم یه تانگو بخونم,
‫- نه، تانگو نه,

01:20:39.167 --> 01:20:41.333
‫عمراً، خیلی غم‌انگیزه,

01:20:41.417 --> 01:20:44.542
‫یه چیز شاد که سرحالش بیاره,

01:20:44.625 --> 01:20:45.708
‫یه چیز ساده,

01:20:47.500 --> 01:20:49.375
‫ولی لطفاً بامزه باشه,

01:20:56.292 --> 01:20:58.292
‫الان برمی‌گردم, فقط یه لحظه,

01:21:02.125 --> 01:21:04.708
‫خوش اومدین, بفرمایین تو,

01:21:04.792 --> 01:21:07.500
‫خیلی ممنون، لوئیسای عزیز,

01:21:07.583 --> 01:21:10.292
‫حال شما چطوره، آقای رودولفو؟

01:21:11.917 --> 01:21:14.542
‫- خوشحالم می‌بینمتون,
‫- ممنون,

01:21:14.625 --> 01:21:17.500
‫بیاین تو، نمایش الان شروع میشه,

01:21:18.583 --> 01:21:20.000
‫اِ، رودیه!

01:21:20.083 --> 01:21:23.667
‫- سلام، سلام,
‫- حالت چطوره؟

01:21:23.750 --> 01:21:25.292
‫سلام رودولفو, خوبی؟

01:21:25.375 --> 01:21:27.458
‫- تولدت مبارک,
‫- مرسی,

01:21:27.542 --> 01:21:29.125
‫- سلام عزیزم, چطوری؟
‫- سلام رودو,

01:21:30.125 --> 01:21:32.583
‫- ممنون,
‫- ممنون، لوئیسا,

01:21:32.667 --> 01:21:34.042
‫- حالت چطوره؟
‫- خوب نیستم,

01:21:35.167 --> 01:21:37.042
‫حالم خوب نیست,

01:21:37.125 --> 01:21:38.583
‫ناراحتم,

01:21:43.750 --> 01:21:45.917
‫- روزی که بمیرم,,,
‫- این حرفو نزن!

01:21:46.000 --> 01:21:48.292
‫- ساکت!
‫- از این حرفا نزن!

01:21:48.375 --> 01:21:53.917
‫همه‌تون میپرین میرین دفترخونه،
‫لباسای شیکتون رو می‌پوشین,,,

01:21:53.958 --> 01:21:56.208
‫- الان مهمونیه، تولدته,
‫- آره عزیزم، ولی,,,

01:21:56.292 --> 01:21:59.458
‫- میرین آگهی ترحیم میدین,,,
‫- آره مامان,,,

01:21:59.542 --> 01:22:02.417
‫الان جشن تولدته،
‫چرا یه کم فضا رو عوض نمی‌کنیم؟

01:22:02.500 --> 01:22:07.042
‫خوش می‌گذرونیم، یه نوشیدنی می‌زنیم,
‫ببین چقدر خوشگل شدی؟ محشره,

01:22:07.125 --> 01:22:10.625
‫می‌دونم همه‌تون از این پیرزن چی می‌خواین,

01:22:10.708 --> 01:22:13.333
‫این حرفو نزن، خواهش می‌کنم!

01:22:13.417 --> 01:22:15.208
‫ببین کی اینجاست,

01:22:15.292 --> 01:22:18.750
‫نگاه کن چه لباسی براش
‫آماده کردم, معرفیش کن، مامان,

01:22:18.833 --> 01:22:20.917
‫این استاد فلسفه‌مه,

01:22:21.000 --> 01:22:23.167
‫لوئیزا، موزیک رو خاموش
‫کن، داریم بازی می‌کنیم,

01:22:23.250 --> 01:22:26.292
‫اونایی که عقب نشستن، لطفاً بیاین جلو,

01:22:26.375 --> 01:22:27.792
‫بیاین اینجا، خواهش می‌کنم,

01:22:29.667 --> 01:22:31.792
‫مارسلو! بیا دیگه، بذار ببینیم چی داری,

01:22:31.917 --> 01:22:33.375
‫خب، بسه,

01:22:33.458 --> 01:22:34.833
‫هفت تا کلمه,

01:22:37.750 --> 01:22:40.250
‫- این پانتومیمه,
‫- هفت تا کلمه,

01:22:42.250 --> 01:22:43.417
‫یه مجسمه!

