﻿WEBVTT

00:00:32.990 --> 00:00:37.380
مترجم : ziex

00:00:59.220 --> 00:01:03.110
ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز
.:: DigiMoviez.Com ::.

00:01:26.770 --> 00:01:29.680
اعتراف ها

00:01:32.350 --> 00:01:33.050
لایت

00:01:33.580 --> 00:01:37.350
کیرای دوم ،  یه پیام دیگه برای کیرا به ساکورا تی وی فرستاده

00:01:37.960 --> 00:01:39.990
این دفعه اون ها یک نوار ویدئو و یک دفترچه خاطرات فرستادند

00:01:39.990 --> 00:01:42.170
فکر کردم بد نباشه اینها رو بدونی

00:01:42.550 --> 00:01:43.660
دفتر خاطرات؟

00:01:44.260 --> 00:01:46.020
شرط می بندم اون احمق ، دوباره کار احمقانه ای کرده

00:01:46.590 --> 00:01:48.180
اونا نمی تونن ساکت یه جا بشینن !؟

00:01:52.370 --> 00:01:54.020
اون ها میخوان دفترچه خاطرات رو توی تلوزیون نشون بدن؟

00:01:54.530 --> 00:01:55.820
بله

00:01:57.980 --> 00:01:58.750
روز دهم :  به یک مهمانی دعوت شدم ، اما رد کردم ، چون یوکوهاما خیلی دوره
روزهفتم : مدرسه شروع شده ، اما  جزوه های من دست دوستانم هست ، برای همین سر کلاس حاظر نشدم
روز پنجم : روز آخر تعطیلاته ، اما من داخل خونه تنبلی میکنم
روز چهارم : با دوستانم رفتم به دیدن " مورنینگ موزیوم "  در ساتیما سوپر آرنا
روز اول : اگرچه گفتم بودم در فعالیت ها شرکت نمیکنم ، دوستانم هنوز تماس می گیرن و از من می خواند باهاشون همکاری کنم
می 2006

00:01:58.750 --> 00:01:58.860
دفتر خاطرات سال گذشته ، سال 2006 ، عجب؟
روز دهم :  به یک مهمانی دعوت شدم ، اما رد کردم ، چون یوکوهاما خیلی دوره
روزهفتم : مدرسه شروع شده ، اما  جزوه های من دست دوستانم هست ، برای همین سر کلاس حاظر نشدم
روز پنجم : روز آخر تعطیلاته ، اما من داخل خونه تنبلی میکنم
روز چهارم : با دوستانم رفتم به دیدن " مورنینگ موزیوم "  در ساتیما سوپر آرنا
روز اول : اگرچه گفتم بودم در فعالیت ها شرکت نمیکنم ، دوستانم هنوز تماس می گیرن و از من می خواند باهاشون همکاری کنم
می 2006

00:01:58.860 --> 00:01:59.730
سیزدهم : یک دوست ، که بهش قول قرض دادن سی دی داده بودم ، اومد پیشم
دفتر خاطرات سال گذشته ، سال 2006 ، عجب؟
روز دهم :  به یک مهمانی دعوت شدم ، اما رد کردم ، چون یوکوهاما خیلی دوره
روزهفتم : مدرسه شروع شده ، اما  جزوه های من دست دوستانم هست ، برای همین سر کلاس حاظر نشدم
روز پنجم : روز آخر تعطیلاته ، اما من داخل خونه تنبلی میکنم
روز چهارم : با دوستانم رفتم به دیدن " مورنینگ موزیوم "  در ساتیما سوپر آرنا
روز اول : اگرچه گفتم بودم در فعالیت ها شرکت نمیکنم ، دوستانم هنوز تماس می گیرن و از من می خواند باهاشون همکاری کنم
می 2006

00:01:59.730 --> 00:02:00.730
روز شانزدهم : گزارشی که قرار بود انجام بدم رو فراموش کرده بودم . از یک دوست خواستم بیاد تا از روی گزارش اون کپی بگیرم
سیزدهم : یک دوست ، که بهش قول قرض دادن سی دی داده بودم ، اومد پیشم
دفتر خاطرات سال گذشته ، سال 2006 ، عجب؟
روز دهم :  به یک مهمانی دعوت شدم ، اما رد کردم ، چون یوکوهاما خیلی دوره
روزهفتم : مدرسه شروع شده ، اما  جزوه های من دست دوستانم هست ، برای همین سر کلاس حاظر نشدم
روز پنجم : روز آخر تعطیلاته ، اما من داخل خونه تنبلی میکنم
روز چهارم : با دوستانم رفتم به دیدن " مورنینگ موزیوم "  در ساتیما سوپر آرنا
روز اول : اگرچه گفتم بودم در فعالیت ها شرکت نمیکنم ، دوستانم هنوز تماس می گیرن و از من می خواند باهاشون همکاری کنم
می 2006

00:02:00.730 --> 00:02:00.900
روز دهم :  به یک مهمانی دعوت شدم ، اما رد کردم ، چون یوکوهاما خیلی دوره
روزهفتم : مدرسه شروع شده ، اما  جزوه های من دست دوستانم هست ، برای همین سر کلاس حاظر نشدم
روز پنجم : روز آخر تعطیلاته ، اما من داخل خونه تنبلی میکنم
روز چهارم : با دوستانم رفتم به دیدن " مورنینگ موزیوم "  در ساتیما سوپر آرنا
روز اول : اگرچه گفتم بودم در فعالیت ها شرکت نمیکنم ، دوستانم هنوز تماس می گیرن و از من می خواند باهاشون همکاری کنم
می 2006
سیزدهم : یک دوست ، که بهش قول قرض دادن سی دی داده بودم ، اومد پیشم
روز شانزدهم : گزارشی که قرار بود انجام بدم رو فراموش کرده بودم . از یک دوست خواستم بیاد تا از روی گزارش اون کپی بگیرم

