﻿WEBVTT

00:00:33.358 --> 00:00:38.066
‫"مرزهایی که زندگی را از مرگ جدا می‌کنند
‫در بهترین حالت گنگ و مبهم هستند"

00:00:38.266 --> 00:00:43.298
‫"که می‌خواهد بگوید که یکی کجا تمام
‫و دیگری کجا شروع می‌شود؟"
‫ادگار آلن پو

00:00:50.200 --> 00:01:01.200
« برتر موویز – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ bartarmoviz ]

00:01:02.224 --> 00:01:06.224
‫ترجمه و تنظیم: حسین اسماعیلی و علی نصرآبادی

00:01:07.731 --> 00:01:15.397
‫«چشم آبی روشن»

00:01:58.083 --> 00:01:59.625
‫صبح به‌خیر، آقایون

00:02:02.250 --> 00:02:04.333
‫- شما "آگوستوس لندور" هستی؟
‫- بله

00:02:05.125 --> 00:02:06.250
‫و جنابعالی؟

00:02:06.333 --> 00:02:09.375
‫فرمانده هیچکاک هستم، در خدمت‌تون
‫جانشین فرمانده در دانشگاه نظامی

00:02:10.333 --> 00:02:11.833
‫اومدم این‌جا تا بهتون اطلاع بدم

00:02:11.916 --> 00:02:14.791
‫رییس "تیر" درخواست
‫یه جلسه فوری با شما داره

00:02:14.875 --> 00:02:17.916
‫- و این جلسه در مورد چیه؟
‫- اونش به سرهنگ مربوطه

00:02:18.708 --> 00:02:21.791
‫- و کِی این جلسه انجام میشه؟
‫- در اولین فرصتی که دارین

00:02:25.708 --> 00:02:28.416
‫و اگه تصمیم بگیرم که نیام؟

00:02:31.458 --> 00:02:34.291
‫اونش به خودتون مربوطه
‫شما یه شهروند مستقل هستین

00:02:42.250 --> 00:02:44.208
‫خب، روز خوبی برای سوارکاریه

00:02:50.849 --> 00:02:53.208
‫[دره هادسن، نیویورک، 1830]

00:02:53.250 --> 00:02:55.625
‫فرماندار میگه که شما میان افسران نیویورک

00:02:55.708 --> 00:02:57.458
‫یه اسطوره بودین

00:02:59.333 --> 00:03:03.291
‫و وقتی ایشون شما رو پیشنهاد کرد
‫به دستاوردهای تحسین‌برانگیزتون

00:03:03.375 --> 00:03:06.666
‫از جمله دستگیری رهبران
‫ گروهک "دی‌بریک بویز"

00:03:06.750 --> 00:03:08.958
‫و از بین‌بردن گروه اوباش مخوف "شرت تیلز"

00:03:09.041 --> 00:03:14.208
‫و حل پرونده قتل بشدت وحشتناک
‫ یه فاحشه جوون در "الیسین فیلدز" اشاره کرد

00:03:14.408 --> 00:03:16.908
‫[دانشگاه نظامی ایالات متحده، وست پوینت]

00:03:16.958 --> 00:03:20.250
‫مهارت‌های شما شامل
‫ رمزگشایی، کنترل شورش...

00:03:20.333 --> 00:03:22.416
‫و بازجویی بدون شکنجه میشه

00:03:23.166 --> 00:03:25.000
‫پسر یه کشیش اهل گلاستری

00:03:25.083 --> 00:03:27.416
‫که وقتی نوجوون بودی، اومد نیویورک

00:03:28.333 --> 00:03:32.375
‫و همسرت هم فوت کرده، آقای لندور

00:03:32.458 --> 00:03:33.833
‫سه سالی میشه

00:03:35.916 --> 00:03:39.125
‫- بگم قهوه بیارن؟
‫- آبجو کفایت میکنه

00:03:46.791 --> 00:03:48.166
‫شما...

00:03:49.166 --> 00:03:54.666
‫این یادداشت‌ها رو تو یه قفسه‌ای جایی
‫اون پشت نگه میدارین. آره؟

00:03:54.750 --> 00:03:55.666
‫دیگه راجع به من چی نوشته؟

00:03:55.750 --> 00:03:58.958
‫ننوشته که خیلی وقته

00:04:00.625 --> 00:04:01.625
‫به کلیسایی نرفتم؟

00:04:03.083 --> 00:04:07.000
‫توش اشاره شده
‫که مدتی پیش دخترم فرار کرده؟

00:04:08.125 --> 00:04:11.916
‫از ناپدیدشدن دخترتون خبر داریم

00:04:12.791 --> 00:04:14.416
‫و باهاتون هم‌دردی می‌کنیم

00:04:16.041 --> 00:04:18.500
‫با تمام احترام، امیدوارم
‫ بی‌احترامی نکرده باشم

00:04:18.583 --> 00:04:21.166
‫نه، نه، نه، نه

00:04:21.875 --> 00:04:24.583
‫نه. ببخشید
‫ من باید عذرخواهی کنم

00:04:24.666 --> 00:04:27.375
‫و میکنم
‫لطفاً ادامه بدین

00:04:28.250 --> 00:04:33.083
‫آقای لندور، ما موظفیم
‫با نهایت احتیاط کار رو پیش ببریم

00:04:33.166 --> 00:04:34.708
‫دنبال یکی هستیم

00:04:34.791 --> 00:04:38.375
‫یک شهروند حقیقی
‫که مهارت و تدبیرش برای ما عیان باشه

00:04:38.458 --> 00:04:41.958
‫و بتونه تحقیقاتی رو
‫از طرف دانشگاه نظامی پیش ببره

00:04:43.291 --> 00:04:44.125
‫آها!

00:04:44.208 --> 00:04:46.625
‫ماهیت این تحقیقات بسیار پیچیده و حساسه

00:04:46.708 --> 00:04:49.333
‫و راجع به یکی از افسران ماست

00:04:50.250 --> 00:04:53.458
‫یه افسر سال دوم
‫اهل کنتاکی به اسم "فرای"

00:04:54.250 --> 00:04:56.916
‫- "لروی فرای"
‫- الکی وقت تلف نکنیم و بریم سر اصل مطلب

00:04:58.041 --> 00:05:01.041
‫فرای دیشب خودش رو... دار زد

00:05:03.166 --> 00:05:04.166
‫اوه

00:05:04.916 --> 00:05:06.541
‫خب، متاسفم که این خبر رو میشنوم

00:05:07.291 --> 00:05:12.458
‫واقعاً واقعه‌ی وحشتناکیه
‫ولی باید موضع ما رو درک کنین

00:05:12.541 --> 00:05:16.541
‫ما مشخصاً مسئول مراقبت از این جوانان

00:05:16.625 --> 00:05:20.708
‫و تبدیل‌کردن اون‌ها به مردان و سربازان هستیم
‫و اون‌هارو هم به همین مسیر سوق و هُل میدیم

00:05:21.875 --> 00:05:26.000
‫ولی به نظرمون میدونیم
‫که کِی... هُلشون ندیم

00:05:27.291 --> 00:05:28.750
‫یه پسری خودش رو دار میزنه...

00:05:30.166 --> 00:05:31.666
‫اینو پزشکی قانونی باید بررسی کنه

00:05:31.750 --> 00:05:33.750
‫متاسفانه این تمام ماجرا نیست

00:05:35.166 --> 00:05:41.500
‫دیشب به بدن افسر فرای
‫در درمانگاه تعرض شده

00:05:42.916 --> 00:05:45.541
‫تعرض؟ توسط کی؟

00:05:45.625 --> 00:05:48.958
‫خب اگه اینو میدونستیم
‫ که لازم نبود شما رو بیاریم

00:05:49.041 --> 00:05:51.833
‫مطمئناً دانشگاه نظامی هم
‫یه سری آدم اهل شوخی داره

00:05:51.916 --> 00:05:54.500
‫این یه شوخی نبوده، آقای لندور

00:05:56.375 --> 00:06:00.125
‫قلب "لروی فرای" از
‫قفسه‌ی سینه‌اش درآورده شده

00:06:04.208 --> 00:06:07.291
‫دکتر مارکوئیز، چه‌جوری میشه چنین کاری کرد؟

00:06:08.541 --> 00:06:13.708
‫با چاقوی جراحی یا هر چاقوی تیز دیگه‌ای

00:06:14.541 --> 00:06:18.458
‫ولی قسمت سختش رسیدن به قلبه

00:06:20.125 --> 00:06:24.416
‫اون زخم‌های عمیق شُش‌ها و کبد

00:06:24.500 --> 00:06:27.625
‫به خاطر اینه که طرف چاقو رو
‫جوری گرفته تا به قلب آسیبی نرسه

00:06:28.791 --> 00:06:31.541
‫و چطوری میشه قلب رو سالم نگه داشت؟

00:06:32.500 --> 00:06:34.375
‫با یه جور ظرف خاص

00:06:35.166 --> 00:06:38.541
‫که تو پارچه کتونی محکم یا روزنامه پیچیده شده باشه

00:06:39.541 --> 00:06:41.666
‫و به احتمال زیاد دورش یخ باشه

00:06:43.208 --> 00:06:44.916
‫چه‌جور آدمی از عهده این کار برمیاد؟

00:06:46.458 --> 00:06:47.708
‫یه آدم قوی

00:06:48.291 --> 00:06:49.500
‫پس زن نمیتونه باشه؟

00:06:49.583 --> 00:06:53.083
‫من که تا به‌حال افتخار آشنایی
‫با چنین زنی رو نداشتم. نه

00:06:53.166 --> 00:06:55.708
‫سابقه طبابت چی؟

00:06:55.791 --> 00:07:00.708
‫لازمه که مثل خودت
‫آموزش و تمرین دیده باشه؟

00:07:02.250 --> 00:07:03.416
‫نه لزوماً

00:07:04.583 --> 00:07:07.083
‫فقط به نور زیادی نیاز داره
‫و اینکه بدونه کجا رو ببُره

00:07:07.166 --> 00:07:11.500
‫ولی لازم نیست پزشک یا جراح باشه

00:07:11.583 --> 00:07:13.166
‫- فقط کافیه
‫- یه دیوونه باشه

00:07:14.541 --> 00:07:15.833
‫که آزاد ول می‌گرده

00:07:18.041 --> 00:07:20.000
‫پیش فنگ!

00:07:20.083 --> 00:07:22.541
‫باید منو ببخشین، آقای لندور

00:07:22.625 --> 00:07:24.791
‫میبینین که در وضعیت بسیار بغرنجی هستیم

00:07:24.875 --> 00:07:26.083
‫چپ، به جلو!

00:07:26.166 --> 00:07:28.500
‫سناتورهای قدرتمندی در واشنگتن هستند که

00:07:28.583 --> 00:07:32.375
‫خیلی دوست دارن ببینن
‫ما شکست میخوریم و تعطیل‌مون کنن

00:07:34.458 --> 00:07:40.541
‫ازتون میخوام تا کمک کنین
‫شرف دانشگاه نظامی ایالات متحده حفظ بشه

00:07:41.625 --> 00:07:43.041
‫و سعی میکنم این‌کارو کنم

00:07:47.125 --> 00:07:51.333
‫شما دیشب کشیک میدادی، آقای هانتون

00:07:51.416 --> 00:07:52.458
‫بله قربان

00:07:53.083 --> 00:07:56.375
‫ساعت 9:30 مستقر و نیمه‌شب مرخص شدم
‫و به اتاق استراحت نگهبانان برگشتم

00:07:56.458 --> 00:07:57.625
‫کجاست؟

00:07:58.208 --> 00:08:00.333
‫ساختمون شماره چهار
‫کنار فورت کلینتون، قربان

00:08:00.416 --> 00:08:03.125
‫باید... باید اعتراف کنم که خیلی
‫با مناطق اطراف آشنا نیستم

00:08:03.208 --> 00:08:05.916
‫ولی ظاهراً قسمتی که الان
‫روش ایستادیم

00:08:06.000 --> 00:08:10.583
‫توی مسیر فورت کلینتون
‫ تا سربازخونه شمالی نیست

00:08:10.666 --> 00:08:12.708
‫- نه قربان
‫- چی باعث شد مسیرت کج بشه؟

00:08:12.791 --> 00:08:15.500
‫خب، قربان، توی مسیر صدایی شنیدم

00:08:16.333 --> 00:08:17.875
‫فکر کردم صدای حیوونه

00:08:17.958 --> 00:08:21.375
‫به نظر میومد داره میمیره یا توی تله افتاده
‫پس اومدم تا کمکش کنم

00:08:21.458 --> 00:08:23.541
‫خیلی حیوانات رو دوست دارم

00:08:24.958 --> 00:08:29.416
‫داشتم به این سمت می‌دویدم که
‫به افسر "فرای" برخوردم، قربان

00:08:29.500 --> 00:08:31.833
‫- ظاهرش چطور بود؟
‫- خوب نبود، قربان

00:08:32.875 --> 00:08:34.250
‫صاف آویزون نبود

00:08:35.291 --> 00:08:37.916
‫انگار رو یه صندلی نشونده بودنش

00:08:39.125 --> 00:08:40.666
‫متوجه حرفات نمیشم

00:08:41.333 --> 00:08:43.458
‫پاهاش با زمین تماس داشته بود، قربان

00:08:45.083 --> 00:08:47.875
‫- پاهاش با زمین تماس داشت؟
‫- بله قربان

00:08:50.333 --> 00:08:53.625
‫خیلی خب، بعدش چی‌کار کردی؟

00:08:54.333 --> 00:08:57.541
‫دویدم. مستقیم برگشتم به سربازخونه شمالی

00:08:58.583 --> 00:08:59.583
‫اوهوم

00:09:00.541 --> 00:09:03.875
‫سوال آخر و دیگه مزاحمت نمیشم

00:09:04.541 --> 00:09:06.333
‫کس دیگه‌ای رو هم این اطراف دیدی؟

00:09:07.208 --> 00:09:08.208
‫نه، قربان

00:09:11.125 --> 00:09:12.125
‫آقای هانتون

00:09:19.000 --> 00:09:20.000
‫گردن...

00:09:20.750 --> 00:09:23.583
‫اول از همه این نظرم رو جلب کرد

00:09:24.375 --> 00:09:25.375
‫می‌بینین؟

00:09:26.041 --> 00:09:29.000
‫اصلاً طناب تمیز دور گردنش بسته نشده
‫طناب به زور دور گردنش افتاده

00:09:29.083 --> 00:09:33.083
‫و اونقدر از گردن بالا و پایین رفته
‫که یه جا تکیه‌گاه پیدا کنه و قفل بشه

00:09:33.166 --> 00:09:34.583
‫انگار که...

00:09:34.666 --> 00:09:37.416
‫انگار که... داشته مقاومت میکرده

00:09:38.125 --> 00:09:39.125
‫همم؟

00:09:40.791 --> 00:09:42.583
‫اگه میشه به انگشت‌هاش نگاهی بندازین

00:09:42.666 --> 00:09:45.458
‫از بس به طناب چنگ انداخته که تاول زده

00:09:46.916 --> 00:09:50.125
‫و میخواسته از خودش جداش کنه

00:09:50.208 --> 00:09:52.416
‫میشه بپرسم این‌جا چه خبره؟

00:09:53.458 --> 00:09:55.875
‫این کار خیلی غیرمعمولیه

00:09:57.125 --> 00:10:01.500
‫خواستم ببینم اگر میشه
‫ به پشت سر آقای فرای دست بزنین

00:10:01.583 --> 00:10:03.833
‫شما آقای فرای رو کالبدشکافی کردی دیگه؟

00:10:03.916 --> 00:10:06.916
‫معلومه که کردم چون کارمه

00:10:07.000 --> 00:10:08.000
‫اوهوم

00:10:11.541 --> 00:10:14.125
‫مگه این کارها رو قبلاً انجام ندادیم؟

00:10:25.833 --> 00:10:27.375
‫اوه...

00:10:28.750 --> 00:10:32.250
‫یه جور کبودی وجود داره

00:10:33.291 --> 00:10:34.625
‫در ناحیه استخوان آهیانه

00:10:35.375 --> 00:10:37.875
‫حدوداً 8 سانتی‌متر میشه

00:10:43.291 --> 00:10:44.791
‫لابد از دستم در رفته

00:10:46.416 --> 00:10:48.791
‫یکی آقای فرای رو به قتل رسونده

00:10:49.583 --> 00:10:52.000
‫میخواین همینو بهمون بگین، آقای لندور؟

00:10:52.083 --> 00:10:55.166
‫ممکنه حرف‌تون چندان
‫ بیراه نباشه، آقای هیچکاک

00:11:28.000 --> 00:11:30.166
‫این می‌تونست از دست هرکسی در بره، دکتر

00:11:35.583 --> 00:11:36.666
‫آقای لندور

00:11:40.083 --> 00:11:41.500
‫پس حالا که پیش‌مون هستین

00:11:42.416 --> 00:11:45.083
‫به نظرم مهمه که یه سری قانون بذاریم

00:11:46.708 --> 00:11:49.750
‫شما روزانه به من گزارش میدین و من به سرهنگ

00:11:50.333 --> 00:11:54.666
‫و نباید حتی یه کلمه از این ماجرا رو
‫به کسی در داخل یا خارج از دانشگاه بگین

00:11:56.166 --> 00:11:58.666
‫- همش همین؟
‫- یه شرط آخر

00:12:00.375 --> 00:12:03.875
‫در طول این تحقیقات
‫هیچ الکلی مصرف نمی‌کنید

00:12:06.291 --> 00:12:08.250
‫اسم‌تون در این زمینه بد در رفته

00:12:33.958 --> 00:12:34.958
‫اوه

00:12:35.041 --> 00:12:36.041
‫ببخشید

00:12:36.750 --> 00:12:39.416
‫- شما "آگوستوس لندور" هستین؟
‫- بله

00:12:39.500 --> 00:12:42.500
‫اگه اشتباه نکنم، شما مسئول حل پرونده‌ی

00:12:42.583 --> 00:12:44.125
‫"لروی فرای" شدین

00:12:44.208 --> 00:12:46.416
‫همین‌طوره. چه کمکی از دستم برمیاد؟

00:12:46.500 --> 00:12:50.250
‫من نوعی وظیفه دارم
‫تا به خاطر شرف خودم و این دانشگاه

00:12:50.333 --> 00:12:53.583
‫نتایجی رو که بهشون رسیدم
‫ در اختیارتون قرار بدم

00:12:53.666 --> 00:12:54.666
‫نتایج؟

00:12:54.708 --> 00:12:57.000
‫در رابطه با آقای "فرای" مرحوم

00:12:58.000 --> 00:12:59.625
‫خیلی علاقه دارم بشنوم

00:13:00.791 --> 00:13:02.333
‫مردی که دنبالش میگردین...

