﻿WEBVTT

00:00:16.450 --> 00:00:18.990
‫بدنم کاملاً بی‌حس شده.

00:00:19.990 --> 00:00:21.580
‫این سوزن‌ها...

00:00:22.040 --> 00:00:25.040
‫شاید از گلدان آبی
‫خلاص شده باشم...

00:00:25.040 --> 00:00:27.590
‫ولی...

00:00:31.300 --> 00:00:35.260
‫کوتتسو...

00:00:31.630 --> 00:00:34.680 position:20% line:20%
‫هیوتوکو

00:00:43.980 --> 00:00:45.390
‫قدرتم...

00:00:45.390 --> 00:00:46.690
‫ته کشیده.

00:00:48.900 --> 00:00:50.360
‫هیچ کاری نیست که...

00:00:51.030 --> 00:00:52.440
‫من بتونم...

00:00:55.780 --> 00:00:57.620
‫می‌دونم که می‌تونی
‫انجامش بدی، موئیچیرو.

00:00:57.620 --> 00:00:59.620
‫حالا، روی پاهات بایست!

00:01:00.660 --> 00:01:02.950 line:20%
‫پدر...

00:01:02.974 --> 00:01:09.974
‫ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز
‫.:: DigiMoviez.Com ::.

00:01:09.998 --> 00:01:16.998
‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
‫DigiMoviez@

00:02:27.000 --> 00:02:33.000
‫ترجمه از
‫VahidMax

00:02:33.840 --> 00:02:39.010 line:20%
‫قسمت 8:
‫" مو در موئیچیرو "

00:02:42.430 --> 00:02:44.100
‫درسته.

00:02:44.430 --> 00:02:46.890
‫پدرم یه هیزم‌شکن بود.

00:02:47.310 --> 00:02:49.060
‫و پسرش...

00:02:49.520 --> 00:02:52.520
‫بهش کمک می‌کنم تا
‫درخت‌هارو قطع کنه.

00:03:01.070 --> 00:03:02.110
‫من...

00:03:07.120 --> 00:03:08.580
‫از...

00:03:08.580 --> 00:03:11.920
‫اینکه تو کار پدرم
‫بهش کمک کنم خوشم میومد.

00:03:17.170 --> 00:03:18.960
‫مادر، حالت خوبه؟

00:03:18.960 --> 00:03:22.340
‫بابا رفته برات گیاهای دارویی بیاره،
‫پس...

00:03:22.590 --> 00:03:23.930
‫مادر!

00:03:29.230 --> 00:03:31.190
‫داره از تب می‌سوزه.

00:03:43.740 --> 00:03:45.620
‫بیا، پتوی منو بگیر.

00:03:45.620 --> 00:03:47.490
‫چطوره، مادر؟

00:03:49.790 --> 00:03:51.250
‫سردمه.

00:03:54.630 --> 00:03:58.170
‫پدر زود برمی‌گرده، باشه؟

00:04:27.030 --> 00:04:28.080
‫اون روز...

00:04:29.240 --> 00:04:31.790
‫من هم پدرم رو از دست دادم
‫هم مادرم رو...

00:04:32.910 --> 00:04:35.960
‫همزمان، آدم‌هایی که
‫عزیز من بودن رو از دست دادم.

00:04:38.960 --> 00:04:42.050
‫وقتی ده سالم بود
‫پدر و مادرم مُردن.

00:04:42.670 --> 00:04:45.090
‫تو ده سالگی خودم رو
‫تک و تنها دیدم.

00:04:47.800 --> 00:04:49.350
‫موئیچیرو؟

00:04:50.890 --> 00:04:52.930
‫نه، اشتباه می‌کنم.

00:04:52.930 --> 00:04:55.850
‫وقتی یازده سالم بود
‫خودم رو تک و تنها دیدم.

00:04:57.150 --> 00:04:58.360
‫یه...

00:04:59.060 --> 00:05:01.110
‫برادر دوقلو داشتم.

00:05:02.490 --> 00:05:06.360
‫اسم برادرم یوئیچیرو بود.

00:05:10.160 --> 00:05:12.700
‫دلسوزی برای کسی
‫فایده‌ای نداره.

00:05:12.700 --> 00:05:16.580
‫انجام دادن کاری برای بقیه
‫برای تو هیچ خاصیت و فایده‌ای نداره.