00:02:00.900 --> 00:02:01.030
روز نوزدهم : خواندن کتاب " پرش " برای اولین بار . خواندنش برای یکبار جالبه
روز دهم :  به یک مهمانی دعوت شدم ، اما رد کردم ، چون یوکوهاما خیلی دوره
روزهفتم : مدرسه شروع شده ، اما  جزوه های من دست دوستانم هست ، برای همین سر کلاس حاظر نشدم
روز پنجم : روز آخر تعطیلاته ، اما من داخل خونه تنبلی میکنم
روز چهارم : با دوستانم رفتم به دیدن " مورنینگ موزیوم "  در ساتیما سوپر آرنا
روز اول : اگرچه گفتم بودم در فعالیت ها شرکت نمیکنم ، دوستانم هنوز تماس می گیرن و از من می خواند باهاشون همکاری کنم
می 2006
سیزدهم : یک دوست ، که بهش قول قرض دادن سی دی داده بودم ، اومد پیشم
روز شانزدهم : گزارشی که قرار بود انجام بدم رو فراموش کرده بودم . از یک دوست خواستم بیاد تا از روی گزارش اون کپی بگیرم

00:02:01.030 --> 00:02:01.400
دفتر خاطرات سال گذشته ، سال 2006 ، عجب؟
روز نوزدهم : خواندن کتاب " پرش " برای اولین بار . خواندنش برای یکبار جالبه
روز دهم :  به یک مهمانی دعوت شدم ، اما رد کردم ، چون یوکوهاما خیلی دوره
روزهفتم : مدرسه شروع شده ، اما  جزوه های من دست دوستانم هست ، برای همین سر کلاس حاظر نشدم
روز پنجم : روز آخر تعطیلاته ، اما من داخل خونه تنبلی میکنم
روز چهارم : با دوستانم رفتم به دیدن " مورنینگ موزیوم "  در ساتیما سوپر آرنا
روز اول : اگرچه گفتم بودم در فعالیت ها شرکت نمیکنم ، دوستانم هنوز تماس می گیرن و از من می خواند باهاشون همکاری کنم
می 2006
سیزدهم : یک دوست ، که بهش قول قرض دادن سی دی داده بودم ، اومد پیشم
روز شانزدهم : گزارشی که قرار بود انجام بدم رو فراموش کرده بودم . از یک دوست خواستم بیاد تا از روی گزارش اون کپی بگیرم

00:02:01.400 --> 00:02:01.900
روز اول : اگرچه گفتم بودم در فعالیت ها شرکت نمیکنم ، دوستانم هنوز تماس می گیرن و از من می خواند باهاشون همکاری کنم
روز چهارم : با دوستانم رفتم به دیدن " مورنینگ موزیوم "  در ساتیما سوپر آرنا
روز پنجم : روز آخر تعطیلاته ، اما من داخل خونه تنبلی میکنم
روزهفتم : مدرسه شروع شده ، اما  جزوه های من دست دوستانم هست ، برای همین سر کلاس حاظر نشدم
روز دهم :  به یک مهمانی دعوت شدم ، اما رد کردم ، چون یوکوهاما خیلی دوره
سیزدهم : یک دوست ، که بهش قول قرض دادن سی دی داده بودم ، اومد پیشم
روز شانزدهم : گزارشی که قرار بود انجام بدم رو فراموش کرده بودم . از یک دوست خواستم بیاد تا از روی گزارش اون کپی بگیرم
روز نوزدهم : خواندن کتاب " پرش " برای اولین بار . خواندنش برای یکبار جالبه
دفتر خاطرات سال گذشته ، سال 2006 ، عجب؟

00:02:01.900 --> 00:02:02.030
روز چهارم : با دوستانم رفتم به دیدن " مورنینگ موزیوم "  در ساتیما سوپر آرنا
روز پنجم : روز آخر تعطیلاته ، اما من داخل خونه تنبلی میکنم
روزهفتم : مدرسه شروع شده ، اما  جزوه های من دست دوستانم هست ، برای همین سر کلاس حاظر نشدم
روز دهم :  به یک مهمانی دعوت شدم ، اما رد کردم ، چون یوکوهاما خیلی دوره
سیزدهم : یک دوست ، که بهش قول قرض دادن سی دی داده بودم ، اومد پیشم
روز شانزدهم : گزارشی که قرار بود انجام بدم رو فراموش کرده بودم . از یک دوست خواستم بیاد تا از روی گزارش اون کپی بگیرم
روز نوزدهم : خواندن کتاب " پرش " برای اولین بار . خواندنش برای یکبار جالبه
دفتر خاطرات سال گذشته ، سال 2006 ، عجب؟

00:02:02.030 --> 00:02:02.120
روز بیست و دوم : ملاقات با دوستی در اویاما ، یه نگاهی به دفترچه همدیگه انداختیم
روز چهارم : با دوستانم رفتم به دیدن " مورنینگ موزیوم "  در ساتیما سوپر آرنا
روز پنجم : روز آخر تعطیلاته ، اما من داخل خونه تنبلی میکنم
روزهفتم : مدرسه شروع شده ، اما  جزوه های من دست دوستانم هست ، برای همین سر کلاس حاظر نشدم
روز دهم :  به یک مهمانی دعوت شدم ، اما رد کردم ، چون یوکوهاما خیلی دوره
سیزدهم : یک دوست ، که بهش قول قرض دادن سی دی داده بودم ، اومد پیشم
روز شانزدهم : گزارشی که قرار بود انجام بدم رو فراموش کرده بودم . از یک دوست خواستم بیاد تا از روی گزارش اون کپی بگیرم
روز نوزدهم : خواندن کتاب " پرش " برای اولین بار . خواندنش برای یکبار جالبه
دفتر خاطرات سال گذشته ، سال 2006 ، عجب؟

00:02:02.120 --> 00:02:02.480
روز نوزدهم : خواندن کتاب " پرش " برای اولین بار . خواندنش برای یکبار جالبه
سیزدهم : یک دوست ، که بهش قول قرض دادن سی دی داده بودم ، اومد پیشم
روز شانزدهم : گزارشی که قرار بود انجام بدم رو فراموش کرده بودم . از یک دوست خواستم بیاد تا از روی گزارش اون کپی بگیرم
روز دهم :  به یک مهمانی دعوت شدم ، اما رد کردم ، چون یوکوهاما خیلی دوره
روزهفتم : مدرسه شروع شده ، اما  جزوه های من دست دوستانم هست ، برای همین سر کلاس حاظر نشدم
روز پنجم : روز آخر تعطیلاته ، اما من داخل خونه تنبلی میکنم
روز چهارم : با دوستانم رفتم به دیدن " مورنینگ موزیوم "  در ساتیما سوپر آرنا
روز بیست و دوم : ملاقات با دوستی در اویاما ، یه نگاهی به دفترچه همدیگه انداختیم