00:13:04.250 --> 00:13:05.250
‫یه شاعره

00:13:15.291 --> 00:13:16.583
‫سرباز "کاکرن"

00:13:17.208 --> 00:13:20.666
‫وقتی جسد "لروی فرای" به بیمارستان
‫برگردونده شد

00:13:20.750 --> 00:13:23.333
‫شما مسئول حفاظت ازش شدین؟

00:13:23.416 --> 00:13:24.625
‫بله، قربان

00:13:25.250 --> 00:13:29.291
‫- وقتی داشتی کشیک میدادی، اتفاقی افتاد؟
‫- نه تا ساعت 2 و نیم

00:13:29.875 --> 00:13:32.708
‫- اون موقع از کشیکم مرخص شدم
‫- کی مرخصت کرد؟

00:13:34.541 --> 00:13:38.333
‫- سرباز، کی مرخصت کرد؟
‫- نمیتونم بهتون بگم، قربان

00:13:39.416 --> 00:13:40.916
‫فقط در این حد که یه افسر بود

00:13:42.208 --> 00:13:44.541
‫- نگفت کیه؟
‫- نه، قربان

00:13:45.208 --> 00:13:47.291
‫ولی از یه افسر انتظار ندارم که بگه

00:13:48.375 --> 00:13:49.583
‫اوهوم

00:13:49.666 --> 00:13:51.333
‫این افسر بهت چی گفت؟

00:13:51.958 --> 00:13:56.541
‫گفت
‫"ممنون، سرباز. کافیه. مرخصت میکنم"

00:13:56.625 --> 00:14:00.291
‫- درخواست عجیبیه. نه؟
‫- بله، قربان. خیلی

00:14:02.500 --> 00:14:05.666
‫- چهره‌ی این افسر رو دیدی؟
‫- نه، قربان

00:14:05.750 --> 00:14:07.875
‫فقط یه شمع داشتم
‫به شدت تاریک بود

00:14:07.958 --> 00:14:10.750
‫خیلی خب، پس بهم بگو از کجا میدونستی که افسره؟

00:14:10.833 --> 00:14:15.416
‫نوار درجه روی شونه‌اش، قربان
‫ولی باید اعتراف کنم که خیلی عجیب بود

00:14:15.500 --> 00:14:17.375
‫- چطور؟
‫- نوار درجه

00:14:18.166 --> 00:14:20.625
‫نوار درجه‌ای روی شونه سمت چپش نبود

00:14:38.833 --> 00:14:40.916
‫و آقا تشریف آورد

00:14:42.000 --> 00:14:44.958
‫"بنی" میتونه مردی که مشروب‌لازمه رو
‫از دور تشخیص بده

00:14:45.041 --> 00:14:49.125
‫همین که میبینم، خونم گرم میشه

00:14:49.916 --> 00:14:51.375
‫- بنی
‫- قربان

00:14:51.458 --> 00:14:54.708
‫- به سلامتی قوانین
‫- گور بابای قوانین

00:15:01.625 --> 00:15:02.625
‫پتسی!

00:15:03.541 --> 00:15:04.458
‫پتسی!

00:15:04.541 --> 00:15:05.541
‫چرا زانوی غم بغل کردی؟

00:15:08.208 --> 00:15:09.958
‫در مورد اون سرباز بیچاره شنیدی؟

00:15:11.500 --> 00:15:14.583
‫- اونا گفتن چند ساعت طول کشید تا بمیره
‫- اونا؟

00:15:16.833 --> 00:15:17.833
‫اون

00:15:31.291 --> 00:15:34.083
‫مگه نباید تو سرشماری باشی؟

00:15:34.166 --> 00:15:35.750
‫اوه... عصر به‌خیر. سرشماری؟

00:15:35.833 --> 00:15:37.291
‫نه، متوجه من نمیشن

00:15:37.375 --> 00:15:39.791
‫اصلاً متوجه حضورم توی دانشگاه نمیشن

00:15:39.875 --> 00:15:45.000
‫و بعدش هم توی جاهایی مثل این
‫بیشتر از هر کلاسی چیزی یاد گرفتم

00:15:46.166 --> 00:15:47.250
‫شک ندارم

00:15:47.333 --> 00:15:50.875
‫بشینین لطفاً. لطفاً بشینین
‫چیز کنین...چیز کنین...

00:15:50.958 --> 00:15:53.541
‫- بشینم؟
‫- بشینید. ممنون

00:15:54.583 --> 00:15:56.708
‫سال چهارم هستم، پو
‫ ای.آ.پو

00:15:57.625 --> 00:15:59.208
‫ادگار آ. پو

00:16:00.000 --> 00:16:02.333
‫میبینم که خیلی تشنه بودی

00:16:02.416 --> 00:16:05.041
‫کمک میکنه از غمم کاسته بشه

00:16:10.958 --> 00:16:11.958
‫هوم

00:16:12.541 --> 00:16:17.833
‫خب بگو ببینم، از کجا
‫راجع به "لروی فرای" خبردار شدی؟

00:16:18.625 --> 00:16:21.333
‫خب، طبیعتاً از هانتون

00:16:21.416 --> 00:16:25.625
‫مثل جارچی‌ها خبر رو این‌ور و اون‌ور جار میزده

00:16:25.708 --> 00:16:27.916
‫شایدم زیاد طولی نکشه که
‫یکی اون رو دار بزنه

00:16:29.875 --> 00:16:32.916
‫منظورت غیرمستقیم این نیست که
‫یکی آقای "فرای" رو دار زده؟

00:16:33.000 --> 00:16:34.916
‫منظورم هیچ چیز خاصی نیست

00:16:37.291 --> 00:16:43.458
‫چرا فکر میکنی مردی که
‫قلب "لروی فرای" رو بیرون کشیده

00:16:44.166 --> 00:16:45.166
‫شاعر بوده؟

00:16:45.958 --> 00:16:46.958
‫خب

00:16:48.583 --> 00:16:51.750
‫قلب یه نماده و لاغیر

00:16:52.333 --> 00:16:54.583
‫حالا اگه نمادین‌بودنش رو ازش بگیری
‫چی برات میمونه؟

00:16:56.291 --> 00:17:00.791
‫یه مُشت ماهیچه که از لحاظ زیبایی‌شناختی
‫هیچ فرقی با یه مثانه نداره

00:17:01.500 --> 00:17:05.083
‫حال، برداشتن قلب یه مرد
‫یعنی اوج یه حرکت نمادین

00:17:05.166 --> 00:17:07.250
‫و چه کسی آماده‌تر از یه شاعر

00:17:09.041 --> 00:17:10.041
‫برای تقبل همچین کاری؟

00:17:10.583 --> 00:17:13.750
‫ظاهراً شاعریه که خیلی
‫نگاه تحت‌الفظی‌ای به کلمات داره

00:17:13.833 --> 00:17:16.333
‫نمیتونی تظاهر کنی که این حرکت وحشیانه

00:17:16.416 --> 00:17:21.958
‫اعماق ذهنت رو از لحاظ
‫ادبی درگیر نکرده!

00:17:24.583 --> 00:17:27.041
‫لرد ساکلینگ یه ترانه زیبا داره که میگه

00:17:27.125 --> 00:17:31.125
‫"چون نمی‌توانم قلب تو را داشته باشم
‫پس قلب خودم را پس بده"

00:17:31.208 --> 00:17:33.333
‫یا... یا حتی توی انجیل میگه

00:17:33.416 --> 00:17:35.291
‫"پروردگارا، قلبم را پاک گردان"

00:17:35.375 --> 00:17:39.416
‫"قلبی شکسته و نادم که از آن روی‌گردان نباشی"

00:17:40.166 --> 00:17:44.500
‫پس ممکنه با یه مذهبی افراطی هم طرف باشیم

00:17:44.583 --> 00:17:49.208
‫نه. ببین. من فراموش کردم
‫بهت بگم که خودمم شاعرم

00:17:49.291 --> 00:17:50.916
‫و به همین خاطر
مثل شاعرها فکر می‌کنم

00:17:51.000 --> 00:17:54.333
‫من خیلی به شعر و شاعری علاقه ندارم

00:17:55.083 --> 00:17:56.875
‫معلومه! آمریکایی هستی

00:17:58.541 --> 00:17:59.541
‫و تو چی؟

00:17:59.625 --> 00:18:03.708
‫یه هنرمندم... یه هنرمند بی‌وطن

00:18:03.791 --> 00:18:07.333
‫- اوه
‫- چیه، آقای لندور؟

00:18:08.458 --> 00:18:09.708
‫خیلی کمک کردی

00:18:13.458 --> 00:18:16.916
‫بهتره یه نگاهی به افسری
‫به اسم "لاف‌بورو" بندازی

00:18:17.958 --> 00:18:22.833
‫قبلاً هم‌اتاقی "لروی فرای" بود
‫تا اینکه باهم مشکل پیدا کردن

00:18:23.833 --> 00:18:27.375
‫که معلوم نیست مشکل‌شون سر چی بوده

00:18:47.416 --> 00:18:48.708
‫آقای لاف‌بورو

00:18:48.791 --> 00:18:53.208
‫به آقای لندور بگو که از کجا
‫با آقای فرای آشنا بودی

00:18:53.291 --> 00:18:56.000
‫چشم قربان. ما هم‌اتاقی بودیم

00:18:56.083 --> 00:18:57.083
‫اوهوم

00:18:58.375 --> 00:19:00.750
‫باهم مشکلی نداشتین؟

00:19:02.041 --> 00:19:04.833
‫نمیشه گفت "مشکل". فقط ...

00:19:07.125 --> 00:19:09.625
‫میشه گفت باهم هم‌نظر نبودیم، قربان

00:19:10.500 --> 00:19:11.958
‫- سر چی؟
‫- خب...

00:19:12.875 --> 00:19:14.208
‫چیز خاصی...

00:19:16.041 --> 00:19:17.416
‫یه مسئله‌ی عادی

00:19:17.500 --> 00:19:19.916
‫اگه چیزی راجع به آقای فرای میدونی

00:19:20.000 --> 00:19:21.833
‫باید فوراً بگی

00:19:22.875 --> 00:19:25.666
‫خب، قضیه از این قراره، قربان

00:19:27.583 --> 00:19:29.958
‫به نظرم اون

00:19:31.416 --> 00:19:32.833
‫قاتیِ یه گروه بدی شده بود

00:19:34.208 --> 00:19:36.166
‫حداقل خودش این‌جوری خطاب‌شون میکرد

00:19:38.041 --> 00:19:41.083
‫حالا بهم بگو که منظورش از
‫"گروه بد"

00:19:41.166 --> 00:19:43.041
‫سربازهای دیگه بود؟

00:19:43.125 --> 00:19:46.333
‫هیچوقت اینو نگفت ولی گمونم همین بود

00:19:46.416 --> 00:19:48.750
‫و چرا زودتر اینو نگفتی؟

00:19:48.833 --> 00:19:52.041
‫فکر نمیکردم که مربوط باشه

00:19:53.250 --> 00:19:55.291
‫از اون‌جایی که
‫خیلی وقت پیش اتفاق افتاده بود

00:19:58.500 --> 00:19:59.500
‫مرخصی

00:20:02.541 --> 00:20:03.750
‫آقای استادارد

00:20:05.125 --> 00:20:08.625
‫تو آخرین نفری بودی
‫که آقای فرای رو زنده دیدی

00:20:10.000 --> 00:20:11.166
‫بله، قربان

00:20:11.250 --> 00:20:13.583
‫- بلند صحبت کن
‫- فقط یکم ناخوشم، قربان

00:20:14.625 --> 00:20:18.125
‫"لروی" رو آخر وقتِ شب مذکور دیدم

00:20:18.875 --> 00:20:21.500
‫وقتی داشتم میومدم
‫توی مسیر سربازخونه دیدمش

00:20:23.083 --> 00:20:24.208
‫باهاش صحبت کردی؟

00:20:24.791 --> 00:20:27.625
‫جلوم رو گرفت و پرسید
که افسری اون اطراف هست یا نه

00:20:28.708 --> 00:20:29.791
‫ظاهر آقای فرای چطور بود؟

00:20:31.708 --> 00:20:34.875
‫خیلی تاریک بود
‫نمیتونم خیلی به حافظه‌ام اعتماد کنم

00:20:35.583 --> 00:20:39.083
‫احتمالاً چیزی مثل طناب همراهش ندیدی؟

00:20:39.791 --> 00:20:41.666
‫چیزی ندیدم

00:20:43.791 --> 00:20:45.541
‫یه چیزی بود...

00:20:46.208 --> 00:20:49.875
‫وقتی "فرای" داشت میرفت، ازش پرسیدم
‫تو اون ساعت داره کجا میره

00:20:50.500 --> 00:20:51.500
‫خب؟

00:20:52.541 --> 00:20:54.500
‫گفت "کار واجب" داره

00:20:55.875 --> 00:20:57.458
‫به نظرت منظورش چی بود؟

00:20:59.083 --> 00:21:00.166
‫نمیدونم

00:21:04.125 --> 00:21:06.625
‫مرخصی

00:21:17.833 --> 00:21:19.750
‫- ببخشید، فرمانده
‫- بله؟

00:21:30.291 --> 00:21:31.875
‫یا خود خدا!

00:21:33.208 --> 00:21:37.416
‫"یک گاو و گوسفند در کولد اسپرینگ
‫کُشته و قطع عضو شدند"

00:21:37.500 --> 00:21:41.000
‫"قفسه سینه‌ی آن‌ها به طرز فجیعی باز
‫و قلب‌هایشان درآورده شدند"

00:21:42.583 --> 00:21:45.583
‫یعنی هیچ‌کدوم از موجودات خدا
‫ از دست این آدم در امان نیستند؟

00:21:45.666 --> 00:21:48.208
‫ما که نمیدونیم کار همون آدم باشه

00:21:49.000 --> 00:21:50.125
‫چی؟

00:21:50.958 --> 00:21:52.416
‫پس یعنی تصادفیه؟

00:21:55.625 --> 00:21:58.000
‫از فردا ساعت 6 صبح

00:21:58.791 --> 00:22:03.291
‫همه افراد تنها به کلاس‌ها، سالن‌های غذاخوری
‫و مراسم‌های دعا میرن

00:22:04.125 --> 00:22:05.125
‫نه چیز دیگه‌ای!

00:22:15.541 --> 00:22:17.583
‫اگه کسی از هم‌کلاسی‌هات پرسید

00:22:17.666 --> 00:22:20.583
‫فقط در مورد آشناییت با "لروی فرای" صحبت کردیم

00:22:20.666 --> 00:22:23.166
‫آشنایی‌ای در کار نبود
‫اصلاً نمی‌شناختمش

00:22:23.250 --> 00:22:25.041
‫- چی؟
‫- اصلاً طرف رو نمیشناختم

00:22:25.583 --> 00:22:28.708
‫- پس اشتباه متوجه حرفات شدم
‫- اولین نفری نیستی که اشتباه متوجه حرفام میشه

00:22:29.458 --> 00:22:31.708
‫پس اگه این یه صحبت عادی نیست، پس چیه؟

00:22:32.916 --> 00:22:34.125
‫پیشنهاد کار

00:22:35.250 --> 00:22:36.250
‫پرداختی در کار نیست

00:22:37.208 --> 00:22:40.458
‫هیچ‌کدوم از هم‌کلاسی‌هات هم
‫نباید بدونه داری چیکار میکنی

00:22:40.541 --> 00:22:43.750
‫مگر تا وقتی که تموم بشه

00:22:43.833 --> 00:22:47.583
‫اگه بفهمن، به احتمال زیاد
‫ بهت بد و بیراه میگن

00:22:47.666 --> 00:22:51.458
‫اوه! پیشنهاد وسوسه‌انگیزیه

00:22:51.541 --> 00:22:53.875
‫خب، لطفاً بیشتر بهم بگو

00:22:54.583 --> 00:22:59.500
‫عالیه. میخوام اینو رمزگشایی کنی
‫قسمتی از یه یادداشت بزرگ‌تر هست

00:22:59.583 --> 00:23:04.000
‫باید تا جایی که میتونی
‫تو خفا و بادقت روش کار کنی

00:24:02.708 --> 00:24:06.791
‫خوشبختانه تونستم پیامت رو رمزگشایی کنم

00:24:07.833 --> 00:24:11.166
‫همم، دست‌نوشته‌ست
‫موضوع شخصی داره

00:24:11.250 --> 00:24:13.583
‫فرای در زمان مرگش
‫اینو همراه داشته

00:24:13.666 --> 00:24:15.833
‫از این میشه نتیجه گرفت که اونقدر مهم بوده

00:24:15.916 --> 00:24:19.083
‫که بخاطرش در شب مذکور
‫از سربازخونه‌اش بیرون بیاد

00:24:19.166 --> 00:24:22.208
‫از اونجایی که باقی پیام
‫از دستش کشیده شده

00:24:22.291 --> 00:24:25.875
‫میشه نتیجه گرفت که یادداشت به نوعی
‫هویت فرستنده رو هویدا میکنه

00:24:25.958 --> 00:24:28.833
‫و استفاده از حروف بزرگ ساده

00:24:28.916 --> 00:24:32.750
‫نشون میده که فرستنده
‫می‌خواسته هویتش رو پنهان کنه

00:24:32.833 --> 00:24:38.666
‫یکجور دعوت‌نامه، یا بهتره بگیم یکجور تله

00:24:39.291 --> 00:24:40.416
‫تله؟

00:24:41.625 --> 00:24:42.625
‫همم

00:24:43.166 --> 00:24:45.916
‫- خب، با این اوصاف... اجازه هست؟
‫- اوهوم

00:24:46.625 --> 00:24:49.708
‫بیاین روی خط سوم تمرکز کنیم

00:24:49.791 --> 00:24:51.833
‫که می‌دونیم کلمه‌ی کاملیه

00:24:51.916 --> 00:24:53.416
‫نکن... ولی چی نکن؟

00:24:54.000 --> 00:24:56.541
‫یه چیزی که با "د" شروع میشه

00:24:58.000 --> 00:24:59.458
‫دقت؟ دست‌دست؟

00:25:00.375 --> 00:25:04.125
‫نه. هیچکدوم با ماهیت دعوت‌نامه نمی‌خونه

00:25:04.208 --> 00:25:09.000
‫درو نکن؟ نه، با عقل جوردرنمیاد

00:25:09.083 --> 00:25:13.125
‫درواقع اگر حضور لروی فرای
‫در زمان و مکان خاصی نیاز بوده