00:05:17.120 --> 00:05:18.630
‫اشتباه می‌کنی.

00:05:18.630 --> 00:05:20.590
‫تو نیکی می‌کن و در دجله انداز...

00:05:20.590 --> 00:05:24.340
‫که ایزد در بیابانت دهد باز.

00:05:24.340 --> 00:05:26.130
‫پدر همیشه
‫این حرفو می‌زد.

00:05:26.430 --> 00:05:31.390
‫نباید به حرف کسی که به‌خاطر تلاش برای
‫کمک‌کردن به یکی دیگه مُرده اعتماد کنی.

00:05:32.520 --> 00:05:34.810
‫چرا این حرفو می‌زنی؟

00:05:34.810 --> 00:05:37.060
‫اون به خاطر مادرمون هر کاری...

00:05:37.060 --> 00:05:40.860
‫انگار قرار بود با چندتا دونه
‫گیاه دارویی بیماریش خوب بشه.

00:05:40.860 --> 00:05:42.400
‫فراتر از حماقته.

00:05:42.780 --> 00:05:44.690
‫حرفت خیلی زشت بود، برادر!

00:05:45.150 --> 00:05:50.160
‫اگه وسط اون طوفان بیرون نرفته بود،
‫فقط مادرمون رو از دست می‌دادیم.

00:05:50.160 --> 00:05:53.700
‫از این حرفا نزن!
‫خیلی بدجنسیه!

00:05:54.120 --> 00:05:56.210
‫فقط دارم شرایط رو
‫برات روشن می‌کنم.

00:05:56.210 --> 00:05:59.790
‫داد و بیداد نکن. صدات خیلی بلنده.
‫ممکنه توجه گرازها رو جلب کنی.

00:06:01.170 --> 00:06:04.210
‫" مو " در موئیچیرو
‫مخفف بی‌کفایتیه.

00:06:04.590 --> 00:06:06.420
‫گفت و گوی من و تو هم
‫هیچ فایده‌ای نداره.

00:06:06.840 --> 00:06:09.220
‫گذشته رو نمی‌تونی عوض کنی.

00:06:10.300 --> 00:06:14.350
‫" مو " در موئیچیرو
‫مخفف بی‌کفایتیه.

00:06:21.020 --> 00:06:23.860 line:20%
‫برادرم همیشه
‫با نیش و کنایه حرف می‌زد.

00:06:24.480 --> 00:06:26.610 line:20%
‫یه حسی بهم می‌گفت که...

00:06:26.940 --> 00:06:29.610 line:20%
‫وقتی فراموشی داشتم
‫منم مثل اون بودم.

00:06:32.320 --> 00:06:34.620
‫زندگی با برادرم...

00:06:34.620 --> 00:06:36.750
‫بهم احساس
‫خفگی می‌داد.

00:06:37.540 --> 00:06:40.620 line:20%
‫مطمئن بودم که
‫اون منو تحقیر می‌کنه...

00:06:41.290 --> 00:06:44.380
‫و در نظر من اون
‫یه آدم سنگ‌دل بود.

00:06:45.710 --> 00:06:47.970
‫فصل‌ها عوض شدند...

00:06:49.180 --> 00:06:51.010
‫و بهار بود.

00:06:53.220 --> 00:06:56.020
‫می‌رم آب بیارم، باشه؟

00:06:56.680 --> 00:06:58.520
‫هنوز با حقیقت کنار نیومدی؟

00:07:22.880 --> 00:07:24.840
‫اون خیلی زیبا بود...

00:07:25.880 --> 00:07:27.510
‫به قدری زیبا که
‫اولش فکر کردم...

00:07:27.510 --> 00:07:30.970
‫روحِ درخت توسـه.

00:07:30.970 --> 00:07:34.970 position:20% line:20%
‫شیطان‌کش: کیمتسو نو یایبا
‫آرک دهکده شمشیرسازان

00:07:34.970 --> 00:07:38.970 position:80%
‫شیطان‌کش: کیمتسو نو یایبا
‫آرک دهکده شمشیرسازان

00:07:40.430 --> 00:07:41.810
‫اون شخص...

00:07:41.810 --> 00:07:43.730
‫همسر ارباب بود...

00:07:44.190 --> 00:07:45.610
‫و این‌همه مسافت رو
‫اومده بود تا...