01:22:43.500 --> 01:22:44.750
‫یونانیه,

01:22:47.292 --> 01:22:49.167
‫- سه تای آخر چیه؟
‫- شکوفایی,

01:22:49.250 --> 01:22:51.167
‫- آتش‌بازی,
‫- یا خدا,

01:22:51.250 --> 01:22:53.833
‫مارسلو، این اون چیزی نبود که می‌خواستم!

01:22:53.917 --> 01:22:55.833
‫اون کار هایدگر رو انجام بده!

01:22:55.917 --> 01:22:57.917
‫- هایدگر دیگه کیه؟
‫- این می‌دونه,

01:22:57.958 --> 01:22:59.083
‫حرف زدن,

01:22:59.167 --> 01:23:02.375
‫- می‌دونم، اون یه سینه‌ی باد کرده‌س,
‫- با ولع خوردن,

01:23:02.458 --> 01:23:05.167
‫- بیا دیگه، بازی کن,
‫- رودی، تو هم بازی کن,

01:23:08.583 --> 01:23:11.208
‫مارسلو، من فلسفه می‌خواستم,

01:23:11.292 --> 01:23:13.500
‫بهش بگو این چیزی نیست که توافق کرده بودیم,

01:23:13.583 --> 01:23:17.000
‫واقعاً ازت ممنونم،
‫ولی این جواب نمیده مارسلو,

01:23:17.083 --> 01:23:19.083
‫رومیزی رو همونجا بذار,

01:23:19.167 --> 01:23:22.625
‫- این چیزاییه که یاد می‌گیرین؟
‫- اصلاً,

01:23:24.375 --> 01:23:26.375
‫سلامتی, به افتخار آملیا,

01:23:27.167 --> 01:23:29.667
‫آملیا، آملیا، آملیا!

01:23:32.667 --> 01:23:35.458
‫ببخشید، یه فکر دیگه می‌کنیم,

01:23:35.542 --> 01:23:38.708
‫بیاین کارناوال برزیلی راه بندازیم،
‫یه خط کوچیک کنگا,

01:23:38.792 --> 01:23:42.917
‫لوئیزا، صدای موزیک رو بلند کن و
‫کیک رو بیار, مردم گرسنه‌شونه, زود باش,

01:23:44.208 --> 01:23:47.458
‫<i>تولدت مبارک,</i>

01:24:15.208 --> 01:24:18.917
‫<i>کجایی؟
‫من و مانولو منتظرتیم,</i>

01:24:18.958 --> 01:24:22.917
‫<i>یه کم بی‌قراره, به همه‌ی کلاس گفته
‫که باباش قراره تانگو بخونه,</i>

01:24:22.958 --> 01:24:24.292
‫<i>نزدیکی؟</i>

01:25:12.042 --> 01:25:14.500
‫فکر می‌کردم هفته‌ی بعده، اشتباه کردم,

01:25:14.583 --> 01:25:18.917
‫اشکالی نداره, نمایش استعدادیابی خیلی
‫خسته‌کننده بود، همه‌شون افتضاح بودن,

01:25:19.000 --> 01:25:24.292
‫- خیلی دلم می‌خواست آواز بخونم,
‫- اشکالی نداره، یه فاجعه بود,

01:25:24.375 --> 01:25:28.917
‫ببین، این هفته به مدرسه زنگ می‌زنم،
‫و یه تاریخ برای بازدیدم تعیین می‌کنیم,

01:25:28.958 --> 01:25:30.958
‫نگران نباش، مشکلی نیست,

01:25:32.042 --> 01:25:34.750
‫حقیقت رو بهش بگو،
‫همونی که به من گفتی,

01:25:39.458 --> 01:25:41.750
‫اسمت رو اعلام کرده بودن،
‫منتظرت بود,

01:25:44.917 --> 01:25:46.167
‫اشکالی نداره,

01:25:46.250 --> 01:25:47.500
‫بیا ورق بازی کنیم,

01:25:49.000 --> 01:25:50.042
‫بیا دیگه,

01:25:56.208 --> 01:25:57.250
‫تو تخته‌ای,

01:25:59.708 --> 01:26:01.417
‫- من تخته‌ام؟
‫- آره، تویی,

01:26:08.625 --> 01:26:09.667
‫بُر بزن,

01:26:17.375 --> 01:26:18.417
‫ببخشید,

01:26:19.292 --> 01:26:20.750
‫مشکلی نیست,

01:26:20.833 --> 01:26:21.917
‫اشکالی نداره,

01:26:24.333 --> 01:26:25.375
‫نوبت توئه,

01:26:28.542 --> 01:26:33.417
‫رافائل داره سخنرانی می‌کنه،
‫بعدش نوبت بابات میشه,