00:25:13.208 --> 00:25:15.958
‫فقط یک کلمه می‌تونسته باشه. "دیر"

00:25:16.583 --> 00:25:18.958
‫"دیر نکن"

00:25:19.666 --> 00:25:21.208
‫و همینطور که خط سوم رو می‌خونیم

00:25:21.291 --> 00:25:26.041
‫فهمیدن کلمه‌ی اول بشدت آسون میشه، "اصلا"

00:25:26.125 --> 00:25:29.625
‫پس میشه "اصلا دیر نکن"

00:25:31.541 --> 00:25:33.791
‫خب، دقیق نگاه کن، آقای لندور

00:25:33.875 --> 00:25:36.333
‫برای حدس این یکی
‫لازم نیست زیاد زحمت بکشیم

00:25:37.125 --> 00:25:40.333
‫اگر فرای قرار بوده
‫به مکان تعیین‌شده‌ای بره

00:25:40.416 --> 00:25:43.916
‫پس از نظر نویسنده
‫قرار بوده بیاد

00:25:44.000 --> 00:25:47.041
‫پس میشه "بیا، آقای فرای"

00:25:47.125 --> 00:25:50.125
‫و با قرار دادن این
‫بشدت ساده‌ست که بفهمیم

00:25:50.208 --> 00:25:53.625
‫کلمه‌ی قبلش چیه
‫می‌تونه چیزی جز کلمه‌ی "زودی" باشه؟

00:25:53.708 --> 00:25:56.125
‫کلمه رو قرار میدیم، اینم از این

00:25:56.208 --> 00:25:58.541
‫"اصلا دیر نکن، زودی بیا"

00:25:58.625 --> 00:26:02.083
‫و اینم از راه‌حل معمای کوچیکمون

00:26:02.166 --> 00:26:05.083
‫- با کمال احترام خدمت شما
‫- اوهوم

00:26:10.875 --> 00:26:13.625
‫کارت عالی بود. ازت ممنونم

00:26:14.708 --> 00:26:16.333
‫- فقط یه چیزی
‫- بله؟

00:26:16.416 --> 00:26:18.750
‫با دو خط اول به جایی نرسیدی؟

00:26:18.833 --> 00:26:21.416
‫خب، مجبور شدم
‫ازشون قطع امید کنم

00:26:22.416 --> 00:26:23.583
‫خوب بلدی کلمات رو هجی کنی؟

00:26:23.666 --> 00:26:26.000
‫اوه، بشدت ماهرم
‫و کسی که اینو تشخیص داد

00:26:26.083 --> 00:26:29.250
‫کسی نبود جز کشیش
‫جان برندزبی شهر استوک نویینگتون

00:26:29.333 --> 00:26:35.875
‫پس مطمئنم که هیچوقت کاری
‫که خیلی از ما انجام میدیم رو انجام نمیدی

00:26:35.958 --> 00:26:39.791
‫اشتباه نوشتن کلمات مشابه

00:26:41.375 --> 00:26:46.916
‫مثلا "اونا هستن"
‫"مال اونا" و "اونجا"

00:26:48.416 --> 00:26:50.000
‫یه اشتباه مرسوم

00:26:50.083 --> 00:26:52.625
‫واقعا یه دعوت‌نامه‌ست
‫منو اونجا ملاقات کن

00:26:52.708 --> 00:26:57.125
‫ولی هنوز نمی‌دونیم
‫کجا قراره ملاقات کنیم، مگه نه؟

00:26:58.208 --> 00:27:02.041
‫یه چیزی که آخرش "چه" داره

00:27:04.041 --> 00:27:05.041
‫دریاچه!

00:27:06.291 --> 00:27:09.750
‫- و اونم ساحل کنار دریاچه!
‫- انتخاب عالی‌ای بود

00:27:09.833 --> 00:27:14.958
‫خب پس میشه
‫"من دم ساحل کنار دریاچه منتظرتم"

00:27:15.041 --> 00:27:17.125
‫"ساعت 11 و اینا بیا دیدنم"

00:27:17.208 --> 00:27:21.541
‫پس "دیر نکن. بیا دیدنم" شاید دقیق‌تر باشه

00:27:21.625 --> 00:27:23.041
‫آره

00:27:23.125 --> 00:27:25.166
‫این باعث نمیشه
‫سوالی برات پیش بیاد؟

00:27:25.666 --> 00:27:28.083
‫چرا باید کنار ساحل
‫بره دیدن یه سرباز

00:27:28.958 --> 00:27:30.541
‫- اونم وقتی می‌تونن جای دیگه ملاقات کنن؟
‫- اوهوم

00:27:32.958 --> 00:27:37.500
‫چون یه سرباز نبوده، یه زن بوده

00:27:37.583 --> 00:27:38.583
‫اوهوم

00:27:39.708 --> 00:27:43.500
‫تمام مدت جوابش رو می‌دونستی، جناب لندور

00:27:43.583 --> 00:27:44.708
‫یه فکرایی می‌کردم

00:27:45.583 --> 00:27:49.125
‫خب پس، اگر واقعا دنبال یه زن هستیم

00:27:50.791 --> 00:27:54.083
‫فکر کنم قبلا دیده باشمش

00:27:56.083 --> 00:28:00.625
‫صبح بعد از مرگ لروی فرای
‫قبل از اینکه بفهمم اتفاقی افتاده

00:28:02.541 --> 00:28:07.250
‫بیدار شدم، و جملات اولیه‌ی
‫یه شعر رو به زبون آوردم

00:28:09.125 --> 00:28:14.041
‫"جملاتی که حرف از زنی مرموز
‫با غمی بی‌اندازه میزنه"

00:28:14.875 --> 00:28:20.625
‫و بعد، بیرون سالن اجتماعات
‫زیباترین موجودی که تابحال

00:28:20.708 --> 00:28:23.041
‫افتخار دیدنش رو داشتم پدیدار شد

00:28:28.541 --> 00:28:29.750
‫کی بود؟

00:28:31.125 --> 00:28:32.958
‫روحمم خبر نداره

00:28:33.041 --> 00:28:37.791
‫ولی از کجا می‌دونی که این شعر
‫یا این زن جوان به آقای فرای مربوط هستن؟

00:28:37.875 --> 00:28:39.916
‫حس و حال خشونتی پنهان شده

00:28:41.541 --> 00:28:43.625
‫بی‌رحمی غیرقابل‌تصور

00:28:45.208 --> 00:28:46.750
‫زنی ناشناس

00:28:48.625 --> 00:28:51.291
‫می‌تونستی هر صبح دیگه‌ای
‫ بیدار بشی و این شعر رو بنویسی

00:28:52.041 --> 00:28:55.166
‫ولی من ننوشتمش
‫بهم گفته شده بود

00:28:55.791 --> 00:28:57.458
‫- گفته شده بود؟
‫- اوهوم

00:28:59.291 --> 00:29:00.291
‫توسط کی؟

00:29:02.666 --> 00:29:03.666
‫مادرم

00:29:07.041 --> 00:29:08.041
‫اون مرده

00:29:09.833 --> 00:29:12.083
‫حدودا 20 سالی میشه مرده

00:29:19.416 --> 00:29:21.750
‫در مورد این یارو "پو" بهم بگو

00:29:24.583 --> 00:29:26.000
‫اوه، "پو" پسر...

00:29:28.500 --> 00:29:29.541
‫دوست داشتنی‌ایه

00:29:31.416 --> 00:29:35.583
‫رفتار خوبی داره
‫زیاد صحبت میکنه

00:29:35.666 --> 00:29:40.583
‫قطعا، و قطعا یه جای کارش میلنگه

00:29:41.250 --> 00:29:42.791
‫چون زیادی حرف میزنه؟

00:29:42.875 --> 00:29:45.291
‫نه، چون پر از تصورات غیرمعقوله

00:29:46.375 --> 00:29:48.000
‫در مورد شعری بهم گفت

00:29:48.083 --> 00:29:51.916
‫و ادعا کرد یه ارتباطی
‫با مرگ لروی فرای داره

00:29:52.000 --> 00:29:58.958
‫ادعا کرد مادر مرده‌اش
‫توی خوابش بهش گفته

00:30:05.541 --> 00:30:10.375
‫خودت بهتر از همه می‌دونی
‫که کسایی که از دست میدیم

00:30:12.541 --> 00:30:14.125
‫همیشه همراهمون هستن

00:30:19.541 --> 00:30:23.625
‫انسان تقریبا هرکاری
‫برای فرار از مرگ می‌کنه، مگه نه؟

00:31:21.458 --> 00:31:23.166
‫یجور ظرف خاص

00:31:23.916 --> 00:31:27.708
‫که تو پارچه کتونی محکم
‫یا روزنامه پیچیده شده باشه

00:31:28.291 --> 00:31:30.375
‫و به احتمال زیاد دورش یخ باشه

00:31:44.399 --> 00:31:48.399
‫در یخ‌خونه به دیدنم بیا
‫دریاچه‌ی کورج

00:34:51.875 --> 00:34:55.000
‫خوبه، یادداشتم به دستت رسید

00:34:55.083 --> 00:34:56.791
‫- کسی تعقیبت نکرد؟
‫- تعقیب؟

00:34:57.375 --> 00:34:59.708
‫چقدر غیرحرفه‌ای. معلومه که نه

00:35:02.541 --> 00:35:05.791
‫- اینجا کجاست؟
‫- صحنه‌ی جرم

00:35:06.541 --> 00:35:08.833
‫جرم... دوم

00:35:10.708 --> 00:35:12.750
‫جایی که قلب فرای آورده شده بود

00:35:13.416 --> 00:35:16.500
‫گفتی که درآوردن قلب فرای
‫تو رو یاد انجیل انداخته

00:35:16.583 --> 00:35:19.208
‫اعتراف می‌کنم که خودمم
‫داشتم یاد همین میافتادم

00:35:19.291 --> 00:35:21.916
‫ولی نه یاد انجیل

00:35:22.000 --> 00:35:24.333
‫بلکه به یاد دین

00:35:25.833 --> 00:35:30.291
‫این بنظر یکجور مراسم میاد

00:35:30.375 --> 00:35:33.875
‫خون و شمع‌ها به شکلی عمدی قرار داده شدن

00:35:38.166 --> 00:35:41.291
‫- یه دایره
‫- اوهوم، و یه مثلث

00:35:42.916 --> 00:35:47.833
‫و به احتمال زیاد
‫قلب فرای درونش قرار داده شده

00:35:53.541 --> 00:35:56.708
‫یه دوست قدیمی دارم
‫که شاید به دردمون بخوره

00:36:04.625 --> 00:36:09.000
‫استاد جان پپه
‫متخصص نمادها...

00:36:09.083 --> 00:36:10.791
‫- پپه!
‫- مراسم‌ها...

00:36:12.083 --> 00:36:14.083
‫- و گروه‌های شیطانیه
‫- استاد

00:36:14.166 --> 00:36:15.083
‫پپه احتمالا

00:36:15.166 --> 00:36:17.541
‫- عجیب‌ترین آدمیه که تابحال
‫- بیا تو. من این پشتم

00:36:17.625 --> 00:36:20.583
‫- شرمنده مزاحم شدم
‫- افتخار آشنایی باهاش رو داشتم

00:36:20.666 --> 00:36:24.625
‫یه چیزی عجیبی آوردم
‫که می‌خوام ببینی

00:36:27.291 --> 00:36:30.041
‫فقط می‌تونه یه دایره‌ی جادویی باشه

00:36:31.083 --> 00:36:34.208
‫یادمه که توی کتاب
‫اژدهای سرخ حقیقی دیدمش

00:36:34.291 --> 00:36:37.708
‫و اگر درست یادم باشه
‫جادوگر اینجا می‌ایسته

00:36:39.041 --> 00:36:40.333
‫توی مثلث

00:36:41.166 --> 00:36:42.083
‫تنها؟

00:36:42.166 --> 00:36:44.833
‫خب، شاید یه گروه دستیار داشته باشه

00:36:44.916 --> 00:36:47.875
‫و شمع و مشعل در هر طرف
‫همه جا پرنور

00:36:47.958 --> 00:36:49.916
‫درواقع یکجور جشن نوره

00:36:51.208 --> 00:36:55.416
‫خب، گاس، برو سراغ قفسه‌ی سوم

00:36:56.375 --> 00:36:58.125
‫طبقه‌ی دوم از بالا

00:36:59.166 --> 00:37:01.125
‫اون کتابی که روشون گذاشته

00:37:02.916 --> 00:37:05.375
‫آره، آره

00:37:08.583 --> 00:37:11.583
‫پیر دلانکرا
‫شکارچی جادوگر قدرتمند

00:37:13.833 --> 00:37:17.375
‫- فرانسوی بلدی، آقای پو؟
‫- خب، بله

00:37:17.458 --> 00:37:20.208
‫لطفا توی دلت بخون
توی صفحه‌ی میانیه

00:37:22.708 --> 00:37:25.875
‫دلانکرا 600 جادوگر نژاد بسک رو اعدام کرد

00:37:26.000 --> 00:37:29.666
‫و این کتاب تحسین‌برانگیزی
‫که الان می‌خونی رو به جا گذاشت

00:37:29.750 --> 00:37:34.291
‫ولی کتابی که دلم می‌خواد بهتون بدم
‫زبان شیطان نوشته‌ی هنری لکلرک

00:37:34.958 --> 00:37:38.125
‫که تا آخر عمرش 700 جادوگر رو اعدام کرد

00:37:38.208 --> 00:37:39.958
‫گفته میشه که نابود شده

00:37:40.041 --> 00:37:44.541
‫خب، همچنین گفته میشه که
‫دو یا سه جلد دیگه از خودش به جا گذاشته

00:37:44.625 --> 00:37:46.875
‫که با اونی که نابود شده یکسان هستن

00:37:47.958 --> 00:37:53.000
‫خب، پیدا کردن یکی از اونا تبدیل شده
‫به عقده‌ی خیلی از گردآورندگان آثار فرقه‌ها

00:37:53.583 --> 00:37:57.333
‫- چرا؟
‫- چرا؟ خب...

00:37:57.416 --> 00:38:01.958
‫لکلرک دستورالعمل‌هایی برای دستیابی

00:38:03.250 --> 00:38:05.250
‫به نامیرایی توش نوشته

00:38:05.666 --> 00:38:06.875
‫اوه، خدای من

00:38:08.750 --> 00:38:13.125
‫"تمام فرشته‌های شیطانی اطلاع دارند"

00:38:13.791 --> 00:38:16.833
‫"که خوراکی‌های ضیافت شنبه‌ی یک جادوگر"

00:38:16.916 --> 00:38:20.041
‫"فقط شامل موارد زیر می‌گردد"

00:38:20.125 --> 00:38:24.458
‫"حیوانات ناپاکی که هرگز
‫توسط مسیحی‌ها خورده نمی‌شود"

00:38:25.500 --> 00:38:28.291
‫"قلب کودکانی که غسل تعمید داده نشده‌اند"

00:38:30.166 --> 00:38:33.333
‫"و قلب مردانی که دار زده شده‌اند"

00:38:47.250 --> 00:38:49.958
‫ازت می‌خوام که یواشکی
‫به میان سربازها بری

00:38:50.041 --> 00:38:53.500
‫و ببینی کدومشون ممکنه
‫با فرقه‌های شیطانی ارتباط داشته باشه

00:38:54.625 --> 00:38:55.708
‫توضیح بده ببینم

00:38:55.791 --> 00:38:59.125
‫خب، پیشنهاداتی بهم داده شده

00:38:59.208 --> 00:39:01.958
‫پیشنهادات تاریک و خلاف مسیحیت

00:39:02.041 --> 00:39:03.041
‫- خلاف مسیحیت؟
‫- بله

00:39:03.083 --> 00:39:06.000
‫ازم خواسته شده که
‫پایه‌های اعتقادم رو زیر سوال ببرم

00:39:06.083 --> 00:39:09.833
‫و در اعمال رمزآلود و سری
‫ اعتقادی باستانی شرکت کنم

00:39:09.916 --> 00:39:12.791
‫- اعمال رمزآلود؟
‫- منظورش جادوی تاریکه. کی بوده؟

00:39:12.875 --> 00:39:14.375
‫باید بدونم

00:39:14.458 --> 00:39:16.218
‫به شرفم قسم خوردم
‫که اسمش رو فاش نکنم

00:39:16.291 --> 00:39:17.125
‫کی بوده؟

00:39:17.208 --> 00:39:18.416
‫نمی‌تونین از زیر زبونم بکشین

00:39:18.500 --> 00:39:21.666
‫حتی اگر خود خدا تهدید کنه
‫که با یک رعدوبرق نابودم کنه

00:39:21.750 --> 00:39:24.333
‫- خب، اگر می‌خوای به مراسم دعای ما ملحق بشی...
‫- نه، قول دادم

00:39:24.416 --> 00:39:27.166
‫- کسی ازت خواسته اعتقادت رو زیر سوال ببری
‫- باید مخفی باقی بمونه

00:39:27.250 --> 00:39:28.333
‫مارکوس بوده؟

00:39:29.166 --> 00:39:30.458
‫همیلتون، مراقب رفتارت باش

00:39:31.916 --> 00:39:34.791
‫آره، یه اسم گیر آوردم
‫ولی باید قیافشو پیدا کنم

00:39:44.000 --> 00:39:46.083
‫- سرگیجه داری، آره؟
‫- اوهوم

00:39:47.333 --> 00:39:49.666
‫آره، دنیا داره دور سرم می‌چرخه

00:39:49.750 --> 00:39:52.625
‫ضربان قلبت خیلی تنده

00:39:54.875 --> 00:39:58.375
‫خیلی‌خب، آقای پو
‫امروز بیرون نرو

00:39:58.458 --> 00:40:00.125
‫و مراقب خودت باش

00:40:01.125 --> 00:40:05.791
‫اینو به ستوان لاک
‫و سرباز آجودانش بده

00:40:05.875 --> 00:40:08.041
‫آرتموس‌ـه، پسرم

00:40:09.166 --> 00:40:12.333
‫اطمینان حاصل میکنه
‫که از وظایفت مرخص بشی

00:40:14.250 --> 00:40:18.250
‫می‌خوای از کلاس مرخص بشی
‫چون حس می‌کردی

00:40:19.166 --> 00:40:20.333
‫سرت گیج میره؟

00:40:20.916 --> 00:40:23.375
‫و یک بیماری بدتر که توی نامه ذکر نشده

00:40:24.083 --> 00:40:25.458
‫یک کسالت شدید

00:40:26.791 --> 00:40:27.958
‫کسالت شدید؟

00:40:28.041 --> 00:40:30.416
‫شدیدترین نوع ممکن

00:40:30.500 --> 00:40:32.000
‫مراقب رفتارت باش، پو

00:40:32.083 --> 00:40:33.875
‫می‌تونین از خود دکتر بپرسین

00:40:37.375 --> 00:40:38.500
‫راست میگه، ستوان

00:40:39.166 --> 00:40:41.791
‫پدرم بهم گفت
‫که تابحال همچین چیزی ندیده

00:40:41.875 --> 00:40:42.875
‫خیلی‌خب

00:40:44.083 --> 00:40:47.166
‫ولی بابت رفتار
‫ گستاخانه‌ات تنبیهت می‌کنم

00:40:47.750 --> 00:40:48.750
‫سه نگهبانی تنبیهی

00:40:49.291 --> 00:40:51.666
‫همین الان به سربازخونه‌ات برگرد

00:40:51.750 --> 00:40:54.833
‫و به نفعته وقتی افسرها
‫برای سرکشی میان اونجا باشی

00:41:08.708 --> 00:41:10.916
‫- پو بودی، درسته؟
‫- بله

00:41:11.000 --> 00:41:12.375
‫آرتموس مارکوس هستم

00:41:13.208 --> 00:41:16.000
‫باید بگم، رفتار گستاخانه‌ات قابل تحسینه

00:41:17.875 --> 00:41:21.083
‫امشب، ساعت یازده
‫سربازخونه‌ی شمالی شماره‌ی 18

00:41:25.625 --> 00:41:28.916
‫بابت تاخیرم عذر می‌خوام
‫امیدوارم زیاد منتظرت نذاشته باشم

00:41:30.041 --> 00:41:31.708
‫چقدر دوست‌داشتنیه

00:41:33.000 --> 00:41:35.208
‫کتاب!