00:02:03.020 --> 00:02:05.450
به یاداشت های زیر روز سی ام نگاه کن

00:02:06.280 --> 00:02:07.280
روز سی ام : وجود یک شینیگامی در مسابقات بزرگ " گنبد توکیو"  تأیید شد
تی اچ:ظاهراً اونها می خوان  " پی زد 3 " رو آزاد کنن ، همونی که از پی زد 2 شگفت انگیز تر میشه. یک نگاه

00:02:07.280 --> 00:02:09.910
وجود یک شینیگامی در مسابقات بزرگ " گنبد توکیو"  تأیید شد
روز سی ام : وجود یک شینیگامی در مسابقات بزرگ " گنبد توکیو"  تأیید شد
تی اچ:ظاهراً اونها می خوان  " پی زد 3 " رو آزاد کنن ، همونی که از پی زد 2 شگفت انگیز تر میشه. یک نگاه

00:02:10.440 --> 00:02:13.760
من تصور میکنم اونها پیشنهاد میکنن که ما این کار رو در" 30 می " انجام بدیم

00:02:14.850 --> 00:02:19.000
اگر این داخل تلویزیون پخش بشه ، حتی مردم عادی هم منظورشون رو درک می کنن

00:02:20.630 --> 00:02:24.380
به هر حال ، تنها راه دیدن یک شینیگامی لمس کردن دفترچه مرگ هست

00:02:24.380 --> 00:02:25.670
اونها چه طوری .... ؟

00:02:26.510 --> 00:02:29.510
بیست و دوم : ملاقات با دوستی در اویاما ، یه نگاهی به دفترچه همدیگه انداختیم

00:02:31.420 --> 00:02:32.330
هی ، رم؟

00:02:32.880 --> 00:02:33.310
هاه؟

00:02:34.250 --> 00:02:37.770
با وجود داشتن چشم های شینیگامی نمی تونم طول عمر خودم رو ببینم ، می تونی توضیح بدی چرا ؟

00:02:37.770 --> 00:02:38.260
آمانه میسا
با وجود داشتن چشم های شینیگامی نمی تونم طول عمر خودم رو ببینم ، می تونی توضیح بدی چرا ؟

00:02:38.260 --> 00:02:40.060
با وجود داشتن چشم های شینیگامی من نمی تونم طول عمرم رو ببینم ، می تونی توضیح بدی چرا ؟
آمانه میسا

00:02:40.990 --> 00:02:45.490
انسانی که مالک دفترچه مرگ هستش ، فقط نیاز به دیدن طول عمر انسان هایی که کشته خواهند شد ، رو داره

00:02:45.890 --> 00:02:54.290
شینیگامی ها نمی تونن طول عمر همدیگر رو ببینن ، و قانون مشابه ای برای انسان هایی که دفترچه مرگ رو دارند وجود داره

00:02:57.390 --> 00:03:01.880
توی آیوما [22 می ]، ما به دفترچه های همدیگه نگاه کردیم

00:03:02.030 --> 00:03:07.550
اگر منظور از دفترچه ، همون دفترچه مرگ باشه ، پس تنها من به عنوان کیرا منظورشون رو خواهم فهمید

00:03:08.390 --> 00:03:11.690
..... پلیس باید روی یاداشت های سی ام می تمرکز کرده باشه

00:03:11.690 --> 00:03:16.930
وجود یک شینیگامی در مسابقات بزرگ در " گنبد توکیو "  تأیید شد

00:03:17.790 --> 00:03:22.010
احتمالا این فرضیه من که ، مطالب ثبت شده در مورد آیوما پیغام اصلیه ، درسته

00:03:22.680 --> 00:03:24.270
...اما در این صورت

00:03:25.170 --> 00:03:27.190
از این چی فهمیدی ، لایت؟

00:03:29.440 --> 00:03:31.160
.... بهتر مواظب باشم سوتی ندم

00:03:31.640 --> 00:03:33.770
بهتره که اجازه بدم اون اول نظر بده

00:03:35.040 --> 00:03:38.330
حالا ، احمقانه به نظر می رسه

00:03:38.690 --> 00:03:43.340
درسته ، واضحه که اون ها سعی می کنن کیرا رو در " جاینت گیم " ملاقات کنند

00:03:43.900 --> 00:03:49.760
انتشار این خبر باعث وحشت میشه ، و مسابقه لغو میشه اونها حتی این مطلب ساده رو نمی فهمن ؟

00:03:50.480 --> 00:03:57.760
اگر صادق باشم .... این خیلی احمقانه است ، من مطمئن نیستم چه طوری با اون برخورد می کنیم

00:03:59.650 --> 00:04:05.770
اگر قرار باشه ما مضامین دفترچه خاطرات رو منتشر کنیم ،  مجبوریم اعلام کنیم که مسابقه سی ام لغو خواهد شد

00:04:06.520 --> 00:04:10.070
و اگر منتشر نکنیم ، کیرای دوم حرکتی نخواهد کرد

00:04:10.390 --> 00:04:14.210
....به علاوه ، اگر بازی رو لغو کنیم ، ممکنه اونها خشمگین بشند ، کی میدونه بعدش اونها چیکار

00:04:14.490 --> 00:04:19.730
به نظر می رسه کیرای دوم ، کیرا رو ستایش میکنه

00:04:19.970 --> 00:04:25.150
ما باید به قولی که به کیرای قلابی خودمون داده ، مبنی بر اینکه ، جون انسان های بی گناه رو نمی گیره باور داشته باشیم

00:04:26.370 --> 00:04:30.840
به هر حال ، اول ، ما باید این دفترچه خاطرات رو منتشر کنیم و اعلام کنیم مسابقه ها لغو شده

00:04:31.060 --> 00:04:37.220
بعدش باید اعلام کنیم که در روز سی ام ، تمام راه هایی که به " گنبد توکیو " ختم می شه ، توسط ما کنترل میشه