00:07:46.110 --> 00:07:48.860
‫در کوهستان مارو ملاقات کنه.

00:07:49.690 --> 00:07:50.860
‫ولی...

00:07:53.950 --> 00:07:55.490
‫در نهایت...

00:07:55.490 --> 00:08:00.120
‫برادرم مثل همیشه حرفای توهین‌آمیز زد
‫و خانم آمانه رو بیرون کرد.

00:08:00.870 --> 00:08:04.380
‫باورت می‌شه؟ اون گفت که
‫ما از نسل شمشیرزن‌ها هستیم!

00:08:04.670 --> 00:08:09.510
‫از نوادگان یه شمشیرزن فوق‌العاده‌ایم
‫که از چیزی به اسم "تنفس اولیه" استفاده می‌کرده، نه چیز دیگه‌ای!

00:08:09.880 --> 00:08:11.340
‫خب که چی؟

00:08:11.340 --> 00:08:12.840
‫زودباش برنج‌ دم کن.

00:08:12.840 --> 00:08:15.010
‫گوش‌کن! بیا شمشیرزن بشیم!

00:08:15.430 --> 00:08:18.640
‫باورم نمی‌شه که راستی راستی
‫اون شیاطین تو دنیا وجود داشته باشن...

00:08:19.010 --> 00:08:21.180
‫ولی اگه بتونیم کمک کنیم...

00:08:21.180 --> 00:08:22.230
‫ببین!

00:08:22.230 --> 00:08:25.270
‫بیا آدمایی که به‌خاطر اون شیاطین
‫عذاب می‌کشن رو نجات بدیم!

00:08:25.560 --> 00:08:26.480
‫شرط می‌بندم که من و تو می‌تونیم...

00:08:41.040 --> 00:08:43.660
‫پیش خودت فکر کردی
‫مثلاً چه غلطی می‌تونی بکنی؟

00:08:43.960 --> 00:08:47.130
‫تو حتی نمی‌تونی تنهایی برنج دم کنی،
‫اونوقت می‌خوای شمشیرزن بشی؟

00:08:47.130 --> 00:08:48.630
‫بقیه رو نجات بدی؟

00:08:48.630 --> 00:08:50.920
‫بابا دست از سرم بردار، خب؟

00:08:50.920 --> 00:08:54.380
‫جداً، تو درست مثل
‫پدر و مادر هستی، مگه نه؟

00:08:54.380 --> 00:08:57.970
‫خیلی خوش‌بینی!
‫اصلاً اون مغزت چطوری کار می‌کنه؟

00:08:57.970 --> 00:09:02.020
‫درست مثل مادر، که با وجود مریضی و حال بدش
‫بدون اینکه بهمون بگه کار می‌کرد و آخرش هم زمین‌گیر شد!

00:09:02.310 --> 00:09:05.190 line:20%
‫درست مثل پدری، که تو اون طوفان
‫رفت بیرون تا گیاه دارویی پیدا کنه!

00:09:05.640 --> 00:09:06.730
‫بعد از همه...

00:09:07.100 --> 00:09:09.270
‫بعد از همه کارایی که کردم
‫تا جلوش رو بگیرم!

00:09:09.270 --> 00:09:12.820
‫بعد از التماس‌هایی که
‫هرروز به مادر کردم تا استراحت کنه!

00:09:12.820 --> 00:09:15.400
‫می‌دونی کی می‌تونه
‫به بقیه کمک کنه؟

00:09:15.700 --> 00:09:17.820
‫فقط آدمایی که برگزیده هستن!

00:09:18.160 --> 00:09:22.580
‫شاید اجدادمون شمشیرزن بودن،
‫ولی بچه‌هایی مثل چه کار می‌تونن بکنن؟

00:09:22.870 --> 00:09:24.210
‫می‌خوای بهت جوابشو بگم؟

00:09:24.210 --> 00:09:25.540
‫که چه کار می‌تونیم بکنیم؟

00:09:25.540 --> 00:09:27.210
‫مثل سگ و بیهوده بمیریم...

00:09:27.540 --> 00:09:29.590 line:20%
‫این کاریه که می‌تونیم بکنیم!

00:09:29.920 --> 00:09:32.460 line:20%
‫چون ما بچه‌های
‫پدر و مادرمون هستیم!