01:26:33.500 --> 01:26:35.417
‫بابام اعتبارنامه‌هاش رو پیدا کرده,

01:26:35.500 --> 01:26:38.667
‫اون مهمه،
‫ولی هر کی بهتر سخنرانی کنه شغل رو می‌گیره,

01:26:38.750 --> 01:26:41.042
‫ما اینجاییم که ازش حمایت کنیم,

01:26:41.125 --> 01:26:43.750
‫نگاش کن، چقدر استرس داره,

01:27:00.333 --> 01:27:01.833
‫مارسلو,

01:27:01.917 --> 01:27:03.250
‫برو حالشو ببر,

01:27:04.500 --> 01:27:05.542
‫ببینیم چی میشه,

01:27:21.708 --> 01:27:23.583
‫استاد پنا،

01:27:23.667 --> 01:27:26.625
‫سوخارچوک داره تموم می‌کنه,

01:27:26.708 --> 01:27:28.667
‫شما پنج دقیقه دیگه نوبتتونه,

01:27:28.750 --> 01:27:31.083
‫نمی‌خوای واسه جمع‌بندیش بمونی؟

01:27:31.167 --> 01:27:33.958
‫نه، به اندازه کافی شنیدم,

01:27:36.375 --> 01:27:38.125
‫مارسلو، رقیب سرسختی داری,

01:27:39.000 --> 01:27:40.000
‫آره، می‌دونم,

01:27:42.750 --> 01:27:45.833
‫تو ارائه‌ت دقیق باش,

01:27:45.917 --> 01:27:51.792
‫ولی مهم‌تر از همه، رو میراث کاسلی تأکید کن،

01:27:51.917 --> 01:27:54.083
‫که تو از همه بهتر می‌شناسیش,

01:27:56.042 --> 01:28:00.708
‫به همه اون سال‌های تلاش سخت اشاره کن

01:28:00.792 --> 01:28:05.042
‫که صرف حفظ سطح بالای این دانشگاه شده,

01:28:06.500 --> 01:28:09.292
‫سعی کن به قلب هیئت داوران نفوذ کنی,

01:28:10.375 --> 01:28:11.750
‫منظورمو می‌فهمی، نه؟

01:28:13.917 --> 01:28:14.917
‫موفق باشی,

01:28:26.708 --> 01:28:27.917
‫استاد پنا,

01:28:35.417 --> 01:28:37.417
‫ناپدیدشدگان، حاضر

01:28:48.375 --> 01:28:50.375
‫دانشجویان علیه کاهش بودجه

01:29:00.083 --> 01:29:04.500
‫همیشه در نبرد

01:29:05.500 --> 01:29:07.833
‫این عکسو از پسری که باهاش آشنا شدم گرفتم،

01:29:07.917 --> 01:29:10.333
‫همونی که تو اپلیکیشن دیدم
‫و تو بانک مرکزی کار می‌کنه,

01:29:10.417 --> 01:29:12.083
‫اون ماشین‌های زرهی چیه؟

01:29:12.167 --> 01:29:16.250
‫هر شب، چهارتا از اینا از
‫زیرزمین بانک مرکزی میرن بیرون,

01:29:16.333 --> 01:29:20.667
‫هواپیماهای باری تو فرودگاه منتظرن,
‫داره اتفاق می‌افته، دارن میرن خارج,

01:29:20.750 --> 01:29:22.917
‫- کیا دارن میرن خارج؟
‫- دلارها,

01:29:23.000 --> 01:29:27.042
‫تا جمعه، یه دلار هم تو
‫کشور نمی‌مونه, اوضاع خرابه,

01:29:28.167 --> 01:29:29.833
‫باید بفروشی,

01:29:29.917 --> 01:29:32.917
‫هر پیشنهادی که واسه
‫آپارتمان بهمون دادن قبول کن،

01:29:32.958 --> 01:29:36.000
‫هر چیزی بهتر از هیچیه, می‌دونم چی میگم,

01:29:36.083 --> 01:29:37.958
‫این خیلی جدیه,

01:29:38.042 --> 01:29:40.042
‫اگه راست باشه، باید شروع کنم به زنگ زدن,

01:29:40.125 --> 01:29:42.042
‫مارسلو، تلفن داره زنگ می‌زنه!