00:41:40.583 --> 00:41:42.458
‫تابحال اینقدر برام جذاب نبودی

00:41:43.208 --> 00:41:45.625
‫از کجا شروع کنم؟ اوه...

00:41:47.375 --> 00:41:51.958
‫آثار غمگین فنیمور کوپر
‫گمونم هر کتابخونه‌ای باید یکی داشته باشه

00:41:52.833 --> 00:41:54.416
‫اوه، عجب کلکسیونی

00:41:55.208 --> 00:41:58.041
‫تاریخ مصر، و این‌ها

00:42:05.041 --> 00:42:06.416
‫لو رفتی

00:42:07.500 --> 00:42:08.500
‫عه؟

00:42:08.916 --> 00:42:11.000
‫بهم اینطور القا کردی
‫که اهل شعر خوندن نیستی

00:42:11.583 --> 00:42:12.791
‫نمی‌خونم

00:42:14.916 --> 00:42:15.916
‫بایرون!

00:42:16.791 --> 00:42:19.916
‫- شاعر مورد علاقمه، اقای لندور
‫- لطفا

00:42:20.000 --> 00:42:22.000
‫و معلومه خیلی هم خونده شده

00:42:22.083 --> 00:42:23.708
‫اون مال دخترمه

00:42:35.166 --> 00:42:37.375
‫و دخترتون دیگه کنارتون نیست؟

00:42:37.458 --> 00:42:40.958
‫نه، نه با یه نفر فرار کرد

00:42:42.666 --> 00:42:43.666
‫کسی بود که می‌شناختین؟

00:42:44.916 --> 00:42:45.916
‫بصورت گذرا

00:42:46.916 --> 00:42:48.291
‫و قرار نیست برگرده؟

00:42:50.791 --> 00:42:51.791
‫احتمالش کمه

00:42:53.208 --> 00:42:55.416
‫پس هردو در این دنیا تنهاییم

00:42:57.125 --> 00:42:58.541
‫ولی تو مادرت رو داری

00:43:00.375 --> 00:43:01.833
‫و هنوز باهات صحبت می‌کنه

00:43:02.750 --> 00:43:05.208
‫- به روش خودش
‫- بله

00:43:05.291 --> 00:43:06.541
‫بله، هرازگاهی

00:43:07.375 --> 00:43:12.541
‫و اینم بگم، هر خوبی در من هست
‫در رفتار یا کردارم، از اون بهم رسیده

00:43:15.125 --> 00:43:19.250
‫دخترتون، اسمش چیه؟
‫اگر ناراحت نمیشین

00:43:21.541 --> 00:43:22.583
‫ماتیلدا

00:43:25.875 --> 00:43:26.875
‫متی

00:43:30.333 --> 00:43:32.333
‫نیازی نیست چیز دیگه‌ای بگید، آقای لندور

00:43:36.208 --> 00:43:40.583
‫- خب گفتی یه چیزی پیدا کردی
‫- نه، بهتر از اون

00:43:40.666 --> 00:43:43.916
‫یه نفر به اسم مارکوس

00:43:44.000 --> 00:43:45.416
‫دکتر

00:43:45.500 --> 00:43:48.000
‫نه، پسرش آرتموس

00:43:48.541 --> 00:43:53.000
‫و تونستم با حرفام کاری کنم
‫که به گروه غیرقابل‌نفوذش وارد بشم

00:43:55.208 --> 00:43:57.541
‫اینم یکی دیگه از مخلوقات خوب خدا

00:43:59.083 --> 00:44:01.250
‫به لطف پتسی عزیز

00:44:02.416 --> 00:44:05.750
‫می‌خوای بابت زیرپاگذاشتن
‫ساعت خاموشی ما رو لو بدی، پو؟

00:44:07.041 --> 00:44:11.375
‫آیا تخلفات ما تو رو ناراحت می‌کنه؟

00:44:11.458 --> 00:44:17.833
‫نه تنها ناراحت نشدم، آقای بلینجر، بلکه...

00:44:19.666 --> 00:44:21.625
‫باید یه لیوان دیگه هم بخورم

00:44:27.708 --> 00:44:28.708
‫بخور

00:44:30.416 --> 00:44:31.833
‫همشو بخور، خانم خانما

00:44:31.916 --> 00:44:34.541
‫بلینجر، امشب خیلی قلدر شدی

00:44:34.625 --> 00:44:35.625
‫همم

00:44:37.833 --> 00:44:39.083
‫یکی دیگه، لطفا

00:44:43.250 --> 00:44:44.375
‫اوه، ممنون

00:44:46.166 --> 00:44:47.166
‫همم

00:44:47.500 --> 00:44:49.458
‫می‌تونم تمام شبو ادامه بدم

00:44:50.708 --> 00:44:51.708
‫آروم‌تر، بلینجر

00:44:52.708 --> 00:44:55.041
‫خیلی زحمت کشیدم
‫تا این مشروب رو گیر آوردم

00:44:56.125 --> 00:44:57.125
‫پو

00:44:58.125 --> 00:45:00.000
‫شنیدم که شعرهات چاپ شده

00:45:00.833 --> 00:45:03.541
‫بعضیا میگن کمابیش یه استعدادی دارم

00:45:04.083 --> 00:45:06.791
‫خب پس، ازت می‌خوام
‫یه شعر برامون بخونی

00:45:07.666 --> 00:45:09.750
‫بخون تا لذت ببریم

00:45:13.833 --> 00:45:16.791
‫زنی لخت را در برمودا دیدم

00:45:17.458 --> 00:45:19.208
‫که فکر می‌کرد خیلی زرنگه

00:45:20.250 --> 00:45:21.250
‫ولی من زیرک‌تر بودم

00:45:22.000 --> 00:45:25.791
‫فکر می‌کرد گستاخانه‌ست
‫که وقتی لخته بخوام خامش کنم

00:45:25.875 --> 00:45:28.416
‫به دنبالش رفتم
‫خامش کردم، و باهاش خوابیدم

00:45:29.458 --> 00:45:31.125
‫آفرین، پو

00:45:31.875 --> 00:45:32.875
‫احسنت

00:45:36.291 --> 00:45:39.083
‫کارت بازنده... هفت‌ـه

00:45:40.083 --> 00:45:42.333
‫کارت برنده... سربازه

00:45:43.458 --> 00:45:44.333
‫اوه!

00:45:44.416 --> 00:45:46.541
‫خب، خب، خب
‫روز خوش‌شانسیته، پو

00:45:47.208 --> 00:45:48.208
‫ممنون

00:45:49.000 --> 00:45:53.000
‫پو، حقیقت داره که کارآگاه لندور
‫در مورد فرای ازت بازجویی کرده؟

00:45:54.458 --> 00:45:59.208
‫اشتباه تصور می‌کرد
‫که با فرای آشنایی نزدیک دارم

00:46:00.500 --> 00:46:01.500
‫داشتی؟

00:46:03.291 --> 00:46:04.291
‫نه نداشتم

00:46:04.833 --> 00:46:08.041
‫تعجبی هم نداره
‫از اونجایی که تنها راه فرای برای جلب توجه

00:46:09.250 --> 00:46:10.541
‫دار زدن خودش بوده

00:46:11.833 --> 00:46:15.708
‫بنظر من بخاطر شکسته شدن دلش
‫ توسط یه خانم خودشو دار زده

00:46:15.791 --> 00:46:17.791
‫و منظورت کدوم خانمه، استادارد؟

00:46:17.875 --> 00:46:19.708
‫خواهرت چطور، آرتموس؟

00:46:20.791 --> 00:46:23.000
‫مگه اون قلب فرای رو ندزدیده بود؟

00:46:25.875 --> 00:46:27.333
‫بیخیال، رندی

00:46:28.041 --> 00:46:30.500
‫از بین افراد این اتاق
‫تو از همه به فرای نزدیک‌تر بودی

00:46:30.583 --> 00:46:33.750
‫فکر نکنم توی نزدیک بودن بهش

00:46:33.833 --> 00:46:34.833
‫به پای تو می‌رسیدم

00:46:49.541 --> 00:46:52.166
‫خیلی‌خب، کجا بودیم؟

00:47:21.083 --> 00:47:22.291
‫ایست!

00:47:23.958 --> 00:47:26.250
‫ساعت خاموشی شامل حال تو نمیشه، آقای پو؟

00:47:27.375 --> 00:47:28.541
‫توضیح بده ببینم

00:47:28.625 --> 00:47:32.000
‫ساعت خاموشی سه ساعت پیش بوده

00:47:32.083 --> 00:47:33.750
‫عذرمی‌خوام، جناب

00:47:35.125 --> 00:47:37.958
‫عذرخواهی‌هات همیشه
‫بنظرم توخالی میومدن

00:47:38.875 --> 00:47:42.375
‫لروی فرای هم وقتی بعد از
‫ساعت خاموشی بیرون بود، مرد

00:47:44.541 --> 00:47:46.750
‫همین الان به خوابگاهت برگرد

00:47:48.583 --> 00:47:50.916
‫شانس آوردی که الان
‫در حال کندن قبر خودت نیستی

00:47:53.500 --> 00:47:54.500
‫ممنونم، جناب

00:47:54.541 --> 00:47:55.666
‫زود باش

00:48:34.541 --> 00:48:35.541
‫متی؟

00:49:50.083 --> 00:49:55.000
‫"ای پروردگار، مرا با رحمت خود به یاد آور"

00:49:55.833 --> 00:49:59.333
‫"چرا که پس از مرگ
‫مرا یادآوری نیست"

00:49:59.916 --> 00:50:03.500
‫"در قبرم، چه کسی مرا یاد خواهد کرد؟"

00:50:04.791 --> 00:50:06.375
‫"از مهربانی خویش"

00:50:06.916 --> 00:50:11.041
‫"ای پروردگار، مرا با رحمت خود به یاد آور"

00:50:12.000 --> 00:50:16.250
‫"چشمانم غرق در اندوه هست"

00:50:18.875 --> 00:50:21.708
‫شما آقای لندور هستی، درسته؟

00:50:22.375 --> 00:50:23.375
‫بله

00:50:23.750 --> 00:50:26.125
‫من مادر لروی هستم

00:50:29.541 --> 00:50:31.666
‫می‌خوام اینو بهتون بدم

00:50:32.291 --> 00:50:33.291
‫دفتر خاطرات لروی‌ـه

00:50:34.625 --> 00:50:36.875
‫حداقل سه ساله که توش می‌نویسه

00:50:37.541 --> 00:50:39.166
‫یادم نمیاد...

00:50:40.291 --> 00:50:41.375
‫متاسفم

00:50:43.083 --> 00:50:44.166
‫غم بزرگیه

00:50:46.791 --> 00:50:50.916
‫یادم نمیاد دفتر خاطراتی
‫توی وسایل شخصی‌اش پیدا شده باشه

00:50:51.000 --> 00:50:53.875
‫آقای بلینجر اینو برام فرستاده

00:50:53.958 --> 00:50:55.250
‫- آقای بلینجر؟
‫- بله

00:50:55.916 --> 00:50:58.000
‫به محض اینکه شنید
‫چه اتفاقی افتاده

00:50:58.083 --> 00:51:01.625
‫مستقیم به خوابگاه لروی رفت
‫که ببینه چیکار می‌تونه بکنه

00:51:01.708 --> 00:51:03.458
‫اون پسر نازنین اینو برام فرستاد

00:51:03.541 --> 00:51:04.541
‫که اینطور

00:51:04.875 --> 00:51:08.750
‫و همین الان... به محض اینکه منو دید

00:51:09.875 --> 00:51:14.583
‫گفت "فکر کردم بهتر باشه
‫دفتر خاطراتش توی کنتاکی پیش شما باشه"

00:51:15.416 --> 00:51:17.958
‫"و اگر خواستین اونو بسوزونین
‫هیچ اشکالی نداره"

00:51:19.291 --> 00:51:20.583
‫چه آدم باملاحظه‌ایه

00:51:21.500 --> 00:51:23.291
‫ولی اصلا نمی‌فهمم یعنی چی

00:51:24.208 --> 00:51:25.750
‫این اعداد و حروف...

00:51:26.875 --> 00:51:30.875
‫ولی از اونجایی که دیدم
‫ارتش روی شما حساب کرده

00:51:30.958 --> 00:51:33.625
‫حس کردم بهتره که
‫دست شما باشه

00:52:05.583 --> 00:52:08.875
‫مدام میام بهتون سر میزنم

00:52:08.958 --> 00:52:10.934
‫- برای رفع نیازهاش...
‫- بله متوجهم

00:52:10.958 --> 00:52:12.875
‫چون هممون در این وضعیت شریکیم

00:52:14.041 --> 00:52:15.083
‫دکتر!

00:52:15.875 --> 00:52:19.541
‫جناب لندور
‫چه غافلگیری دلچسبی

00:52:20.125 --> 00:52:23.875
‫بذارید شما رو با خانمم جولیا آشنا کنم

00:52:25.333 --> 00:52:27.625
‫خیلی چیزا در موردتون شنیدم

00:52:27.708 --> 00:52:29.125
‫خوشبختم

00:52:29.208 --> 00:52:32.958
‫همون کسی نیستید که دارید
‫در مورد مرگ آقای فرای تحقیق می‌کنین؟

00:52:33.833 --> 00:52:34.666
‫بله خودمم

00:52:34.750 --> 00:52:36.833
‫خب، الان داشتیم در مورد
‫همین موضوع صحبت می‌کردیم

00:52:37.458 --> 00:52:43.666
‫شوهرم بهم گفته که با وجود
‫تلاش‌های قهرمانانه‌اش

00:52:43.750 --> 00:52:49.625
‫جسد آقای فرای اونقدر فاسد شده
‫که مناسب نمایش عمومی نبوده

00:52:50.541 --> 00:52:51.541
‫همم

00:52:52.083 --> 00:52:54.208
‫والدین بیچاره‌اش

00:52:54.708 --> 00:52:55.708
‫بله، واقعا

00:52:55.791 --> 00:52:58.916
‫خب، کل این جریان ما رو شوکه کرده

00:53:00.916 --> 00:53:03.916
‫مطمئن باشید، تا وقتی
‫دستگیرش نکردیم آروم نمی‌نشینم

00:53:08.708 --> 00:53:10.708
‫از آشنایی باهاتون خوشحال شدم

00:53:11.416 --> 00:53:12.500
‫عزیزم

00:53:12.583 --> 00:53:15.833
‫شنیدم که زنتون فوت کرده، آقای لندور

00:53:17.708 --> 00:53:18.916
‫بله همینطوره

00:53:19.000 --> 00:53:20.708
‫خب، با کمال تسلیت

00:53:22.333 --> 00:53:25.833
‫تازگی اتفاق افتاده؟
‫فوت کردن همسرتون؟

00:53:26.500 --> 00:53:27.541
‫دو سالی میشه

00:53:28.291 --> 00:53:33.041
‫چند ماه بعد از اینکه
‫به های‌لندز اومدیم

00:53:33.750 --> 00:53:35.916
‫بخاطر بیماری ناگهانی بود؟

00:53:38.458 --> 00:53:39.458
‫ناگهانی نبود...