00:09:32.800 --> 00:09:35.010
‫اون زن فقط قراره
‫ازمون سو استفاده کنه!

00:09:35.010 --> 00:09:37.090
‫امکان نداره که تو سرش
‫نقشه‌ای نداشته باشه!

00:09:37.590 --> 00:09:40.220 line:20%
‫دیگه هم از این موضوع حرفی زده نشه!
‫فهمیدی؟

00:09:40.220 --> 00:09:42.720 line:20%
‫حالا بجنب و شام رو درست کن!

00:09:48.560 --> 00:09:50.400
‫بعد از اون...

00:09:51.190 --> 00:09:53.860
‫دیگه با هم حرفی نزدیم.

00:09:54.690 --> 00:09:57.740
‫به غیر از یه دعوای دیگه...

00:09:57.740 --> 00:10:00.950
‫وقتی برادرم روی خانم آمانه
‫آب ریخت...

00:10:00.950 --> 00:10:02.740
‫ایشون مدام به دیدن ما می‌اومد.

00:10:35.940 --> 00:10:37.440
‫بعدش، تابستون اومد.

00:10:37.780 --> 00:10:40.200
‫اون تابستون خیلی گرم بود...

00:10:40.200 --> 00:10:42.870
‫و من و برادرم همیشه
‫بداخلاق و بی‌حوصله بودیم.

00:10:43.410 --> 00:10:47.080
‫حتی شب هم هوا گرم بود،
‫و جیرجیرک‌ها وز وز می‌کردن.

00:11:33.500 --> 00:11:35.090
‫اوه، لعنتی...

00:11:35.090 --> 00:11:37.340
‫فقط دوتا موش کثیف اینجاست؟

00:11:38.800 --> 00:11:39.920
‫خب، حالا هر چی.

00:11:39.920 --> 00:11:41.090
‫موئیچیرو!

00:11:48.140 --> 00:11:50.890
‫داداش! داداش!

00:11:58.860 --> 00:12:00.990
‫خفه‌شو! خفه‌شو!

00:12:01.570 --> 00:12:03.070
‫صدات درنیاد.

00:12:03.570 --> 00:12:06.530
‫دوتا هیزم‌شکن بدبخت مثل شما...

00:12:06.530 --> 00:12:09.200
‫به هر حال شما دوتا
‫هیچ خاصیتی ندارید.

00:12:09.620 --> 00:12:12.370
‫از اونجایی که بودن یا نبودن شما
‫هیچ اهمیتی نداره...

00:12:12.670 --> 00:12:16.040
‫زندگی‌تون هم بی‌ارزشه!

00:12:19.260 --> 00:12:20.710
‫و در اون لحظه...

00:12:21.170 --> 00:12:22.970
‫رنگ قرمز جلوی چشمام رو پوشونده بود.

00:12:23.970 --> 00:12:26.930
‫خشونت شدیدی بود که قبلاً
‫هرگز حسش نکرده بودم...

00:12:27.350 --> 00:12:32.230
‫انگار دلم مثل سیر و سرکه می‌جوشید.

00:12:33.230 --> 00:12:36.810
‫واقعاً یادم نیست که بعدش
‫چه اتفاقی افتاد.

00:12:36.810 --> 00:12:39.610
‫یه غُرشی هیولایی...
‫باورم نمی‌شد که...

00:12:40.820 --> 00:12:45.660
‫این غرش و این صدا از ته حلقم بیرون میاد،
‫از دهن من بیرون میاد.

00:12:55.040 --> 00:12:56.460
‫بعدش فقط اینو می‌دونستم که...

00:12:56.460 --> 00:12:58.630
‫اون شیطان در آستانه مرگ بود.

00:12:58.630 --> 00:13:02.210
‫ولی ظاهراً، حتی بعد از
‫له‌کردن سرش هم قرار نبود بمیره...

00:13:02.210 --> 00:13:03.920
‫و داشت عذاب می‌کشید.

00:13:15.560 --> 00:13:17.610
‫کمی بعد، خورشید طلوع کرد...

00:13:18.610 --> 00:13:21.190
‫و شیطان تبدیل به خاکستر شد
‫و نابود شد.

00:13:21.530 --> 00:13:24.360
‫ولی این مسئله واقعاً
‫هیچ اهمیتی برام نداشت.