01:29:42.125 --> 01:29:45.167
‫شماها اگه یه ریسک نکنین
‫هیچوقت از جاتون تکون نمی‌خورین,

01:29:45.250 --> 01:29:47.542
‫همینجا تو این آپارتمان کوچیک می‌میرین,

01:29:47.625 --> 01:29:49.708
‫- رافائل,
‫- جواب نمیدم,

01:29:49.792 --> 01:29:52.250
‫جواب بده، همکارته, انقدر بچه نباش!

01:29:52.333 --> 01:29:54.500
‫- جواب نمیدم,
‫- همونی که کار رو گرفت؟

01:29:54.583 --> 01:29:56.792
‫سلام رافائل,
‫ویکی هستم، حالت چطوره؟

01:29:56.917 --> 01:30:00.208
‫مارسلو خونه نیست, مثل
‫قدیما پیغامتو بهش می‌رسونم,

01:30:00.292 --> 01:30:01.500
‫صدات خیلی قشنگه,

01:30:01.583 --> 01:30:04.667
‫عزیزی تو,
‫خیلی وقته کسی اینو بهم نگفته,

01:30:04.750 --> 01:30:07.333
‫خوشتیپه,
‫با ورا موتا قرار می‌ذاره، تو تلویزیون دیدم,

01:30:07.417 --> 01:30:09.083
‫باشه، خداحافظ,

01:30:09.167 --> 01:30:10.292
‫- خب؟
‫- خب چی؟

01:30:10.375 --> 01:30:11.417
‫چی می‌خواست؟

01:30:11.500 --> 01:30:13.333
‫فردا صبح تو کافه سقراط منتظرته,

01:30:13.417 --> 01:30:15.833
‫- عمراً برم,
‫- باید بری,

01:30:15.917 --> 01:30:17.625
‫- مجبوری,
‫- میری,

01:30:17.708 --> 01:30:20.708
‫میری و بهش تبریک میگی واسه نتیجه امتحان,

01:30:20.792 --> 01:30:22.792
‫و به حرفاش گوش میدی,

01:30:22.917 --> 01:30:25.333
‫و کارت منو بهش میدی:
‫دانیلا فورمن، املاک و مستغلات,

01:30:27.917 --> 01:30:32.250
‫,,,قیمت دلار داره بی‌وقفه بالا میره,

01:30:33.750 --> 01:30:35.500
‫مارسه، این فقط شانس بود,

01:30:35.583 --> 01:30:39.833
‫مدارک طبقه دومه، می‌تونی بری بخونیشون,

01:30:39.917 --> 01:30:41.917
‫برای هر دوتون خیلی تعریفی بود,

01:30:43.250 --> 01:30:48.292
‫بهت زنگ زدم چون می‌خوام استاد همکارم بشی,

01:30:49.333 --> 01:30:53.000
‫صبر کن، ازت نمی‌خوام
‫با برنامه من سازگار بشی,

01:30:53.083 --> 01:30:55.292
‫بهت اختیار تام میدم که
‫محتوای خودتو سازماندهی کنی،

01:30:55.375 --> 01:30:58.125
‫تا برنامه کاسلی ادامه پیدا کنه,

01:31:02.125 --> 01:31:05.458
‫- ممنونم، ولی,,,
‫- می‌دونم می‌خوای چی بگی، مارسه,

01:31:05.542 --> 01:31:09.125
‫منم امتحان‌هایی رو باختم،
‫آخر دنیا که نیست، می‌دونی؟

01:31:10.167 --> 01:31:11.167
‫میگم

01:31:12.500 --> 01:31:15.917
‫عنوان رو با هم شریک بشیم: سوخارچوک-پنا,

01:31:16.000 --> 01:31:20.208
‫و برنامه درجه یک میشه،
‫همه در موردش حرف می‌زنن,

01:31:22.917 --> 01:31:24.417
‫مارسه، بهت نیاز دارم,

01:31:25.542 --> 01:31:29.417
‫داشتم لیست دانشجوها و برنامه
‫درسی رو مرور می‌کردم,,,

01:31:29.500 --> 01:31:33.292
‫خیلی بزرگتر از اون چیزیه که فکر می‌کردم،
‫نمی‌دونم کاسلی چطوری مدیریتش می‌کرد،

01:31:33.375 --> 01:31:36.292
‫با اینکه فقط چند تا استاد داشت،
‫و این همه کار,

01:31:37.667 --> 01:31:41.083
‫تازه، یه وقتی تو ماه آینده،
‫باید برگردم فرانکفورت