00:53:40.833 --> 00:53:41.833
‫نه اونقدر

00:53:42.750 --> 00:53:46.375
‫خب، من فداکاری‌های شما رو درک می‌کنم

00:53:47.583 --> 00:53:50.000
‫- تسلیت میگم
‫- ممنون

00:53:50.750 --> 00:53:52.083
‫همم

00:54:27.416 --> 00:54:28.416
‫احسنت

00:54:29.375 --> 00:54:32.166
‫ادگار، نگفته بودم
‫خواهرم حسابی بااستعداده؟

00:54:32.250 --> 00:54:35.500
‫بی‌نظیر بود، عزیزدلم
اشک به چشم‌هام آورد

00:54:35.583 --> 00:54:36.583
‫بله

00:54:37.041 --> 00:54:39.125
‫آهنگ دلنشینی بود، خانم مارکوس

00:54:39.208 --> 00:54:40.666
‫- واقعا
‫- بله

00:54:41.333 --> 00:54:43.375
‫قطعا اسمت در تاریخ جاودانه میشه

00:54:44.000 --> 00:54:46.958
‫هیچ زنی رو نمی‌شناسم
‫که بخواد جاودانه باشه، رندی

00:54:47.041 --> 00:54:50.375
‫یاد این شعر از
‫جناب تامس گری افتادم

00:54:51.000 --> 00:54:53.750
‫"گل‌های زیادی دور از دید می‌شکفند"

00:54:53.833 --> 00:54:56.583
‫"و شیرینی بوی خود را
‫در هوای بیابان تلف می‌کنند"

00:54:58.000 --> 00:54:59.041
‫از شعرهای موردعلاقمه، آقای پو

00:55:02.083 --> 00:55:05.250
‫و نظرت در مورد دستیار من چیه؟

00:55:06.166 --> 00:55:08.791
‫بنظرم آقای پو فراتر از اینه که
‫دستیار کسی باشه

00:55:09.625 --> 00:55:12.000
‫قطعا قرار نیست
‫توسط امثال تو فاسد بشه

00:55:14.833 --> 00:55:15.833
‫خیلی‌خب، لیا

00:55:15.916 --> 00:55:19.333
‫دیگه کافیه
‫باید قبل از شام استراحت کنی

00:55:20.000 --> 00:55:22.875
‫- عذرمی‌خوام، آقایون
‫- ممنون، لیا

00:55:24.625 --> 00:55:25.875
‫رندی، صندلی‌ها رو بیار

00:55:26.583 --> 00:55:28.208
‫استادارد، زود باش پسر
‫صفحه‌ی شطرنج رو بیار

00:55:29.958 --> 00:55:31.208
‫خیلی‌خب، دیگه حوصله‌ام سر رفته

00:55:31.291 --> 00:55:33.541
‫برام مهم نیست! اون مریضه!

00:55:33.625 --> 00:55:36.125
‫با شرایطی که داره
‫اصلا نباید ساز بزنه

00:55:36.750 --> 00:55:37.750
‫خانم مارکوس

00:55:38.250 --> 00:55:40.750
‫اوه، عذر می‌خوام

00:55:44.833 --> 00:55:49.916
‫هیچی منو خوشحال‌تر از این نمی‌کنه
‫که بتونم شنبه شما رو ببینم

00:55:51.791 --> 00:55:56.291
‫مطمئنم همینطوره، آقای پو
‫ولی متاسفانه من شنبه کار دارم

00:55:57.000 --> 00:55:58.208
‫که اینطور

00:55:58.750 --> 00:56:01.375
‫کت و کلاهتون، جناب

00:56:01.458 --> 00:56:04.250
‫ممنون، یوجینیا
‫لازم نبود زحمت بکشی

00:56:04.333 --> 00:56:06.833
‫می‌تونستم خودم کتم رو بیارم

00:56:06.916 --> 00:56:08.833
‫- بعدالظهر بخیر
‫- بعدالظهر بخیر

00:56:11.208 --> 00:56:13.000
‫فرانسوی بلدین، آقای پو

00:56:14.041 --> 00:56:16.666
‫با لهجه‌ای دلنشین

00:56:22.291 --> 00:56:24.083
‫پس پیشنهادتون این شنبه‌ست؟

00:56:25.250 --> 00:56:28.041
‫یا یکشنبه، اگر بهتره

00:56:29.916 --> 00:56:30.916
‫یا حتی دوشنبه

00:56:31.000 --> 00:56:33.250
‫و پیشنهاد میدین کجا همدیگه رو ببینیم؟

00:56:33.333 --> 00:56:35.916
‫بذارید حدس بزنم
‫دماغه‌ی جی؟ جاده‌ی عشاق؟

00:56:36.000 --> 00:56:37.000
‫اوه، نه، نه، نه

00:56:37.541 --> 00:56:38.875
‫متاسفانه هیچکدومشون، نه

00:56:39.708 --> 00:56:41.458
‫نظرم روی قبرستان بود

00:56:42.333 --> 00:56:43.833
‫- قبرستان؟
‫- اوهوم

00:56:46.000 --> 00:56:47.333
‫چه جالب

00:56:47.416 --> 00:56:48.750
‫بله، نظر خودمم همینه

00:56:51.666 --> 00:56:53.541
‫خب، شب خوبی داشته باشید

00:57:52.250 --> 00:57:53.708
‫همه جا رو برف گرفته

00:57:54.625 --> 00:57:57.750
‫برای لذت بردن از های‌لندز
‫در اوج زیباییش

00:57:58.291 --> 00:58:01.541
‫باید دقیقا بعد از ریختن برگ‌ها اون رو دید

00:58:02.583 --> 00:58:03.583
‫چرا؟

00:58:04.125 --> 00:58:06.083
‫گیاهان نه باعث بهبود

00:58:06.166 --> 00:58:09.541
‫بلکه باعث پوشاندن
‫خلقت اصلی خدا میشن

00:58:10.250 --> 00:58:11.458
‫یه عاشق‌پیشه

00:58:12.916 --> 00:58:16.000
‫خیلی از صحبت در مورد خدا
‫و مرگ لذت می‌برید، درسته؟

00:58:16.625 --> 00:58:20.291
‫بنظر من مرگ
‫عالی‌ترین موضوع برای یک شعره

00:58:28.208 --> 00:58:29.208
‫بشینیم؟

00:58:33.708 --> 00:58:36.041
‫- جای زیباییه
‫- بله، محل مورد علاقمه

00:58:41.333 --> 00:58:44.333
‫چقدر بهتون میاد، این علاقتون به مرگ

00:58:46.125 --> 00:58:47.875
‫حتی از یونیفرم هم بیشتر بهتون میاد

00:58:50.583 --> 00:58:52.666
‫تنها کسی که در حد شماست آرتموس‌ـه

00:58:54.041 --> 00:58:57.333
‫تابحال ندیدم درگیر
‫دنیای غم‌ و‌ اندوه باشه

00:58:58.875 --> 00:59:02.041
‫عادت داره در دوره‌های طولانی
‫به دنیای ما هم سری بزنه

00:59:13.916 --> 00:59:16.541
‫می‌دونین، بنظر من
‫ممکنه که برای یه مدت محدود

00:59:16.625 --> 00:59:18.250
‫روی شیشه‌ی شکسته رقصید

00:59:18.916 --> 00:59:20.125
‫ولی نه برای همیشه

00:59:24.958 --> 00:59:27.583
‫بله، می‌بینم که شما دو تا
‫وجه مشترک‌های زیادی دارید

00:59:35.625 --> 00:59:37.166
‫امیدوارم سردتون نباشه

00:59:40.208 --> 00:59:42.458
‫ظاهرا هوای سرد قرار نیست فعلا جایی بره

00:59:42.541 --> 00:59:43.541
‫لطفا، بیاین ادامه ندیم

00:59:44.166 --> 00:59:47.166
‫فکر نکنید برای صحبت
‫در مورد آب‌و‌هوا اومدم، خیلی کسل‌کننده‌ست

00:59:48.000 --> 00:59:50.666
‫عذرمی‌خوام
‫فقط نگران حال شما بودم

00:59:50.750 --> 00:59:52.000
‫پس لطفا به حرفاتون ادامه بدید

00:59:52.083 --> 00:59:55.750
‫عشق ابدی خودتون رو ابراز کنید
‫تا بتونیم بدون هیچ مشکلی برگردیم خونه

00:59:55.833 --> 00:59:58.458
‫- فقط می‌خواستم بگم...
‫- عذرمی‌خوام

00:59:59.708 --> 01:00:02.166
‫عذرمی‌خوام، خیلی رفتارم بده
‫و اصلا نمی‌دونم چرا

01:00:05.208 --> 01:00:06.333
‫سردتون شده

01:00:06.416 --> 01:00:08.791
‫خانم مارکوس
‫ می‌خواید کت من رو بپوشید؟

01:00:09.791 --> 01:00:11.750
‫- مشکلی ندارم
‫- هیچ مشکلی نیست...

01:00:11.833 --> 01:00:12.833
‫گفتم...

01:00:14.791 --> 01:00:16.000
‫- چرا اینطوری شدم؟
‫- خانم مارکوس

01:00:16.083 --> 01:00:18.541
‫لیا! لیا!

01:00:22.083 --> 01:00:25.541
‫لیا! لیا؟ چی شده؟

01:00:25.625 --> 01:00:26.625
‫لیا!

01:00:28.875 --> 01:00:29.875
‫لیا

01:00:37.916 --> 01:00:39.083
‫خدای من، لیا

01:00:40.666 --> 01:00:41.833
‫حالت خوبه؟

01:00:44.375 --> 01:00:46.083
‫- لیا؟
‫- حالم خوبه

01:00:56.666 --> 01:01:00.458
‫مطمئنی حالت خوبه؟
‫حسابی وحشت‌ کردم

01:01:01.083 --> 01:01:03.625
‫هرازگاهی پیش میاد
‫چیز خاصی نیست

01:01:05.083 --> 01:01:06.125
‫روحیه‌...

01:01:07.500 --> 01:01:12.916
‫روحیه‌ی شما چنان بهم جرات میده
‫ که می‌تونم اعتراف کنم

01:01:14.458 --> 01:01:19.458
‫مادرم حضور خاصی در زندگیم داره

01:01:20.791 --> 01:01:23.583
‫در رویا و در بیداریم

01:01:24.500 --> 01:01:25.833
‫بله، بله

01:01:25.916 --> 01:01:31.083
‫گاهی فکر می‌کنم ارواح به خوابمون میان
‫چون بقدر کافی دوستشون نداریم

01:01:32.416 --> 01:01:36.250
‫می‌دونین، فراموششون می‌کنیم
‫قصدمون این نیست، ولی اتفاق میافته

01:01:37.291 --> 01:01:42.833
‫بنظرم بطرز بی‌رحمانه‌ای احساس تنهایی می‌کنن
‫ برای همین فریاد میزنن تا صداشون رو بشنویم

01:01:44.041 --> 01:01:47.083
‫شاید بهتر باشه
‫زیاد بهش فکر نکنیم

01:01:58.291 --> 01:02:00.208
‫می‌خوام بدونی که چقدر قدردان بودم

01:02:02.833 --> 01:02:04.625
‫که وقتی چشمانم رو باز کردم شما رو دیدم

01:02:05.916 --> 01:02:07.291
‫که به عمق وجودتون نگاه کنم

01:02:08.250 --> 01:02:10.583
‫و چیزی پیدا کنم
‫که هرگز انتظارش رو نداشتم

01:02:12.125 --> 01:02:13.666
‫حتی تا هزار سال دیگه

01:02:15.666 --> 01:02:16.666
‫ممنونم

01:03:12.333 --> 01:03:14.500
‫بس کن!

01:03:23.208 --> 01:03:27.041
‫حروم‌زاده‌ها نباید پاشون رو
‫از گلیم خودشون درازتر کنن

01:03:28.625 --> 01:03:31.083
‫نزدیک لیا نشو

01:03:33.875 --> 01:03:34.708
‫ولش کن!

01:03:38.291 --> 01:03:39.500
‫ولش کن، بلینجر!

01:03:39.583 --> 01:03:42.958
‫وگرنه میدمت دست دادگاه نظامی!

01:03:55.333 --> 01:03:56.500
‫عوضی بی‌ریخت

01:04:01.166 --> 01:04:02.166
‫حالت خوبه؟

01:04:02.250 --> 01:04:06.000
‫واضحه که اون وحشی می‌دونه
‫ لیا منو به اون ترجیح میده

01:04:06.083 --> 01:04:08.416
‫- و اگر فکر می‌کنه می‌تونه منو بترسونه...
‫- بترسونه؟

01:04:08.500 --> 01:04:11.541
‫- قصد داشت بکشتت
‫- بکشه؟ اوه!

01:04:12.166 --> 01:04:16.291
‫اوه، نه. قبل از اینکه بذارم
‫بین من و خواسته‌ی قلبی‌ام قرار بگیره

01:04:16.375 --> 01:04:18.041
‫خودم می‌کشمش

01:04:20.666 --> 01:04:24.083
‫همیشه همینطور بوده
‫مردم منو دست‌کم می‌گرفتن

01:04:24.166 --> 01:04:27.250
‫دوستانم، هم‌کلاسی‌هام
‫حتی حامی مالی خودم

01:04:27.333 --> 01:04:28.750
‫- ممنونم، پتسی
‫- همه

01:04:29.375 --> 01:04:30.416
‫همه

01:04:33.625 --> 01:04:34.625
‫بجز مادر عزیزم

01:04:37.041 --> 01:04:40.333
‫و ممنونم که بهم کمک کردی

01:04:41.125 --> 01:04:43.250
‫از من بعید بود
‫که اینطور غافلگیر بشم

01:04:43.333 --> 01:04:47.333
‫و توام آدمو غافلگیر میکنی
‫مگه نه، لندور؟

01:04:48.458 --> 01:04:50.750
‫اصلا قصد توهین ندارم

01:04:50.833 --> 01:04:54.750
‫ولی تو فرهیخته‌تر از چیزی هستی که نشون میدی

01:04:55.541 --> 01:04:59.708
‫خب، بگو ببینم
‫حقیقت داره که یکبار فقط با

01:04:59.791 --> 01:05:02.250
‫نگاه خیره از کسی اعتراف گرفتی؟

01:05:09.625 --> 01:05:11.333
‫با صبر کافی

01:05:12.500 --> 01:05:16.291
‫اکثر اوقات متهم
‫خودش از خودش بازجویی میکنه

01:05:20.541 --> 01:05:23.583
‫خب، هم‌صحبت دلنشینی هستی، لندور

01:05:26.750 --> 01:05:28.666
‫یه روزی شعری می‌نویسم

01:05:29.791 --> 01:05:33.208
‫شعری که اسمت رو
‫در طول تاریخ ثبت کنه

01:05:51.208 --> 01:05:55.250
‫حتی بعد از این حمله
‫به رندی بلینجر شک نداری؟

01:05:57.541 --> 01:05:59.125
‫پس به کجا میرسه؟

01:06:00.041 --> 01:06:01.375
‫تحقیقاتت

01:06:02.375 --> 01:06:05.458
‫آرتموس مارکوس توجهم رو جلب کرده

01:06:06.875 --> 01:06:08.041
‫بنظرم می‌شناسیش؟

01:06:10.541 --> 01:06:11.708
‫خب، کیه که نشناسه؟

01:06:13.791 --> 01:06:15.416
‫ظاهر فوق‌العاده‌ای داره

01:06:16.875 --> 01:06:20.208
‫تقریبا بهش میاد
‫که توی جوانی بمیره، مگه نه؟

01:06:22.958 --> 01:06:26.250
‫ولی فکر نمی‌کردم
‫اهل خشونت باشه

01:06:27.541 --> 01:06:29.541
‫همیشه، خیلی آرومه

01:06:32.041 --> 01:06:33.416
‫شاید مظنون ما نباشه

01:06:35.333 --> 01:06:39.208
‫یه حالت خاصی داره
‫کل خانواده‌اش دارن

01:06:39.291 --> 01:06:42.125
‫رفتارشون مثل افرادیه
‫که مرتکب عمل خلافی شدن

01:06:45.875 --> 01:06:48.291
‫مگه تمام خانواده‌ها مرتکب خلاف نمیشن؟

01:06:55.708 --> 01:06:58.166
‫- فرمانده
‫- مشکلی با آقای بلینجر پیش اومده

01:06:59.208 --> 01:07:01.083
‫متاسفانه مفقود شده

01:07:14.708 --> 01:07:16.291
‫کنار اون صخره‌ها

01:07:17.708 --> 01:07:19.166
‫این طرف هم هست

01:07:22.625 --> 01:07:23.916
‫بالای تپه

01:07:24.708 --> 01:07:28.125
‫سرباز، سمت راست
‫پشت اون درخت‌ها

01:07:28.875 --> 01:07:29.958
‫اینجا چیزی نیست

01:07:41.416 --> 01:07:43.666
‫فرمانده! این بالا!

01:07:55.833 --> 01:07:56.833
‫خدای من

01:08:19.541 --> 01:08:25.833
‫کالبدشکافی آقای بلینجر
‫به ظرافت آقای فرای نبوده

01:08:26.500 --> 01:08:29.708
‫که نشون میده
‫توسط شخص دیگه‌ای انجام شده

01:08:31.958 --> 01:08:34.583
‫و اخته شدنش...

01:08:36.791 --> 01:08:38.750
‫خب، راستش...

01:08:38.833 --> 01:08:39.875
‫اخته شدن؟

01:08:40.708 --> 01:08:42.208
‫خدای من، لندور

01:08:43.166 --> 01:08:45.833
‫از یک ماه پیش تا الان
‫اصلا به پیدا کردن مسئول این قتل‌ها

01:08:45.916 --> 01:08:47.291
‫نزدیک‌تر نشدیم!

01:08:47.875 --> 01:08:48.875
‫نزدیک‌تر شدیم

01:08:49.541 --> 01:08:51.208
‫- دیر یا زود پیداش می‌کنیم
‫- بگو ببینم

01:08:52.916 --> 01:08:55.583
‫مدارک بیشتری از
‫اعمال شیطانی پیدا کردی؟

01:08:57.250 --> 01:09:00.541
‫اون افسر ادعایی که
‫سرباز کاکرن رو راضی کرده

01:09:00.625 --> 01:09:02.291
‫جسد لروی فرای رو رها کنه چی؟

01:09:03.666 --> 01:09:04.666
‫یا دفترچه‌ی خاطرات فرای؟

01:09:04.708 --> 01:09:07.833
‫حتی یک سرنخ هم پیدا کردی
‫که شاید به درد بخوره؟

01:09:08.750 --> 01:09:13.875
‫یه روانی داره آزادانه توی این منطقه
‫میچرخه و افراد منو سلاخی می‌کنه

01:09:13.958 --> 01:09:18.416
‫افرادی که به زحمت وظایفشون رو انجام میدن
‫ به زحمت از خوابگاه بیرون میان یا می‌خوابن

01:09:18.500 --> 01:09:21.250
‫و حتی اگرم بخوابن
‫با اسلحه‌هاشون می‌خوابن!