00:13:29.280 --> 00:13:33.250
‫فقط و فقط می‌خواستم برم پیش یوئیچیرو...

00:13:33.580 --> 00:13:37.210
‫ولی یکباره،
‫بدنم مثل سُرب سنگین شد.

00:13:37.210 --> 00:13:42.300
‫یه حسی بهم می‌گفت قراره
‫چندین سال طول بکشه تا به خونه‌ای که جلومه برسم.

00:13:49.050 --> 00:13:54.600
‫خواهش می‌کنم...
‫التماست می‌کنم...

00:13:55.310 --> 00:13:56.390
‫داداش...

00:13:56.940 --> 00:13:59.400
‫تو زنده‌ای؟ داداش!

00:14:13.740 --> 00:14:19.210
‫خدای عزیز...
‫بودای عزیز...

00:14:19.210 --> 00:14:20.960
‫خواهش می‌کنم...

00:14:22.000 --> 00:14:23.960
‫خواهش می‌کنم...

00:14:23.960 --> 00:14:28.340
‫فقط برادرم رو نجات بدید.

00:14:34.890 --> 00:14:39.520
‫برادرم... مثل من نیست.

00:14:39.520 --> 00:14:43.570
‫اون یه بچه خوش‌قلبه.

00:14:43.570 --> 00:14:48.550
‫می‌گه می‌خواد به
‫بقیه کمک کنه...

00:14:48.550 --> 00:14:52.120
‫ولی من جلوش رو گرفتم.

00:14:53.410 --> 00:14:55.240
‫تنها کسی که...

00:14:55.620 --> 00:14:57.450
‫باید سرزنش بشه...

00:14:57.450 --> 00:14:59.080
‫منم.

00:14:59.460 --> 00:15:02.040
‫اگه می‌خوای کسی رو تنبیه کنی...

00:15:02.040 --> 00:15:03.920
‫پس بذار...

00:15:03.920 --> 00:15:06.260
‫اون من باشم.

00:15:08.300 --> 00:15:11.800
‫من همیشه می‌دونستم.

00:15:12.760 --> 00:15:14.640
‫حقیقت اینه که...

00:15:15.760 --> 00:15:19.600
‫"مو" در موئیچیرو...

00:15:28.780 --> 00:15:29.950
‫به معنیه...

00:15:30.700 --> 00:15:32.450
‫"بی‌نهایته."

00:15:33.410 --> 00:15:34.700 line:20%
‫تنفس مه...

00:15:35.120 --> 00:15:36.580
‫فرم چهارم...

00:15:43.460 --> 00:15:45.380
‫برش جریان بی‌ثبات!

00:15:48.590 --> 00:15:49.510
‫کوتتسو!

00:15:50.170 --> 00:15:51.590
‫آقای توکیتو...

00:15:51.590 --> 00:15:54.090
‫نگران من نباش.

00:15:54.090 --> 00:15:56.010
‫آقای هاگانزوکا رو...

00:15:56.350 --> 00:15:57.810
‫نجات بده!

00:15:57.810 --> 00:15:59.140
‫از شمشیرها...

00:15:59.640 --> 00:16:01.230
‫محافظت کن!

00:16:03.770 --> 00:16:04.980
‫درسته.

00:16:08.730 --> 00:16:11.740
‫لعنت بهش!
‫لعنت بهش!

00:16:11.740 --> 00:16:13.530 line:20%
‫این مرد!

00:16:13.530 --> 00:16:15.700
‫این انسان!

00:16:16.240 --> 00:16:21.120
‫بعد از کاری که باهاش کردم
‫بازم دست از سنگ‌زدن برنمی‌داره!

00:16:21.120 --> 00:16:27.380 position:80% line:20%
‫رده بالا پنج

00:16:21.410 --> 00:16:27.380
‫حتی وقتی چشمـش رو نابود کردم،
‫بدون اینکه صدایی ازش دربیاد به سنگ‌زدن ادامه داد!

00:16:30.420 --> 00:16:31.920
‫فهمیدم!

00:16:31.920 --> 00:16:34.510
‫اگه بهش بگم که قراره
‫این یکی رو بکشم...

00:16:39.010 --> 00:16:41.430
‫از زندان گلدان آبی فرار کرد!