01:31:41.167 --> 01:31:42.583
‫واسه یه سمینار,

01:31:45.375 --> 01:31:48.167
‫می‌دونی که، به یورو پول میدن,

01:31:53.625 --> 01:31:55.833
‫فکر می‌کنم می‌تونیم تیم خوبی بشیم,

01:31:57.708 --> 01:31:59.000
‫بذار روش فکر کنم,

01:32:03.667 --> 01:32:05.917
‫اینجا دانشگاه دولتیه،
‫هر کسی می‌تونه بیاد تو,

01:32:08.500 --> 01:32:09.417
‫چه خبر شده؟

01:32:09.500 --> 01:32:12.667
‫انگار دانشگاه ورشکست
‫شده و نمی‌ذارن بریم تو,

01:32:12.750 --> 01:32:16.167
‫- یعنی چی ورشکست شده؟
‫- نمی‌دونم, تعطیل شدیم,

01:32:16.250 --> 01:32:17.708
‫حق داریم توضیح بخوایم,

01:32:17.792 --> 01:32:20.917
‫از اتحادیه بهم زنگ زدن،
‫گفتن ساختمون بسته می‌مونه,

01:32:21.000 --> 01:32:22.833
‫این یه فاجعه کامله,

01:32:22.917 --> 01:32:25.500
‫ظاهراً تا آخر سال بودجه‌ای نیست،

01:32:25.583 --> 01:32:27.000
‫و تعطیل می‌مونه,

01:32:27.083 --> 01:32:30.500
‫این مسخره‌ست, باید ترم رو تموم
‫کنیم، رئیس دانشگاه باید بیاد، و,,,

01:32:30.583 --> 01:32:32.750
‫- میگن استعفا داده,
‫- استعفا داده؟

01:32:32.833 --> 01:32:34.417
‫- تأیید شده؟
‫- نه، فقط شایعه‌ست,

01:32:34.500 --> 01:32:36.583
‫استاد، یه چیزی بگید،
‫همه می‌خوان بدونن,

01:32:36.667 --> 01:32:38.708
‫ولی نمی‌دونم چی بگم,

01:32:38.792 --> 01:32:41.958
‫استعفاها پشت سر همه،
‫و نمی‌دونم کجا تموم میشه,

01:32:42.042 --> 01:32:45.500
‫فقط دانشگاه بوینس آیرس نیست،
‫از همه استان‌ها دارن پیام می‌فرستن,

01:32:45.583 --> 01:32:48.792
‫انگار دارن همه دانشگاه‌های
‫ملی رو تعطیل می‌کنن,

01:32:50.250 --> 01:32:52.333
‫دیوونگیه محضه,

01:32:52.417 --> 01:32:56.250
‫گوش کنید، من الان تو دفتر
‫ریاست بودم, یه فاجعه‌ست,

01:32:56.333 --> 01:32:59.667
‫برق و گاز همه دانشکده‌ها رو قطع کردن,

01:33:00.625 --> 01:33:04.708
‫رادیو میگه نرخ ارز تغییر کرده,
‫قراره یه کنفرانس خبری بذارن,

01:33:04.792 --> 01:33:06.583
‫دفتر ریاست الان توییت کرده

01:33:06.667 --> 01:33:10.000
‫که وزارت آموزش گفته بودجه‌ای نیست,

01:33:10.083 --> 01:33:13.333
‫ در حال حاضر، دانشگاه
‫بوینس آیرس ورشکسته اعلام شده،

01:33:13.417 --> 01:33:16.583
‫و تا اطلاع ثانوی پرداخت حقوق‌ها
‫و تامین منابع رو متوقف می‌کنه,

01:33:16.667 --> 01:33:19.125
‫تا اطلاع ثانوی؟ من باید
‫به پرستار بچه پول بدم,

01:33:19.208 --> 01:33:22.208
‫هم‌کلاسی‌ها، بیاین یه کاری
‫بکنیم, خیابون‌ها رو ببندیم!