00:04:37.650 --> 00:04:44.560
در آخر ، ما پیغامی در مورد قبول ملاقات ، به وسیله کیرای قلابی خودمون می فرستیم

00:04:44.730 --> 00:04:49.860
نگو که.... فکر می کنی اونها با وجود تدابیر شدید امنیتی سر قرار حاظر میشن ؟

00:04:50.680 --> 00:04:54.870
شک ندارم که کیرای واقعی خودش رو نشون می ده ، اما در مورد کیرای دوم چیزی نمی دونم

00:04:55.380 --> 00:05:01.870
ما نمی دونیم اونها واقعا احمق هستند ....  یا حتی اون ها به احمقی که نشون می دن ، هستند یا نه

00:05:02.650 --> 00:05:06.450
سعی میکنم ببینم می تونم پیغام مخفی دیگه ای رو پیدا کنم

00:05:09.090 --> 00:05:16.760
اگر اونها از رمزهایی استفاده کنند که فقط افرادی با قدرت شینیگامی بتونن اونها رو بفهمند ، اونوقت که دیگه من نمی تونم رمز رو پیدا کنم

00:05:17.100 --> 00:05:22.480
اما .... ما باید مطمئن بشیم که تمام مناطق نام برده ، تحت نظارت هستند

00:05:23.380 --> 00:05:26.670
بیست و دوم ؛ با یک دوست در آیوما ملاقات کردم

00:05:27.090 --> 00:05:30.480
بیست و چهارم : ملاقات با دوستی در شیبویا

00:05:31.210 --> 00:05:39.620
درواقع ، ما نباید انتظار نتیجه گرفتن داشته باشیم ، باید مواظب هر کس که در آیوما دفتری داره ، و یا هر کسی که در شیبویا لباس میخره ، باشیم

00:05:40.750 --> 00:05:42.170
همان طوری که فکر می کردم

00:05:42.720 --> 00:05:47.630
اگر کیرای دوم گرفته بشه ،  باید به سرعت دفترش رو بگیرم

00:05:48.170 --> 00:05:52.050
و در بدترین شرایط ، اون ها و هرکسی که اونجاست رو بکشم

00:05:52.730 --> 00:05:58.240
من ترتیب افزایش تعداد دوربین های نظارتی در شیبویا و آیوما رو می دم

00:05:58.240 --> 00:06:02.020
به علاوه در روز مزبور ، ما به تعداد زیادی پلیس لباس شخصی در محل نیاز داریم

00:06:02.650 --> 00:06:06.600
خوب ، من میرم ، چون من خیلی راحت می تونم داخل جمعیتی که در آیوما و شیبویا هستن ، مخفی بشم

00:06:07.830 --> 00:06:08.810
من هم میرم

00:06:09.090 --> 00:06:09.800
... لایت

00:06:10.310 --> 00:06:11.770
.مشکلی نیست ، پدر

00:06:12.360 --> 00:06:19.740
من خیلی به آیوما و شیبویا میرم . به علاوه ، من کمتر از ماتسوی جلب توجه میکنم

00:06:20.310 --> 00:06:24.250
به علاوه ، تنها کسی که کیرای دوم به اون علاقه منده کیراست

00:06:28.040 --> 00:06:32.480
خوب ، ماتسوی - سان ، اجازه بده برنامه ی آیوما و شیبویا رو ،  بزاریم برای فردا

00:06:32.480 --> 00:06:35.110
باشه ، فهمیدم ، لایت-کان ، مراقب باش

00:06:44.960 --> 00:06:47.480
....به محض این که بیرون میام و تلفنم رو روشن میکنم ،همیشه این اتفاق می افته

00:06:48.510 --> 00:06:48.920
بله؟

00:06:49.530 --> 00:06:50.300
ریوزاکیم

00:06:51.070 --> 00:06:54.770
من ازت می خوام لایت ـ کان رو طی این دو روز ، به دقت تحت مراقبت داشته باشی

00:06:55.490 --> 00:06:57.450
این موضوع محرمانه است ، پس لطفآ به کسی نگو

00:06:57.720 --> 00:07:00.530
بله .... فهمیدم

00:07:02.180 --> 00:07:07.620
تا زمانی که شک من از بین نرفته ، نسبت به هر حرکتش مشکوک باش  .... این چیزیه که اون میگه ؟

00:07:09.340 --> 00:07:10.290
من خونه ام

00:07:10.530 --> 00:07:12.770
لایت ! تو دیر کردی ؟

00:07:13.210 --> 00:07:13.670
آره

00:07:14.410 --> 00:07:17.780
.... اونها گفتن که تحقیقاتم رو مخفی نگه دارم

00:07:18.600 --> 00:07:21.050
من دوست دختری داخل دانشگاه دارم

00:07:21.520 --> 00:07:22.030
!!اه

00:07:22.890 --> 00:07:25.300
چی !؟ ، اُنی - چان دوست دختر داره !؟

00:07:25.300 --> 00:07:25.890
شگفت انگیزه

00:07:26.500 --> 00:07:31.200
هی ،هی ،من یک دانشجوی 18 ساله ام ؛ این طبیعیه ، درسته ؟

00:07:31.990 --> 00:07:33.130
سایو ، تو هم باید سخت تر تلاش کنی

00:07:33.440 --> 00:07:36.280
من نمی خوام سخت تلاش کنم

00:07:36.750 --> 00:07:38.410
لایت ، نظرت راجع به شام چیه؟

00:07:38.930 --> 00:07:41.030
من داخل  هتل غذا خوردم ، پس مشکلی ندارم

00:07:42.400 --> 00:07:44.460
انی - چان ! منظورت از هتل چیه؟

00:07:44.460 --> 00:07:47.160
چی !؟ ، چی؟ من تحت چه اتهاماتی هستم؟

00:07:48.680 --> 00:07:51.760
ریوک .... چیزی هست که می خوام ازت بپرسم

00:07:52.130 --> 00:07:54.000
فکرش رو می کردم

00:07:54.590 --> 00:07:56.500
اگر می تونی جواب بدی ، لطفأ جواب بده

00:07:57.270 --> 00:08:01.190
شینیگامی هایی که به زمین اومدن ، اجازه دارد با همدیگه حرف بزنن؟