01:09:26.750 --> 01:09:29.666
‫کم‌کم دارم فکر می‌کنم
‫دیگه به صلاحیت من برای

01:09:30.291 --> 01:09:31.916
‫انجام این تحقیقات مطمئن نیستید

01:09:33.166 --> 01:09:34.166
‫ممنونم، دکتر

01:09:41.541 --> 01:09:45.208
‫چیزی که زیر سوال میبریم
‫صلاحیت شما نیست، جبهه‌گیری شماست

01:09:45.750 --> 01:09:50.166
‫آیا احتمالش نیست
‫که این‌ها کار آقای پو بوده باشه؟

01:09:51.208 --> 01:09:52.041
‫پو؟

01:09:52.125 --> 01:09:54.791
‫همین دیروز
‫داشت هم‌میزی‌هاش رو

01:09:54.875 --> 01:09:58.500
‫با داستانی قهرمانانه در مورد درگیری
‫ حماسی‌اش با آقای بلینجر سرگرم می‌کرد

01:09:58.583 --> 01:10:02.083
‫و می‌گفت اگر دوباره با هم درگیر بشن

01:10:02.166 --> 01:10:04.500
‫قطعا قصد کشتنش رو داره

01:10:04.583 --> 01:10:06.208
‫خودتون پو رو دیدین

01:10:07.166 --> 01:10:11.291
‫یعنی واقعا فکر می‌کنین
‫زورش از بلینجر بیشتره؟

01:10:11.375 --> 01:10:15.083
‫نه، نیازی به زور نیست
‫یه اسلحه کافی بوده

01:10:15.166 --> 01:10:17.583
‫رابطه‌اش با بلینجر هرجوری که بوده

01:10:17.666 --> 01:10:21.958
‫هیچ اثری از رابطه‌ی
‫پو با لروی فرای نیست

01:10:22.041 --> 01:10:25.125
‫- حتی همدیگه رو نمی‌شناختن
‫- چرا، می‌شناختن

01:10:25.958 --> 01:10:28.791
‫تابستون گذشته با همدیگه درگیر شدن

01:10:30.458 --> 01:10:33.958
‫فکر نکنم این اطلاعات رو
‫بهتون داده باشه، درسته؟

01:10:39.000 --> 01:10:40.125
‫پس دستگیرش کنین

01:10:40.916 --> 01:10:43.958
‫اگر اینقدر اطمینان دارین
‫بازداشتش کنین

01:10:44.041 --> 01:10:45.958
‫ما فقط انگیزه‌اش رو می‌دونیم

01:10:46.583 --> 01:10:49.166
‫برای پیدا کردن مدرک
‫امیدمون به شماست!

01:10:50.541 --> 01:10:54.958
‫جناب لندور، خصومتی پنهان
‫با این دانشگاه دارید؟

01:10:55.541 --> 01:10:56.541
‫دلیلش همینه؟

01:10:59.541 --> 01:11:05.208
‫بخاطر دانشگاه عزیزتون
‫دارم جونم رو به خطر می‌اندازم

01:11:08.416 --> 01:11:09.416
‫ولی بله

01:11:11.166 --> 01:11:16.875
‫باورم اینه که این دانشگاه
‫اراده‌ی مردان جوان رو می‌گیره

01:11:17.458 --> 01:11:21.125
‫اونا رو با قوانین و مقررات محدود می‌کنه

01:11:22.541 --> 01:11:27.291
‫قدرت استدلالشون رو ازشون می‌گیره
‫انسانیتشون رو کمتر می‌کنه

01:11:27.375 --> 01:11:32.125
‫یعنی میگین دانشگاه
‫مقصر این مرگ‌هاست؟

01:11:32.208 --> 01:11:36.500
‫یکی که مرتبط با دانشگاهه، بله
‫بنابراین تقصیر خود دانشگاه هم هست

01:11:36.583 --> 01:11:38.000
‫حرف مضحکیه

01:11:38.083 --> 01:11:39.291
‫با این نوع نتیجه‌گیری

01:11:40.041 --> 01:11:44.000
‫هر جرمی که توسط یک مسیحی
‫انجام بشه، لکه‌ای به دامان عیسی مسیحه

01:11:45.500 --> 01:11:46.541
‫همینطور هم هست

01:12:02.458 --> 01:12:07.583
‫وقتی اولین بار ازت خواستم
‫ که این شغل رو قبول کنی

01:12:09.250 --> 01:12:16.166
‫بهم گفتی تابحال با لروی فرای
‫ برخورد نداشتی، خب پس...

01:12:17.750 --> 01:12:20.333
‫بیا از همینجا شروع کنیم. خب؟

01:12:23.791 --> 01:12:26.541
‫- خب، کاملا حقیقت نداره...
‫- خب، خب، خب...

01:12:26.625 --> 01:12:29.166
‫چرا همه چیز رو پیچیده می‌کنی، پو؟

01:12:29.250 --> 01:12:31.666
‫مشکلت با حقایق چیه؟
‫مشکلت با حقایق ساده چیه؟

01:12:31.750 --> 01:12:34.083
‫آره! یا نه!

01:12:35.625 --> 01:12:36.625
‫خود حقیقت!

01:12:38.458 --> 01:12:43.083
‫- لروی فرای رو می‌شناختی یا نه؟
‫- بله

01:12:44.125 --> 01:12:47.333
‫با لروی فرای صحبت کردی؟

01:12:48.625 --> 01:12:50.208
‫بله، بله

01:12:55.125 --> 01:12:57.291
‫تو لروی فرای رو کشتی؟

01:12:59.958 --> 01:13:02.916
‫تو رندالف بلینجر رو کشتی؟

01:13:03.000 --> 01:13:04.000
‫نه

01:13:10.083 --> 01:13:15.375
‫هیچ ارتباطی با تعرض
‫به اجسادشون داشتی؟

01:13:15.458 --> 01:13:18.916
‫- نه، نه، خدا منو بکشه اگر...
‫- ولی اینو انکار نمی‌کنی

01:13:19.000 --> 01:13:21.791
‫که هر دوتاشون رو تهدید کردی؟

01:13:21.875 --> 01:13:25.125
‫خب، در مورد بلینجر...

01:13:29.750 --> 01:13:30.833
‫از ته دل نبود

01:13:32.375 --> 01:13:35.750
‫- فرای چطور؟
‫- هیچوقت تهدیدش نکردم. فقط...

01:13:35.833 --> 01:13:41.000
‫یه تشابه خیلی نگران‌کننده‌ای اینجا هست، پو

01:13:41.083 --> 01:13:46.791
‫هرکس باهات درمیافته
‫سر از طناب دار درمیاره

01:13:46.875 --> 01:13:51.958
‫و اعضای بدن خیلی مهمی
‫ از سینه‌شون درمیاد

01:13:52.791 --> 01:13:54.041
‫جناب لندور...

01:13:57.791 --> 01:13:59.958
‫اگر قرار بود هر سربازی

01:14:00.041 --> 01:14:02.958
‫که در اقامت کوتاهم در اینجا
‫منو آزار داده بکشم

01:14:04.833 --> 01:14:08.041
‫متاسفانه آخرش کل سربازهای زنده

01:14:08.125 --> 01:14:09.791
‫از ده تا کمتر میشد

01:14:14.041 --> 01:14:17.250
‫خب، شاید بهتر باشه بدونید
‫که از اولین روز حضورم در اینجا

01:14:18.208 --> 01:14:19.833
‫مایه‌ی تمسخر بودم

01:14:21.458 --> 01:14:26.375
‫رفتارم، سنم، شخصیتم...

01:14:28.875 --> 01:14:30.291
‫ظاهرم

01:14:32.291 --> 01:14:36.666
‫اگر هزاران سالم عمر کنم

01:14:36.750 --> 01:14:39.166
‫نمی‌تونم تمام زخم‌هایی که

01:14:39.250 --> 01:14:40.583
‫خوردم رو بیان کنم

01:14:42.375 --> 01:14:48.250
‫بله، خطاهای خیلی خیلی زیادی رو
‫مرتکب شدم، ولی این هرگز جزوشون نبوده

01:14:50.916 --> 01:14:52.208
‫قتل هرگز جزوشون نبوده

01:14:55.458 --> 01:14:56.875
‫حالا حرفمو باور می‌کنین؟

01:14:59.833 --> 01:15:06.166
‫بنظرم بهتره که بیشتر مراقب
‫حرف‌ها و اعمالت باشی

01:15:09.666 --> 01:15:14.416
‫احتمالا فعلا بتونم
‫جلوی هیچکاک رو بگیرم

01:15:15.833 --> 01:15:21.833
‫ولی اگر دوباره بهم دروغ بگی

01:15:21.916 --> 01:15:27.250
‫حتی اگر دستگیرت کنن هم
‫ذره‌ای بهت کمک نخواهم کرد

01:15:27.333 --> 01:15:30.458
‫فهمیدی چی گفتم؟

01:15:39.500 --> 01:15:43.333
‫حالا با اجازت
‫برای شام منتظرم هستن

01:16:08.958 --> 01:16:15.916
‫تشکر می‌کنم که در عزاداری برای
‫مرگ نابهنگام رندالف به ما ملحق شدید

01:16:17.208 --> 01:16:19.541
‫اون پسر نازنین
‫ مثل عضو خانواده‌مون بود

01:16:24.333 --> 01:16:28.875
‫بنظرتون پسرم بطور فوق‌العاده‌ای
‫خوشتیپ نیست، جناب لندور؟

01:16:34.708 --> 01:16:41.083
‫بنظرم خدا نعمت زیبایی رو
‫به هر دو فرزندتون داده

01:16:42.166 --> 01:16:44.583
‫بله، این نعمت در خانواده‌ی ما موروثیه

01:16:45.166 --> 01:16:50.000
‫ولی اینم بگم
‫بنظرم شما آدم بی‌مانندی هستید

01:16:51.125 --> 01:16:54.458
‫فردی با هوش منحصربه‌فرد

01:16:55.000 --> 01:16:59.291
‫خصوصیتی که این اطراف
‫بطرز عجیبی نادره

01:17:00.916 --> 01:17:03.666
‫و با اون هوشتون، جناب لندور

01:17:04.500 --> 01:17:07.166
‫امیدوارم وقتی تحقیقات رسمی‌تون تمام شد

01:17:07.250 --> 01:17:10.541
‫به من در حل معمای خودم کمک کنید

01:17:11.083 --> 01:17:13.916
‫- عه، یک معما؟
‫- اتفاق خیلی عجیبیه

01:17:14.000 --> 01:17:15.958
‫دوشنبه، وقتی در تمرین بودم

01:17:16.541 --> 01:17:20.416
‫ظاهرا کسی در وسایلم سرک کشیده

01:17:21.541 --> 01:17:23.250
‫- اوه
‫- خب...

01:17:23.916 --> 01:17:27.125
‫- آدمای وحشتناک همه جا پیدا میشن
‫- واقعا، پدر؟

01:17:27.500 --> 01:17:30.416
‫من که حس می‌کردم طرف فقط بی‌ادب بوده

01:17:30.500 --> 01:17:33.166
‫که البته، اصلا نمی‌دونم کی بوده

01:17:35.333 --> 01:17:39.041
‫با این حال، باید مراقب باشی، آرتموس

01:17:39.833 --> 01:17:41.625
‫- حسابی مراقب باشی
‫- اوه، مادر

01:17:42.500 --> 01:17:45.625
‫احتمالا فقط یه پیرمرد مزاحم بوده

01:17:45.708 --> 01:17:50.208
‫که هیچ کار و زندگی‌ای نداشته

01:17:50.791 --> 01:17:53.958
‫یه دهاتی کلبه‌نشین

01:17:55.000 --> 01:17:56.416
‫نظر شما چیه، جناب لندور؟

01:17:58.625 --> 01:18:00.041
‫اوه

01:18:00.125 --> 01:18:02.125
‫- شما هم یک کلبه دارید، مگه نه؟
‫- آرتموس

01:18:02.958 --> 01:18:06.208
‫شاید حتی کسانی رو بشناسید
‫که با این توصیفات تطابق داشته باشن

01:18:06.291 --> 01:18:09.541
‫شاید یه دوست عزیزی که عاشق
‫مشروب خوردن توی میخانه باشه

01:18:10.541 --> 01:18:13.083
‫بس کن! لطفا! از این حرفا بدم میاد!

01:18:13.625 --> 01:18:16.000
‫وقتی اینطوری حرف میزنی
‫بشدت بدم میاد

01:18:16.083 --> 01:18:18.750
‫- متوجه مقصودت نمیشم، مادر
‫- آره، مطمئنم که نمیشی

01:18:18.833 --> 01:18:21.875
‫حتی اگر قصد کنم برم اون طرف
‫رودخانه‌ی هادسن هم کسی متوجه نمیشه

01:18:21.958 --> 01:18:23.583
‫هیچکس دنبالم نمیاد!

01:18:24.083 --> 01:18:26.458
‫- مگه نه، دنیل؟
‫- پسرم، لطفا

01:18:36.416 --> 01:18:40.416
‫لطفا... همسرم رو ببخشید

01:18:42.375 --> 01:18:45.250
‫مرگ آقای بلینجر

01:18:46.750 --> 01:18:50.291
‫پرده‌ی غمی بر روی خانواده‌ی شادمون انداخته

01:18:58.041 --> 01:19:02.458
‫تشریف میارید با هم
‫به کتابخانه بریم، جناب لندور؟

01:19:02.541 --> 01:19:03.541
‫خوشحال میشم

01:19:11.875 --> 01:19:14.250
‫عذرمی‌خوام، جناب کارآگاه

01:19:16.458 --> 01:19:20.791
‫نگرانی و بی‌خبری
‫روی همه‌ی ما تاثیر گذاشته

01:19:20.875 --> 01:19:23.041
‫- نیازی به عذرخواهی نیست
‫- بله

01:19:23.833 --> 01:19:28.375
‫و این فصل، این همه
‫حبس بودن در فضای بسته...

01:19:28.458 --> 01:19:31.791
‫بله، کاملا قابل درکه

01:19:36.333 --> 01:19:39.541
‫متوجه نکته‌ای شدم، دکتر

01:19:42.166 --> 01:19:44.208
‫دخترتون ناخوش‌احواله؟

01:19:45.833 --> 01:19:47.208
‫آدم تیزبینی هستید

01:19:48.458 --> 01:19:49.458
‫بله

01:19:51.166 --> 01:19:52.708
‫بله، دخترم...

01:19:54.750 --> 01:19:57.791
‫دخترم زندگی سختی داشته

01:19:58.500 --> 01:20:00.541
‫عملا از زمان بچگی

01:20:01.500 --> 01:20:06.583
‫یک بیماری‌ مخوف
‫وقتی کسی حواسش نیست به سراغش میاد

01:20:06.666 --> 01:20:11.750
‫مغزش رو از کار می‌اندازه
‫و مثل بید شروع می‌کنه به لرزیدن

01:20:12.541 --> 01:20:14.291
‫فرزند زیبای من

01:20:15.458 --> 01:20:20.125
‫دختری که در سرنوشتش
‫ازدواج، منزلت و فرزندانی هست

01:20:21.750 --> 01:20:25.583
‫و در عین حال، این بیماری هم هست

01:20:29.125 --> 01:20:30.125
‫واقعا وحشتناکه

01:20:33.416 --> 01:20:37.000
‫آقایون، لیا داره هنرنمایی می‌کنه
‫تشریف بیارید و ببینید

01:20:38.208 --> 01:20:39.208
‫ممنونم، پسرم

01:20:42.541 --> 01:20:43.541
‫بریم؟

01:20:44.333 --> 01:20:48.250
‫اگر مشکلی نیست
‫یک لحظه میرم هوایی تازه کنم

01:20:48.333 --> 01:20:49.333
‫البته

01:20:55.291 --> 01:20:58.291
‫پدر، بیا با من بازی کن

01:21:01.000 --> 01:21:03.166
‫باز هم کیش‌ومات ناپلئونی رو امتحان کنم

01:21:03.958 --> 01:21:07.000
‫یا این‌دفعه سراغ روشی سخت‌تر برم؟

01:23:05.375 --> 01:23:08.166
‫- فوق‌العاده‌ست
‫- نه چندان

01:23:09.208 --> 01:23:10.208
‫شاید بشه گفت قابل‌قبوله

01:23:10.875 --> 01:23:14.416
‫متوجه نمیشی که نواختنت
‫چه تاثیری روی من داره

01:23:16.166 --> 01:23:18.166
‫درواقع روی همه‌ی ما، من...

01:23:20.375 --> 01:23:23.208
‫- خب؟
‫- خب، من...

01:23:26.583 --> 01:23:33.333
‫نمی‌دونم دیگه چطور بگم
‫ولی، من متوجه شدم که

01:23:35.291 --> 01:23:37.708
‫حاضرم هرکاری برای شما انجام بدم

01:23:44.833 --> 01:23:45.958
‫اوه، ادگار

01:24:10.458 --> 01:24:13.500
‫می‌تونم توی پیدا کردن چیزی
‫کمکتون کنم، جناب لندور؟

01:24:14.916 --> 01:24:17.500
‫حالتون بهتر شده، اونم چه زود

01:24:18.458 --> 01:24:19.791
‫خب، خیلی عذرمی‌خوام

01:24:19.875 --> 01:24:23.791
‫می‌ترسیدم یکی از اون
‫میگرن‌های وحشتناک داره به سراغم میاد

01:24:23.875 --> 01:24:28.333
‫ولی بنظر میاد
‫فقط لحظه‌ای استراحت نیاز داشتم

01:24:28.416 --> 01:24:31.375
‫و حس می‌کنم کاملا خوب شدم

01:24:34.833 --> 01:24:37.708
‫بیا این لباس قدیمی
‫وحشتناک رو بذاریم کنار، باشه؟

01:24:37.791 --> 01:24:40.125
‫مطمئنم اندازه‌ات نمیشه

01:24:42.208 --> 01:24:44.333
‫دکتر عزیز و من دنبالش می‌گشتیم

01:24:45.125 --> 01:24:46.208
‫و من پیداش کردم

01:24:47.291 --> 01:24:52.083
‫ببین کارآگاه توی کمدمون چی پیدا کرده، عزیزم

01:24:52.666 --> 01:24:58.083
‫یادته آرتموس وقتی بچه بود
‫اینو توی خونه می‌پوشید؟

01:24:58.916 --> 01:25:00.208
‫یادته، عشقم؟

01:25:00.291 --> 01:25:02.500
‫- یادمه، مادر
‫- کت برادرمه

01:25:02.583 --> 01:25:03.833
‫برادرتون؟

01:25:03.916 --> 01:25:06.500
‫تنها چیزیه که ازش به یادگار مونده

01:25:07.166 --> 01:25:08.806
‫چرا دست شماست؟

01:25:08.875 --> 01:25:10.500
‫شاید آرتموس بتونه جواب این سوال رو بده

01:25:17.416 --> 01:25:19.041
‫همه توی پذیرایی هستن

01:25:21.583 --> 01:25:22.916
‫ایتن

01:25:24.916 --> 01:25:26.166
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

01:25:27.583 --> 01:25:28.875
‫یه سرباز دیگه گم شده

01:25:31.875 --> 01:25:35.250
‫و یک گروه جستجو تشکیل دادم
‫که تا یک ساعت آینده آماده‌ میشه

01:25:35.333 --> 01:25:37.458
‫همه جا رو خواهیم گشت

01:25:37.541 --> 01:25:39.583
‫خدا بهمون کمک کنه
‫از فکر اینکه این سرباز...