01:33:24.375 --> 01:33:28.458
‫- بریم دفتر ریاست,
‫- چه فایده‌ای داره؟ استعفا داده که,

01:33:28.542 --> 01:33:31.625
‫چرا صندلی‌ها رو نیاریم
‫بیرون و خیابون رو نبندیم؟

01:33:31.708 --> 01:33:33.917
‫موافقم, خیابون رو ببندیم،
‫صندلی‌ها رو بیاریم بیرون،

01:33:33.958 --> 01:33:35.417
‫و یه کلاس آزاد بذاریم,

01:33:35.500 --> 01:33:37.625
‫- با مارسلو موافقم,
‫- منم همینطور,

01:33:37.708 --> 01:33:40.167
‫- منم موافقم,
‫- رافائل، نظر تو چیه؟

01:33:40.250 --> 01:33:44.417
‫من میگم یکم صبر کنیم
‫ببینیم اوضاع چقدر جدیه,

01:33:44.500 --> 01:33:47.667
‫در ضمن، نباید برای بستن خیابون مجوز بگیریم؟

01:34:27.625 --> 01:34:32.208
‫می‌خوان به ما بقبولونن که
‫این دانشگاه یه خیال واهیه،

01:34:32.292 --> 01:34:36.167
‫ولی شما، ما، همه‌مون یه دژ محکمیم!

01:34:43.917 --> 01:34:47.792
‫عصر همگی بخیر,

01:34:47.917 --> 01:34:50.417
‫متاسفم که خبرای بدی براتون دارم,

01:34:51.375 --> 01:34:54.833
‫امروز صبح، ما که مسئولین این دانشگاهیم،

01:34:54.917 --> 01:34:59.667
‫با این وضعیت فاجعه‌بار غافلگیر شدیم,

01:35:00.583 --> 01:35:05.083
‫دانشگاه بوینس آیرس بی‌سرپرست و ورشکسته شده,

01:35:05.167 --> 01:35:08.333
‫یه تصمیم سیاسی نسبتاً قطعی گرفته شده

01:35:08.417 --> 01:35:11.958
‫که دیگه بودجه‌ای به ما اختصاص نده,

01:35:12.042 --> 01:35:14.667
‫این یعنی، همین الان،

01:35:14.750 --> 01:35:17.542
‫دانشکده فلسفه و ادبیات دیگه وجود نداره,

01:35:17.625 --> 01:35:18.958
‫نه!

01:35:19.042 --> 01:35:21.833
‫باید خودمون رو برای
‫یه نبرد طولانی آماده کنیم,

01:35:21.917 --> 01:35:24.958
‫ولی این اولین بار نیست،
‫و آخرین بارم نخواهد بود،

01:35:25.042 --> 01:35:28.208
‫که با تن و بدنمون از عقایدمون دفاع می‌کنیم,

01:35:28.292 --> 01:35:29.667
‫مقاومت کنیم!

01:35:39.417 --> 01:35:44.583
‫رافائل، تو استاد ارشدی، باید صحبت کنی,

01:35:44.667 --> 01:35:46.042
‫برو,

01:35:51.417 --> 01:35:55.292
‫برای کسایی که منو نمی‌شناسن،
‫من رافائل سوخارچوک هستم,

01:35:55.375 --> 01:35:59.292
‫امروز قرار بود اولین کلاسم رو

01:35:59.375 --> 01:36:02.917
‫به عنوان استاد ارشد فلسفه سیاسی برگزار کنم,

01:36:04.000 --> 01:36:07.333
‫با اینکه دانشگاه تعطیله،

01:36:07.417 --> 01:36:09.583
‫ما بازم کلاس رو برگزار می‌کنیم,

01:36:13.583 --> 01:36:17.917
‫بیاین سعی کنیم فکر کردن
‫رو یه نوع مقاومت ببینیم,

01:36:17.958 --> 01:36:21.458
‫پس، بیاین کلاس رو با یه سوال شروع کنیم,

01:36:22.583 --> 01:36:23.917
‫سوال اینه:

01:36:24.917 --> 01:36:28.208
‫مردم چیه؟

01:36:29.292 --> 01:36:31.417
‫لطفاً یک دقیقه سکوت کنید,,,

01:36:33.125 --> 01:36:36.500
‫,,,و سعی کنید به یه جواب فکر کنید,,,

01:36:39.083 --> 01:36:40.208
‫,,,برای این سوال,

01:36:41.917 --> 01:36:43.958
‫مردم چیه؟

01:36:49.708 --> 01:36:50.708
‫صبح بخیر,

01:36:52.000 --> 01:36:53.625
‫شما اینجا مسئولید؟

01:36:53.708 --> 01:36:55.208
‫من پروفسور مارسلو پنا هستم,

01:36:55.292 --> 01:36:59.333
‫استاد، من ازتون می‌خوام لطفاً تجمعتون رو

01:36:59.417 --> 01:37:01.625
‫به پیاده‌رو منتقل کنید تا
‫ترافیک خیابون راه بیفته,