00:08:01.970 --> 00:08:02.970
خیلی مطمئن نیستم

00:08:03.530 --> 00:08:10.330
فکر کنم از لحظه ای که بوسیله یک انسان  تسخیر می شیم ، انجام دادن
بعضی کارها بدون اجازه انسان ها خلاف قانونه

00:08:10.330 --> 00:08:15.770
اما قانونی علیه حرف زدن نیست ، پس شینیگامی های دیگه ممکنه بیان و با من صحبت کنند

00:08:16.690 --> 00:08:23.770
پس ، امکان داره اگر شینیگامی کیرای دوم ، تو رو ببینه ،  به کیرای دوم بگه که من کیرا هستم ؟

00:08:24.370 --> 00:08:27.680
معمولاً اینکار رو نمیکنن ، بستگی به شخصیت شون داره

00:08:27.920 --> 00:08:32.230
پس ، می تونم مطمئن باشم که شخصیت تو طوریه که ، من انتظارش رو دارم ؟

00:08:32.630 --> 00:08:37.550
بله ، اگر من انسانی رو با شینیگامی ببینم به تو نمیگم

00:08:38.420 --> 00:08:41.430
خوب ، فکر کنم انتخاب درستیه ، ریوک

00:08:41.430 --> 00:08:42.300
ممنون

00:08:43.690 --> 00:08:48.050
هاه !؟ ، کیرای قلابی این قدر در موردش فکر کرده؟

00:08:48.750 --> 00:08:49.730
این چیه؟

00:08:50.320 --> 00:08:56.150
آیوما جای خیلی بزرگیه ، من تحقیقاتی درباره ی نحوه ی
پیدا کردن اون ها کردم و این رو پیدا کردم

00:08:56.560 --> 00:09:01.150
در روز 22 ، رویدادی در کلوپ شبانه  " یاداشت آبی " هست

00:09:01.950 --> 00:09:03.310
آیوما لفظاً به معنی کوه های آبیه
آیوما

00:09:03.310 --> 00:09:06.120
... آبی .... و یاداشت
آیوما لفظاً به معنی کوه های آبیه

00:09:07.450 --> 00:09:09.330
به نظر میرسه اون ها بیشتر رو این موضوع معطوف شدن

00:09:09.690 --> 00:09:11.750
امکان داره اونها باهوش تر از اون چیزی باشند که فکرشو می کردم

00:09:12.490 --> 00:09:16.210
به هر حال ، من مجبورم بیشتر مواظب باشم

00:09:16.570 --> 00:09:20.260
به نظر می رسه رفتن به کلوپ " یاداشت آبی " ممکنه مفید باشه

00:09:20.630 --> 00:09:25.510
اما تو که نمی خوای اونها بفهمند تو کیرایی ، می خوای؟

00:09:33.910 --> 00:09:36.440
... اررر .... لایت - کان

00:09:36.820 --> 00:09:38.040
چیه؟

00:09:38.560 --> 00:09:40.320
اینها دوست های من در دانشگاه هستند

00:09:42.020 --> 00:09:42.910
از دیدنتون خوشبختم

00:09:43.460 --> 00:09:44.820
این پسر عموی من ، تارو- سانه

00:09:45.490 --> 00:09:50.680
این اولین بارش که به توکیو اومده ، و می گه می خواد یکم جاهایی دیدنی مثل آیوما یا روپونجی رو ببینه

00:09:51.190 --> 00:09:52.330
پس بیا بهترین کاری که می تونیم رو براش انجام بدیم

00:09:52.700 --> 00:09:57.040
اون دنبال دوست دختر هم می گرده ، داوطلبی هست؟

00:09:57.800 --> 00:09:59.160
هی ، لایت - کان

00:10:02.110 --> 00:10:03.530
همون چیزی که من از لایت - کان انتظار داشتم

00:10:03.960 --> 00:10:08.430
هیچ کس فکر نمیکنه که پلیسی در این گروه جوان وجود داره

00:10:12.130 --> 00:10:18.310
اگر گروهی گردش کنیم ، حتی اگر ریوک دیده بشه ، اونها نمی فهمند چه کسی صاحبشه

00:10:18.760 --> 00:10:21.320
به علاوه ، اینکار مثل یک دیوار در مقابل دوربین های نظارتی عمل خواهد کرد

00:10:21.890 --> 00:10:28.890
برای مقاصد تحقیق هم بد نیست ، تنها کار باقی مانده اینه که قبل و در حال نمایش و بعد از نمایش مراقب ورودی کلوپ " یاداشت آبی " باشیم

00:10:37.360 --> 00:10:38.710
پیدات کردم

00:10:45.300 --> 00:10:46.780
یاگامی .... تسوکی - کان ، درسته؟

00:10:46.780 --> 00:10:48.720
? =تسوکی[ماه] دراینجا لایت خوانده می شود ، اما طریقه نوشتنش این را نشان نمی دهد
یاگامی .... تسوکی - کان ، درسته؟

00:10:48.720 --> 00:10:50.910
تو تنها کسی هستی که طول عمرش رو نمی تونم ببینم
? =تسوکی[ماه] دراینجا لایت خوانده می شود ، اما طریقه نوشتنش این را نشان نمی دهد

00:10:50.910 --> 00:10:51.310
? =تسوکی[ماه] دراینجا لایت خوانده می شود ، اما طریقه نوشتنش این را نشان نمی دهد

00:10:51.570 --> 00:10:53.060
مشکل حل شد ، اون کیراست

00:10:53.560 --> 00:10:56.770
فکر نمی کردم به همین سادگی بتونم پیدات کنم

00:11:02.790 --> 00:11:04.440
هی ، رم ، بیا بریم خونه

00:11:04.940 --> 00:11:07.950
هاه ، الان ؟ ، اون هم بعد از اون همه تلاشی که برای پیدا کردنش کردی؟

00:11:08.280 --> 00:11:14.790
برای من بد میشه اگر با این همه آدمی که اطرافم هست ، بگم " از دیدنت خوشحالم کیرا - سان " ، مگه نه ؟

00:11:15.510 --> 00:11:18.770
حالا که اسمش رو می دونم ، فهمیدن چیزهای بیشتر ساده میشه