00:16:41.980 --> 00:16:43.810
‫چجوری؟

00:16:43.810 --> 00:16:45.350
‫یعنی چی آخه!

00:16:45.350 --> 00:16:49.940
‫فکر می‌کردم مرگش حتمیه،
‫به‌خاطر همین اصلاً حواسم بهش نبود.

00:16:50.730 --> 00:16:52.990
‫نه، یه لحظه صبر کن.

00:16:52.990 --> 00:16:57.990
‫از طرفی هم،
‫نشون می‌ده که من چقدر متمرکز بودم!

00:16:57.700 --> 00:16:59.330 position:20% line:50%
‫پنج

00:16:58.330 --> 00:16:59.330
‫آره!

00:17:00.040 --> 00:17:00.830
‫همم؟

00:17:00.830 --> 00:17:04.160
‫وایسا، وایسا، صبر کن!
‫اون علامت چیه؟

00:17:04.790 --> 00:17:07.960
‫بر اساس اطلاعاتی که
‫ارباب موزان بهم داده،

00:17:07.960 --> 00:17:12.050
‫اون بچه‌ای که گوشوازه داره هم
‫مثل همین علامت رو داره!

00:17:12.050 --> 00:17:14.430
‫نه! بهش فکر نکن!

00:17:14.430 --> 00:17:17.720
‫چطوری می‌تونی انقدر بی‌تفاوت
‫اونجا بایستی؟

00:17:17.720 --> 00:17:22.560
‫حمله من باید بدنـت رو فلج می‌کرد!

00:17:23.140 --> 00:17:27.690
‫چطور تونستی حتی با سرعت بیشتری
‫برای زخمی‌کردن من حرکت کنی؟

00:17:30.690 --> 00:17:32.360
‫جهنم گلدان اختاپوسی!

00:17:33.860 --> 00:17:35.280
‫ارباب توکیتو!

00:17:39.450 --> 00:17:41.200
‫هیو، هیو!

00:17:41.200 --> 00:17:44.830
‫بگو ببینم از خاصیت فنری بودن
‫گوشت این اختاپوس چقدر خوشت اومده؟

00:17:44.830 --> 00:17:46.960
‫دیگه این یکی رو نمی‌تونی ببری!

00:17:55.550 --> 00:17:57.890
‫هنوز داره اون
‫شمشیر رو سنگ می‌زنه!

00:17:57.890 --> 00:17:59.350
‫احمقه؟

00:17:59.350 --> 00:18:01.470
‫عقلش سر جاش نیست.

00:18:01.470 --> 00:18:03.770
‫ولی این موضوع در نوع خوش عالیه!

00:18:03.770 --> 00:18:07.230
‫اون شمشیرساز می‌تونه صبر کنه!
‫اول، هاشیرا رو می‌کشم!

00:18:07.520 --> 00:18:10.820
‫دفعه قبلی اصلاً تلاش نکردم!

00:18:10.820 --> 00:18:15.110
‫این‌بار، حتماً لهش می‌کنم،
‫بعدش به خودم جذبش می‌کنم!

00:18:16.700 --> 00:18:17.660
‫هیو؟

00:18:21.830 --> 00:18:22.950
‫تو برام...

00:18:23.370 --> 00:18:25.200
‫این شمشیر رو ساختی.

00:18:26.370 --> 00:18:27.330 position:80% line:50%
‫نابودکننده شیاطین

00:18:27.870 --> 00:18:29.080
‫ازت ممنونم...

00:18:29.420 --> 00:18:30.840
‫آقای کاناموری.

00:18:32.500 --> 00:18:34.260
‫نه!

00:18:34.260 --> 00:18:35.550
‫من فقط...

00:18:35.550 --> 00:18:39.430
‫دستورالعمل‌های اولین شمشیرساز
‫شما رو اجرایی کردم!

00:18:40.180 --> 00:18:41.930
‫درسته.

00:18:41.930 --> 00:18:46.100
‫آقای تتسوئیدو بود که
‫اولین شمشیرم رو برام ساخت.

00:18:46.100 --> 00:18:48.690
‫به‌خاطر بیماری قلبی فوت شد.

00:18:50.230 --> 00:18:54.190
‫مهم نیست چندبار شمشیرت رو عوض می‌کنی،
‫چیزی رو عوض نمی‌کنه!