01:37:01.708 --> 01:37:04.750
‫ببخشید, باید درک کنید که این یه وضعیت جدیه,

01:37:04.833 --> 01:37:07.750
‫حقوق‌هامون رو قطع کردن، و
‫هیچ توضیح درستی هم ندادن,

01:37:07.833 --> 01:37:11.333
‫متوجه‌ام، ولی من از شما می‌خوام
‫این تجمع رو به پیاده‌رو منتقل کنید،

01:37:11.417 --> 01:37:14.250
‫تا بتونم ترافیک خیابون رو
‫به حالت عادی برگردونم,

01:37:14.333 --> 01:37:18.000
‫باشه, بذارید به گروه اطلاع بدم,

01:37:19.417 --> 01:37:21.250
‫امکانش هست؟ عالیه,

01:37:25.625 --> 01:37:27.167
‫هم‌کلاسی‌ها،

01:37:27.250 --> 01:37:30.917
‫پلیس به ما اطلاع داده
‫که باید خیابون رو باز کنیم,

01:37:31.000 --> 01:37:32.500
‫نه!

01:37:33.792 --> 01:37:38.375
‫مأمورین پلیس هم مثل ما کارمند دولت هستن،

01:37:38.458 --> 01:37:41.833
‫پس حتماً می‌دونن که ما باید
‫با هم همبستگی داشته باشیم,

01:37:41.917 --> 01:37:47.083
‫پس من از پلیس‌ها می‌خوام اجازه
‫بدن ما با رأی‌گیری تصمیم بگیریم

01:37:47.167 --> 01:37:50.333
‫که خیابون رو باز می‌کنیم یا نه,

01:37:50.417 --> 01:37:53.167
‫من به هیچ وجه قدرت این رو ندارم
‫که تصمیم بگیرم و خیابون رو باز کنم,

01:38:00.917 --> 01:38:07.083
‫لطفاً، بیاین با آرامش رأی‌گیری کنیم،

01:38:07.167 --> 01:38:11.583
‫تا رئیس پلیس ببینه که این یه تصمیم جمعیه،

01:38:11.667 --> 01:38:13.542
‫نه فقط تصمیم یه مشت استاد,

01:38:13.625 --> 01:38:15.792
‫پس، بذارید ازتون بپرسم:

01:38:15.917 --> 01:38:18.958
‫اونایی که موافق باز کردن خیابون هستن

01:38:19.042 --> 01:38:21.750
‫و انتقال کلاس به پیاده‌رو،
‫دستشون رو بلند کنن,

01:38:21.833 --> 01:38:23.333
‫نه!

01:38:26.250 --> 01:38:30.208
‫اونایی که موافق برگزاری
‫کلاس عمومی تو خیابون هستن،

01:38:30.292 --> 01:38:33.208
‫تا وقتی که یه جواب رسمی
‫بگیریم، دستشون رو بلند کنن,

01:38:51.750 --> 01:38:54.708
‫من با حسن نیت اومدم اینجا،
‫ولی شما منطقی رفتار نمی‌کنید,

01:38:54.792 --> 01:38:56.500
‫این یه تصمیم جمعیه، جناب سرگرد,

01:38:56.583 --> 01:38:59.375
‫شما می‌دونستید نتیجه رأی‌گیری
‫چی میشه, من ازتون خواهش می‌کنم,,,

01:39:03.042 --> 01:39:04.292
‫ما در آستانه بیکار شدنیم,

01:39:04.375 --> 01:39:06.000
‫شما کارمند دولتید؟ به نظر نمیاد,,,

01:39:29.375 --> 01:39:30.917
‫مارسه، حالت خوبه؟

01:40:52.167 --> 01:40:54.792
‫آقا,,, مطمئنین که,,,؟

01:40:56.042 --> 01:40:58.167
‫نگران نباش، مسیر هموار و راحتیه,

01:41:03.250 --> 01:41:05.500
‫شما پروفسور مارسلو پنا هستین؟

01:41:05.583 --> 01:41:06.833
‫بله، خودمم,

01:41:06.917 --> 01:41:08.417
‫بفرمایید داخل، منتظرتون هستن,

01:41:11.542 --> 01:41:13.542
‫کتابخونه

01:41:14.750 --> 01:41:16.042
‫بیا استاد,

01:41:20.500 --> 01:41:22.292
‫- خوش اومدین,
‫- ممنون,

01:41:28.583 --> 01:41:33.667
‫خب استاد، وقتشه خودتون رو معرفی کنین,

01:41:33.750 --> 01:41:37.625
‫ولی یادتون باشه، ما از رزومه‌های
‫خسته‌کننده خوشمون نمیاد,