00:11:19.810 --> 00:11:21.750
اسم عجیبی داره

00:11:35.120 --> 00:11:36.160
پس تسوکی نوشته میشه ولی لایت خوانده میشه

00:11:36.160 --> 00:11:36.570
گروه خونی : آ
وزن : 54 کیلو گرم
قد : 179 سانتی متر
متولد 28 فوریه ی 1989
مشخصات
یاگامی لایت
پس تسوکی نوشته میشه ولی لایت خوانده میشه

00:11:36.570 --> 00:11:39.250
پس تسوکی نوشته میشه ولی لایت خوانده میشه
یاگامی لایت
مشخصات
متولد 28 فوریه ی 1989
قد : 179 سانتی متر
وزن : 54 کیلو گرم
گروه خونی : آ

00:11:39.250 --> 00:11:39.270
پس تسوکی نوشته میشه ولی لایت خوانده میشه

00:11:39.600 --> 00:11:41.040
یک جورایی قشنگه

00:11:41.600 --> 00:11:44.400
.... با این وجود ، اون خیلی جالبه  ، مگه نه ، یاگامی لایت

00:11:44.890 --> 00:11:49.030
ظاهرآ ،  موقعی که دوم و سوم دبیرستان بوده ، بازیکن جهانی تنیس بوده

00:11:49.320 --> 00:11:53.780
همچنین ، امسال برای جشن ورودی  "دانشگاه تودی "  ، اون
به عنوان نماینده سال اولی ها سخنرانی کرده

00:11:54.560 --> 00:11:58.530
عکسی وجود نداره ، اما امکان نداره فرد دیگه ای با همچنین اسمی وجود داشته باشه

00:11:59.530 --> 00:12:02.960
.... من فکرش رو هم نمی کردم کیرا این همه جوون و خوش تیپ باشه

00:12:03.510 --> 00:12:05.630
همه چیز بهتر از اون چیزی هست که من تصور می کردم

00:12:06.660 --> 00:12:08.980
مکان هایی وجود دارند که بدون شرم ثبت نام می فروشند

00:12:08.980 --> 00:12:11.000
این دنیا عجب جای پیچیده ای هست

00:12:11.000 --> 00:12:12.410
حالا من آدرسش رو هم می دونم

00:12:14.300 --> 00:12:21.900
در آخر ،  در روز بیست و دوم در آیوما و بیست و چهارم در شیبویا ، سرنخی از انجام شدن فعالیت های مشکوک نبود

00:12:22.410 --> 00:12:24.580
همه چیز های باقی مانده در گنبد و در روز 30ام هست

00:12:26.050 --> 00:12:29.620
.... هیچ فرد مشکوکی هم در کلوپ " یاداشت آبی " نبود

00:12:30.270 --> 00:12:31.860
نگو که همه اتفاقاًت در گنبد اتفاق خواهد افتاد؟

00:12:33.520 --> 00:12:38.690
ریوزاکی ،  " ساکورا تی وی " پیغام دیگه ای از کیرای دوم دریافت کرده

00:12:39.710 --> 00:12:42.170
بیست و سوم رو لغو کرده

00:12:43.850 --> 00:12:45.960
من  تونستم کیرا رو پیدا کنم

00:12:46.470 --> 00:12:51.720
از همه ی نیروهای پلیس و کارکنان ایستگاه تلویزیونی ، متشکرم

00:12:52.490 --> 00:12:56.560
امکان نداره !؟ ، کجا ؟  ، آیوما؟

00:12:57.180 --> 00:13:00.270
نکنه شینیگامی اونها ریوک رو دیده و به اونها گفته؟

00:13:00.650 --> 00:13:04.560
.... نه ... داخل جمعیت ، امکان نداشت بفهمه چه کسی ریوک رو تسخیر کرده

00:13:04.560 --> 00:13:07.150
.... من خیلی مواظب بودم که تعقیب نشم

00:13:07.870 --> 00:13:11.790
اگر این واقعآ ربطی به دفترچه خاطرات داشته باشه ... و واقعآ د ر  23ام پست شده باشه

00:13:11.790 --> 00:13:15.670
به عنوان تاریخ مرتبط با موضوع تنها تاریخ باقی مانده 22ام هست ، در آیوما

00:13:16.180 --> 00:13:20.120
تنها افرادی که از دفتر مرکزی رفته بودند ماتسودا و یاگامی لایت بودند

00:13:20.750 --> 00:13:22.770
پس ، یاگامی لایت کیراست؟

00:13:23.260 --> 00:13:25.270
..... هنوز هیچ مدرکی وجود نداره که در آیوما اتفاق افتاده باشه

00:13:26.060 --> 00:13:27.770
خیلی بد شد ، اون ها رو پیدا کردن

00:13:29.160 --> 00:13:32.470
آیا این به معنی اینه که کیرا و کیرای دوم به هم ملحق شدند ....؟

00:13:32.840 --> 00:13:35.380
نه ، ما به طور قطع نمی دونیم که اونها به هم ملحق شدند یا نه

00:13:36.090 --> 00:13:39.010
کیرای دوم فقط گفت که اون ها کیرا رو پیدا کردند

00:13:39.340 --> 00:13:41.230
اون ها ممکن هست با هم ارتباط برقرار کنند

00:13:42.960 --> 00:13:50.900
حالا که ما این همه پیش رفتیم ، تنها کاری که می تونیم بکنیم ، متوجه کردن پلیس به کیرای دوم هستش

00:13:51.290 --> 00:13:52.420
متوجه کنیم؟

00:13:52.950 --> 00:14:00.870
بله ، پلیس باید به کیرای دوم پیشنهاد خوبی بده ، تا به ما بگه کیرا کیه

00:14:02.860 --> 00:14:05.770
فرقی به حال تو نمیکنه ، میکنه ؟

00:14:06.270 --> 00:14:10.800
.... کار درستی نیست .... من در مورد واکنش کیرای دوم نمی تونم چیزی بگم

00:14:11.040 --> 00:14:13.920
.... با این وجود ، هیچ راهی وجود نداره تا بتونم اونها رو متوقف کنم