00:18:59.950 --> 00:19:01.200
‫آه...

00:19:01.200 --> 00:19:03.030
‫مثل یه دستکش
‫درست اندازه دستامه.

00:19:05.450 --> 00:19:08.210
‫نگرانت بودم، پسر جون.

00:19:09.420 --> 00:19:14.170
‫کی قراره درک کنه که تو
‫چه چیزایی رو داری پشت سر می‌ذاری؟

00:19:14.590 --> 00:19:17.970
‫که چطور برای هیچ چیز دیگه‌ای
‫وقتی نداری؟

00:19:18.470 --> 00:19:22.140
‫که چطور از پسش برمیای
‫و حتی نمی‌تونی استراحتی کوتاه داشته باشی؟

00:19:22.140 --> 00:19:26.850
‫که چقدر مظطربی چون
‫نمی‌تونی چیزی رو به یاد بیاری؟

00:19:26.850 --> 00:19:29.980
‫و به حدی سخت تلاش می‌کنی
‫تا آخر خون بالا میاری؟

00:19:30.690 --> 00:19:33.650
‫کی قراره این چیزا رو درک کنه؟

00:19:34.230 --> 00:19:39.860
‫هرموقع شمشیرهایی که استفاده کردی رو می‌بینم،
‫باعث می‌شه اشکم دربیاد.

00:19:40.820 --> 00:19:43.570
‫زیاد این اطراف نمی‌مونم.

00:19:43.570 --> 00:19:46.660
‫نه اینکه بخوام تو این سن
‫به فکر زندگی کردن باشم، نه...

00:19:47.660 --> 00:19:52.580
‫ولی نمی‌تونم نگرانت نباشم.

00:19:54.170 --> 00:19:55.340
‫آقای تتسوئیدو...

00:19:55.670 --> 00:19:56.380
‫ببخشید.

00:19:56.380 --> 00:19:57.550 position:20% line:20%
‫نابودکننده شیاطین

00:19:57.170 --> 00:19:58.880
‫می‌دونم که نگرانتون کردم.

00:19:59.510 --> 00:20:00.470
‫ولی الان...

00:20:01.930 --> 00:20:04.220
‫حالم کاملاً خوبه!

00:20:05.430 --> 00:20:06.850
‫تنفس مه...

00:20:07.180 --> 00:20:08.310
‫فرم پنجم...

00:20:09.930 --> 00:20:11.690
‫دریایِ ابر و مه!

00:20:16.770 --> 00:20:19.280
‫خب، ضربات سریع و برشی‌ای بود،

00:20:19.280 --> 00:20:22.950
‫ولی به نظر نمیاد که بتونی
‫به سرعت گلدان‌های من برسی!

00:20:23.740 --> 00:20:24.950
‫مطمئنی؟

00:20:25.240 --> 00:20:26.370
‫چی؟

00:20:26.990 --> 00:20:29.750
‫به نظر میاد رشته‌های عصبیت
‫خیلی کُند شدن.

00:20:29.750 --> 00:20:32.080
‫به‌خاطر اینه که
‫صدها سال زندگی کردی.

00:20:34.750 --> 00:20:36.540
‫دفعه بعدی گردنت رو می‌زنم.

00:20:36.540 --> 00:20:40.880
‫کارهای بهتری نسبت به تو کل روز
‫بازی کردن با گلدان‌های احمقانه تو دارم.

00:20:42.090 --> 00:20:45.090
‫منو دست کم نگیر، موش کثیف!

00:20:51.520 --> 00:20:54.520 position:80% line:20%
‫نابود کن

00:20:53.230 --> 00:20:54.520
‫موئیچیرو...

00:20:56.060 --> 00:20:59.070
‫ببخشید که نتونستم
‫باهات بهتر رفتار کنم.

00:21:00.780 --> 00:21:02.190
‫هرگز نمی‌تونستم...

00:21:02.190 --> 00:21:04.280
‫مثل تو رفتار کنم.

00:21:05.320 --> 00:21:07.410
‫مهربون بودن با بقیه...

00:21:08.370 --> 00:21:11.410
‫یه چیزیه که
‫فقط آدمای برگزیده می‌تونن انجامش بدن.

00:21:12.450 --> 00:21:13.580
‫ولی...

00:21:13.580 --> 00:21:15.170
‫موئیچیرو...