01:41:38.458 --> 01:41:44.292
‫شاید بتونین یه داستان شخصی تعریف
‫کنین، چیزی که ما رو بیشتر با شما آشنا کنه,

01:41:49.833 --> 01:41:54.750
‫مثلاً یه خاطره از پوآن یا کاسلی
‫(دو تا از استادان معروف فلسفه در آرژانتین)

01:41:56.833 --> 01:42:18.750


01:42:20.458 --> 01:42:24.500
‫♪ لنگرگاه کدری که کشتی‌ها پهلو می‌گیرن ♪

01:42:27.167 --> 01:42:30.500
‫♪ اونایی که تا ابد اونجا می‌مونن ♪

01:42:32.583 --> 01:42:37.042
‫♪ تو شب دردناک، سایه‌ها خزیدن ♪

01:42:37.125 --> 01:42:42.042
‫♪ بعد از اینکه قلبشونو از
‫دست دادن، آواره‌های دنیا ♪

01:42:42.125 --> 01:42:45.958
‫♪ پل‌ها و ریسمان‌هایی که
‫باد توشون زوزه می‌کشه ♪

01:42:47.667 --> 01:42:51.083
‫♪ کشتی‌های زغالی که هرگز راهی دریا نمیشن ♪

01:42:52.417 --> 01:42:56.083
‫♪ گورستان وحشی کشتی‌های در حال مرگ ♪

01:42:57.583 --> 01:43:02.292
‫♪ که هنوز رویای رفتن به دریا رو دارن ♪

01:43:04.000 --> 01:43:09.375
‫♪ مه خلیج که به خاطراتم گره خورده ♪

01:43:10.167 --> 01:43:13.083
‫♪ هنوز منتظرتم ♪

01:43:13.167 --> 01:43:16.792
‫♪ مه خلیج ♪

01:43:16.917 --> 01:43:22.208
‫♪ از اون عشق منو دور می‌کنی ♪

01:43:22.292 --> 01:43:24.500
‫♪ اون هیچوقت برنگشت ♪

01:43:24.583 --> 01:43:27.333
‫♪ برای همیشه رفت ♪

01:43:27.417 --> 01:43:31.667
‫♪ دیگه هیچوقت با صداش اسممو صدا نزد ♪

01:43:31.750 --> 01:43:36.917
‫♪ خداحافظی کرد و صداش همون بود ♪

01:43:40.083 --> 01:43:44.125
‫♪ تو کافه ساکت، ملوان،
‫رویای کشتی قدیمیتو ببین ♪

01:43:44.208 --> 01:43:48.958
‫♪ دلتنگیتو تو کافه کثیف سر بکش ♪

01:43:49.042 --> 01:43:53.833
‫♪ رو بندر بارون میاد، همزمان آهنگ من ♪

01:43:53.917 --> 01:43:58.333
‫♪ آروم رو غمت بارون می‌باره ♪

01:43:58.417 --> 01:44:02.125
‫♪ لنگرهایی که دیگه
‫هیچوقت بالا کشیده نمیشن ♪

01:44:02.208 --> 01:44:06.208
‫♪ لبه‌های قایق‌ها که دیگه
‫طنابی برای باز کردن ندارن ♪

01:44:07.125 --> 01:44:11.083
‫♪ کاروان غمگینی بدون سرنوشت و امید ♪

01:44:12.125 --> 01:44:16.292
‫♪ مثل یه کشتی تو بطری تو یه مغازه ♪

01:44:18.500 --> 01:44:23.708
‫♪ مه خلیج که به خاطراتم گره خورده ♪

01:44:25.250 --> 01:44:26.792
‫♪ هنوز منتظرتم ♪

01:44:28.167 --> 01:44:30.792
‫♪ مه خلیج ♪

01:44:30.917 --> 01:44:36.542
‫♪ از اون عشق منو دور می‌کنی ♪

01:44:36.625 --> 01:44:38.708
‫♪ اون هیچوقت برنگشت ♪

01:44:38.792 --> 01:44:40.917
‫♪ برای همیشه رفت ♪

01:44:40.958 --> 01:44:44.625
‫♪ دیگه هیچوقت با صداش اسممو صدا نزد ♪

01:44:46.333 --> 01:44:49.917
‫♪ خداحافظی کرد و صداش,,, ♪

01:44:52.292 --> 01:44:54.708
‫♪ همون بود ♪

01:44:56.292 --> 01:49:54.708