00:14:15.530 --> 00:14:20.310
اگر کیرا ندونه تو کی هستی ، هنوز خیلی دیر نشده

00:14:21.010 --> 00:14:24.100
تو نباید فقط برای سرگرمی ، به کیرا نزدیک بشی

00:14:24.740 --> 00:14:27.780
اگر با کیرا تماس برقرار کنی ، میشه گفت خواهی مرد

00:14:28.370 --> 00:14:29.860
تو تنها استفاده خواهی شد

00:14:30.350 --> 00:14:34.660
تنها کاری که الان باید بکنی ، فکر کردن به ارزش زندگی انسان هاست

00:14:35.130 --> 00:14:38.320
تمام اطلاعاتت رو درباره ی کیرا به ما بده و اینطوری گناه هانت رو جبران کنی

00:14:38.840 --> 00:14:41.760
مردم دنیا رو از ترس کیرا نجات بده

00:14:45.490 --> 00:14:46.730
کجا می ری؟

00:14:47.250 --> 00:14:48.500
اعتراف کنم

00:14:50.440 --> 00:14:51.840
.... اوه ، پس تو این تصمیم رو گرفتی

00:14:53.390 --> 00:14:54.370
.... با خودم فکر میکنم اگر پدر

00:14:54.730 --> 00:14:55.720
داره میاد

00:14:57.530 --> 00:14:59.250
به خونه خوش اومدی

00:15:00.450 --> 00:15:01.430
چی ؟

00:15:02.240 --> 00:15:05.030
عصر به خیر ، اسم من آمانه میسا ست

00:15:05.500 --> 00:15:09.370
من اومدم دفتری رو که لایت - سان در دانشگاه جا گذاشت برگردونم

00:15:09.370 --> 00:15:11.760
لطفأً کمی صبر کنید

00:15:13.370 --> 00:15:14.810
انی - چان !!!ِ

00:15:15.960 --> 00:15:16.640
دفتر !؟

00:15:17.110 --> 00:15:18.280
نگو که !؟

00:15:32.040 --> 00:15:35.470
از دیدنتون خوشبختم ، من آمانه میسا هستم

00:15:36.290 --> 00:15:41.430
من داشتم تلویزیون نگاه می کردم ، و فکر کردم تو ممکنه نگران من بشی ،  برای همین مجبور شدم بیام

00:15:41.940 --> 00:15:42.760
.... این دفتر

00:15:44.640 --> 00:15:45.850
دفترچه مرگ !؟

00:15:53.290 --> 00:15:54.900
یک شینیگامی

00:15:55.470 --> 00:15:56.650
.... این کیرای تقلبیه

00:15:58.770 --> 00:15:59.670
بیا داخل

00:16:00.230 --> 00:16:03.050
مطمئن هستید که اشکالی نداره؟ ، من که خیلی خوشحال می شوم

00:16:03.830 --> 00:16:07.740
مادر ، اون این همه راه رو برای آوردن این دفتر اومده ،  ما
می تونیم یک مقدار چایی یا چیز دیگه ای بخوریم؟

00:16:07.990 --> 00:16:09.460
بله ، البته

00:16:11.880 --> 00:16:12.960
من دربارش قبلاً بهت گفتم

00:16:18.860 --> 00:16:19.630
بنشین

00:16:21.680 --> 00:16:22.610
ممنون

00:16:33.550 --> 00:16:34.620
چطور فهمیدی؟

00:16:35.410 --> 00:16:39.030
تو که واقعاً چشمهات رو معامله نکردی ، کردی؟

00:16:40.540 --> 00:16:45.710
اگر تو چشمات رو با یک شینیگامی معامله کنی می تونی اسم مردم و طول عمرشون رو ببینی

00:16:45.710 --> 00:16:49.540
اما نمی تونی طول عمر کسی که دفترچه مرگ رو داره ، ببینم

00:16:52.060 --> 00:16:56.170
.... اوه ، من این همه دربارش اطلاعات نداشتم

00:16:56.830 --> 00:17:04.390
من متوجه شدم ، اما اگر تو گیر بیافتی ، راز کیرا فاش خواهد شد

00:17:04.700 --> 00:17:10.800
مشکلی نیست، تا حالا که گیر نیافتادم ، و اگر همان طور
که تو خواهی گفت عمل کنم ، گیر نخواهم افتاد

00:17:11.430 --> 00:17:12.440
درست میگم ، نه؟

00:17:12.930 --> 00:17:15.440
و من اسم ال رو می تونم ببینم

00:17:16.010 --> 00:17:17.750
.... من چشم های تو خواهم بود

00:17:19.210 --> 00:17:20.110
.... پس

00:17:22.770 --> 00:17:23.420
پس چی؟

00:17:24.800 --> 00:17:26.620
لطفأً من رو دوست دختر خودت کن

00:17:28.580 --> 00:17:29.470
دوست دختر؟

00:17:30.490 --> 00:17:31.150
بله

00:17:33.370 --> 00:17:37.830
.... اگر اشتباهی کنم ، ممکنه بمیرم ، اما

00:17:38.900 --> 00:17:39.490
امکان نداره

00:17:40.120 --> 00:17:44.640
اون روز داخل آیوما ، سه  برابر معمول دوربین نظارتی وجود داشت

00:17:45.090 --> 00:17:49.290
اگر اون روز تو به آیوما رفته باشی ، یک جایی روی نوار تصویرت ضبط شده

00:17:49.820 --> 00:17:51.160
من هم اونجاخواهم بود

00:17:51.160 --> 00:17:53.770
...اگر ما بعدش به هم نزدیک بشیم

00:17:53.770 --> 00:17:57.020
حتی ملاقات ما با هم ، الانش هم خطرناکه

00:17:57.020 --> 00:17:58.640
لااقل این رو بفهم

00:17:59.230 --> 00:18:02.950
عکس هایی که از اون روز از من گرفته شده

00:18:05.640 --> 00:18:08.120
شکی نیست که غیر قابل تشخیص هست

00:18:08.450 --> 00:18:09.990
در مورد اثر انگشت چی؟

00:18:10.440 --> 00:18:15.250
اثر انگشت تو روی تمام چیزهایی که به ایستگاه تلویزیونی فرستادی وجود داره

00:18:15.500 --> 00:18:17.530
اما اونها اثر انگشت من نیستند

00:18:17.530 --> 00:18:20.760
حتی من هم من قبل از اینکه دست به کار بشم ، خوب فکر کردم