00:21:15.920 --> 00:21:18.380
‫مهم نیست که زندگیت
‫چقدر با فضیلت باشه،

00:21:18.840 --> 00:21:23.630
‫در نهایت نه خدایان و نه بودا
‫ازت محافظت نمی‌کنن.

00:21:23.630 --> 00:21:26.890
‫به‌خاطر همین فکر کردم که
‫خودم باید از تو محافظت کنم.

00:21:27.640 --> 00:21:28.850
‫موئیچیرو...

00:21:29.260 --> 00:21:32.020
‫تو مثل من نیستی.

00:21:34.520 --> 00:21:37.190
‫برای اینکه به کسی
‫غیر از خودت کمک کنی...

00:21:39.150 --> 00:21:40.820
‫می‌تونی قدرت بی‌نهایتی رو به کار بگیری.

00:21:46.740 --> 00:21:49.120
‫تو یکی از آدم‌های برگزیده هستی!

00:21:51.000 --> 00:21:58.000
‫ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز
‫.:: DigiMoviez.Com ::.

00:21:58.024 --> 00:22:05.024
‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
‫DigiMoviez@

00:22:05.048 --> 00:22:11.048
‫ترجمه از
‫VahidMax

00:23:20.040 --> 00:23:20.500 position:20% line:50%
‫بخش 8

00:23:21.790 --> 00:23:24.670
‫بانو کانروجی، تولدتون مبارک!

00:23:26.210 --> 00:23:28.220
‫بیاید با دوستانتون
‫از دهکده شروع کنیم!

00:23:27.630 --> 00:23:37.100 position:80%
‫هرقدر دلت خواست بخور!
‫از طرف دوستانت در دهکده

00:23:28.010 --> 00:23:37.100 position:20% line:20%
‫تولدت مبارم، میتسوری

00:23:28.420 --> 00:23:30.340
‫هدیه ما به شما:
‫هر قدر دلت خواست بخوره!

00:23:30.340 --> 00:23:31.180
‫اوه!

00:23:31.180 --> 00:23:34.600
‫هرقدر دلت خواست بخور یعنی می‌تونم
‫هر قدر دلم خواست غذا سفارش بدم، درسته؟

00:23:34.600 --> 00:23:37.100
‫ها؟ یعنی بعد از همه اینا
‫برای بار دوم هم سفارش می‌دی؟

00:23:37.350 --> 00:23:39.850
‫- البته!
‫- یا خدا یا حضرت عیسی و موسی!

00:23:38.140 --> 00:23:39.850 position:80% line:50%
‫نباید بهش می‌گفتیم
‫"هرقدر دلت خواست بخور"...

00:23:40.350 --> 00:23:42.690
‫حالا، وقت فاش کردن رازی
‫از دوره تایشوئه!

00:23:43.020 --> 00:23:47.530
‫این‌روزها غذاهای مورد علاقه بانو کانروجی
‫کتلت گوشت‌خوک و «ام‌رایسـه».
‫[ترکیبی از املت و برنج]

00:23:47.530 --> 00:23:50.030
‫جفتشون غذاهای مدرن و به روز هستن
‫و به سبک غذاهای غربی هستن!

00:23:50.030 --> 00:23:51.240
‫بنابرایـــــــن...

00:23:51.240 --> 00:23:54.740 position:80%
‫مبارکتون باشه بانو کانروجی

00:23:51.660 --> 00:23:54.740 line:20%
‫من و نزوکو هم این دو غذا رو
‫به مناسبت تولدشون درست کردیم!

00:23:55.280 --> 00:23:56.990
‫اوه! ممنونم!

00:23:56.990 --> 00:23:58.410
‫حالا می‌تونم بخورمـشون؟

00:23:58.410 --> 00:23:59.460
‫مهمون ما باشید!

00:24:00.870 --> 00:24:04.670
‫قسمت بعدی، قسمت 9،
‫" هاشیرای مه، توکیتو موئیچیرو."

00:24:04.670 --> 00:24:05.590
‫دور بعدی لطفاً

00:24:05.920 --> 00:24:06.920
‫به این زودی؟

00:24:06.920 --> 00:24:08.710
‫زودباشید، بازم بیارید!

00:24:08.710 --> 00:24:10.050
‫ادامه دارد