01:25:39.666 --> 01:25:40.500
‫آقایون!

01:25:40.583 --> 01:25:43.375
‫توی خوابگاه آقای استادارد بودم

01:25:43.458 --> 01:25:48.166
‫صندوقش خالی بود
‫ هیچ لباس غیرنظامی‌ای پیدا نکردم

01:25:48.250 --> 01:25:50.375
‫بنظرم فرار کرده

01:25:51.500 --> 01:25:52.500
‫فرار کرده؟

01:25:52.583 --> 01:25:54.750
‫دفتر خاطرات فرای

01:25:54.833 --> 01:25:58.791
‫نشون میده که استادارد و بلینجر
‫هردو دوستان خوب لروی فرای بودن

01:25:58.875 --> 01:26:00.958
‫با ترس از اینکه نفر بعدی باشه
‫فکر کنم فرار کرده

01:26:01.041 --> 01:26:04.708
‫خب، شاید اینطور باشه
‫ولی آرتموس و اون کت افسر چی؟

01:26:04.791 --> 01:26:08.250
‫اگر در این قضیه دست داره
‫چه دلیلی برای دستگیر نکردنش داریم؟

01:26:08.333 --> 01:26:13.208
‫اون... خونسردتر از این حرفاست
‫فقط کافیه بشینه و انکارش کنه

01:26:14.041 --> 01:26:17.291
‫یک روش نهایی تحقیقات هست
‫که درپیش گرفتم

01:26:17.791 --> 01:26:19.750
‫دو تا از دوستان نزدیکش مردن

01:26:19.833 --> 01:26:23.083
‫و به زودی باید به رئیس‌جمهور
‫گزارش بدم که قاتل رو پیدا کردیم

01:26:24.791 --> 01:26:27.333
‫قاتل رو پیدا کردیم، لندور
‫مگه نه؟

01:26:44.833 --> 01:26:45.833
‫بانو

01:26:47.666 --> 01:26:48.666
‫ادگار

01:26:53.250 --> 01:26:54.958
‫- من...
‫- استاد؟

01:26:58.000 --> 01:26:59.000
‫پپه؟

01:27:01.333 --> 01:27:05.875
‫آخرین باری که اینجا بودم در مورد
‫یه شکارچی جادوگر و یه کتاب صحبت کردی

01:27:05.958 --> 01:27:08.791
‫بله، زبان شیطان

01:27:08.875 --> 01:27:10.791
‫هنری دکلرک

01:27:11.333 --> 01:27:13.166
‫لکرک یه کشیش بوده؟

01:27:14.041 --> 01:27:15.416
‫کشیشی که سوزونده شد

01:27:19.458 --> 01:27:21.208
‫توی خواب به ذهنم رسید

01:27:23.791 --> 01:27:25.791
‫<i>می‌ریخت و می‌ریخت</i>

01:27:26.791 --> 01:27:30.000
‫<i>رگباری داغ بر زمین</i>

01:27:32.333 --> 01:27:34.791
‫<i>با قلبی نگران، از او خواستم عجله کند</i>

01:27:36.791 --> 01:27:37.958
‫<i>گفتم لنور</i>

01:27:40.166 --> 01:27:42.375
‫<i>ولی پاسخی نداد</i>

01:27:44.041 --> 01:27:46.416
‫<i>شبی بی‌پایان او را دربرگرفته بود</i>

01:27:46.500 --> 01:27:48.666
‫<i>و بر تمام بدنش سایه افکنده بود
‫بجز چشم‌های رنگ‌پریده‌ی آبی‌اش</i>

01:27:48.750 --> 01:27:51.833
‫<i>تاریک‌ترین شب، به سیاهی جهنم</i>

01:27:51.916 --> 01:27:53.500
‫<i>با رگباری بی‌پایان</i>

01:27:55.375 --> 01:27:56.708
‫<i>که از آن تنها</i>

01:27:58.041 --> 01:27:59.458
‫<i>آن چشمان آبی بی‌روح باقی ماند</i>

01:28:06.416 --> 01:28:07.416
‫نمی‌بینی؟

01:28:10.250 --> 01:28:11.291
‫لنور

01:28:12.750 --> 01:28:13.833
‫لیا

01:28:15.291 --> 01:28:18.625
‫از عذاب غیرقابل‌ توصیفت میگه

01:28:20.166 --> 01:28:24.166
‫از پایان کار هرچیزی که
‫داره تو رو سرکوب می‌کنه

01:28:24.750 --> 01:28:25.750
‫این شعر

01:28:28.958 --> 01:28:30.541
‫داره با ما سخن میگه

01:28:41.375 --> 01:28:44.500
‫یادته که بهم گفتی
‫حاضری هرکاری برام انجام بدی؟

01:28:47.458 --> 01:28:48.791
‫شیطان‌پرستت

01:28:54.416 --> 01:28:56.250
‫- ممنونم، پپه
‫- خواهش می‌کنم

01:29:09.541 --> 01:29:10.583
‫جناب لندور

01:29:12.500 --> 01:29:13.583
‫خانواده‌ات

01:29:16.791 --> 01:29:20.333
‫خانواده‌ات... معمای

01:29:21.833 --> 01:29:22.833
‫خیلی سختی بود

01:29:24.041 --> 01:29:29.041
‫هیچوقت نمی‌تونستم تشخیص بدم
‫کنترل اوضاع دست کیه

01:29:29.833 --> 01:29:32.625
‫هر زمان به یکی از شما شک می‌کردم

01:29:32.708 --> 01:29:34.750
‫هیچوقت به ذهنم نرسید

01:29:36.583 --> 01:29:40.250
‫که شاید کسی باشه
‫که اصلا زنده نیست

01:29:41.875 --> 01:29:42.958
‫جانم؟

01:29:43.041 --> 01:29:46.875
‫پدر هنری لکلرک

01:29:47.666 --> 01:29:51.500
‫یکی از بهترین شکارچیان جادوگر

01:29:52.333 --> 01:29:55.083
‫تا اینکه خودش شکار شد

01:29:56.458 --> 01:29:58.250
‫در مورد چی صحبت می‌کنی؟

01:29:59.166 --> 01:30:04.250
‫دخترت، مبتلا به بیماری صرعه، درسته؟

01:30:04.750 --> 01:30:08.291
‫ولی باهاش کنار میاد
‫چون با کسی در ارتباطه

01:30:08.375 --> 01:30:10.791
‫کسی که بهش دستور میده

01:30:13.041 --> 01:30:14.041
‫با اون

01:30:14.916 --> 01:30:19.375
‫کاری نکن به عقلت شک کنم، جناب لندور

01:30:19.458 --> 01:30:21.666
‫منظورت از این حرفا چیه؟

01:30:27.041 --> 01:30:33.833
‫کتاب بسیار کمیاب لکلرک
‫زبان شیطان

01:30:37.916 --> 01:30:42.500
‫خب، ارتباط با شیطان

01:30:43.250 --> 01:30:47.083
‫سرگرمی‌ای نیست
‫ که باهاش آشنا باشم، جناب لندور

01:30:47.625 --> 01:30:50.958
‫تابحال یک صفحه
‫از این کتاب رو هم نخوندم

01:30:51.041 --> 01:30:55.541
‫دخترت با مرده‌ها صحبت می‌کنه یا نه؟

01:31:12.083 --> 01:31:16.000
‫طی این سال‌ها، تشنج‌هاش بدتر و بدتر شدن

01:31:17.583 --> 01:31:18.583
‫من...

01:31:19.125 --> 01:31:25.083
‫تمام روش‌های پزشکی
‫که به ذهنم می‌رسید رو امتحان کردم

01:31:25.958 --> 01:31:28.833
‫گفتن سه ماه بیشتر زنده نمیمونه

01:31:29.583 --> 01:31:32.125
‫می‌دونی چه حسی داره که درحالی بخوابی

01:31:32.208 --> 01:31:35.208
‫که ندونی دخترت
‫قراره تا صبح زنده بمونه یا نه؟

01:31:36.083 --> 01:31:39.625
‫ولی بعد، یک روز اومد پیش من

01:31:41.041 --> 01:31:44.583
‫و گفت با یکی آشنا شده

01:31:44.666 --> 01:31:46.875
‫پدر پدر پدربزرگش

01:31:47.541 --> 01:31:48.541
‫لکلرک؟

01:31:49.333 --> 01:31:51.041
‫هنری لکلرک آدم شیطانی‌ای نبود

01:31:53.291 --> 01:31:55.333
‫فقط... فقط درست درکش نکردن

01:32:48.583 --> 01:32:52.916
‫پیش من قسم خوردن
‫که آقای فرای از قبل مرده بود

01:32:53.000 --> 01:32:55.083
‫قسم خوردن که نمی‌تونن
‫هرگز کسی رو بکشن

01:32:55.166 --> 01:32:57.125
‫حرفشون رو باور کردی

01:32:57.208 --> 01:32:58.791
‫چاره‌ای نداشتم

01:32:58.875 --> 01:33:01.791
‫تو یه دکتری! کسی که معتقد به علمه!

01:33:01.875 --> 01:33:05.125
‫چطور جرات می‌کنی
‫به همچین مسائل دیوانه‌واری باور داشته باشی؟

01:33:05.208 --> 01:33:06.208
‫آخه...

01:33:07.083 --> 01:33:11.000
‫آخه خودم نمی‌تونستم نجاتش بدم

01:33:11.750 --> 01:33:14.208
‫از هنر خودم به جایی نرسیدم

01:33:16.458 --> 01:33:19.500
‫همه چیزم رو برای لیای عزیزم قربانی کردم

01:33:20.125 --> 01:33:23.250
‫پس چطور می‌تونستم وقتی
‫جای دیگه‌ای درمانی پیدا کرد، اعتراضی بکنم؟

01:33:23.333 --> 01:33:24.333
‫دکتر

01:33:25.916 --> 01:33:27.750
‫ارتباط با مرده‌ها

01:33:29.958 --> 01:33:32.333
‫چیز عادی‌ای نیست، ولی قتل...

01:33:34.625 --> 01:33:36.333
‫از بین بردن زندگی‌های بی‌گناه

01:33:39.500 --> 01:33:40.750
‫این غیرانسانیه

01:33:43.000 --> 01:33:46.375
‫یکی باید بابتش اعدام بشه

01:33:48.541 --> 01:33:54.083
‫تنها دلیلی که باهاش راه اومدم
‫این بود که بطرز معجزه‌آسایی

01:33:55.333 --> 01:33:57.041
‫حالش داشت بهتر میشد

01:33:58.250 --> 01:34:00.666
‫دکتر، خانواده‌ات کجاست؟

01:34:02.250 --> 01:34:03.875
‫بچه‌هات کجان؟

01:34:05.083 --> 01:34:07.333
‫آقای پو کمی پیش اومده بود

01:34:08.958 --> 01:34:12.291
‫همراه... همراه آرتموس رفت

01:34:13.125 --> 01:34:15.875
‫چرا پالتوش هنوز توی پذیراییه؟

01:34:17.500 --> 01:34:18.791
‫دکتر، لیا کجاست؟

01:34:20.625 --> 01:34:22.625
‫دکتر، خانواده‌ات کجاست؟

01:34:28.541 --> 01:34:31.125
‫تاثیرش داره از بین میره

01:34:32.375 --> 01:34:33.375
‫لیا

01:34:36.833 --> 01:34:38.041
‫ادامه بده

01:35:05.250 --> 01:35:06.250
‫چه خبره؟

01:35:09.583 --> 01:35:11.000
‫دیگه زیاد طول نمی‌کشه

01:35:11.083 --> 01:35:14.208
‫حالم چندان خوب نیست

01:35:16.875 --> 01:35:19.875
‫- فکر کردم...
‫- نه

01:35:22.083 --> 01:35:25.625
‫تا چند دقیقه‌ی دیگه آزاد میشم

01:35:29.375 --> 01:35:30.541
‫آزاد؟

01:35:30.625 --> 01:35:31.625
‫آره

01:35:33.291 --> 01:35:35.500
‫خواهش می‌کنم، لیا. من...

01:35:37.708 --> 01:35:39.041
‫این اتفاقیه که باید بیافته

01:35:40.666 --> 01:35:41.916
‫مطمئنم درک می‌کنی

01:35:42.833 --> 01:35:46.375
‫قربانی کردن خود
‫والاترین روش ابراز عشقه

01:35:47.583 --> 01:35:51.833
‫از لحظه‌ای که دیدمت
‫می‌دونستم اون نفر تویی

01:35:53.791 --> 01:35:54.791
‫لیا

01:35:55.333 --> 01:35:57.791
‫- بله؟
‫- واقعا دوستت دارم

01:36:27.166 --> 01:36:28.666
‫آرتموس...

01:36:30.625 --> 01:36:31.791
‫کافیه!

01:36:37.583 --> 01:36:39.541
‫- برو بیرون!
‫- بابت این کار اعدام میشین!

01:36:39.625 --> 01:36:41.708
‫- اینجا جای توی نیست، برو بیرون!
‫- لیا، تمومش کن!

01:36:41.791 --> 01:36:44.750
‫خانم مارکوس، می‌خوای
‫اعدام بچه‌هات رو ببینی؟

01:36:44.833 --> 01:36:47.208
‫- بهش گوش ندین، داره بلوف میزنه!
‫- ادامه بده

01:36:47.291 --> 01:36:49.750
‫- لیا!
‫- اون قلب فرای‌ـه، مگه نه؟

01:36:49.833 --> 01:36:51.708
‫- لندور
‫- لیا، ادامه بده!

01:36:51.791 --> 01:36:54.791
‫بلینجر هرکاری برات می‌کرد
‫حتی کشتن یه آدم

01:36:54.875 --> 01:36:56.333
‫و آرتموس، تو هم اونو کشتی

01:36:56.416 --> 01:36:58.666
‫لطفا تنهامون بذار
‫دیگه چیزی نمونده

01:36:58.750 --> 01:37:00.958
‫- لیا، تمومش کن!
‫- لیا، دیگه تموم شد!

01:37:01.791 --> 01:37:02.791
‫کار تو بود

01:37:03.500 --> 01:37:06.375
‫تو بودی که با یک یادداشت
‫فرای رو کشوندی...

01:37:06.458 --> 01:37:08.083
‫فکر اون نبود! فکر من بود!

01:37:08.166 --> 01:37:09.791
‫- کار من بود!
‫- نه! آرتموس!

01:37:09.875 --> 01:37:11.333
‫نه! لطفا!

01:37:11.416 --> 01:37:12.791
‫بس کن!

01:37:16.750 --> 01:37:17.750
‫بس کن!

01:37:19.333 --> 01:37:20.333
‫لیا!

01:37:46.208 --> 01:37:47.041
‫لیا!

01:37:47.125 --> 01:37:49.166
‫- لیا! لیا!
‫- لیا!

01:37:50.750 --> 01:37:54.958
‫آرتموس، آرتموس
‫بهش کمک کن! بهش کمک کن!

01:37:59.708 --> 01:38:01.125
‫مادر، برو عقب

01:38:01.208 --> 01:38:02.375
‫آرتموس

01:38:02.458 --> 01:38:05.041
‫لیا! لیا! لیا!

01:38:06.083 --> 01:38:08.500
‫آرتموس! آرتموس!

01:38:08.583 --> 01:38:11.208
‫- نمی‌تونم ولش کنم!
‫- نه!

01:38:11.291 --> 01:38:15.500
‫آرتموس، نه، آرتموس!

01:38:15.583 --> 01:38:17.166
‫آرتموس! نه!

01:38:21.416 --> 01:38:24.375
‫ولم کن! نه!

01:38:25.833 --> 01:38:27.250
‫نه، آرتموس!

01:38:41.666 --> 01:38:43.458
‫آرتموس! نه!

01:38:44.875 --> 01:38:47.458
‫لیا! لیا!

01:38:47.541 --> 01:38:49.375
‫نه!

01:38:49.458 --> 01:38:51.416
‫نه!

01:38:51.500 --> 01:38:52.500
‫بجنب!

01:39:40.000 --> 01:39:43.291
‫ظاهرا خونی که از دست داده
‫در حدی بوده که یک دکتر

01:39:43.375 --> 01:39:45.125
‫موقع خون‌گیری از آدم می‌گیره

01:39:46.291 --> 01:39:48.250
‫شاید حتی به سودش بوده باشه

01:39:51.625 --> 01:39:54.166
‫لندور، باید اعتراف ‌کنم
‫زندگی فراتر از چیزاییه که به چشم میاد

01:39:55.333 --> 01:39:56.625
‫کاملا موافقم

01:39:58.083 --> 01:40:01.000
‫خب، چه بلایی سر خانم مارکوس میاد؟

01:40:02.083 --> 01:40:04.791
‫مثل یک مادر عزاداره

01:40:05.708 --> 01:40:08.041
‫از نظر قاضی بقدر کافی عذاب کشیده

01:40:10.000 --> 01:40:11.500
‫ولی خوشحال میشی که بدونی

01:40:11.583 --> 01:40:15.333
‫دکتر عزیزمون نامه‌ی استعفاشو تحویل داده

01:40:16.958 --> 01:40:21.541
‫مطمئن باش
‫هیچکدوم اینا منو خوشحال نمی‌کنه

01:40:24.750 --> 01:40:25.750
‫لندور

01:40:33.208 --> 01:40:38.375
‫من و تو از لحاظ رفتار و تفکر
‫هیچ شباهتی به هم نداریم

01:40:41.458 --> 01:40:43.208
‫ولی می‌خوام اینو بدونی

01:40:43.291 --> 01:40:46.416
‫که اگر زمانی این شغل باعث شد...

01:40:49.375 --> 01:40:54.750
‫می‌خوام بگم که اگر
‫از روی گستاخی صلاحیت شما رو...