00:18:21.090 --> 00:18:25.970
تا این اواخر ، من توی  " کانسای " زندگی می کردم ، و اونجا
دوستی داشتم که به مخفی کاری علاقه مند بود

00:18:26.280 --> 00:18:32.180
من نوار های ویدویی تقلبی در مورد ارواح درست کردم و اون رو مجبور کردم به ایستگاه تلویزیونی بفرسته

00:18:32.180 --> 00:18:36.980
اون واقعاً این ایده رو دوست داشت ، و من اون رو مجبور کردم در ده نسخه دوبله اش کنه

00:18:36.980 --> 00:18:44.000
سپس من تصویر کیرا رو روی اون فیلم ها کپی کردم بدون این که اثر انگشتی بذارم ، و صدا رو اضافه کردم

00:18:45.090 --> 00:18:47.910
دوستت حالا چیکار میکنه؟

00:18:48.050 --> 00:18:51.620
اگر به من گفته بودی بکشمشون ، تا حالا این کا رو انجام داده بودم

00:18:53.810 --> 00:18:59.590
اگر هنوز نمی تونی به من اعتماد کنی ، می تونی این دفترچه رو چک کنی

00:19:00.010 --> 00:19:05.510
تا زمانی که من صاحب این دفترچه هستم هرچند تو از اون مواظبت  می کنی ،  باید بتونم از قدرت چشم هام استفاده کنم

00:19:05.510 --> 00:19:07.350
درسته ، رم؟

00:19:07.930 --> 00:19:08.890
درسته

00:19:10.630 --> 00:19:17.140
این طوری ، من نمی تونم تو رو بکشم ، اما اگر برای تو بی استفاده بشم ، تو می تونی من رو بکشی

00:19:17.740 --> 00:19:19.630
.... چرا اون این همه مشتاقه

00:19:20.810 --> 00:19:26.030
اما تو می تونی یکی از صفحات دفترچه مرگ رو پاره کرده باشی و یه جایی مخفی کرده باشی

00:19:27.070 --> 00:19:29.200
تو چرا این همه به من مشکوک هستی؟

00:19:29.200 --> 00:19:32.680
من مشکلی ندارم ، اگر توسط تو مورد استفاده قرار بگیرم

00:19:32.960 --> 00:19:34.120
.... لطفآ ، به من اعتماد کن

00:19:35.260 --> 00:19:37.330
اون چه طوری می تونه چنین چیز هایی رو بگه؟

00:19:39.360 --> 00:19:46.050
یک سال پیش ، والدین من در مقابل چشمانم ، توسط یک دزد به قتل رسیدن

00:19:46.550 --> 00:19:53.760
من نمی تونستم اونو ببخشم .... محاکمه ادامه داشت تا اینکه قضات اعلام کردند اون به اشتباه مورد اتهام قرار گرفته

00:19:54.610 --> 00:19:58.770
ولی بعد .... کیرا عدالت رو در مورد اون اجرا کرد

00:19:59.550 --> 00:20:02.790
برای من ، کیرا یک فرد کامله

00:20:05.350 --> 00:20:09.730
مهم نبود .... مهم نبود چه طوری ،  هر طور شده من می خواستم تو رو ببینم

00:20:09.940 --> 00:20:11.790
من می خواستم ازت تشکر کنم

00:20:15.780 --> 00:20:20.460
تو تمام این مشکلات رو تحمل کردی ، فقط برای دیدن کیرا؟

00:20:20.660 --> 00:20:26.530
اون تونست اقدام های ساده ای برای مقابله با دوربین های
.... نظارتی و از بین بردن اثر انگشت انجام بده

00:20:26.530 --> 00:20:28.470
.... او اون قدرها هم که فکر می کردم احمق نیست

00:20:28.940 --> 00:20:32.470
به علاوه ، اون می گه هر کاری بگم ، انجام می ده

00:20:52.610 --> 00:20:54.080
.... فهمیدم

00:20:54.080 --> 00:20:57.240
من نمی تونم دوست پسرت باشم ، اما می تونم وانمود کنم هستم

00:20:57.860 --> 00:21:05.380
اون چشم های تو ، که نصف عمرت رو برای پیدا کردن من معامله کردی اسلحه های خوبی خواهند بود

00:21:06.740 --> 00:21:11.510
ممنون ، من به سختی تلاش خواهم کرد که تو من رو دوست داشته باشی

00:21:23.750 --> 00:21:26.310
من رویاهایی را میبینم

00:21:26.310 --> 00:21:28.730
که کسی دیگر نمی تواند ببیند

00:21:28.730 --> 00:21:34.480
من هر چیز بی مصرف را دور میریزم

00:21:34.480 --> 00:21:43.280
فکرهایی وجود دارد که من نمی توانم با آنها در قلبم مبارزه کنم

00:21:43.280 --> 00:21:49.570
من بین واقعیت و ایده ال گم شده ام

00:21:49.570 --> 00:21:54.570
حتی اگر من خودم را قربانی کنم

00:21:54.570 --> 00:21:59.730
من نمی توانم احساساتم را کنترل کنم

00:21:59.730 --> 00:22:07.630
بخاطر اینکه من قلبی سرشار از آرزو دارم

00:22:07.630 --> 00:22:12.770
"دروغ" "ترس" "تظاهر" "اندوه"

00:22:12.770 --> 00:22:17.700
من نگران این چیزهای بد نیستم

00:22:17.700 --> 00:22:23.670
من ضعیف نیستم

00:22:23.670 --> 00:22:29.210
من حقه بازی هستم که تنهایی را حس نمیکند

00:22:33.200 --> 00:22:35.210
پیش نمایش

00:22:35.710 --> 00:22:39.400
تو دوستی هستی که من واقعا میخوام با تو باشم

00:22:40.410 --> 00:22:43.130
من تنها هستم زمانی که تو توی دانشگاه غایب میشی

00:22:43.730 --> 00:22:46.090
من دوست دارم باز هم با تو تنیس بازی کنم

00:22:46.090 --> 00:22:48.180
دوست
قسمت بعد

00:22:48.180 --> 00:22:54.180
ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز
.:: DigiMoviez.Com ::.