01:40:57.250 --> 01:40:58.375
‫زیر سوال بردم

01:41:00.916 --> 01:41:02.000
‫بابتش عذر می‌خوام

01:41:05.166 --> 01:41:06.208
‫ممنونم، فرمانده

01:41:17.333 --> 01:41:21.125
‫چطور تونستم این همه سال
‫با این آدم دوست باشم و سر یک سفره بشینم؟

01:41:22.166 --> 01:41:24.625
‫خانواده‌اش رو مثل خانواده‌ی خودم می‌شناختم

01:41:24.708 --> 01:41:27.125
‫ولی هرگز تصور نمی‌کردم
‫اینقدر در عذاب باشن

01:41:28.125 --> 01:41:29.791
‫خودتون خواستید، سرهنگ

01:41:31.208 --> 01:41:32.208
‫بله

01:41:33.458 --> 01:41:36.833
‫بله، گمونم تقصیر خودمه

01:41:39.125 --> 01:41:42.500
‫فقط می‌تونم تصور کنم
‫آرتموس آقای بلینجر رو به قتل رسونده

01:41:42.583 --> 01:41:44.875
‫که اجازه نده به مقامات خبر بده

01:41:44.958 --> 01:41:48.916
‫و آقای استادارد ترجیح داد فرار کنه
‫تا اینکه تبدیل به قربانی بعدی بشه

01:41:49.625 --> 01:41:51.125
‫می‌تونین اینطوری تصور کنید، بله

01:41:53.250 --> 01:41:54.666
‫خب، لندور

01:41:57.416 --> 01:42:01.041
‫به وظایفت در قرارداد تا ذره‌ی آخر عمل کردی

01:42:01.875 --> 01:42:04.083
‫بدین‌وسیله از قراردادت آزادت می‌کنم

01:42:05.666 --> 01:42:07.375
‫امیدوارم باعث نارضایتی‌ات نشه

01:42:07.458 --> 01:42:11.625
‫حداقل، امیدوارم راضی به
‫پذیرفتن قدردانی ما بشی

01:42:14.666 --> 01:42:20.375
‫امیدوارم شغال‌های واشنگتن
دست از تلاش برای بستن اینجا بردارن

01:42:21.125 --> 01:42:24.125
‫بنظرم تونستیم جلوی رسیدن
به هدفشون رو بگیریم

01:42:24.791 --> 01:42:26.750
‫نه، سرهنگ

01:42:59.916 --> 01:43:01.833
‫بنظر میاد حالت کاملا خوب شده

01:43:10.083 --> 01:43:11.458
‫قضیه‌ی دخترت رو می‌دونم

01:43:15.916 --> 01:43:17.250
‫خیلی‌خب

01:43:18.916 --> 01:43:21.500
‫متی چه ربطی به این قضایا داره؟

01:43:21.583 --> 01:43:22.583
‫کاملا ربط داره

01:43:23.875 --> 01:43:25.333
‫همونطور که خودتم خوب می‌دونی

01:44:01.500 --> 01:44:03.000
‫توی خواب به ذهنم رسید

01:44:16.625 --> 01:44:20.750
‫اون یادداشت... توی دستای لروی فرای

01:44:21.375 --> 01:44:25.166
‫یادداشتی که گذاشته بودن
‫تا اون بیچاره رو از خوابگاهش بیرون بکشن

01:44:27.208 --> 01:44:29.541
‫اونقدر بی‌احتیاطی کردی
‫که اینو پیش من جا گذاشتی

01:44:38.791 --> 01:44:41.041
‫یادداشت دیگه‌ای که جا گذاشتی این بود

01:44:43.666 --> 01:44:44.791
‫یادته؟

01:44:49.166 --> 01:44:50.166
‫خیلی تحت‌تاثیر

01:44:51.541 --> 01:44:53.750
‫شکل حروفت قرار گرفتم

01:44:54.708 --> 01:44:58.125
‫همونطور که می‌دونی، حروف بزرگ هم
‫به اندازه‌ی حروف کوچیک مهم هستن

01:44:58.208 --> 01:45:01.125
‫حروف "آ"، "ر"، "جی" و "ای"

01:45:01.208 --> 01:45:05.708
‫کاملا مشابه اونایی هستن
‫که توی یادداشت لروی فرای پیدا شدن

01:45:07.416 --> 01:45:11.625
‫می‌تونی تصور کنی چقدر بهت‌زده شدم

01:45:13.833 --> 01:45:17.416
‫یعنی ممکنه که یک نفر
‫هر دو یادداشت رو نوشته باشه؟

01:45:18.875 --> 01:45:23.791
‫و چرا باید لندور
‫با لروی فرای نامه‌نگاری کنه؟

01:45:26.416 --> 01:45:30.875
‫بر حسب اتفاق
‫به پتسی عزیز برخوردم

01:45:34.625 --> 01:45:36.041
‫دخترش متی

01:45:36.125 --> 01:45:37.833
‫تمام داستان رو برام گفت

01:45:39.291 --> 01:45:41.833
‫در راه برگشت از جشن دانشگاه

01:45:42.500 --> 01:45:44.166
‫بگیرش!

01:45:44.250 --> 01:45:45.458
‫- نگهش دار!
‫- نه!

01:45:45.541 --> 01:45:47.041
‫توسط سه آدم پست

01:45:47.583 --> 01:45:48.833
‫نه!

01:45:48.916 --> 01:45:51.500
‫به متی عزیزت تجاوز شد
‫و ولش کردن تا بمیره

01:45:51.583 --> 01:45:52.583
‫ساکت باش

01:45:53.375 --> 01:45:55.958
‫- لطفا، نه! نه!
‫- جولیوس، پاهاش رو بگیر!

01:45:56.041 --> 01:45:58.416
‫- نه، نه، نه، نه!
‫- بگیرش!

01:45:59.583 --> 01:46:01.708
‫- پاهاش! پاهاش! نگهش دار!
‫- نه!

01:46:01.791 --> 01:46:03.583
‫- محکم نگهش دار!
‫- لطفا!

01:46:03.666 --> 01:46:05.333
واقعا هم گروه بدی بودن

01:46:05.416 --> 01:46:06.416
‫متی

01:46:06.791 --> 01:46:08.375
‫همونطور که لروی فرای گفته بود

01:46:10.250 --> 01:46:11.250
‫متی؟

01:46:12.250 --> 01:46:14.333
‫اوه، خدای من! متی

01:46:14.416 --> 01:46:16.500
‫اوه، خدای من! بیا بغلم

01:46:20.666 --> 01:46:22.375
‫متی

01:46:23.458 --> 01:46:24.916
‫متاسفم

01:46:27.458 --> 01:46:29.041
‫- متاسفم
‫- چیزی نیست

01:46:29.791 --> 01:46:32.625
‫همه چی درست میشه

01:46:35.125 --> 01:46:36.125
‫همه چی حل میشه

01:47:11.708 --> 01:47:13.916
‫متی، اون نمی‌تونه بهت کمک کنه

01:47:15.625 --> 01:47:18.041
‫خواهش می‌کنم، عزیزم
‫بذار خودم بهت کمک کنم

01:47:25.125 --> 01:47:29.250
‫ولی اون فرار نکرد، مگه نه؟

01:47:43.416 --> 01:47:44.416
‫متی؟

01:47:49.708 --> 01:47:50.708
‫متی

01:47:57.541 --> 01:47:58.541
‫متی

01:48:06.833 --> 01:48:09.416
‫متی، خواهش می‌کنم. بیا اینجا

01:48:13.250 --> 01:48:16.250
‫خواهش می‌کنم، عزیزم. بیا اینجا
‫خواهش می‌کنم بیا اینجا

01:48:16.916 --> 01:48:18.041
‫اینکارو نکن

01:48:18.125 --> 01:48:19.791
‫همه چی درست میشه

01:48:21.583 --> 01:48:23.375
‫خواهش می‌کنم، متی
‫برگرد پیشم

01:48:24.666 --> 01:48:25.916
‫همه چی حل میشه

01:48:29.375 --> 01:48:30.375
‫اینکارو نکن

01:48:31.541 --> 01:48:32.541
‫دوستت دارم

01:48:55.041 --> 01:48:56.458
‫چرا هیچوقت بهم نگفتی؟

01:48:58.250 --> 01:48:59.375
‫داستانی نیست

01:49:01.250 --> 01:49:02.291
‫که از گفتنش لذت ببرم

01:49:06.041 --> 01:49:07.666
‫ولی اگر می‌گفتی
‫ بهت دلداری می‌دادم

01:49:09.666 --> 01:49:12.916
‫همونطور که به من کمک کردی
‫منم بهت کمک می‌کردم

01:49:17.875 --> 01:49:22.958
‫فکر نکنم توی این موضوع
‫کسی بتونه بهم دلداری بده

01:49:29.416 --> 01:49:32.375
‫خب بعدش چیکار کردم؟

01:49:34.125 --> 01:49:37.291
‫دقیقا همون کاری
‫ که اگر تو بودی می‌کردی

01:49:37.375 --> 01:49:40.541
‫تمام فرضیات رو بررسی کردم
‫ اول از همه اینکه

01:49:41.500 --> 01:49:44.083
‫چقدر احتمال داره که دو شخص

01:49:44.166 --> 01:49:48.750
‫همزمان در یک شب
‫برنامه‌ای برای یک سرباز ریخته باشن؟

01:49:48.833 --> 01:49:49.833
‫احتمالش کمه!

01:49:50.791 --> 01:49:52.041
‫واقعا هم کمه!

01:49:53.916 --> 01:49:58.958
‫مگر اینکه اعمال یک شخص
‫مشروط به اعمال شخص دوم باشه

01:49:59.041 --> 01:50:02.041
‫یا مثلا اگر یک عده
‫یعنی آرتموس و لیا

01:50:02.125 --> 01:50:05.875
‫بطور مداوم به دنبال یک جسد بودن

01:50:05.958 --> 01:50:08.125
‫و بعد فرصت بطور معجزه‌آسایی پیش میاد

01:50:08.208 --> 01:50:11.958
‫و براشون مهم نیست جسد کیه
‫همین که قلب داشته باشه کافیه

01:50:12.041 --> 01:50:15.208
‫تنها کاری که برای
‫بدست آوردنش نمی‌کنن، آدم کشتنه

01:50:15.291 --> 01:50:19.416
‫نه، شخص دومه که مایل و آماده به کشتنه

01:50:21.458 --> 01:50:23.708
‫و بخصوص مایل به کشتن این فرد خاص

01:50:23.791 --> 01:50:25.333
‫چرا؟ چرا؟

01:50:32.625 --> 01:50:35.166
‫ممکنه بخاطر انتقام باشه، لندور؟

01:50:50.583 --> 01:50:53.416
‫پتسی؟ پتسی؟

01:51:06.083 --> 01:51:07.583
‫- کمک!
‫- کی همراهت بود؟

01:51:34.250 --> 01:51:35.291
‫کسی اونجاست؟

01:51:41.333 --> 01:51:42.333
‫کی اونجاست؟

01:52:08.916 --> 01:52:13.166
‫خب... کسی مزاحم شخص دوم میشه

01:52:14.916 --> 01:52:17.541
‫ولی نه قبل از اینکه
‫به خواسته‌اش برسه

01:52:19.458 --> 01:52:22.125
‫و یواشکی به کلبه‌اش
‫در باترمیلک فالز برمی‌گرده

01:52:23.708 --> 01:52:25.291
‫بدون اینکه کسی متوجه بشه

01:52:27.000 --> 01:52:31.291
‫ولی شوکه میشه که روز بعدش
‫به وست پوینت فراخونده میشه

01:52:32.583 --> 01:52:35.333
‫و وقتی می‌فهمه
‫که در ساعات بعد از قتل

01:52:35.416 --> 01:52:38.916
‫جسد اون فرد
‫بطرز وحشتناکی سلاخی شده

01:52:39.625 --> 01:52:43.541
‫و بنابراین پوششی فوق‌العاده
‫برای جنایتش فراهم میشه

01:52:43.625 --> 01:52:44.625
‫همم

01:52:46.250 --> 01:52:48.833
‫حتما فکر کرده
‫خود خدا هم طرف اونه

01:52:50.291 --> 01:52:54.833
‫که مسئول حل جنایتی شده
‫که خودش مرتکب شده

01:52:57.208 --> 01:53:03.166
‫و بنابراین، آرتموس و لیا
‫تا ابد به عنوان قاتل شناخته میشن

01:53:03.250 --> 01:53:06.416
‫نه... هیچ ابدیتی وجود نداره

01:53:07.208 --> 01:53:10.916
‫اونا هم فراموش میشن
‫درست مثل همه‌ی ما

01:53:11.541 --> 01:53:14.041
‫من اونا رو فراموش نمی‌کنم!

01:53:16.166 --> 01:53:17.875
‫مخصوصا لیای عزیزم

01:53:20.541 --> 01:53:23.625
‫قرار بود همسر کسی بشه
‫لندور، مادر کسی!

01:53:27.875 --> 01:53:31.166
‫و اینم فراموش نمی‌کنم
‫که چطور مثل احمق‌ها فریبمون دادی

01:53:32.791 --> 01:53:33.791
‫یک مشت احمق

01:53:37.583 --> 01:53:39.291
‫ولی من برات احمق‌ترین بودم

01:53:41.291 --> 01:53:43.291
‫- مگه نه؟
‫- نه

01:53:49.458 --> 01:53:53.333
‫تو کسی بودی که از همون اول
‫قرار بود خودمو بهش تحویل بدم

01:53:53.416 --> 01:53:57.625
‫از لحظه‌ی اولی که همدیگه رو دیدیم
‫می‌دونستم، و اون لحظه سررسیده

01:54:03.791 --> 01:54:04.958
‫من...

01:54:08.625 --> 01:54:11.166
‫اگر می‌خوای بگی متاسفم، باشه متاسفم

01:54:13.083 --> 01:54:14.583
‫معذرت‌خواهی‌ات رو نمی‌خوام

01:54:16.541 --> 01:54:19.291
‫نه. جواب می‌خوام

01:54:21.416 --> 01:54:24.291
‫از کجا می‌دونستی
‫فرای به متی تجاوز کرده؟

01:54:33.500 --> 01:54:35.416
‫گوسفندها و گاوها، کار تو بود؟

01:54:36.708 --> 01:54:39.041
‫- معلومه
‫- و بلینجر؟

01:54:39.541 --> 01:54:40.708
‫اوهوم

01:54:43.333 --> 01:54:44.958
‫بلینجر

01:54:45.750 --> 01:54:47.333
‫باید قلبش رو درمیاوردم

01:54:48.541 --> 01:54:50.875
‫باید کاری می‌کردم بنظر
‫کار شیطان‌پرست‌ها بیاد

01:54:50.958 --> 01:54:53.333
‫و این کار آسونی برای یه پیرمرد نیست

01:54:55.125 --> 01:54:57.791
‫از کجا می‌دونستی بلینجر
‫ توی تجاوز دست داشته؟

01:55:01.041 --> 01:55:02.041
‫دفتر خاطرات فرای

01:55:05.166 --> 01:55:07.083
‫بلینجر هم اعتراف کرد؟

01:55:07.166 --> 01:55:10.500
‫- اوه، آره. زیر فشار
‫- نه، خواهش می‌کنم!

01:55:12.083 --> 01:55:14.333
‫دیگه کی همراهت بود؟

01:55:14.416 --> 01:55:15.625
‫جولیوس استادارد

01:55:18.000 --> 01:55:19.000
‫جولیوس

01:55:21.041 --> 01:55:21.958
‫متاسفم

01:55:24.333 --> 01:55:25.333
‫جفتشون...

01:55:28.458 --> 01:55:30.250
‫جفتشون اسم دخترم رو یادشون بود

01:55:31.541 --> 01:55:35.958
و پرسیدم و دیدم یادشه چی تنش بوده

01:55:36.791 --> 01:55:39.250
‫تمام جزئیات لباسش

01:55:39.958 --> 01:55:43.458
‫بنظر میاد فقط استادارد
‫از چنگال عدالتت فرار کرده

01:55:44.083 --> 01:55:50.541
‫قدرت یا اراده‌ی کافی
‫برای تعقیب کردنش ندارم

01:55:50.625 --> 01:55:51.750
‫فقط امیدوارم

01:55:54.833 --> 01:56:00.583
‫که تا آخر عمر رقت‌انگیزش رو
‫با ترس و وحشت زندگی کنه

01:56:02.250 --> 01:56:08.333
‫کاری که کردن
‫وحشتناک و وحشیانه بود

01:56:09.750 --> 01:56:13.333
‫ولی می‌تونستی مستقیم بری
‫پیش تیر، ازشون اعتراف بگیری

01:56:13.416 --> 01:56:15.125
‫نمی‌خواستم اعتراف کنن

01:56:18.750 --> 01:56:21.250
‫می‌خواستم بمیرن

01:56:31.916 --> 01:56:33.041
‫خب حالا چی؟

01:56:35.791 --> 01:56:36.791
‫حالا چی؟

01:56:38.333 --> 01:56:39.583
‫به تو بستگی داره

01:56:49.666 --> 01:56:51.750
‫دو تا یادداشت دارم

01:56:54.041 --> 01:56:55.958
‫که تو رو می‌فرسته پای چوبه‌ی دار

01:57:19.041 --> 01:57:20.083
‫خیلی‌خب

01:58:17.750 --> 01:58:21.625
‫می‌دونی، ادگار
‫زیاد پیش میاد که آرزو کنم

01:58:22.916 --> 01:58:25.916
‫که اون شب جشن، متی عزیزم

01:58:27.583 --> 01:58:31.250
‫به تو برخورده بود

01:58:34.041 --> 01:58:35.041
‫کی می‌دونه؟

01:58:42.708 --> 01:58:44.583
‫شاید واقعا با هم فامیل می‌شدیم

01:58:52.333 --> 01:58:53.750
‫واقعا برام ارزشمنده...

01:59:01.541 --> 01:59:05.250
‫که... که این...

01:59:17.000 --> 01:59:18.166
‫خداحافظ، لندور

02:00:36.333 --> 02:00:37.791
‫آسوده بخواب، عزیزم

02:00:39.815 --> 02:00:44.815
‫ترجمه و تنظیم: حسین اسماعیلی و علی نصرآبادی

02:00:44.839 --> 02:00:59.839
« برتر موویز – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ bartarmoviz ]